* شرایط ضروری برای کشورهایی که میخواهند به عضویت سازمان تجارت جهانی درآیند، چیست؟
** در ابتدا و پیش از هر چیز درباره تعرفههای گمرکی که آزادسازی تجاری را در کشورها به پیش میبرد، بحث میشود. سپس از کشور مذکور میخواهند تعرفههای گمرکی خود را کاهش دهد؛ یعنی کشوری که میخواهد به عضویت درآید دیگر اجازه ندارد این تعرفهها را در هر زمانی و به هر میزانی که خواست بالا ببرد. بسیاری از کشورهایی که میخواهند وارد سازمان تجارت جهانی شوند، حتی چند سال پیش از اعلام رسمی درخواست خود در این مسیر گام برمیدارند و سالانه تعرفههای گمرکی خود را به میزان بسیار اندک افزایش میدهند. بنابراین سقف معینی برای کشور یادشده در نظر گرفته میشود. این امر برای سازمان تجارت جهانی بسیار مهم است.
علاوه بر حقوق گمرکی، موارد دیگری نظیر انتخاب بازارهای عمومی، خدماتی که باید ارائه شوند و ضوابط سرمایهگذاری نیز لحاظ خواهد شد. بارها این پرسش مطرح شده است که آیا این قواعد و محدودیتها تبعیضآمیز یا غیر تبعیضآمیز هستند. تمام آنچه بیان شد موضوع مذاکره بین دولتهایی است که میخواهند عضو شوند یا عضو سازمان هستند.
کشورهای کاندیدا برای عضویت، با اصلیترین شرکای تجاری خود مذاکره میکنند. هر چه روابط تجاری دولت مورد نظر بیشتر باشد، تعداد مذاکرهکنندگانش نیز بیشتر خواهد بود. اما در میان تمام شرکا یکی به عنوان مهمترین شریک انتخاب میشود. به طور مثال زمانی که روسیه میخواست به عضویت این سازمان درآید، با اتحادیه اروپا مذاکره دوسویهای را آغاز کرد و پس از انجام مذاکرات جدی با این اتحادیه نوبت به سایر شرکا رسید.
* مذاکراتی که از آنها سخن به میان آمده میتوانند در موقعیتی خارج از سازمان تجارت جهانی صورت بگیرند، بنابراین چه ضرورتی دارد که عنوان سازمان تجارت جهانی به میان بیاید؟ به بیان دیگر چه منافعی برای کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی وجود دارد؟
** اولین موضوع رفع تبعیض است. پس از پایان فرآیندهای عضویت، کشور تازهوارد موقعیت بسیار مناسبی برای روبهرو شدن با تمام کشورهای جهان را خواهد یافت.
این امر به آن معنا نیست که تعرفههای گمرکی یکسانی برای تمام محصولات وجود دارد. در واقع به این معناست که همه کشورهای عضو برای هر محصول همان تعرفه تعیین شده را دارند. هر شکلی از سرمایهگذاری میان تمام شرکا، از قواعد و ضوابط همسانی برخوردار است. اغلب کشورها پیش از ورود به سازمان تجارت جهانی سیاستهای گمرکی سخت و بستهای دارند. اما پس از عضویت در سطح سایر اعضا قرار میگیرند. در تمام بازارهای جهانی، کشورها از شرایط یکسانی تبعیت میکنند و از امنیت قضایی تثبیتشده برخوردار هستند. همانطور که میدانید این امر اهمیت بسیار زیادی دارد.
به معنای دیگر، تمام امتیازهایی که از سوی اتحادیه اروپا و ایالات متحده به کشور مذکور داده میشود، تثبیت شده هستند. هیچ یک از اعضا نیز استثنا نیستند. برای همه ضوابط گمرکی یکسانی حکمفرماست. امتیاز واقعی و در واقع مهمترین مزیت سازمان تجارت جهانی برقراری امنیت است. شاید شرایط روسای شرکتها در بهترین موقعیت خود نباشد اما اطمینانبخش است، حداقل در شرایط فعلی این امر از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
* آیا عضویت در سازمان تجارت جهانی، ممکن است با ضرر و زیان برای کشور عضو همراه باشد؟
** به نظر من عضویت در این سازمان ضرر چندانی ندارد. در برخی موارد نیز میتوان گفت هیچ زیانی کشورها را تهدید نمیکند. دولتها پیشتر با هم مذاکره کردهاند و همراه با هم به وظایف تعیینشده دست یافتهاند.
