* یکی از مطالباتی که مقام معظم رهبری در سفر خراسان شمالی مطرح نمودند بحث حفظ ثبات سیاسی کشور در آستانه انتخابات و بعد از آن بود. به نظر شما این مطالبه چگونه قابل تحقق است و چطور باید در این زمینه تلاش کرد؟
** این موضوع مهمی است و یکی از دلایل مهم هم این است که ورود زودرس به انتخابات (حالا هر انتخاباتی که باشد) بسیاری از امور قانونگذاری، امور اجرایی، امور برنامهریزی و سیاستگذاری را در عرصههای مختلف کند میکند یعنی اگر نگوییم به صورت کامل تعطیل میکند، واقعاً آن را کند میکند و باعث خسارتهای زیادی به کشور میشود. چون ذهنها، فکرها و فعالیتها سراغ بحثهای انتخابات میروند و بحث انتخابات هم بالا پایین دارد یعنی تغییرات دارد. اینطور نیست که مثلاً الان بحثی را شروع بکنند و سه ماه دیگر هم، همین بحث باشد. (چون متغیر است و خیلی شرایط را تغییر میدهد، افراد و سلیقهها تغییر میکنند ممکن است زمینه و بستر تخریبها فراهم شود.) بعضیها به عنوان مثال مسئولیتی دارند، وظیفهای دارند، وظیفه خودشان را رها میکنند و به بحث انتخابات بپردازند. اینها در واقع خسارت است و اهمیت اینکه ما زود وارد بحث انتخابات نشویم به نظر من بسیار مهم است. خب موضوع دیگری هم باید مورد توجه قرار بگیرد و آن آرامش جامعه است، آن هم به این دلیل است که بالاخره کارها سمت و سوی خود را پیدا کند و فعالیتهای مختلف در دستگاههای گوناگون کشور مسیر مناسب خود را ادامه دهند و منحرف نشوند. انتخابات چه بخواهیم و چه نخواهیم تنشزا است.
* خب اینکه چه کسانی یا چه گروههایی میتوانند این تنش را به وجود بیاورند و آرامش را بر هم بزنند؟
** چند تا دستهبندی میتوانیم انجام بدهیم اولاً مردم همیشه مطیع رهبری هستند چون دنبال پیشرفت و عزت کشور و سرافرازی خودشان و کشور هستند. مردم همیشه دنبال آرامش هستند و از تنشها فرار میکنند و به اصطلاح ضد تنش هستند، لذا مطالبه نه تنها رهبری است بلکه مطالبه مردم هم همین است که در زمانهای مانده به انتخابات اولاً انتخابات زودرس مطرح نشود و زیاد وارد آن نشویم.
خصوصاً مصداقها مطرح نشود و از آن طرف هم در کشور تنش ایجاد نکند چه تنش اقتصادی باشد و چه سیاسی و چه مسائل اجتماعی. لذا مطالبه مردم کاملاً روشن و شفاف است مانند مطالبه رهبری. نوع دوم میشود احزاب، گروهها و تشکلها، این روزها بیشتر روی سخن بر روی این تشکلها است چون اینها هستند که عمداً زود وارد مسئله انتخابات زودرس میشوند و در واقع توصیه به اینهاست که اینها تجربیات انتخابات قبل را بررسی بکنند. افرادی که زود وارد انتخابات میشوند ضرر میکنند چون مردم بالاخره در ذهن خودشان یادداشت میکنند که چه کسانی تنش ایجاد کردند و چه کسانی مسبب تنش شدند و چه کسانی حرفهای بیربط زدند و چه کسانی مانع توسعه و پیشرفت کشور با حرفهای حاشیهای شدند و اینها در ذهن مردم میمانند و در روز انتخابات این را نشان میدهند.
پس یکی از آنها خود مسئولین هستند. مسئولینی مانند رئیس قوه قضائیه، رئیس قوه مجریه، رئیس قوه مقننه، در رأس هستند و به تبع آنها معاونان، نمایندگان و دیگر مسئولان نظام میتوانند تأثیرگذار باشند اینها باید به تلاش و کارشان بپردازند. اینها نباید وارد بحثهای زودهنگام انتخاباتی بشوند چرا که همانطور که گفتیم تنشزا است. وقتی مردم ببینند رئیس یک قوه عملا وارد یک بحث انتخاباتی زودرس شده و بحثهایی را مطرح و در جامعه تنش ایجاد میکند آزرده خاطر میشوند و اینها اثرگذار است لذا این قشر و گروه هم مورد خطاب و عتاب این پیام و مطالبه مردم و رهبری هستند. در ذهن مردم سؤال وجود دارد که چرا برخی عجلهای میکنند، چرا اینگونه عمل میکنند. نباید بحث انتخابات و تنور انتخابات را الان با طرح مصداقها داغ کرد.
