مقدمه:
آنچه میخوانید، نتیجه یک ساعت و سی دقیقه گفتوگو با وزیر اطلاعات دوران اصلاحات است. کسی که شاید از برخی نقطهنظرها، ناگفتههایش از خود خاتمی هم بیشتر باشد؛ ناگفتههایی که به سختی میتوان آنها را از زبان یونسی شنید. ما کمی موفق بودیم، به بهانه گفتوگو درباره محورهای امنیت ملی سراغ او رفتیم و کوشیدیم که برخی ناگفتههای دوران وزارت یونسی را هم بشنویم. شنیدیم اما شنیدههای ما را شما نمیخوانید. علی یونسی برای انتشار آن گفتوگو ملاحظههایی داشت. ملاحظههایی که همراه با چند اما و اگر در روزهای اخیر شد و در نهایت از گفتوگوی هشت هزار کلمهیی ما 2500 کلمه باقی ماند، بدون محورهای اصلی. برخی پرسشهای ما از اساس ناپدید شدند! با این وجود به ویژه بخش نخست گفتوگو همچنان دارای غنای لازم برای خواندن هست و اشارههای این مقام پیشتر امنیتی به بحثهای اخیر و اعتراضهای بازار که آنها را «خودجوش» دانست، میتواند کمی شما را راضی کند. او برای برونرفت از این وضعیت، اشارهیی به پیشنهاد «دولت وحدت ملی» داشت که این روزها هاشمی رفسنجانی به همراه گروهی دیگر از چهرههای مطرح سپهر سیاسی ایران آن را مطرح ساختهاند.
هرچند که علی یونسی در همان بخشهای حذف شده گفتوگو در برابر این پرسش ما که «چشماندازی از تبدیل این انتخابات به فرصت دارید؟» پاسخی منفی داد و گفت: «فعلا که نه! نمیدانم باید دعا کنیم که بشود. دعا کنیم که چنین فرصتی پیش بیاید ولی راهکار من همین است. این راهی است که قانون اساسی در اختیار ما قرار داده و گفته به آن مراجعه کنیم. باید یک انتخابات آزاد و اطمینانبخش داشته باشیم که نتیجه آن به گونهیی باشد که تهدیدهای دشمن از بین برود، وحدت ملی را برگرداند و فشار بینالمللی را از سر ما بردارد.»
* آقای یونسی رخداد روز چهارشنبه (12/7/1391) بعد از کنفرانس خبری رییسجمهور در اطراف بازار و مرکز شهر تهران برای شما زنگ خطر و نگرانکننده نبود؟
** البته که نگرانکننده بود، برای هر ایرانی دلسوز هر نوع حرکت ضد امنیتی نگرانکننده است. خوشبختانه خیلی خوب هم جمع شد ولی اساساً باید انگیزههای اصلی و اساسی این گونه تحرکات بررسی و ریشهیابی شود و مشکل را باید از آنجا حل کرد یعنی با علت برخورد شود نه با معلول.
* اینکه حرکتهای عادی اجتماعی سریعاً به یک حرکت سیاسی و امنیتی تبدیل میشود به دلیل ضعف مدیریت این گونه بحرانها نیست؟
** بیشک بسیاری از این اعتراضات مانند بسیاری از کشورهای دیگر عادی است و انگیزه سیاسی ندارد ولی گاهی به دلیل سوءتدبیر به یک مساله امنیتی تبدیل میشود. عقل امنیتی و سیاسی حکم میکند که حوادث اجتماعی را با اصول خاص خود، حل و فصل کرد و هرگز اجازه نداد تا به یک مساله امنیتی تبدیل شود و حتی باید تلاش کرد تا حوادث امنیتی را سادهسازی کرد و یک مساله عادی جلوه داد. این روش از یک بلوغ فوقالعاده امنیتی ـ سیاسی ناشی میشود ولی خوشایند بسیاری از سازمانهای امنیتی جهان سوم نیست.
* گاهی نوع و شدت اعتراضات ورود قوای امنیتی و نظامی را اجتنابناپذیر میکند، آیا این ناشی از ضعف دولتهاست؟
** گستردگی و وسعت حادثه دلیل بر امنیتی بودن حادثه نیست. بطور مثال، آشوبهای معروف شهر قزوین که صد درصد ماهیت غیر سیاسی و غیر امنیتی داشت و خواست همه مردم قزوین این بود که شهر قزوین از استان زنجان تفکیک و به یک استان تبدیل شود، اگر پیشاپیش با این خواسته درست و عاقلانه برخورد میشد هرگز آن حوادث رخ نمیداد. همچنین اسلامشهر و شهر مقدس مشهد، در جریان آشوب شهر مشهد در همان زمان دو نظر مطرح بود، برخی از مسؤولان نظام عقیده داشتند که کار منافقین است و بعضی آن را یک حادثه عادی و طبیعی میدانستند، در حالی که همه دلایل و مدارک حرفهیی حاکی از طبیعی بودن حادثه بود. البته اگر حادثه ذاتا نظامی و یا تروریستی باشد، باید برخورد نظامی و امنیتی صورت گیرد، بطور مثال، آنجا که تجاوزی رخ داده و یا قتل و تروری رخ میدهد باید حادثه را همانگونه که هست، تفسیر و علاج کرد و در همان جا باز دوراندیشی امنیتی و سیاسی الزامی است تا عجولانه و شتابزده عمل نشود زیرا گاهی اگرچه تجاوز نظامی رخ داده و حتی افرادی هم کشته شدهاند اما ماهیت تجاوز در حد یک برخورد مرزی بیش نیست و اراده سیاسی پشت آن تجاوز نیست که این گونه اتفاقات در مرز همه کشورهای دوست رخ میدهد.
* در زمان شما چگونه با بحرانهای داخلی برخورد و پیشگیری میشد؟
** سیاست ما این بود که بحراننمایی نکنیم. بحران را از آنچه بود بزرگتر جلوه ندهیم و برای مدیریت آن از برخورد امنیتی و نظامی اجتناب شده و با شناسایی عوامل، ریشهها و انگیزهها بطور اساسی مدیریت شود و سعی میکردیم بدون هزینه و یا با کمترین هزینه بحرانها را مدیریت و حل و فصل کنیم. برای نمونه روزی علمای قم (آیتالله وحید و آیتالله صافی گلپایگانی)، با من تماس گرفتند و از حادثه عجیبی که در قم رخ داده بود، اظهار نگرانی کردند و از من برای حل آن کمک خواستند. قضیه بطور خلاصه از این قرار بود که روحانیای که به منزل علما هم رفت و آمد داشت، به مدت چند روز ناگهان ناپدید شده و پس از اینکه مراجعت میکند، ادعا میکند که عناصر افراطی وهابی او را ربوده و شدیداً شکنجه دادهاند و آثار شکنجه هم در صورت او به شکل زخم پیدا بوده است. مامورین ویژه کشف وزارت اطلاعات کمتر از 24 ساعت همه حادثه را کشف کردند و معلوم شد روحانی مذکور برای جلب ترحم علما دست به جعل زده و با عمل جراحی پلاستیک صورت خود را به شکنجه ربایندگان خیالی، نسبت داده است و جراح و تیم پزشکی معالج، توضیحات لازم را در محضر علما ارائه دادند و از بروز یک بحران جلوگیری شد.
* آقای یونسی اشاره کردید که ما باید در داخل تلاش کنیم تا ضریب امنیت بالا رود، برای بالا بردن امنیت داخلی باید چه راهبردی پیش بگیریم؟
** برای تحکیم امنیت داخلی، راهکارهای فراوانی وجود دارد اما یکی از مهمترین آنها، حضور و مشارکت مردمی و وحدت ملی است. وحدت ملی پایه امنیت ملی است و برای وحدت ملی، راهکاریی وجود دارد که باید آن را به کار برد و یکی از آنها انتخابات است.
* با کدام مکانیزم و چگونه؟
** یک انتخابات آزاد، مستقل و سالم میتواند همه مردم را پای صندوقها بیاورد. مردم باید احساس کنند که این مجلس و این دولت مال خودشان است. انتخابات آزاد و سالم است که میتواند پایه امنیت ملی ما را محکم کند و بعد از آن، باید در تشکیل کابینه از همه جناحهای سیاسی و از عقلا و معتمدین استفاده کرد طوری که همه احساس مشارکت کنند و سومین راهبرد اینکه سیاست باید مردممحور باشد، سیاستهایی که اکثریت مردم از آن سود ببرند. باید رضایت مردم را جلب کرد. سیاستهای اقتصادی و بعد از آن سیاستهای اجتماعی و فرهنگی باید به گونهیی باشد که رضایت اکثریت مردم را به دنبال داشته باشد. اینها اموری هستند که امنیت مردم را تامین میکند. تفرقه ملی، نادیده گرفتن انسجام ملی، انتخاب محدود، طرد مدیران اصلح، اصرار بر طرز حاکمیت یک فکر خاص و محدود اینها چیزهایی است که در درازمدت به امنیت ملی ما آسیب میزند. مردم سیستان و بلوچستان باید احساس کنند که نماینده خودشان در مجلس است. کردستان باید نگاه کند که خودش انتخاب کرده و دیگر شهرها و قومیتها نیز همچنین؛ نباید اصرار داشته باشیم که افراد خاصی رأی بیاورند. سختگیریهایی که بعضا شورای نگهبان در صلاحیت نامزدها به کار میگیرد از نظر امنیتی غیر قابل توجیه است. هر چه یک مجلس منتقدتر باشد که مردم احساس کنند زبان، بیان و نمایندهشان در مجلس است و حرف دل آنها را میزند، مانع از فعالیتهای زیرزمینی میشود. ما باید برای جامعه سوپاپ اطمینان داشته باشیم که مجلس بهترین سوپاپ اطمینان است.
* بخش عمدهیی از رد صلاحیتها در شورای نگهبان مستند به استعلام از وزارت اطلاعات است. آیا در دوران شما هم همین رویه برقرار بود یا وزارت اطلاعات تلاش داشت تا استعلامهایش به رد صلاحیت کسی منتهی نشود؟
** شما اگر یادتان باشد، ما آن موقع مدافع بیشتر نمایندههای رد صلاحیت شده بودیم و شدیداً با رد صلاحیت گسترده در انتخابات مجلس هفتم مخالفت کردیم. در یک مقطعی که دعوا و اختلاف هم بین دولت آقای خاتمی و شورای نگهبان بود، من نامهیی برای مقام معظم رهبری فرستادم که وزارت اطلاعات حکم شد و دولت این حکمیت را پذیرفت و رهبری هم به شورای نگهبان ابلاغ کرد که حکمیت وزارت اطلاعات را بپذیرد و در آن حکمیت، ما دوباره تعدادی از صلاحیتها را برگرداندیم. ما بر این باور بودیم که مجلس در اینجا بهترین وسیلهیی است که میتواند نظر مردم را جلب کند و اجازه ندهد که گروههای مخالف شکل بگیرند. اگر مردم احساس کنند که حتی یک نفر را دارند که فریادشان در مجلس شنیده میشود، به سوی دیگر روشها نمیروند. این بهترین راهی است که در همه دنیا تجزیه کردهاند اما اگر آمدیم مجلسی درست کردیم که تنها مطیع دولت باشد، این دیگر زبان مردم نیست. اگر نمایندگانی را فرستادیم مجلس که در خدمت باشند، آن وقت مردم مأیوس میشوند و به سمت جریانات دیگر میروند، میروند که حرف دلشان را از شبکههای ماهوارهیی و مخالفان بشنوند و زمینه فراهم میشود که گروههای مخالف نظام بیایند و نماینده آنها بشوند.