تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۶۰۸۱۷

اهمیت رسانه در جنگ آمریکا علیه عراق


آمریکا برای پیشبرد سیاست خودش از رسانه به عنوان یک ابزار بسیار مهم قبل، حین و بعد از جنگ، استفاده کرد. آمریکا برای دستیابی به اهداف خود تلاش زیادی می‌نماید. برخی از ما بعضی وقتها فکر می‌کنیم ائمه کفر در مسیر باطل خود تلاش نمی‌کنند و بر این باوریم که آنها اراذل و اوباشی هستند که همیشه در فکر عیاشی خود می‌باشند البته اصالتاً اینگونه هستند ولی برای اداره حکومت و پیشبرد سیاستهای خود در مسیری که انتخاب کرده‌اند به عنوان یک هدف درازمدت و کلان در تلاش هستند. این موضوع باعث می‌شود ما همواره هوشیار باشیم که دشمن ما آمریکا، دشمن بزرگی است و اینکه جمهوری اسلامی دشمن بزرگی چون آمریکا دارد دارای ارزش و اهمیت است.

به هر حال به نظر می‌رسد آمریکائیها از مدتها قبل یک راهبرد درازمدت برای دنیا طراحی کرده‌اند که اجرای آن را با وقوع حادثه 11 سپتامبر آغاز کردند، حال سوالی پیش می‌آید که آیا 11 سپتامبر حادثه‌ا ی بود که آمریکائیها دخالتی در آن نداشتند و صرفاً از این حادثه برای رسیدن به اهداف طرح شده خود استفاده نمودند و یا اینکه در وقوع این حادثه نقش داشتند تا اتفاقات بعدی را براساس آن توجیه نمایند؟ شواهد و قرائنی است که می‌تواند مؤید هر کدام از اینها باشد ولی از این جهت تفاوتی نمی‌کند که به هر حال آمریکائیها طرحهای خود را شروع کردند و اولین طرح، اشغال افغانستان بود. ماهیت طالبان کاملاً مشخص است که آمریکایی بودند. بن لادن و رهبران طالبان همگی دست‌پرورده آمریکا بودند. زمان اشغال افغانستان توس�� روسها آنها از طرف آمریکا حمایت می‌شدند و ظاهر امر به گونه‌ای طرح شد که آمریکا افغانستان را فتح کرد. به موازات اشغال افغانستان، برخی کشورها از جمله عراق به عنوان محور شرارت مطرح گردیدند. بعد از اشغال افغانستان مسیر تهدیدات سیاسی و اقتصادی آمریکا علیه عراق آغاز گردید، تا منتهی شد به مرحله‌ای که عملیات نظامی آمریکا علیه عراق آغاز شد. آمریکا می‌خواست به دنیا القاء نماید که جنگ و مقاومتی در عراق صورت گرفته است.
بر این اساس سران رژیم بعث در آغاز جنگ شروع به رجزخوانی کردند و این اقدام مؤید آن بود که قرار است مقاومتی باشد و هدف آمریکائیها این بود که بعد از اشغال بغداد اینطور تصور شود که اقتدار و قدرت آمریکا باعث فروپاشی ارتش منسجم عراق شد و آنها یک ورود مقتدرانه را به نمایش گذارند. در عراق اوائل مقاومتهایی صورت گرفت ولی به یکباره وضعیت دگرگون شد و کشوری که در چند شهر جنوبی آن از جمله ام‌القصر، بصره و فاو نیروهای آمریکائی و انگلیسی برای تصرف کامل آن دچار مشکل شده بودند. پایتخت آن ظرف دو سه روز بدون هیچ مقاومتی و با 8 نفر تلفات اشغال گردید. آمریکائیها بعد از عراق کشورهای دیگر از جمله سوریه را در لیست خود قرار دادند هدف از این رفتار این است که حیثیت خودشان را به دست آورند و برای این منظور با سرمایه‌گذاریهای کلان تبلیغی برای جا انداختن این موضوع که آمریکا طرفدار حقوق بشر، دموکراسی، حق رأی مردم و آزادی و... نموده‌اند. حمله به عراق باعث برپائی تظاهراتها و تجمعات در سطح دنیا و آتش زدن پرچم آمریکا گردید. اهمیت این موضوع به این دلیل است که زمانی تقریباً در کشور ما پرچم آمریکا را به آتش می‌کشیدند ولی در پی این اقدام این تنفر تبدیل به یک حرکت جهانی شد و این خسارت سنگینی برای آمریکا محسوب می‌شد.