* به جای بیان مصداق و گمانهزنیها در سطح رسانهها باید چه کار کرد، آیا میتوان به جای آن بحث گفتمانی را آغاز کرد؟
** بله باید توجه داشته باشیم که بحث گفتمانی خیلی خوب است. گفتمان تنش ایجاد نمیکند چون مطرح کردن دیدگاهها و ویژگیهاست. مطرح کردن یک سری قابلیتها و مطالبات است. اینها به نظر من دادن راهکار است و اگر راهکاری داده بشود ممکن است به درد الان هم بخورد و کشور را پیش میبرد. اگر یک راهکاری هم حتی مطرح شود و در واقع یک انتقاد سازندهای انجام بگیرد به این منظور که بخواهیم این نارسایی را رفع کنیم. الان هم مطرح بشود خوب است و کاری به انتخابات ندارد چون بالاخره دستاندرکاران همین الان به آن فکر میکنند و برای رفع آن اقدام و برنامهریزی میکنند و این باعث پیشرفت کشور میشود. در عین حالی که به هر حال، گفتمانهای اسلامی، انقلابی، گفتمان امام و گفتمان رهبری، مطالبات مردم طرحشان مفید و ضروری است. تجربه همیشه نشان داده است که طرح این گفمانها باعث آرامش فضا و منجر به پیشرفت کشور شده و باعث جهشهای خوبی هم در کشور شده است. من میگویم اگر کسی میخواهد راجع به انتخابات صحبت بکند بیاید در این مرحله بحث گفتمانی بکند، بحث اندیشهای بکند. نه بحث مصداقی. یک کاندیدا بیاید بگوید میخواهم با اقتصاد کشور چه کار بکنیم.
به هر حال اینها جزو گفتمان به حساب میآید. در واقع میخواهند بگویند که ما چه کار بکنیم که فاصله فقیر و غنی کم بشود در کشور. با این گفتمان بگوییم که چگونه میخواهیم به مردم برسیم، چگونه میخواهیم به امور محرومین برسیم، چگونه میخواهیم پیشرفت کشور را شتابدارتر کنیم، این کاری به فرد ندارد. این بحثها، بحثهای اندیشهای و زیربنایی و ارائه راهکار است. در عین حال بیاید حتی منع هم بکند که چرا اقتصاد این مشکلات را دارد. به هر حال خوب است که این بحثها مطرح بشود و مطالبهای بکند که این قشر از مردم الان در زحمت هستند و برای اینکه این زحمت از آنها رفع شود باید یک اقداماتی شود و یک فعالیتها و تلاشهایی بشود. موضوع دیگری که طرحش در این بخش ضروری است این است که چه کار بکنیم که مسئولان ما وابسته به مراکز قدرت نشوند. چه کار بکنیم که اینها وابسته به مراکز ثروت نشوند. چه کار بکنیم که کشور در مسیر مقاومت و پایداری و ایثارگری و عزت و سرافرازی حرکت بکند. چه معیارهایی را رعایت بکنیم، کمبودها و نارساییهایمان کجاست، کجاها اشتباه کردیم، کجاها خوب عمل کردیم. اینها سؤالاتی است که باید مطرح و پاسخ داده بشود.
* پس میتوان گفت که لازمه این رویکرد آن است که کاندیدا تیم خود را معرفی کند و بگوید که اساساً با چه برنامه و تیمی میخواهند دولت آینده را در دست بگیرند؟
** بله همینطور است. البته الان که مشخص نیست که کاندیداها چه کسانی هستند و اینکه هر کسی خودش را کاندیدا بکند این نوعی مسخره کردن جامعه است و الان فصل کاندیدا شدن و فصل مطرح کردن نیست. به طور کلی هر گروهی، هر تشکلی، هر فردی و هر جمعیتی که مدعی است که میتواند کشور را اداره کند باید حتماً برنامه داشته باشد و باید حتماً بیاید زوایای برنامهایاش را مطرح بکند.
