بدون ترديد سوريه با توجه به موقعيت ژئواستراتژيک خود،همواره درطول تاريخ کانون توجه کشورهاي بزرگ واستعمارگربوده و بحران کنوني که هم اکنون درگيرآن شده، بسياري از طرفهاي بين المللي را فريب داد تا با بهره برداري از حوادث خونين جاري در سوريه، اهداف وخواستههاي مورد نظرخودرادرمنطقه محقق کنند.
مهمترين اهداف اين قدرت ها را مي توان اجمالابه شکل زيرفهرست کرد.
آمريکا- تلاش ميکند سوريه ونقش منطقهاي آن راتضعيف،ارتش اين کشوررا نابود،همپيمانانش درمحورمقاومت را واداربه واکنش وامنيت رژيم صهيونيستي را تامين کند.
انگليس و فرانسه- اين دو کشور تلاش ميکنند نقشي در خاورميانه به دست آورند وسرآغازاين ايفاي نقش در سوريه است، به خصوص آنکه برخي اطلاعات نشان ميدهد ذخاير نفتي قابل توجهي درآب هاي مديترانه اي سوريه وجود دارد وبالطبع تامين امنيت ومحافظت از موجوديت رژيم صهيونيستي نيزبه عنوان حافظ و حامي منافع غرب در منطقه،از ديگراهداف انگليس وفرانسه به شمار ميآيد.
اسرائيل- هدف اصلي اسرائيل از دامن زدن به بحران سوريه، تضعيف توانمنديهاي ارتش سوريه و سرنگوني نظام بشار اسد براي ضربه زدن به محور مقاومت در منطقه است که از ايران،سوريه،لبنان و فلسطين اشغالي تشکيل شده و اين رژيم پنهان وآشکارتلاش ميکند به اهدافي که ذکرآنها رفت، دست يابد.
ترکيه- از طريق بحران سوريه تلاش ميکند شکوه وعظمت امپراتوري عثماني را باز يابد و به گونهاي ازمسيرسوريه،راهي براي ورود به جهان عرب پيدا کند تا به اين طريق منافع وخواستههايش را محقق وخود را درشرايط افول نقش عربستان سعودي ومصر به عنوان بازيگري تاثيرگذاردرمنطقه مطرح کند.
عربستان سعودي-هدف عربستان سعودي ازدامن زدن به بحران سوريه وازبين بردن تمامي گزينهها وراهکارهاي سياسي براي حل بحران اين کشور،تسويه حسابهاي قديمي بارهبران سوريه واز بين بردن پل ارتباطي بين ايران وجنبشهاي مقاومت درمنطقه است.
قطر- با ثروت نفتي کلان خود طي بحران سوريه تلاش کرد تا نقشي بسيارفراترازاندازه خوددرعرصه منطقهاي بازي کند.تمامي تلاش خودرابراي اجراي اهداف آمريکاواسرائيل درمنطقه به کاربردودراين راه براي تحقق طرح سياسي خود به حمايت ازگروههاي تکفيري پرداخت، اگرچه اين موضع قطر،درتعارض با مواضع برخي کشورهاي عرب خليج فارس ازجمله عربستان سعودي قرارداشت.دربرابراينها،کشورهاونيروهاي ديگري قراردارند که ازميان آنها ميتوان به ايران وکشورهاي بريکس، روسيه و چين اشاره کرد که دوکشوراخيربا حق وتو،دربرابرتلاش ها براي هدف قراردادن نظام سوريه ازطريق شوراي امنيت،همچون موردليبي وصدورقطعنامه شوراي امنيت عليه دمشق ايستادندوتلاش غرب وآمريکارادراين امرناکام گذاشتند.
مواضع روسيه
مسکو، سوريه را هم پيمان استراتژيک خود و دروازه ورود به درياي مديترانه يا آبهاي آزاد ميداند و اين جداي ازمنافع اقتصادي است که اين کشوردر منطقه داشته ودرصدد تحقق آن است. به همين دليل روسيه وارد بحران سوريه شد وافزايش قدرت ونفوذ گروههاي مسلح تروريستي مورد حمايت ترکيه را قضيهاي سرنوشت ساز براي خود به شمارآورد، به ويژه که اين کشورخطر گروههاي مسلح تروريستي از نوع تکفيري آن را براي آينده جمهوريهاي قفقازبه خوبي درک ميکند.«لئونيد ساوين»کارشناس مرکز تحقيقات استراتژيک اتحاد اوراسياي روسيه درباره موضع روسيه در قبال بحران سوريه چنين ميگويد: «پس از حوادث ليبي،رهبران روسيه دريافتند که فريب خوردهاند وسرگئي لاوروف، وزير خارجه روسيه آشکارااعلام کرد که مسکو نميتوانداجازه دهد چنين فريبي بارديگرتکرار شود.
