رابطه با آمریکا
به نظرنمیرسدقطردردوره شیخ تمیم،تغییری درسیاستهای خوددرقبال آمریکابدهد،بلکه دوحه بیش ازپیش ازرابطه باواشنگتن به عنوان یکی ازاصول وپایههای تغییر ناپذیرسیاست خارجی خود،حمایت به عمل میآورد.حتی رسانههااخیراازتوافقی میان آمریکاوقطرپرده برداشتند که براساس آن،حکام قطربایددرتمامی مسائل موردتوجه دوکشور،سیاستهای خودرابادولت آمریکاهماهنگ کنند.
رابطه با اخوانالمسلمین
اما در خصوص رابطه شیخ تمیم با جماعت اخوان المسلمین، برآوردها و پیش بینیهای اولیه نشان میدهدکه این رابطه بایدمانندسابق ادامه یابدوحتی دردوره حاکمیت تمیم به اوج خودبرسد،به ویژه آنکه قطرتلاش داردازدوکشورمصروتونس حمایت مالی به عمل آوردوسرمایهگذاریهای خود در این دو کشور را افزایش دهد. این صرف نظر از حمایت نامحدود قطر ازبرخی رهبران وبخشی ازپیکره حماس است که نقش مهمی درتغییرموضع این جنبش درقبال نظام سوریه،که سالهاازاین جنبش حمایت کرد،داشت.همچنین انتظار میرودشیخ تمیم همچون پدرتلاش کند،شکافهای موجودمیان این جماعت باآمریکارااز بین ببردواین دو رابیش ازپیش به یکدیگرنزدیک کند. بااینکه حکومت قطراخیراوجود هستهای اخوانی رادراین کشورکشف وتلاش کردرسانهها به آن نپردازند،تغییری که انتظارمیروددررابطه امیرجدید قطرباجماعت روی دهد، تلاش برای ایجادتغییردرموضع آمریکادرقبال اخوان المسلمین،به ویژه پس ازتظاهرات روز30 ژوئن و براندازی حکومت اخوانیهادرمصراست،اگرچه خلع قدرت ازاخوان مصر،شیخ تمیم رانیزبه بازنگری اساسی دررابطه خودبااخوانیهاوامیدارد .
رابطه با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
درباره رابطه شیخ تمیم باکشورهای شورای همکاری خلیج فارس وبه طورمشخص عربستان سعودی باید گفت انتظارمیرودشیخ تمیم به بهبوداین روابط بپردازد،به ویژه بانقش بسیارمهمی که دربهبوداین روابط ، هنگامی ایفاکردکه ریاست شورای عالی قطری – سعودی رادرسال2008برعهده داشت،وموفق شد،نقشه جدیدروابط دوجانبه دوحه – ریاض راترسیم کند.اما بایداذعان کردکه این نحوه انتقال قدرت،میتواندچالش بزرگی برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مانندعربستان سعودی ایجاد کند،به ویژه اگرتمیم دراین راه،دست به اصلاحات سیاسی قابل توجه وعمیقی درقطربزند.
رابطه با ایران
باوجودیکه روابط ایران وقطردرسالهای اخیربه خاطربحران سوریه شاهد تنش وسردی بود،با این حال شیخ تمیم تلاش خواهد داشت رابطه خودباتهران راحتی به شکل صوری،حفظ کند.دراین ارتباط ،حتی اگر به حمایتهای خودازمعارضان سوری ادامه دهد،اما به هیچ وجه انتظارنمیرودوی دست به اقداماتی بزند که برسردی روابط بیافزاید.مانند تمامی حکومتیهای موروثی که پسرمیراثدارپدراست،انتظارنمیرود شیخ تمیم تغییرچندانی درسیاستهای پیشین این کشوربه وجود آورد.
ریشههای جابجایی قدرت
دراین حال،یک کارشناس مسائل منطقه ای با اشاره به اینکه تغییرات در قطر همسو با منافع آمریکا بوده، گفت:جوانگرایی در قطر خواستهای است که آمریکا در دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان هم دنبال میکند.«کامران کرمی» کارشناس مسائل خلیج فارس گفت که این تغییر با موافقت آمریکاصورت گرفته است وقطراین تغییرات رابرای همسو شدن بیشتربانظام اقتصادجهانی انجام داد.این کارشناس مسائل خاورمیانه با اشاره به اینکه نگرانی از خطر کودتا در قطر یکی از دلایل اصلی تغییردر راس هرم قدرت این کشور بوده، ابراز داشت که بُعد اصلی تحول در قطر، داخلی است.وی با بیان اینکه روابط قطر با اخوان المسلمین فاقد بستر تاریخی است، تصریح کرد که دوحه از اخوان استفاده ابزاری میکند وهرگاه آمریکا نسبت به این رابطه زاویه داشته باشد، روابط دو طرف قطع خواهد شد.بخش هایی ازگفتو گوی خبرگزاری فارس با این کارشناس مسائل منطقه ای رامرورمی کنیم .
* به نظر شما چرا در شرایط فعلی،تغییرات اخیردرساختارسیاسی قطرروی داده است؟
** مسأله تغییرات سیاسی در ساختار قدرت قطر مدت زمانی است که در محافل سیاسی این کشور بخصوص خاندان حاکم مورد بحث بوده و به دلیل بیماری شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی از یکسو و بیم از وقوع کودتا که در قطر سابقه دارد، از سوی دیگر، موجب شد تا امیر قطر به این نتیجه برسد که قدرت را به فرزندش شیخ تمیم انتقال دهد.ضمن اینکه نیروهای جوان را وارد ساختار سیاسی قدرت سازد تا آینده قطر را از حیث همگرایی بیشتر با نظام اقتصاد جهانی هموار کند .