* گروهها یا تشکلهای فعال در عرصه انتخابات را صاحب ویژگیهایی که به آن اشاره کردید، میدانید؟
** اول باید یک بستر و فرصت بدهیم که همه راجع به اینها موضعگیری بکنند. این باید صورت بگیرد تا بشود بعد از روی کار آمدن افراد آن را هم مطالبه کرد. طرح ایدهها باید مسئولیتآور باشد یعنی اگر مثلاً گروهی، حزبی و یا طیفی یک گفتمان خاص را مطرح کند و پس از آن دولت را در دست گرفت باید پاسخگوی مطالبی باشد که مطرح کرده است و این حتماً تحقق پیدا بکند وگرنه یک بیماری است به نام شعار توخالی دادن.
* بحث در مورد گفتمانها چطور باید در کشور و مردم نهادینه بشود تا به تبع آن روحیه مطالبهگری هم به وجود بیاید؟
** اولاً یک سر آن رسانهها هستند. رسانهها حوصله بحث گفتمانی را ندارند یعنی خبرنگاران که با آدم صحبت میکنند جواب بله یا خیر میخواهند و این بد است، که آقا شما با این موضوع موافق هستی یا مخالف. استدلالها را گوش نمیکنند، استدلال و تحلیل مهمتر است تا اینکه شخص بگوید بله یا خیر. یعنی به جای اینکه به فرد بگویند که کاندیدا هستی یا خیر (که خیلیها این سؤال را میکنند) باید موضوعات مهم پرسیده شود. شما تیترها را نگاه کنید که نوشتهاند آقای فلانی گفت نیستم، آقای فلانی گفت شاید باشم و فلانی گفت دارم روی آن فکر میکنم. خبرنگار باید سؤال کند و بپرسد که شما نظرت راجع به اشرافگری چیست و در این راستا افراد و تشکلها و گروهها را به چالش بکشند یا بپرسند که نظرتان راجع به ویژگیهایی که امام ترسیم کرده برای انقلاب چیست. رسانهها باید آرمانها را روی میز بگذارند و مطرح و مجبور بکنند افراد و تشکلها را که درباره این آرمانها صحبت کرده و دیدگاههایشان را مطرح بکنند.
* سهم گروههای سیاسیدر این میان چقدر است؟
** متأسفانه گروههای سیاسی حرفهای عمل میکنند و از زیر پاسخگویی شفاف به مردم درمیروند، واقعاً نباید اینجور باشد. باید گروههای سیاسی و تشکلها بیایند و دیدگاهها و مسائلشان را مطرح بکنند. بگذارند روی میز و بگویند که نظر من راجع به اقتصاد، اجتماع و فرهنگ اینهاست و اگر هر کسی روی کار بیاید من این مطالبه را از آن خواهم کرد یعنی تشکلهایی ممکن است کاندیدا نداشته باشند ولی میتوانند مطالبه بکنند ولی مقدار زیادی از آن متأسفانه با رسانههاست و من واقعاً با آن برخورد کردهام و بحثهای ریشهای و مهمی مطرح میشود اما آنها اصلاً آن را چاپ نمیکنند ولی آن قسمتی که سؤال میکند این هست یا نیست، بله یا خیر را سریع تیتر میکنند.
این یعنی مطالب جنجالی را رسانهها تیتر میکنند و حتماً این باید عوض شود و چیزهایی که مبنای اندیشه و فکری دارد و راهکار میدهد و نقشه راه برای کشور میدهد را همه اینها را باید بیان و همه از آنها استفاده کنند و رشد میکنند. پس نقش رسانهها در این میان بسیار محوری و حایز اهمیت است، چه در آرام کردن فضا و چه در ملتهب کردن اوضاع.
* چرا نقش رسانهها در تنشزایی یا تنشزدایی نقشی محوری است؟
** رسانهها با انعکاس جهتدار یک سری اخبار خاص میتوانند کل فضای روانی جامعه را به سمت و سوی منفی و علیه حاکمیت اسلامی منحرف کنند و در آستانه انتخابات جامعه را به سمت التهاب و درگیری پیش ببرند. رسانهها در پیشرفت اندیشههای انتخاباتی یا طرح مطالبه رهبری از مردم و گروههای سیاسی میتوانند بسیار مؤثر عمل کنند. مهمترین و اساسیترین نقش رسانهها برای آرام نگه داشتن فضای سیاسی جامعه گفتمانی کردن فضای حاکم بر انتخابات ریاست جمهوری است. مثلاً با هر فرد از نهادها یا تشکلها صحبت میکنند آنها را مجبور بکنند تا در مورد طرح و برنامه و ایدههای کاندیدای مورد حمایتشان حرف بزنند و مباحث اصیل و محوری که مشکلات جامعه را حل میکند را عنوان کنند. رسانهها باید در این فرصت هشت ماه بستری را فراهم کنند که افراد گروهها و تشکلها مجبور بشوند راجع به گفتمانهای مختلف و محورهای اساسی کشور اظهار کنند و اعلام موضع کنند و هم برنامههای آن افراد و راهکارهای پیشنهادیشان را بخواهند.
* تا الان تأکید روی گفتمان یا حتی ارائه برنامه و ایدههای مشخص را از گروههای سیاسی فعال در عرصه انتخابات شاهد بودهایم یا این ضعف همچنان باقی مانده است؟
** متأسفانه همچنان جای آن خالی است. افراد، رسانهها و گروههای سیاسی در بحث گفتمانی و ارائه برنامههای مشخص و جامع ضعیف بودهاند و به نظرم تا الان تعلل کردهاند حتی میتوان گفت کوتاهی میکنند و باید هر چه سریعتر این کوتاهی را جبران بکنند تا مطالبه رهبری و مردم تحقق پیدا بکند و جامعه آرامش و ثبات خودش را حفظ کند و به دور از تنش و درگیری باشد.
* خب یک حزب سیاسی چگونه میتواند در این مسیر حرکت کند و اساساً حرکت آنها باید طبق چه مختصاتی صورت بگیرد؟
** به نظر من باید تشکلها، احزاب و گروهها بحث را روی طرح فکر و اندیشه و ارائه راهکارهای مناسب با توجه به وضع موجود اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور بیاورند و تمرکز خود را روی مسائل سطحی و شعاری نبرند. اینگونه فعالیت باعث میشود که مردم هم کم کم به این سمت گرایش پیدا میکنند و میپذیرند که باید روحیه مطالبهگری داشته باشند. این به این مفهوم نیست که ما نباید به مسائل جزئی بپردازیم بلکه میتوانیم به مسائل خرد و کلان به صورت همزمان بپردازیم ولی طرح و مسیر طوری باید شکل بگیرد که یک نگاه جامعه و فراگیر و مبتنی بر آیندهنگری داشته باشیم.
اگر گروههای سیاسی در این مسیر قرار بگیرند منافع ملی تحقق پیدا میکند و به این منافع همگان متعهد میشوند، برادری و رفاقت جای خودش را پیدا میکند و تخاصم و درگیریها به کنار میرود.
* با توجه به شرایط داخلی و منطقهای کشورمان، رئیس دولت آینده باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
** رئیس دولت آینده به عقیده من باید توانمندی فردی داشته باشد و این اجتنابناپذیر است. تجربه مدیریتی خوبی داشته باشد آن هم در سطوح مختلف، باید عملکرد او مورد بررسی دقیق قرار گیرد چرا که نمیشود آینده را بدون در نظر گرفتن گذشته ادامه داد. یعنی گذشته افراد بسیار، بسیار مهم است که اگر مسئولیتی داشتهاند در آن مسئولیت چگونه فکر کردهاند، چگونه اجرا کردهاند، چگونه عمل کردهاند، چه شاخصهایی را تقویت کردهاند، چه نارساییهایی را برطرف کردهاند و... پس قابلیت خود فرد به نظر من بسیار مهم است و نکته دومی که وجود دارد دیدگاههاست آن دیدگاههایی که آن شخص دارد یا گروهی که حامیاش هستند بسیار مهم است که این دیدگاهها، دیدگاههایی باشند که در راستای آرمانهای انقلاب باشد. در راستای مطالبات مردم و رهبری باشد. در راستای پیشرفت و تعالی کشور نه به صورت شعاری که در واقع استقلال کشور را تقویت کنند تا بتواند در واقع پایههای استقلال کشور را در این 33 سال گذشته و مستحکم شده را مستحکمتر کند.
وقتی پایههای استقلال ضعیف نشود یا نظام جمهوری اسلامی ایران را کلاً به سمتی ببرد که این نظام بتواند در جهان الگو شود و در مسیری برود که دیگر کشورها به نظام جمهوری اسلامی ایران رغبت پیدا کنند. یکی هم در واقع آن عزت و اعتباری است که ملت ایران در این مدت به دست آورده و این فرد بتواند از این عزت و این سربلندی (نه تنها حفاظت بکند) بلکه آن را ارتقا دهد و تقویت کند آن هم در سطح منطقه و بینالملل. بتواند به امور معیشتی کشور رسیدگی کند و بتواند اقتصاد را سروسامان دهد و برنامه داشته باشد برای مسائل اقتصادی خصوصاً در شرایط تحریم که شراط سختی است و با این شرایط بتواند برنامه ارائه دهد. نکته مهم دیگر این است که چیزهایی نگوید که در حیطه اختیاراتش نیست مثلاً نگوید که من فلان کار را میکنم. مشخص است که این مصوبه مجلس را میخواهد ممکن است مجلس تصویب نکند و این را باید هم رسانهها و هم مردم توجه بکنند که ممکن است یک کاندیدایی بیاید و بگوید که من مثلاً فلان کار را انجام میدهم.
ما باید ببینیم که این باید جزو اختیارات قوه مجریه باشد نه جزو اختیارات قوه مقننه یا قوه قضائیه باشد اگر آنجا باشد باید بگوید من با آنها هماهنگ میکنم، مطالعه میکنم. باید بتواند نظر و رأی مرد را به خودش جلب بکند، محبوبیت ایجاد کند که اینها باز هم به گذشته برمیگردد. کسانی که بالاخره به دلایل مختلف موضعگیریهایی کردند ملت آنها را نپسندیده است و دوباره نمیتوانند بیایند و خودشان را در معرض رأی مردم قرار بدهند و اینها نباید جلو بیایند. قاعدتاً باید افرادی که قبلاً به نوعی تجربه تلخ شکست را چشیدهاند اگر دوباره بخواهند وارد میدان شوند باید یک سری کارهای اساسی از آن زمان تا حالا کرده باشند که بتوانند نظر مردم را به خودشان جلب بکنند.
* به نظر شما این افراد توان جذب رأی مردم را دارند؟
** نه قاعدتاً نباید بیایند چون توان جذب رأی مردم را ندارند، مگر آنکه از آن زمانی که مردم به آنها رأی ندادهاند تا الان مثلاً بیایند بشمارند و مثلاً گزارش بدهند که پنج تا و حتی یک کار مثبت و برجسته و اساسی در سطح ملی انجام داده باشند. حالا اگر همان حالتی که آن موقع بوده الان هم هست و حتی و بعد آن هم (دو سه) خطای دیگر هم کرده، خب این اگر خودش را در معرض رأی مردم قرار دهد معلوم است که مردم دوباره به آن رأی نمیدهند.
* چرا این افراد خود را اینگونه در معرض آسیب قرار میدهند؟
** بالاخره ممکن است آسیب هم نباشد و ما با دید آسیب هم نگاه نکنیم، با این زاویه نگاه میکنیم که ممکن است آسیب به دیگران برساند. ممکن است کسی که خودش نمیتواند بیاید نگذارد کسی که همفکر خودش هم هست بیاید و در واقع عملاً مانع ورود او بشود یا رأی آن را هم خرد میکند، خب ممکن است در هر گروه و سازمان، تشکل و حزبی چهرههای مختلفی باشند که میتوانند خودشان را در معرض رأی مردم قرار دهند و آنهایی که این امتحان را پس دادهاند. به نظر من باید خودشان این مردودی را داشته باشند و خودشان را وارد این کار نکنند و خودشان و دیگران نیز آسیب میبینند ولی آسیبها جزئی است.
* خب چه افرادی کاندیدا بشوند بهتر است؟
** در کشور ما واقعاً قحطالرجال نیست. متأسفانه بعضیها یک حلقههایی درست کردهاند و فقط فکر به آن حلقههای بسته میکنند و حلقه بسته اگر بیاید حلقههای بسته خودش را میآورد. باید یکی دیگر از ویژگیهای رئیسجمهور این باشد که بتواند از همه قابلیتهای کشور استفاده کند، یعنی مثلاً یکی این است که حلقه مدیریتی که واقعاً ناسزا شکل گرفته را سامان بدهد و تحول در آن ایجاد کند. این حلقههای مدیریتی از روی رفیقبازی، حزببازی و گروهگرایی شکل گرفتهاند. انتظار مردم این است که این حلقهها را بشکند اجازه بدهد نیروهای جوانتر و تازهنفستر حتی اگر وابسته به تشکلی هم نیستند روی کار بیایند. اینها را به میدان بیاورند تا مردم بتوانند از خدماتشان استفاده بکنند یعنی ما نباید فکر خودمان، جامعه و مردممان را محدود بکنیم به یک تفکر خاص یا یک گروه و حزب خاص.
* در بین کاندیداهای احتمالی میتوان فرد یا افرادی را پیدا کرد که به گردش نخبگان اعتقاد داشته باشد و بتواند این حلقههای ناموزون را قطع کند و اداره کشور را به شکل صحیحتری مدیریت کند؟
** بله این وجود دارد و ما افرادی را داریم که این قابلیت را دارند. واقعاً اگر میدان داده شود، تخریب نکنند این امر شدنی است. در صحنه انتخابات مجلس نهم دیدند که تبلیغاتی که در شهر تهران شد، هزینه عظیمی داشت و مثلاً یک فرد عادی و توانمند ولی بیثروت و بیپشتوانه بود و نمیتوانست خودش را به خوبی عرضه کند و نمیتوانست ثروت آنچنانی که نمیتوانست در این صحنه تبلیغاتی بیاورد از آنجا جان سالم به در برد و این کار را سخت میکند و اگر این نباشد مطمئن باشید کشور ایران این قدر پتانسیلها و نیروهای انسانی ارزشمند، بزرگ و توانمند دارد که به راحتی میتوانند وارد صحنه بشوند ولی خب باید وابستگان به ثروت و قدرت این اجازه را بدهند. اگر این اجازه را بدهند شکوفایی ایجاد میشود.
* در کنار سؤالاتی که با محور انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد به این سؤال هم پاسخ بدهید که اساساً به سؤال از رئیسجمهور با توجه به شرایط داخلی و بینالمللی و با تجربه گذشته مجلس در این باره معتقد هستید و اصلاً آن را به صلاح میدانید؟
** بنده اشکالات اساسی به مجلس وارد میدانم و باید گفت واقعاً مجلس اشکال ساختاری دارد و این مشکل امروز و دیروز نیست و ربطی هم به مجلس فعلی ندارد. این نوع شیوه طرح یک موضوع در مجلس شیوه نادرستی است. شماها باید به عنوان یک رسانه بحث بکنید که چرا یک طرح و موضوع بسیار مهم را اول صبح یک روز کاری به نماینده مجلس میدهند و او باید طی یک یا دو ساعت نظر کارشناسی خود را ارائه بدهد و پس از آن در صحن در مورد آن موضوع رأیگیری بشود. آیا این نماینده فرصت فکر کردن و مشاوره کردن با دیگران را دارد و فرصت بررسی ابعاد گوناگون آن را دارد؟
یکی از نمایندههایی که چهار پنج دوره نماینده بوده است در هفته قبل تذکری داد که در مجلس هشتم 80 درصد از مصوبات اصلاحیه یا استثنا از قوانین گذشته بوده است. اگر این آمار درست باشد یعنی فاجعه، یعنی باید فکری کرد. مجلسی که این مشکلات را دارد باید در قبال آن فکری اساسی کرد و روند آن را اصلاح کرد. اینها باید اصلاح بشود آن هم با کمک رسانهها و مسئولان امکانپذیر است البته اگر گوش شنوایی باشد.
* خب سؤال از رئیس دولت را به صلاح میدانید یا نه؟
** حرف من این است که مشکل را باید ریشهای و اساسی حل کرد و با این شکل عمل کردن باید انتظار بسیاری از مسائل را داشت. باید بگویم برخی از طرحهای یک فوریتی یا دوفوریتی که در مجلس عنوان میشود اگر اصلاح نشود و بازنگری در آن صورت نگیرد، واقعاً کار دست کشور میدهد. من گستردهتر از بحث سؤال از رئیسجمهور را مطرح میکنم. چرا طرحی که امروز تصویب میشود شش ماه دیگر اصلاحیه روی آن قرار میگیرد.
* راهکار شما برای اصلاح این روند چیست؟
** اصلاح ساختار. آن هم با گرد هم آمدن نخبگان و افراد متخصص و متبحر و باتجربه این کار باید صورت بگیرد و طی مثلاً شش ماه این ساختار را اصلاح کنند.