اهداف آمریکا و موانع آن

آمریکا این قبیل حوادث را پیش‌بینی کرده و به میزان خسارت آن البته نه به این گستردگی واقف بود ولی یکی از اهداف آمریکا این است که درصدد برهم زدن جغرافیای منطقه می‌باشد، تقسیم‌بندی که در حال حاضر در بین کشورها وجود دارد قابل تغییر باشد، کشوری مانند عراق با ترکیب جمعیتی مشخص به هم خورده و مکانی باشد برای اسکان چندصد هزار فلسطینی که در فلسطین اشغالی سکونت دارند تا زمینه برای کاهش فشارها از دولت اسرائیل فراهم گردد. این پیش‌بینی اگر محقق شود بالطبع آن اتفاقات مهم رخ خواهد داد. با آن وصف قسمتی از عراق در اختیار اکراد و قسمتی در اختیار اهل سنت قرار خواهد گرفت؛ تقسیم‌بندی فدرالی چیزی است که در آینده می‌تواند دست آمریکا را برای اقدامات بعدی باز کند. تسلط بر منطقه حساس خلیج فارس یکی از مهمترین اهدافی است که آنها دنبال آن هستند،‌ خلیج فارس قطب انرژی فسیلی و شریان حیاتی دنیا محسوب می‌شود چون حداقل تا دهه‌های آینده انرژی جایگزین غیر ممکن می‌باشد. تسلط آمریکائیها بر این منطقه حساس می‌تواند آنها را در مقابل قدرتهای مطرح مثل چین و اروپا توانمند نماید و برگ برنده قوی در سطح دنیا در دست داشته باشند و در نهایت ایده کدخدایی دهکده جهانی را محقق نماید. برای تحق آن ایده از کشورهایی شروع کردند که یا آن قدر ضعیف هستند که اساساً مقاومتی در برابر آنها شکل نخواهد گرفت مثل افغانستان یا کشورهایی که سران آن تبانی و معامله با آنها امکان‌پذیر باشد (مثل عراق) خسارت جانی که برای آمریکائیها مهم بوده و افکار عمومی را تحریک نموده و حالت بازدارنده دارند با این اقدام از این خطر مصون مانده و سناریویی را طراحی کرده و کشوری را فتح می‌نمایند.
طبیعی است در قدمهای بعدی به واسطه اینکه برخی دولتها از توانائیهای بالاتری برخوردار هستند دچار مشکل خواهند شد در حین اجرای سناریو ممکن است اتفاقاتی رخ دهد که برای آنها قابل پیش‌بینی نمی‌باشد به این صورت که این اتفاق یا در سناریو و تحلیل آنها جایی نداشته و یا اینکه وضعی که الان پیدا کرده است مدنظر نباشد مانند: حرکتهای مردمی که در عراق، در حال شکل‌گیری می‌باشد، این حرکت مردمی دارای پشتیبانی غنی مذهبی است و توأم با احساس و شور بوده و دارای حجمی گسترده می‌باشد. تجمعات و عزاداری‌هایی که توسط مردم برگزار شد برای آمریکائیان سنگین بود. البته به این صورت نیست که تصور کنیم آمریکائیها این چنین حادثه را پیش‌بینی نکرده بودند ولی مهم این است که تصور نمی‌کردند با این وسعت و شدت صورت پذیرد آنان در تعیین استانداران دچار مشکل شده‌اند چون در برخی شهرهای مهم شوراهای تشکیل شده که توسط علمای مذهبی اداره شده و نیروهای مبارز هم حضور دارند و استاندارانی که آمریکا تعیین می‌نماید باید به تائید این شوراها برسند و طبیعی است در برابر تحمیل استاندار مقاومت کنند مانند آنچه در موصل اتفاق افتاد و جالب اینکه در شهرهای کربلا و نجف که موضوع از حساسیت بالاتری برخوردار است هنوز وارد این بحث نشده‌اند.