*چه ارتباطی بین این مسأله با بحران سوریه و انتقادهای امریکا از قطر به دلیل حمایت از گروههای تندرو و القاعده در سوریه هست؟
** ارتباط معناداری وجود ندارد، چرا که این تغییرات مسئلهای داخلی محسوب می شود. پذیرش نقش قطر و بازیگری آن در سطح منطقهای، قطعاً با رضایت آمریکا بوده و در این میان قطریها هم منافع خود را به شکلی که در پیوند با قدرت های بزرگ باشد، دنبال کرده اند.مسئله دوم این است که تغییرات سیاسی منجربه تقویت نقش قطردرسطح منطقه وهمگرایی بیشتربانظام بین الملل بخصوص اقتصاد جهانی خواهد شد؛ازاینرواگرانتقادی باشد،به نوع عملکرددریک مقطع است،نه به ماهیت وسطح بازیگری این کشور.
*به نظرشمااین تغییر،ریشه داخلی صرف دارد یا مسائل خارجی هم درآن دخالت دارند؟آیاطرف سومی این تحولات را هدایت کرده است؟
** بخش اعظمی از مسئله تغییرات سیاسی در قطر داخلی است و تا حدود زیادی به اراده امیر قطر بر می گردد، حال با رضایت ،یا جبری صورت گرفته باشد، اما پدیده ای جدید را بخصوص در میان پادشاهی های عرب خلیج فارس بنیان گذاشته است که از نظر بسیاری از پژوهشگران سیاسی قابل توجه است . هر چند انتقال قدرت در قطر به شکل موروثی صورت گرفت، اما نکته مهمی که در این تغییرات وجود دارد، درک نخبگان سیاسی قطر از مسئله زمان مداری است. حاکمیت در کشورهای عربی این واقعیت رامسلم کرد که عدم همراهی با روح زمانه چه خسارتهایی را بر ملت های منطقه و سرمایه های مادی وانسانی برجای گذاشته است.درکناراین تغییرات، پیامدهای جوان گرایی درساختارسیاسی قطر امری است که مطلوب آمریکا نیزهست؛ مسئلهای که آمریکاییهادرعربستان وسایرشیخ نشینهاهم به آن راغب هستند.این مسئله داخلی دارای پیامدهایی است که در سالهای آتی، ضمن تحکیم نقش قطر در سطح منطقه، به همگرایی وارتباط بیشتربا قدرت های بزرگ و در رأس آنها آمریکا و انگلیس منجر خواهد شد.
* با توجه به تغییرات صورت گرفته، آینده ارتباط قطر با اخوان و سلفیها را چطور می بینید؟
** اقدامات قطردرارتباط با اخوان و گروههای سلفی در واقع بخشی از تلاشهای گسترده این کشور طی یک دهه گذشته برای میانجی گری و ایفای نقش در منازعات منطقهای است. برخلاف رابطه راهبردی عربستان با نهاد وهابیت که در بستر تاریخی شکل گرفته وتحکیم شده است، ارتباط قطر با گروههای سلفی بویژه اخوان المسلمین،یک رابطه ابزاری است که قطرسعی کرده با بهره گیری از این ظرفیت، در منافع متصور از این مسئله سهیم شود.مسئله بعدی هم جایگاه اخوان در قطر است. باید گفت که حرکت اخوان در قطر زمانی آغاز شد که هنوز افکار لائیک و مدرنیته وارد این کشور نشده بود و بستر مناسب و سنتی وجود داشت. روابط عشیرهای، همبستگی جامعه قطر را حفظ میکرد و شرایط جامعه آن دوره قطر با جامعه مصر مشابهتهای زیادی داشت.لذا اخوان موفق به پیشبرد اهداف و برنامه های خود در این کشور شد.اما پس از انحلال در سال 1999،روشن شد که مسئله مهم، فایده یک اقدام مشخص و میزان قابلیت تحقق وعدهها وشعارهاست؛ پس چون زمینه آن وجود ندارد، داشتن تشکیلات سود چندانی نخواهدداشت.
بنابراین روشن است که مسئله ارتباط قطربا اخوان کاملاً بعد سیاسی-ابزاری دارد و اگرزمانی این مسئله با نقش قطر درهمگرایی با آمریکا در تضاد باشد، به راحتی خاندان حاکم آن را به حاشیه خواهند راند.
دوحه به ریاض باخت
در همین ارتباط، خبرگزاری فرانسه مدعی شد که قطر توانسته بود با توجه به تأخیر ورود دیپلماسی قدرتمند عربستان پس از انقلابهای عربی به عرصه مسائل منطقهای، خود را یک بازیگر اصلی در منطقه نشان دهد، اما با ورود جدی عربستان به معادلات منطقهای، فضا را از دست داد. که قطرباشکست اخوانالمسلمین در مصر،درعرصه دیپلماتیک ازعربستان سعودی شکست خورد.ضعف دیپلماسی منطقهای قطردرشرایطی رخ دادکه حمدبن خلیفه آل ثانی،امیرقدرتمنداین کشوربهشکل غیرقابل پیشبینی ازقدرت کناررفت وپسرش تمیم،جای وی راگرفت .این گزارش برکناری محمد مرسی ازقدرت وانتخاب«احمدالجربا»به ریاست شورای ملی سوریه رانشانه این شکست دانست و ازالجربا به عنوان شخصیتی نزدیک به عربستان سعودی یاد کرد.نشریه اماراتی«نشنال»نیزازسیاست منطقهای قطر بهعنوان سیاستی شکتخورده یادمیکند که درلیبی،سوریه ومصربازی راباخته است. ادامه دارد...