اصول ومبادي که سياست خارجي روسيه بر پايه آن بنا شده و خطوط و گرايشهاي سياست روسيه در قبال اين منطقه، افزون بر اصول ومبادي حاکم برمجموعه بريکس،همه براين نکته تاکيد ميکنند که روسيه درمواضع خود ثابت است وراه رابه روي تمامي تلاشهادرشوراي امنيت براي کسب موافقت بادخالت خارجي درسوريه مي بندد.» به اعتقاد ساوين، آنچه موجب نزديکي موضع مسکو و دمشق شده، روابط دوستانه چندين ساله دو کشور است که تاريخ آن به گذشته دور باز ميگردد و همه ازشکل اين روابط به خوبي آگاه هستند. اين کارشناس روس دراين خصوص به پايگاه نظامي دريايي روسيه دربندر«طرطوس»اشاره ميکندومعتقد است اين پايگاه موجب برقراري نوعي ثبات درمنطقه شده وهرگونه قصد روسيه مبني برانتقال آن به مکان ديگري را نفي ميکند و ميگويد:
«ماازسالها پيش دراين بندرحضورداريم وبه خوبي با منطقه آشنا هستيم.درروسيه اين ديدگاه وجود دارد که مسکو بايد حضورخود در مناطقي را که پيشتر حضور داشته، تقويت کند و اين موضوع تنها اقيانوسهارادربرنميگيرد،بلکه شامل کشورهايي ميشودکه روابط دوستانه سنتي وطولاني مدت، مسکورا به آنهامرتبط ميکند.» اين کارشناس ميافزايد:دراين خصوص بايد به اقدام روسيه درنصب ايستگاه راداري کوبا و احداث پايگاه «لورديز» اشاره کنيم که واقعا ازحيث پوشش راداري،اين توانايي راداشتند که نيم کره شمالي زمين رارصد کنند. يا ميتوان به پايگاه«کمرن» درويتنام اشاره کردکه روسيه ازآن خارج شد.اينها موضوعاتي است که بارديگرميان رهبران روس مطرح شده وموردارزيابي قرارگرفته است.
ساوين تاکيد ميکند که باتوجه به تمامي مسائل مطروحه، روسيه بايد بارديگراقدام به توسعه وگسترش حضور و نفوذ خود ازدرياي مديترانه تا افريقا کند، چون اين حضورنه تنها به حمايت ومحافظت از منافع ملي روسيه ميانجامد، بلکه ازمنافع ديگرکشورهاوطرفهاي هم پيمان، محافظت مي کند.
چين و خاورميانه
شايداين اولين باراست که چين درمنطقه خاورميانه ايفاي نقش ميکندواين ايفاي نقش راميتوان به شکل استفاده چندين باره ازحق وتودرشوراي امنيت عليه اعمال مجازاتها وتحريمهاعليه سوريه ملاحظه کرد.
چين اين موضع را براساس ملاحظات خاص خود طي بحران سوريه اتخاذ کرد که مهمترين آنها منافع اقتصادي و در راس اين منافع اقتصادي،نفت قرار دارد. به همين دليل،سرنگوني نظام سوريه به دست محورغرب وهم پيمانان عرب آنها به معناي تهديد منابع انرژي درراستاي تسلط وحاکميت آمريکا و کشورهاي غربي بر نفت خليج فارس است واين موضوعي است که پکن به آن به عنوان تهديد منافع و مصالح اقتصادي خود نگاه ميکند.
همچنين چين تلاش ميکند ازطريق تحکيم روابط خود با کشورهاي منطقه به هرطريق ممکن، با تلاش آمريکا براي نفوذبه خاوردورمقابله کند، به ويژه پس از اينکه واشنگتن اعلام کرد قصد دارد،درسياست خارجي جديد خود، به منطقه آسيا و اقيانوس آرام اولويت دهد .ازاينجاست که چين تلاش ميکندجايگاه خود رادرمعادله جديد منطقه، باجلوگيري ازسرنگوني نظام اسد،تثبيت کند. ادامه دارد...