محمود کریمی
شاید عدهای شیطانپرستی را آئینی مدرن و نهایتا مربوط به قرن ۱۶ – ۱۵ میلادی بدانند، اما واقعیت چیز دیگریست. برخی معتقدند تاریخچه شیطانپرستی را می توان به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد. البته شواهد به دست آمده این حرف را تصدیق میکند که شیطانپرستی در نواحی امریکای لاتین، امریکای جنوبی و آفریقای مرکزی به قرنها قبل از میلاد مسیح برمیگردد و قبایلی که آثاری از آنها باقی مانده است، این احادیث را تصدیق میکنند. در اکتشافات به دست آمده در امریکای جنوبی یکی از قبایل این قاره که اعتقاد بسیاری به خوب و بد داشتند، شیطان را پرستش میکردند و حتی قربانیهایی را از انسان به شیطان هدیه میکردند که مکانهای انجام مراسم قربانی هنوز وجود دارد و اجساد مومیایی به دست آمده و نوع کشته شدنها، نشانگر قربانی شدن این انسانها (که در آنها بیشتر زنان به چشم میخورند) است.
در آفریقای مرکزی، در دشتها و کویرهای سوزان این قاره نیز در قبایلی که معروفترین آن قبیله «اوکاچا» است، شیطان به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و پدید آورنده آن و خدای خشم و نفرت پرستش میشد و حتی قربانیهایی نیز در مواقع خاص به آن اهدا میشد. ذکر این نکته ضروری است که زمان قربانی کردن انسانها در برابر شیطان لحظههای خاصی بوده است. تاریخچه شیطانپرستی به سالهای بسیار دور بر میگردد که بعدها این آئین و سنت به صورتهای دیگر نمود پیدا کرد که چیزهایی از گذشته چه با تحریف و چه بدون تحریف دست به دست در حال عبور همراه با زمان است. البته شیطانپرستی در زمان پیدایش زبان و خط و زمان مادها، سومریان، بابلیان و … نیز ادامه داشت تا در قرون ۱۴ -۱۵ میلادی شیطانپرستی نوین به وجود آمد.
شیطانپرستی قدیمی
شیطانپرستی قدیمی شیطان پرستیای است که به قرون وسطا برمیگردد، ؛ با اینکه همانطور که در تاریخچه شیطانپرستی ذکر گردید شیطانپرستی به قبل از میلاد مسیح برمیگردد، اما اصولا شیطانپرستی قدیمی را مربوط به قرون وسطا میدانند. موضوعی که امروزه درباره شیطانپرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده میشود به این مطلب برمیگردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند، با عنوان جادوگران سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند، تا هم گناهان را دفع و هم قدرت جادوگران را کم کند. البته این نظریهای است که آنچنان که باید و شاید نمیتواند قدرت داشته باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکری ارضا کند. زیرا قبل از مسیحیت و در زمانهای حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حتی بسیار قبل از آنها شیطانپرستی وجود داشته و چیزی به عنوان شیطان مسلما وجود دارد، زیرا اگر وجود نداشت، هیچگاه آدم و حوا به زمین سقوط نمیکردند! پس نظریه فوق را میتوان نظریهای مغرضانه نسبت به مسیحیت و کلیسا خواند.
شیطانپرستی قدیمی از لحاظ معنی و از لحاظ اعمال انجام شده، مسلما با شیطانپرستی کنونی بسیار تفاوت دارد. شاید بتوان گفت چیزی که به عنوان شیطانپرستی امروزه در جوامع گوناگون قرار دارد، شیطانپرستی قدیمی یا قرون وسطایی است که این شیطانپرستی به طور کلی محکوم شده است و شیطانپرستی جدید با آن به مبارزه برخواسته است. اما هنوز عده زیادی آن را قبول دارند و به آن احترام میگذارند و قوانین آن را اجرا میکنند. شیطانپرستی قدیمی استفاده از کمک شیطان در کارهای زیانآور و کمک به برخی پادشاهان در جنگها بوده است و حتی همسر پادشاه فرانسه در قرن ۱۳ میلادی برای نجات شوهر خود از مرگ، مراسم شیطانپرستی قرون وسطایی را انجام داد.
شیطانپرستی قدیمی اعتقاد دارد که شیطان وجود دارد و قدرت او عظیمترین قدرت بر روی جهان است. اصل شهوترانی و ارضای جنسی اصل لاینفک این مراسم است. شیطانپرستی قدیمی مخالف با مسیحیت و کلیسا است و دقیقا در مراسم خود اعمال ضد مسیحیت را انجام میدهد. آنها به مسیحیت و کلیسا اعتقادی ندارند و آنها را عامل بدبختی مردم میدانند. آنها میگویند مسیح پیامبری بود که باید زمین را آباد میکرد و مردم را به راه راست میبرد. اما تنها کاری که انجیل انجام داده، دروغگویی و رواج بدی در جامعه است! آنها قربانی انسان را امری ضروری برای آرامش و احترام به شیطان میدانند و در این میان دختر بچهها بهترین قربانی برای شیطان هستند. ریختن خون در این مراسم نشانه تقدس این مراسم است (همانند نوشیدن شراب در عشای ربانی مسیحیت که به عنوان نشانه تقدس و خون مسیح است! ) .
انجام اعمال شهوترانی در این مراسم اعمالی است که باید حتما بدان پرداخته شود، چون در شیطانپرستی قدیمی ارضای حس جنسی یکی از مهمترین عوامل است و البته با توجه به اینکه شیطان پرستان قدیمی بدترین اعمال را برای مبارزه با خدا، مسیح و شیطان انجام میدادند، لذا امور جنسی نیز به بدترین و فجیعترین نوع خود انجام میگرفت. آنها به جهنم اعتقادی نداشتند و میگفتند جهنم همین دنیایی است که در آن زندگی میکنیم. لذا بدترین گناهان را در مراسم خود انجام میدادند. شیطان پرستان قدیمی شیطان را موجودی با هویت خارجی میدانند.
شیطانپرستی جدید
شیطانپرستی جدید در انگلستان به وجود آمد. البته زیاد نیز تعجببرانگیز نیست، زیرا انگلیس یکی از کشورهایی است که جادوگران بسیاری را داشته است و البته وجود اهالی باستانی آسیای میانی، خاورمیانه و همچنین اهالی یونان باستان در انگلیس ثابت شده است، زیرا از اکتشافات به دست آمده در برخی محلهای برگزاری مراسم شیطانپرستی و جادوگری در انگلیس، نظیر محل استون هنج آثاری از تمدن ایران و یونان پیدا شده است و همچنین در کتب شیطانپرستی و جادوگری کلمات عبری، یونانی و فارسی (البته هیچکدام نه به صورت کنونی) وجود دارد.
شیطانپرستی جدید بر خلاف شیطانپرستی قدیمی اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارد، بلکه شیطانپرستی جدید شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی میداند و این باطن هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد. مراسم شیطانپرستی جدید مراسمی برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی است که با اعمال جنسی آرام و ارضا میشود. آنها جسمپرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مدیون آلت تناسلی آدمیست و دیگر اینکه انسان باید کاملترین لذت جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد. آنها معتقدند به زندگی پس از مرگ و آن اینکه بعد از مرگ روح کسانی که در دنیا لذت جسمانی لازم را نبرده اند، به این دنیا برمیگردد و لذت جنسی خود را کامل میکند.
در مراسم شیطانپرستی جدید مخلوطی از اسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روی حاضرین پاشیده میشود (همانند آب مقدس در مراسم عشای ربانی مسیحیت) و البته در شیطانپرستی جدید اعتقادی به قربانی کردن انسان و حتی حیوان وجود ندارد. آنتوان لاوِی هرگز انتظار بنیانگذاری آئین جدیدی را نداشت. بلانچ بورتون کاهنه کلیسای شیطان و معشوقه آنتوان اس زاندر لاوِی (بنیانگذار شیطانپرستی نوین) در کتاب The church of Satan (کلیسای شیطان) با اشاره به موضوعات مختلف، شیطانپرستی را از زوایای متعدد بررسی کرده و برای آن آینده نگری خاصی را ترسیم میکند. در بخشی از این کتاب با عنوان اصلی کتاب یعنی The church of Satan (کلیسای شیطان) ، مینویسد:
آنتوان اس زاندر لاوِی در شب 30 آپریل و روز یکم ماه می، در سال 1966.م و در فصل بهار، کلیسای شیطان را در حالی که جادوگران شیطانی در زمین پرسه میزدند، بنیان نهاد. لاوِی در حالی که سر خود را تراشیده بود، ـ مانند مراسمات قرون وسطایی ـ تشریفات را آغاز کرده و عدهای از جادوگران نیز برای منافع شخصی خود، دور او را گرفتند. تا بتوانند نیروی شیطان را دریافت کنند. در جادوی تثلیث، توجه معنوی به روح و فداکاری برای جهنم، پیگیری میگردد. تراشیدن سر در مراسم شیطان، از فرامین اساسی است که باید انجام گیرد. همانند تراشیدن سر با تیغ و شستشو با آب زمزم در اسلام، که نخستین جریان برج هفتم شیطان است. سال 1966.م اولین سال سلطنت شیطان بر فرزندان آدم بود. این مکتب بزرگترین انقلاب از نوع خود، در سرتاسر جهان تا به امروز است، که مخلوطی از جادو- منطق و دین مبتنی بر شهوات است.