اگر دولتها به سوی سازمان تجارت جهانی روی بیاورند مانند اقدامی که چین در سال 2011 انجام داد، ممکن است حوزههایی از اقتصاد کاهش یابند یا حذف شوند. اما سایر بخشها رشد خواهند کرد. در اروپا، نگرانی در این باره از میان رفته است. طبیعی است که اگر خواهان رشد و ترقی در چندین حوزه باشید، سرمایه باید از یک بخش خارج و به سایر حوزههای اقتصادی وارد شود.
چین یا کره جنوبی بهترین نمونههای این مورد هستند. این دو کشور پیشتر مقادیر قابل توجهی پارچه و منسوجات تولید میکردند، اما در حال حاضر دیگر در این بخش فعالیت ندارند و صنایع الکترونیکی را جایگزین آن کردهاند...
* مهمترین مسائل مربوط به سازمان تجارت جهانی که باید با آنها مواجه شد، کدامند؟
** این سازمان به تازگی با افتوخیزهایی مواجه بوده است. پژوهشی که سال 2001 انجام شد، نشان میداد آزادسازی تجارت بینالمللی با موفقیت همراه نبوده است.
کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی قراردادهای امتیازی امضا میکنند و با یکدیگر به مذاکرات دوسویه میپردازند.
بنابراین سازمان تجارت جهانی که همیشه از رشد اقتصادی استقبال میکرد، زمینه را برای مذاکرات فراهم آورد.
به اعتقاد من امروزه مهمترین اختلافنظری که بر فضای سازمان تجارت جهانی حاکم است، اختلافنظر میان ایالات متحده و چین درباره یک قانون ضمنی است، این قانون که در ارتباط با کشورهای در حال توسعه تصویب شده، برخوردی ویژه و متفاوت برای آنها در نظر گرفته است. آمریکاییها نسبت به اروپاییها با قاطعیت بیشتری با این امر برخورد کردهاند و اذعان داشتهاند که چین به اندازه کافی پیشرفت داشته و نمیتوان برخورد ویژه و متفاوتی برای آن اعمال داشت.
اما چینیها میگویند که هنوز هفتصد میلیون نفر فقیر در کشورشان همچنان زندگی میکنند. مسئولان آنها معتقدند که کشورشان همچنان نیازمند رفتار ویژه و متفاوت است.
پیش از این نیز یعنی در مذاکرات دوحه برخوردی میان آمریکاییها و چینیها به وجود آمد. آمریکاییها تصمیم دارند که دیگر چین را مورد حمایت قرار ندهند. اروپا نیز به میزان قابل توجهی توان خود را از دست داده است و آن قدر درگیر بحران شده که دیگر نمیتوان روی آن حسابی باز کرد. چین نیز با وجود تمام تلاشهای خود، به اندازه کافی مطمئن نیست.
* آیا چنین بنبستهایی در مذاکرات، به سازمان تجارت جهانی آسیب میزند؟
** چالشهایی از این دست چندان شدید نیستند، حتی در برخی موارد میتوانند باعث تقویت سازمان شوند. این نخستین بار نیست که چنین بحثهایی اعضا را به خود مشغول میکند. مهمترین موضوع این است که استحکام و تثبیت در سطح بینالملل، سازمان تجارت جهانی را به قطبی قدرتمند تبدیل کند.
در حال حاضر شرکتهای بزرگ و تولیدکنندهها تنها یک نوع محصول تولید میکنند و در اغلب موارد تنها در یک نقطه جغرافیایی حضور دارند. بنابراین آنها حداقل به بیست تا سی کشور نیاز دارند تا محصولاتشان را صادر کنند. در چنین شرایطی شرکتهای مذکور از حداقل میزان ثبات قضایی برخوردار هستند. در صورت فعالیت نکردن سازمان تجارت جهانی، احتمال بروز جنگهای تجاری جهانی تقویت خواهد شد. و این همان چرخه باطلی است که کشورها در سالهای دهه سی با آن دست به گریبان بودند.