«محمد يوسف المقريف» رئيس مجمع ملي اين كشور، در سخنراني تلويزيوني خطاب به مردم ليبي اعلام كرد كه آزادي كشور در برخي مناطق هنوز كاملا محقق نشده است. المقريف تاكيد كرد: متاسفانه شهر بني وليد به پناهگاه شمار زيادي ا�� قانونشكنان و دشمنان انقلاب و مزدوران تبديل شده بود و عمليات نظامي در منطقه بني وليد، اشرار و افراد تحت تعقيب را كه بين مردم رخنه كرده بودند، هدف قرار داد. در حالي كه فقط شش روز از آغاز محاصره اين شهر ميگذشت، خبرگزاري فرانسه به نقل از سخنگوي شوراي اجتماعي شهر بني وليد نوشت اين شهر از امكانات بهداشتي لازم برخوردار نيست و با كمبود مواد غذايي، مواد سوختي و بنزين دست و پنجه نرم ميكند. وي شبه نظاميان و نيروهاي نظامي مستقر در خارج شهر را عامل حمله به شهر معرفي كرد.
در اين حال، پس از آنكه خبرهايي درباره دستگيري خميس قذافي در درگيريهاي مسلحانه بني وليد از سوي رسانههاي مختلف مانند تلويزيون دولتي ليبي منتشر شد، سخنگوي رسمي كنگره ملي ليبي در گفتوگو با شبكه تلويزيوني «الاحرار» خبر كشته شدن او را تاييد كرد.
خبرگزاري رسمي چين «شينهوا» پيش از اين اعلام كرده بود بازداشت خميس از سوي گروههاي وابسته به انقلابيون مصراته صورت گرفت، بنابراين به نظر ميرسد اين گروهها در جريان محاصره بني وليد، در كنار نيروهاي امنيتي ليبي حضور داشته و در اتخاذ تصميمهايي مانند انتقال خميس به مصراته، از استقلال كافي برخوردار بودند.
كاركردهاي دوگانه شبه نظاميان
همانگونه كه در ماجراي كشته شدن قذافي، ادعاهاي متناقضي از سوي منابع خبري در اين باره منتشر شده بود، در ماجراي حمله به بني وليد نيز سخناني جديد مطرح شد.
راديو روسيه به نقل از برخي ساكنان بنيوليد نوشت ساكنان اين شهر مقابل حملههاي گروههاي مسلح كه «عمران شعبان» نيز يكي از اعضاي همين گروهها بود، به دفاع از خود ميپرداختند.
دكتر «ابراهيم علوش» تحليلگر سياسي و استاد دانشگاه «الزيتونه» تونس، به شبكه تلويزيوني راشاتودي گفت كه مداخله نظامي غرب، علت اصلي هرج و مرج فعلي در ليبي و كشتارها در بني وليد است. «دن گلازبروك» تحليلگر امور خاورميانه نيز توضيح بيشتري به اين شبكه داد.
وي گفت: شهر بنيوليد به شبهنظاميان و باندهاي مسلحي كه در امنيت كامل در بقيه كشور جولان ميدهند اجازه نداد در اين شهر نيز پرسه بزنند. ساكنان بني وليد تاكنون توانستهاند آنها را راه ندهند. در نتيجه، اين شهر از قتلعامها و وحشتي كه در بقيه نقاط كشور رخ داد، مصون بوده است. اگر شبهنظاميان دوباره بتوانند به داخل بني وليد هجوم ببرند و كنترل شهر را به دست بگيرند، اين به منزله پايان يك دوره نسبتا آرام و باثبات در بني وليد خواهد بود. اين تحليلگر امور خاورميانه افزود: هرج و مرجي كه در ليبي حاكم است، پوششي براي اجراي يك برنامه گسترده خصوصيسازي حتي در حوزههاي بهداشت، آموزش و حمل و نقل عمومي است. اين بخشها قرار است به همان خارجيهايي فروخته شود كه در تخريب ليبي نقش داشتهاند. به هر حال، به نظر ميرسد شبهنظاميان كه تا پيش از اين به عنوان يكي از عوامل برهمزننده تعادل و ثبات در ليبي به شمار ميرفتند، اينك به عنوان اهرمي در دست دولت براي برقراري نظم، مد نظر قرار دارند.
البته برخي ديگر از گروههاي مسلح ليبي نيز مانند گروه فعال در بنغازي، در عمل دست به اقداماتي در مخالفت با دولت زده و آرامش اين شهر را به هم ريختند. برخي از گروهها نيز با يكديگر وارد نزاع شده و مناطق ديگري از ليبي را ناآرام كردند. گروه ديگري از شبهنظاميان برآمده از ميان قبايل و گروههاي قومي نيز وجود دارند كه تاخت و تازهاي آزاد خود در ليبي را مديون همراهيهاي گاه و بيگاه خود با دولت هستند.
البته برخي از اين گروهها، آنچنان خودسرانه رفتار ميكنند كه در برخي موارد حتي از پذيرش دستورات دولت سركشي ميكنند و در اصل، فقط قانون خود را قبول دارند. در اين ميان، سلاحهاي اعطاشده از سوي غرب در جريان مبارزات براي سرنگوني رژيم قذافي، به پشتوانهاي براي آنها تبديل شده است.
نمونه اين گروهها در شهر «زليتان» ديده ميشود كه پس از دستگيري سيفالاسلام قذافي، بارها درخواست دولت مركزي براي تحويل دادن سيفالاسلام را ناديده گرفتند و دولت نيز موفق نشد آنها را به گردن نهادن به دستور حكومت، وادار كند.
در اين ميان، به نظر ميرسد يكي از راههاي پيش روي دولت براي مقابله با گروههاي متعدد مسلح قومي، درگيري كردن آنان با مشكلات رخ داده ميان يكديگر است تا به اين ترتيب، علاوه بر كاهش قدرت نظامي دو طرف، نظر آنان را از سهمخواهي قدرت منحرف كند. همچنين روشن است تعدادي از گروههاي شبهنظامي در كنار نيروهاي امنيتي دولتي قرار گرفتهاند و در سركوب ديگران نقش دارند. همين امر، منجر به حذف يا تضعيف برخي گروهها شده و دولت را نيز با افراد معدودتري از مدعيان مواجه ميكند.
البته گمانه ديگري نيز مطرح است كه براساس آن، فقدان حضور دولتي قدرتمند در ليبي، عرصه را براي كشمكشهاي مسلحانه گروههاي قومي باز كرده است و در اين ميان، آنكه سلاح و نفرات بيشتري دارد، حرف اول و آخر را ميزند.
در اين بازار شلوغ، اين شبهنظاميان هستند كه چارچوب امنيت ليبي را تعيين و براي آن برنامهريزي ميكنند. اين گروهها خود را موظف به اطاعت از هيچ قدرتي نميبينند و حتي اين امكان وجود دارد كه در صورت مواجهه با برخورد قهرآميز دولت، با يكديگر متحد شده و خطري جدي براي بقاي زمامداران جديد ليبي ايجاد كنند. بنابراين به نظر ميرسد «علي زيدان» كه به منظور تشكيل دولت پيشنهادي خود سرگرم رايزنيهاي سياسي است، براي تركيببندي كابينه، زير ذرهبين همين گروهها قرار دارد.
اگر او اين موضوع را از نظر دور نگه دارد، احتمال دارد به همان سرنوشت «ابوشاقور» مبتلا شود كه پيش از تكيه كردن بر صندلي نخستوزيري، به دليل اعتراضها نسبت به تركيب دولت خود، مجبور به استعفا شد.
به هر حال، اوضاع كنوني ليبي بيش از هر امر ديگري، نيازمند ثبات و آرامش است و درا ين ميان، زيدان مجبور است با نگاهي موازنهگرايانه و مصلحتانديشانه به گروههاي قومي و قبيلهاي مسلح در كشور خود بنگرد و خود را براي تمركز قدرت در دولت و روياروييهاي احتمالي با اين گروهها آماده كند؛ چرا كه در غير اين صورت، «آرامش» به كالايي ناياب در ليبي تبديل خواهد شد.