موضوع مهم دیگر، نوع برخوردی است که با قویترین جریان شیعه و معارض عراق یعنی مجلس اعلا کردند آنها در نشست‌های اولیه خود با آنها مطرح کردند که معارضین هیچ جایگاهی ندارند و بعد از آن همه نشست در آمریکا و لندن که با حضور معارضین برگزار گردید، اظهار کردند که در آینده عراق معارضین هیچ نقشی ندارند و بعد از آن که قانون اساسی نوشته شد ما سهم هر کدام از گروهها را مشخص خواهیم کرد.
در اواخر بهمن‌ماه در نشست اربیل آنقدر تحقیرآمیز با گروهها رفتار کردند که نزدیک یک هفته تمام سران معارض در اربیل جمع شده و منتظر نماینده آمریکا به نام خلیل زاد شدند، که با آمدن او جلسه رسمیت پیدا بکند خلیل زاد فلذا با یک هفته تأخیر همراه 200 الی 300 نفر محافظ و با دبدبه و کبکه زیاد به اربیل آمده و در آنجا هم رفتار تحقیرآمیز با سران گروهها صورت گرفت و بدون اینکه سهمی به معارضین بدهند جلسه تمام شد. اما اجلاسی که در ناصریه برگزار شد و اتفاقات جدیدی که رخ داد وضعیت دگرگون شد. چون گروههای معارض شرکت‌ فعال نداشتند مجلس اعلاء شرکت نکرد و برخی از گروهها هم نماینده فرستادند، آمریکائیها دستاوردهایی که مدنظر داشتند به دست نیاوردند و متعاقب آن تجمعات و راهپیمائیها که صورت گرفت آنها مجبور شدند جلسات دیگری را ترتیب دهند ولی گروهها بخصوص شیعیان و مجلس اعلاء استقبال نمی‌کردند استقبالهایی که از حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعبدالعزیز حکیم شد و تجمعاتی که در کربلا و نجف برگزار گردید و حرکت پیاده مردم عراق به مناسبت اربعین حسینی به سمت کربلا، (اربعین در تاریخ عراق دارای بحث مهمی است مراسمی که برای اربعین امام حسین(ع) برگزار می‌شود خیلی باشکوهتر از مراسم تاسوعا و عاشورا می‌باشد) این مراسم بعد از 30 الی 35 مجدداً صورت گرفت و بیشتر شرکت‌کنندگان جوانان بودند و نتیجه این شد که خلیل زاد که در نشست اربیل با یک هفته تأخیر به جلسه آمده و آنها را تحقیر کرد برای آقای حکیم پیغام می‌فرستد و می‌گوید بنشینیم با هم صحبت بکنیم این نشان‌دهنده آن است که آمریکا این چنین حوادثی را پیش‌بینی نمی‌کردند یا همانطور که عرض شد به آن اینقدر وزن نمی‌دادند و در نهایت حاضر شدند که برای شیعیان سهمی قائل باشند با این حال اینطور نیست که کاملاً عدول کرده باشند ولی بحث این است که در مسیری که آنها در حرکت هستند ممکن است اتفاقاتی رخ دهد که معادلات آنها را بر هم بزند اگر این حرکت به یک انتقاضه شبیه آنچه در فلسطین شکل گرفت تبدیل شود آمریکائیها خسارت بسیار سنگینی را در عراق خواهند پرداخت.

تاکنون اهداف و موانع آمریکا در عراق مورد بررسی قرار گرفت؛ مهدویت موضوعی دیگر است که می‌تواند جزء اهداف آمریکا باشد. ممکن است آنان هیچ اشاره‌ای به آن نداشته باشند ولی در تحقیقات غرب موضوع مهدویت از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، آنها اساساً در تفکر شیعه به چند فراز اهمیت می‌دهند و اظهار می‌کنند که مکتب تشیع با داشتن این فرازها به راحتی نمی‌شود با آن برخورد کرد این فرازها عبارتند از:

1- واقعه عاشورا: آنها معتقدند وقتی شیعه این چنین حادثه‌ای را دارد هیچ مصیبتی برایش اهمیت ندارد و در فرهنگ شیعه دیگر هیچ مصیبتی بالاتر از مصیبت شهادت امام حسین (ع) نیست و همه حوادث در مقابل حادثه عاشورا رنگ می‌بازد و موجبات رشادت و مقاومتر را فراهم می‌نماید.

2- اجتهاد: اجتهاد به شیعه کمک می‌کند که همواره به روز باشد و ضمن پایبندی به اصول و مبانی اعتقادی خود نسبت به تحولات دنیا به روز بوده و به بن‌بست نرسد.

