تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۶۱۰۳۶
نقد دکتر سیدصادق خرازی بر سیاست‌های داخلی و خارجی دولت

هدف غرب مهار ملت ایران است (بخش دوم)

اشاره: متنی که خوانندگان گرامی پیش رو دارند، گفتگوی سایت «دیپلماسی ایرانی» با دکتر سیدصادق خرازی دیپلمات باسابقه کشورمان است. در این گفتگو دکتر خرازی دیدگاه‌های خود را در مورد مهمترین مسائل مطرح در عرصه دیپلماتیک کشور بیان می‌کند که موضوع فعالیت هسته‌ای ایران و چگونگی تعامل کشورمان با غرب در فضای سیاسی پس از انتخابات اخیر آمریکا، از برجسته‌ترین آنهاست. بخش دیگری از این مصاحبه را با هم پی می‌گیریم.

* با این اوصاف پیش‌بینی می‌کنید کشورهای غربی در سیاست‌های آینده‌شان از در مذاکره با ایران وارد شوند یا اقدام به تشدید تحریم‌ها کنند؟

** بالاخره آنها سیاست‌شان مهار ایران است. آنها هدف‌شان کاستن از توان و انرژی پدید آمده از نیروهای ملی و بومی و خودی است. هدف‌شان مهار ملت ایران است و متاسفانه به دلیل فقدا�� شناخت و آگاهی حضرات تا حدی هم موفق شده‌اند. مساله انرژی هسته‌ای مساله ملی ماست و طبیعی است که مدیریت همه موضوعات اتمی هم در سبد ظرفیت ملی تعریف شود. برای کاستن از تهدیدات بحث اتمی، کشور نیازمند یک بازنگری است و باید تحولات و دگردیسی که منطبق با اهداف کلان نظام است به وجود آید. باید وضعیتی ایجاد شود تا کسانی که می‌خواهند مذاکره کنند، بتوانند با یک پشتوانه قوی وارد بحث شوند.

* به این موارد اشاره می‌کنید؟

** همین علامت‌هایی که در مورد تأثیر تحریم‌ها مطرح شده است. درست است که تحریم‌ها زندگی مردم ایران و بخشی از صنایع را هدف قرار داده است اما بیشتر از آنکه تحریم به صنایع ما ضربه بزند، جنگ روانی خودساخته‌ای که توسط برخی افراد درست شده است متاسفانه در حال تاثیرگذاری است. به طور مثال در رابطه با بحث ارز بیشتر مشکلات ما به جای آنکه ناشی از گرانی ارز باشد به دلیل رفتار دوگانه و تناقض در مدیریت‌هاست. بر همین اساس معتقدم باید یک دگردیسی در عرصه سیاست مدیریتی ایران ایجاد شود. به ویژه در مدیریت اقتصادی و نحوه مقابله با بحران‌ تحریم‌ها.

* شما به مواضعی که در رابطه با اثرگذاری تحریم‌ها مطرح شده است، اشاره کردید. در خلال همین اعلام مواضع این گونه عنوان شد که دلیل تاثیرگذاری تحریم‌ها به دلیل نبود رابطه با برخی از کشورهای غربی چون آمریکاست؟

* در اوضاع و احوال فعلی کشور اگر ما بخواهیم به سمت برقراری رابطه با آمریکا حرکت کنیم و مشکلات‌مان را در پس مذاکره با آمریکا قابل مرتفع شدن بدانیم یکی از فجایع سیاسی در تاریخ کشور را رقم زده‌ایم. با تلاش برای مذاکره با آمریکا نه تنها دستاوردی به دست نمی‌آوریم بلکه تحریم‌ها و فشار مضاعفی را بر کشور وارد کرده‌ایم؛ اگرچه برخی تلاش کرده‌اند علائم و دیدگاه‌هایی را به خارج از کشور انتقال دهند که به نفع مصالح ملی کشور نبود و این امر تاثیر نامناسبی بر مذاکرات هسته‌ای ایران با غرب دارد.

بنابراین پیش از آنکه رابطه با آمریکا و نرمالیزیشن با آمریکا صورت گیرد، که به اعتقاد بنده از آن گریزی نیست باید به مباحث دیگری نیز توجه شود. اینکه ایران و آمریکا دارای ظرفیت‌های گسترده‌ای در مناسبات دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی هستند اما پیش از برقراری مجدد روابط با ایالات متحده باید دگردیسی در سیستم مدیریت صورت گیرد.

بدون تغییر در ساختار مدیریتی کشور هر گونه تلاش برای مذاکره و برقراری رابطه با آمریکا منتج به آن می‌شود که نظام سلطه از طریق آمریکا فشار بیشتری را به ما تحمیل کند؛ لذا من که طرفدار حل مناقشات و تنازعات ایران و آمریکا هستم توصیه نمی‌کنم در این مقطع زمانی مذاکراتی از سر سازش و نیاز صورت گیرد تا آنها دست ما را بخوانند و تحریم‌های ما را بیشتر کنند.

* در کل چشم‌انداز روابط ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

** ایران و آمریکا کشورهای بزرگ و تاثیرگذاری هستند و امیدوارم با روی کار آمدن دولت جدید در کاخ سفید و تحولات سیاسی آتی ایران و انتخاباتی که مردم آن را شکل می‌دهند یک فضای گفتمان منطقی میان دو کشور به وجود آید. یعنی ما شاهد یک رفتار معقول و جمع‌بندی قابل قبولی از برقراری روابط با آمریکا باشیم که منافع مردم ایران را تامین کند.

* سرنوشت برنامه‌های هسته‌ای ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را چطور می‌بینید؟

** اوباما بارها گفته است که تمایلی برای اعلان جنگ به ایران ندارد و ترجیح می‌دهد از گزینه کم‌هزینه‌تر تحریم‌‌ها استفاده کند. اتفاقاً این سیاست اوباما بیشتر به ضرر ما است. ضربات این شیوه مقابله با ایران بسیار بیشتر از جنگ است. باید کاری کرد که ماشین تحریم‌ غرب علیه کشور ما متوقف شود و رفتار منطقی ایران توسعه و افزایش پیدا کند. ما باید در چند جبهه کارهای مختلفی صورت دهیم تا اعتمادسازی مجددی به وجود آید. ایران کشور بسیار مهمی در سطح منطقه است و هر دولتی که در آمریکا به روی کار آید در تحقق خواسته‌های ژئوپولتیک منطقه‌ای‌اش نیاز به ایران دارد.

بدون ایران ایجاد کمربند امنیتی در خاورمیانه محال و غیر ممکن است. بدون ایران ظرفیت‌سازی در مسائل خاورمیانه و حل مشکلات این منطقه امکان‌پذیر نیست. نقد کردن این شرایط و موقعیت بسیار مهم است و ما باید به دنبال انجام آن باشیم. اما در رابطه با سرنوشت برنامه‌ هسته‌ای ایران پس از ادامه حضور اوباما به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا باید گفت در طول سال‌های آینده باید به این برنامه علاوه بر پروسه بودن، به عنوان یک پروژه هم نگریست. برنامه هسته‌ای ایران در شرایط بحران و پروژه است و در مدیریت بحران، یک پروسه. در شرایط فعلی چه نیازی هست که ما بخواهیم دامنه مشکلات‌مان را با مباحث هسته‌ای گسترده‌تر کنیم.

مسائل هسته‌ای می‌تواند به جای آنکه پاشنه آشیل ایران باشد ضریب امنیتی کشور را بالاتر ببرد و ضریب اعتمادسازی کشورمان را افزایش دهد. متاسفانه تاکنون مباحث هسته‌ای ایران نتوانسته است برای ما ایجاد امنیت کند، توان‌افزایی کند و توان ملی ایرانی‌ها را در مذاکره و گفت‌وگو بالاتر ببرد.

* یکی از مشکلات فعلی سیاست خارجی ما نیز چندصدایی در بحث دیپلماسی است که در بحث هسته‌ای نیز بسیار نمود داشته است؟

** چندصدایی در سیاست‌ خارجی یکی از اشتباهات استراتژیک ماست.

* در سال‌های اخیر ما شاهد موضع‌گیری‌های تمام مسئولان و مقامات دولتی و نظامی کشور در مباحث هسته‌ای هستیم. از نمایندگان تا مدیران مجلس تا فرماندهان دستگاه‌های نظامی و انتظامی، از مدیران کلان دستگاه سیاست خارجه کشور تا مسئول دفتر برخی از مسئولان، در حوزه سیاست خارجی کشور موضع‌گیری می‌کنند اما اشخاص صاحب‌نظری چون دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان ترجیح می‌دهند در این میانه سکوت پیشه کنند؟

** این موضوع از همان بحران مدیریتی ناشی می‌شود که به آن اشاره کردم. در مسائل ملی که به منافع ملت ایران ارتباط پیدا می‌کند هر گونه تعدد دیدگاه و پارادوکس خطرناک است. باید توجه داشت که یک استراتژی واحد آن هم از زبان و اندیشه رهبر انقلاب به عنوان رهبر عالی کشور و اجرای آن توسط دولت و در نهایت تبعیت همه ما از ملزوماتی است که رعایت آن ضروری است. در بحث منافع ملی، چندصدایی بودن قابل بحث نیست.

* چندصدایی که به آن اشاره شد در بخش‌های کوچک‌تری از دستگاه اجرایی کشور نیز قابل مشاهده است. به طور مثال صدایی که از دستگاه دیپلماسی شنیده می‌شود هم‌آوا با دولت نیست. ما در بحث رابطه با آمریکا و زمزمه‌هایی که این روزها شنیده می‌شود این موضوع را به وضوح مشاهده می‌کنیم؟

** این گونه موضع‌گیری‌ها وزارت خارجه را بی‌خاصیت کرده است و طبیعی است اگر وزارت خارجه بی‌خاصیت شود تبدیل به وزارت تبلیغات و تشریفات می‌شود. متاسفانه وزارتخانه‌ای که قدرت مانور و چانه‌زنی داشت تبدیل به دستگاهی این چنین شده است. نیاز است تا درد درازمدت تحولی شگرف در وزارت خارجه به وجود آید و با مدیریت مناسب کشور را از این وضعیت خارج کنند.          ادامه دارد...  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات