جنبش عدم تعهد و آرمانهایی که بنیانگذارانش داشتهاند، برای کشورهای قدرتمند بینالمللی به ویژه در اوضاع کنونی جهان که کشورهای جهان سوم در مقابل کشورهای به اصطلاح جهان اول قد علم کردهاند، بیش از پیش اهمیت دارد.
به همین دلیل در نوشته پیش رو، به بررسی تفاوتهای شانزدهمین نشست جنبش عدم تعهد با نشستهای پیشین این جنبش میپردازیم. همچنین سعی میشود دورنمایی از ریاست سه سال آینده جمهوری اسلامی ایران بر این جنبش ارائه شود.
پیش از پرداختن به موضوعاتی که در بالا به آنها اشاره شد طرح یک نکته ضروری است و آن این که برگزار شدن اجلاس جنبش عدم تعهد در تهران در شرایطی که کشورهای غربی ـ اعم از آمریکا و کشورهای اروپایی ـ تمامی تلاششان را برای منزوی کردن کشورمان در عرصه بینالمللی به کار بستهاند امری مهم بود.
در این ارتباط باید اشاره کرد کشورهای غربی در گام اول، تلاش خود را برای حضور نیافتن چهرههای کلیدی سیاست جهانی در اجلاس، مانند بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد به کار بستند و زمانی که این اقدام به نتیجه نرسید، امید خود را به پیگیری اهدافشان در طول برگزاری نشست معطوف کردند. آنها تلاش کردند با سمت و سو دادن به سخنان بان کی مون و تا حدود زیادی مرسی، در اقدامی هماهنگ، مقاصد ضد ایرانی خود را دنبال کنند، اما نکته قابل توجه این است که با وجود اختلافنظرهایی که میان اعضا وجود داشت، موضوع فلسطین و مسائل هستهای جمهوری اسلامی ایران که برای کشورمان اهمیت زیادی داشت در نشست سران پیگیری شد.
در ادامه سخن، به بررسی تفاوتهایی که میان شانزدهمین نشست جنبش عدم تعهد با نشستهای پیشین از این جنبش وجود داشت، میپردازیم، اولین تفاوت این که نشست شانزدهم جنبش در کشوری برگزار شد که کشورهای غربی روابط مسالمتآمیزی با آن ندارند و مهمتر این که این کشور (جمهوری اسلامی ایران) به عنوان سردمدار مبارزه با استکبار جهانی در عرصه بینالملل مطرح است و این بر حساسیت موضوع میافزود. البته باید گفت کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا، انگلیس و... نسبت به جنبش عدم تعهد، در هر کشوری هم که برگزار شود، نگاه خوبی ندارند، اما نشست اخیر جنبش، حساسیت بیشتری داشت. دومین تفاوتی که میتوان به آن اشاره کرد، شرایط بینالمللی است.
شانزدهمین نشست کشورهای عدم تعهد در شرایطی برگزار شد که ایالات متحده و کشورهای غربی با مشکلات اقتصادی مختلفی روبرو هستند. در همین شرایط در این سوی دنیا در خاورمیانه و شمال آفریقا، تحولات مهمی اتفاق افتاده است که چه بسا این تحولات به تغییراتی در ساختار کلی نظام بینالملل منجر شود. بدیهی است در این اوضاع، گرد هم آمدن مقامات دو سوم کشورهای جهان و تصمیمگیری در مورد امور بینالمللی، چندان خوشایند کشورهای قدرتمند نیست.
در مورد موضوع دوم باید گفت: دورنمای سه سال آینده ریاست جمهوری اسلامی ایران بر جنبش عدم تعهد، با توجه به ویژگیهای منحصر به فرد کشورمان قابل بررسی است. همان گونه که رهبران کشورهای عضو جنبش نیز به روشنی بیان کردند. جمهوری اسلامی ایران جزو معدود کشورهایی است که در عرصه بینالمللی به صراحت دیدگاههای ضد استعماری خود را بیان میکند و از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، کشورمان به عنوان کشوری انقلابی که خواستار تغییر در ساختار نظام بینالملل است، مطرح بود. به همین دلیل میتوان پیشبینی کرد که تلافی آرمانهای جنبش با اقدامات جمهوری اسلامی ایران، به فعال شدن هر چه بیشتر این جنبش بیانجامد که این موضوع را میتوان در سخنان مقام معظم رهبری در مراسم افتتاح اجلاس سران کشورهای عدم تعهد به وضوح دید. ایشان تاکید کردند: جمهوری اسلامی ایران خواستار تحقق یافتن شعار «سلاح اتمی برای هیچ کس و انرژی صلحآمیز برای همه» است. یقیناً جمهوری اسلامی ایران عزم خود را جزم کرده است تا به سمت مدیریتی کارآمد حرکت و جنبش را از حالت بیانیهای صرف خارج کند و به سمت اقدامات عملی سوق دهد. تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تحقق بخشیدن به مواردی همچون ایجاد تغییر در ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد و ساختار نظام بینالملل نیز اهدافی دور از دسترس به نظر نمیرسند. به این ترتیب باید منتظر تحولات عمیقی در عملکرد جنبش عدم تعهد در دوران ریاست کشورمان بر این جنبش باشیم.
در مورد ریاست کشورمان بر جنبش عدم تعهد به چند نکته اساسی باید توجه کرد. اول این که جمهوری اسلامی ایران در شرایطی این جنبش را رهبری میکند که به عنوان یک کنشگر موثر و مستقل، در عرصه بینالمللی و منطقهای به ایفای نقش میپردازد. قدرت موثر و نافذ ایران در مسائل بینالمللی، با دقت کردن به عمق رخواست شخصیتهایی مانند بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد از مقامات سیاسی کشورمان، برای استفاده از نفوذ و قدرت خود در حل مسائل منطقهای نمود پیدا میکند. مستقل عمل کردن جمهوری اسلامی ایران در حل مسائل منطقهای و بینالمللی به ویژه در شرایطی که کشورهایی مانند ترکیه و عربستان با خط گرفتن از سیاستهای غربی و آمریکایی در خاورمیانه دست به عمل میزنند، اهمیت مییابد.