3- مهدویت: این موضوع در تحقیقات غربی‌ها وجود دارد که اعتقاد شیعه به مهدویت باعث می‌شود که آنها به هیچ نظامی به عنوان نظام آخری که دیگر بعد از آن حکومت صاحب عصر(عج) نباشد اعتقاد نداشته و در برابر آن مقاومت نمایند چون ما اعتقاد داریم که اگر یک روز هم از عمر دنیا باقی مانده باشد این وعده الهی محقق خواهد شد.

به این دلیل آنها به موضوع مهدویت توجه خاصی دارند و احتمال دارد که در اهداف آمریکا باشد و یک نوع آمادگی برای مقابله با این مسئله داشته باشد. البته به طور آشکار در این خصوص اظهار نظری نشده است ولی با توجه به تحقیقات و حساسیت آنها در این زمینه با نمایش و ساخت فیلمهای مستند نشان‌دهنده این است که آنها نسبت به مسئله مهدویت بی‌اهمیت نیستند.

جمع‌بندی موضوع اینکه آمریکائیها براساس یک برنامه درازمدت که این برنامه را از سالها قبل آماده کرده بودند بعد از حادثه 11 سپتامبر فرصت را مغتنم شمرده و طرحهای خود را به اجرا درآوردند.

نقش رسانه‌ها

سهم و اهمیت رسانه در تهاجم آمریکا به عراق به چه صورت است. ابتدا چند موضوع، به عنوان مقدمه بیان می‌گردد. در بحث رسانه‌ نظریه‌ای به نام نظریه رسانه وجود دارد که رسانه دو وظیفه مهم بر عهده دارد، یک وظیفه و مأموریت آن به مخاطب القاء می‌کند که به کجا نگاه نماید. دوم اینکه به مخاطب القاء می‌کند جائی که نگاه می‌کنی چگونه باید نگاه کنی؟ به کجا نگاه بکند یعنی اینکه به مخاطب تلقین نماید.

موضوع مهم دیگری که باید مورد توجه‌اش باشد، چیست؟ البته به این شفافیت بیان نمی‌کند، با برجسته کردن یک حادثه و با پرداختن به حادثه و رنگ و لعاب و تکرار یک حادثه ناخودآگاه ذهن مخاطب را به این سو می‌برد، وقتی مخاطب تیتر اول روزنامه را نگاه می‌کند به نوعی برداشت می‌کند که مهم‌ترین حادثه‌ای که امروز در کشور اتفاق افتاده، این حادثه است طراح صفحه اول به مخاطب خود می‌گوید که باید به این موضوع توجه نماید. وقتی شما تیتر چندین روزنامه را در یک روز مشاهده کنید که همگی بحث ‌گرانی را مطرح کرده‌اند ناخودآگاه این برداشت را می‌کنید امروز گرانی، مهم‌ترین موضوع در جامعه می‌باشد و در یک سو سوتیتر آمده که مثلاً شرکت مخابرات قرارداد بسیار مهمی با یک شرکت خارجی منعقد کرده است شما دیگر به این توجهی نمی‌کنید. چون این طور تلقین شده است که موضوع مهم تیتر اول می‌باشد. حال اگر برعکس شود و شما مشاهده کنید که روزنامه تیتر اول آن عنوان قرار داد مهم مخابراتی ایرانی با مثلاً شرکت فرانسوی و موارد پشت پرده باشد، ناخودآگاه فکر می‌کنید باید قرارداد مهمی باشد و پشت پرده خبرهایی وجود دارد و سوتیتری هم مسئله که گرانی را مطرح کرده باشد به آن توجهی نمی‌شود البته این به صورت عمومی است ولی افراد خاصی هم هستند که توجه به این داشته و معتقدند اتفاقاً تیتر اول یک مسئله فرعی می‌باشد ولی معمول این است که رسانه با تیتر اول خود به مخاطب القاء می‌کند که به کجا باید نگاه کند و در درجه دوم چگونه باید نگاه کند مثلاً همان قرارداد مخابراتی باید دید که روزنامه آیا نظر مثبت دارد یا منفی مثلاً به مخاطب می‌گوید پس از سالها تلاش شرکت مخابرات ایران موفق شد حرفی برای گفتن داشته باشد لذا نظر مثبت دارد و پس از سالها موفق شد این قرارداد را منعقد نماید و شما به عنوان یک دستاورد و توفیق به آن نگاه کنید. اما روزنامه دیگر تیتر می‌زند که پشت قرارداد شرکت مخابرات با شرکت فرانسوی چه خبر است؟ این یک نگاه دیگر است و در ذهن، سؤال ایجاد می‌شود که این قرارداد مشکوک می‌باشد. پس وظیفه دیگر رسانه این است که به شما بگوید به این موضوع چگونه نگاه کن. در عرصه جهانی عیناً این اتفاق می‌افتد رسانه‌های تأثیرگذار در دنیا سالها توسط کمپانیهای بزرگ صهیونیستی پشتیبانی مالی می‌شوند خبرگزاریهای بزرگ دنیا مثل رویتر، آسوشیتدپرس، فرانس پرس و... خبرگزاریهایی هستد که هر روز صدها هزار کلمه مخابره می‌نمایند، شبکه‌های تلویزیونی بی‌دلیل شبکه راه نمی‌اندازند در آمریکا 10 تا 15 شبکه به زبان فارسی مسؤول بخش برنامه می‌باشد، آنها علاقه‌ای به ما ندارند هدف آنها این است که به ما القاء کنند اینگونه نگاه کنیم و اینجا را نگاه کنیم.