در حال حاضر آمریکا، بعد جاهای دیگر. شهوت در عوض انکار. سپس خودپسندی در حکم دوست داشتن. این در زمانی است که زمین گسسته شود و همه به شیطان گرویده شوند. می بینید که او در کتاب خود، حتی به آئین اسلام نیز اشاره کرده و سعی میکند اعمال شیطانپرستی را در مقایسه با ادیان الهی به نوعی توجیه کند. آنگاه به فراگیر بودن مکتب شیطانپرستی میپردازد. لذا هیچ عجیب نیست که در کنار اعمال و مناسک شیطان پرستی، (در سایتهای مربوط به این فرقه) عکسها و گوشههایی از مراسم قمه زنی که به مناسبت عزاداری امام حسین (ع) انجام میپذیرد، هم قرار گرفته و آن را به نوعی به شیطانپرستی ملحق کرده و با این ترفند اعمال وحشیانه خود را توجیه میکنند.
(البته همه خوب میدانیم که قمه زنی یک بدعت است که در اسلام وارد شده و ایرادات واضح و آشکاری به آن وارد است.) در ادامه باب دیگـری گشوده شده و دلایـل ایجـاد مکتب شیطانپرستی از نگاه لاوِی را مطـرح میسازد. بورتون از این باب با عنوان «Modern Prometheus» (پرومتئوس جدید) یاد میکند و میافزاید: «آنتوان لاوِی هرگز انتظار بنیانگذاری آئین جدیدی را نداشت. اما او برای مردم احساس نیاز کرد که چیزی برای مقابله با رکود مسیحیت ایجاد کند و فهمید که اگر او نتواند آن را انجام دهد، هرگز کسی نخواهد توانست. یا شاید کمتر کسی شایستگی آن را داشته باشد. لاوِی باید نشان میداد که عدالت، برگرفته از رنج و عذاب برای انسانهاست و کسی باید با نیرو در مقابل آن بایستد. او شروع کرد به تحقق بخشیدن آن.
او از ما برای پیشرفت علم و فلسفه استفاده کرد و به آن نیز دست یافت و آن فلسفه ایستادن در برابر خدا و کلیسا بود. همچنین یک قرارداد جدید اجتماعی به وجود آورد. ما باید نشان دهیم برای آن انقلاب بزرگ آفریده شدهایم. نباید از ورود آن به روح خود جلوگیری کنیم .شیطان با یک نام یا نامهای دیگر شبیه انسان است، که انسان را با چشاندن لذات شیرین وسوسه میکند. شیطان، با پنهان کاری بیان میکند که او تنها نامزد خداوندی است. او کسی بود که توانست برای پاداش، درخواست قدرت کند و چه کسی سزاوار پاداش است. (اشاره به رانده شدن شیطان از درگاه خداوند و اینکه به خداوند عرض کرد که خدایا در عوض عبادتهای چند هزار ساله قدرتهایی را به من عطا کن. خداوند نیز به او قدرتهایی را بخشید.) شیطان در عوض خلقت معاصی و گناهان، ضمانت گناهکاران را قبول کرد و تشویق کرد زیاده روی و افراط را. او همان کسی بود که خدا میتوانست ما را به سمت او هدایت کند.» توجه داشته باشیـد که بورتون چگونه به دفاع از لاوِی پـرداخته و او را توجیـه و تقدیس میکنـد و شیطـانپرستی را مـوهبتی الهـی میشمارد.