در جنگ سال 91-1990 خلیج فارس، انحصار خبر به صورت قوی در اختیار آمریکا بود و هیچکدام از شبکه‌های الجزیره و العربیه و العالم آن موقع تشکیل نشده بودند و نیز شبکه‌های رویتر و آسوشیتدپرس و... بودند که یک‌جانبه رفتار می‌کردند، علاوه بر این در آن مقطع وفاق کشورها نسبت به حال بیشتر بود. فرانسه و آلمان که در این جنگ با آمریکا اختلاف دارند در آن سال بین آنها اختلافی نبود. در این مقطع تصمیم مهاجمان این بود که هیچ خبرگزاری حق اعلام خبری را بدون اجازه پنتاگون ندارد. همچنین اعلام کردند تمام خبرنگارها باید تحت سیاستهای پنتاگون خبر ارائه دهند حتی خبرنگار CNN مستقر در ناو آمریکایی حق مخابره خبر را نداشت جز اخباری که پنتاگون اجازه آن را صادر می‌کرد

در اوج بمبارانها و موشک‌بارانها که آمریکائیها بر علیه عراق داشتند، CNN بارها و بارها حادثه به گل نشستن سه بچه نهنگ را در یکی از خلیجهای چین با تبلیغات زیاد و فیلمبرداری از تمام زوایای نهنگ‌ها به تصویر می‌کشید و در مصاحبه با زیست‌شناسان مختلف چنین القاء می‌کردند که نسل اینها در حال انقراض بوده و راه چاره چیست، با اینحال در همان زمان ما شاهد بمباران، موشک‌باران شدید عراق توسط آمریکا بودیم. این کار را همه خبرگزاریها در سراسر دنیا برخی ضعیف و برخی با شدت انجام می‌دهند، به طور مثال زمانی که اخبار مبنی بر تبانی آمریکا با رژیم صدام منتشر شد، شبکه آسوشیتدپرس خبری را اعلام نمود که آمریکا گروهی را مأمور کرد سران رژیم را از مخفی‌گاههای خود بیرون بکشند. این خبر یعنی اینکه تبانی در کار نیست و آمریکائیها دنبال صدام و سران رژیم بعث هستند تا آنها را مجازات نمایند. یا اینکه در اوج اخبار جنگ خبری را مبنی بر آغاز غارتگری، بی‌تمدنی و وحشیگری مردم عراق به صورت زنده در داخل اخبار به نمایش می‌گذارند. یا مثلاً خبری پخش می‌کنند که در فلان جا یکی از سران القاعده دستگیر شده است. هدفشان این است که به شما القا کنند القاعده یک گروه واقعاً‌ جدی و تروریست بوده که آمریکا دنبال آن می‌باشد. هرچند گاهی که فتیله القاعده پائین کشیده می‌شود یکی از این شبکه‌ها خبری مربوط به دستگیری یکی از سران القاعده مخابره می‌کند مگر سران القاعده چند نفر هستند و یا اینکه ادعا می‌کنند ما می‌توانیم فردی را که در خیابان مشغول خواندن روزنامه است، تیتر روزنامه او را بخوانیم. ولی با همه این ادعاها و امکانات بن لادن فرار کرد و در حال حاضر کجا می‌باشد، چون خبرگزاریها نمی‌خواهند این سؤال مهم نمود پیدا کند.

خبری در روزنامه‌های خارجی درج شد که رامسفلد در سفری به افغانستان که فرماندهان نظامی و... هم بودند یکی از فرماندهان مطرح کرده بود که ما فکر می‌کنیم بن لادن در این منطقه می‌باشد و به اینصورت می‌شود محاصره و دستگیر کرد ولی او در جواب می‌گوید: مسئله خیلی مهم نیست.

در مورد صدام هم به این صورت است، خانم رایس سفری به روسیه نمود و در ملاقات چهار ساعته با سران روسیه داشت و بعد از اتفاقاتی که افتاد اعلام کردند برایمان مهم نیست که صدام زنده است یا مرده مجدد در مصاحبه‌های بعدی که سؤال شد پاسخ دادند این موضوع مهمی نیست که ما خواسته باشیم به آن بپردازیم و بعد اظهار کردند که صدام به نزد بن لادن رفته است در نتیجه به نحوی دنیا را سرگرم می‌نمایند.

قدرت، بحث دیگری است که در علوم سیاسی از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. قدرت مفهومی است که به صورت جدی در اندیشه‌های علوم سیاسی آنها مطرح می‌باشد. قدرت یعنی این که کسی بتواند اراده دیگری را به گونه‌ای تغییر دهد که اراده آن فرد در مسیر خواسته‌هایش قرار گیرد. یعنی اگر ما «الف» را صاحب قدرت فرض کنیم تلاش نماید که اراده شخصی به نام «ب» را به مسیری بکشاند که مورد رضایت فرد «الف» است. هدف قدرتمند این است که گرایشات، تمایلات و خواسته‌های طرف مقابل طوری باشد که او می‌خواهد. در این صورت فرد صاحب قدرت می‌باشد چون تمایلات فرد دیگر را در مسیر خواسته‌های خودش قرار داده است. این قدرت به صورتهای مختلف اعمال می‌شود که عبارتند از:

1- اجبار: که با فشار و قدرت سلاح فرد را مجبور به امری که هیچ تمایلی به آن ندارد وادار می‌نماید که این حادترین شکل اعمال قدرت است.

2- نفوذ: به اینصورت است که در جائی نفوذ کرده و به تدریج تمایلات و خواسته‌هایش را با دادن اطلاعات و تحلیلهای غلط و فراهم کردن شرایط فساد در مسیر خود قرار داده و در آن نفوذ می‌نماید. این ممکن است فرد، گروه، جامعه و یا ملت باشد.

3- رسانه: یکی از مسائل مهم اعمال قدرت می‌باشد، رسانه بر تمایلات مردم در سراسر دنیا تأثیر می‌گذارند مقوله مد توسط چه چیزی در جامعه منتشر می‌شود و افراد بدون اینکه توجه بنمایند که این مدل مو که اطراف را خیلی کوتاه کرده و کمی در جلو بگذارد چه زیبائی دارد!

ناخودآگاه با فعالیتهای رسانه‌ای و ماهواره‌ای که در حال انجام است دنباله‌رو سیاستهای آن می‌شود در عین حالی که اگر در حالت طبیعی باشد هیچوقت راضی نمی‌شود این لباسی که پوشیده را بپوشد ولی طوری اراده‌اش تحت کنترل قرار گرفته که بی‌اختیار دستورات را اجرا می‌نماید. این به خاطر تبلیغات و القائاتی است که توسط رسانه بر روی شخص صورت گرفته است و ناخودآگاه به دنبال آن است. پس تغییر تمایلات مخاطب و تأثیر در جهت‌گیری اراده آنها و به عبارت دیگر اعمال قدرت کاری است که یک رسانه انجام می‌دهد آمریکا و انگلیس و رسانه‌های خبری وابسته به آنها همواره برای رسیدن به این مقصود در تلاش هستند. رسانه یکی از ابزارهای مهم اعمال قدرت است که همواره مدنظر سیاستمداران دنیا می‌باشد و بر روی آن طراحی و سرمایه‌گذاری می‌نمایند که ما نیز در کشور خودمان از آنها مصون نیستیم.

شبکه‌های ماهواره‌ای، اینترنت همه با هم در تلاش هستند که به مخاطب بگویند کجا را نگاه بکند و نهایتاً تمایلات و خواسته‌های مخاطب را در مسیر اهداف خود قرار دهند.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات