تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۶۱۰۸۸
نگاهي به مفهوم الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت

حل‌المسائل مشكلات جامعه


محمد اسكندري

مفهوم الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت مفهوم مركب و پيچيده‌اي است كه در خصوص ماهيت آن نظرات متعددي ارائه شده است. بدون ترديد جامعه اسلامي ـ ايران نمي‌تواند با نسخه‌هاي پيشرفت غربي به سوي توسعه و تعالي حركت كند چرا كه اين الگوهاي توسعه‌اي بر مبناي مبادي فلسفي آن جوامع شكل گرفته‌اند كه در برخي نقاط با فلسفه و بنيانهاي اسلامي تضادهاي غير قابل اغماضي دارند.

براي مثال در غرب و پس از ايجاد جنبش‌هاي پروتستانيسم عليه كليسا به تدريج راه براي ايجاد تغييرات اساسي در فلسفه و علوم اجتماعي باز شد به نحوي كه انساني كه تا چندي پيش براي دستيابي به بهشت بايد به كليسا باج مي‌داد به تدريج خود را محور كاينات ديد. با ايجاد چنين تغيير عمده‌اي در جهان‌بيني غرب، راه براي تحكيم بنيان‌هاي نظام سرمايه‌داري كه مبتني بر لذت‌محوري بود هموار گشت و در نهايت ليبراليسم توانست زمام هدايت جوامع را در غرب به دست گيرد. با آغاز قدرتيابي انديشه‌هاي سكولار اومانيستي بر شدت و تمايلات اقتصادي در جوامع نيز افزوده شد و در نهايت روند توسعه غربي با تكيه بر آزاد بودن بي‌قيد و شرط انسان و تقديس توليد ثروت به هر طريق آغاز گشت و تمدني به نام تمدن غرب در آغاز هزاره سوم شكل گرفت.

در حالي كه آزادسازي هوي و هوس‌هاي نفساني شايد در توليد ثروت موثر باشد اما به هيچ وجه چنين روند توسعه‌محوري با مباني اعتقادي اسلام كه در آن ماديات بايد به خدمت تعالي و سعادت انسان‌ها قرار گيرند همگن و همنوا نيست. در حقيقت از نگاه اسلام اشتباه اصلي تمدن غرب همين زاويه گرفتن از حقيقت معنوي جهان و حركت كوركورانه در وادي ضلالت ماده‌پرستي است.

از اينجاست كه مي‌توان گفت براي دستيابي به توسعه و پيشرفت در كشور در ابتدا بايد الگويي مبتني بر نيازها و بنيادهاي فكري جامعه پديد آيد تا از اين طريق بتوان به توسعه حقيقي دست پيدا كرد و الا پيروي صرف از نسخه‌هاي توسعه غرب يا شرق نه تنها پيشرفت در كشور را محقق نمي‌سازد بلكه انرژي مديريتي را نيز هدر مي‌دهد. يعني اگر جامعه ايراني حقيقتا درصدد دستيابي به شاخص‌هاي توسعه باشد آن گاه بايد سير تدريجي توسعه در كشور را مورد توجه قرار داد و بي‌محابا الگوهاي توسعه غربي را كه مبتني بر نيازها، ساخت‌ها و ارزش‌هاي جوامع غربي است به خورد فرايند توسعه‌اي كشور نداد چرا كه نتيجه چنين اقدامي چيزي جز دستيابي به يك پديده ناقص‌الخلقه شبه توسعه‌اي نيست. متاسفانه امروزه در غالب كشورهاي در حال توسعه، غرب و روند توسعه به سبك سرمايه‌داري به عنوان شاه كليد پيشرفت محسوب مي‌گردد. شاخصه و ملاك اصلي توسعه‌يافتگي، در غرب تعيين مي‌شود و به ساير كشورها نيز تسري مي‌يابد. امروز گفتمان غالب بر جهان گفتمان پيشرفت براساس نسخه‌هاي توصيه‌اي غرب است. غرب سمبل پيشرفت در تمام زمينه‌هاست و ساير جوامع نيز بايد تمامي تلاش خود را براي رسيدن به اين سطح از پیشرفت انجام دهند. با این حال همان طور که پیشتر نیز اشاره کردیم بنیان‌های نظام سرمایه‌داری غرب براساس فردگرایی individualism و لذت‌محوری Hedonism شکل گرفته است. از این روست که به ضرس قاطع می‌توان گفت نسخه‌های غربی توسعه نمی‌تواند پاسخی واقعی به نیازهای اقتصادی جوامع سنتی و علی‌الخصوص کشور ایران باشد چرا که توسعه‌ای که مبتنی بر نفسانیت انسان است در یک جامعه والانگر و اسلامی قابلیت اجرا شدن را دارا نیست.

از اینجاست که مبحث نظریه‌پردازی برای الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت مطرح می‌شود. در واقع کشور ایران برای دستیابی به فرایند توسعه‌ای در ابتدا باید به تدوین الگوی توسعه بپردازد و روند دستیابی به اهداف را برنامه‌ریزی کند. بی‌شک این الگو باید براساس نیازهای جامعه و همچنین در راستای اهداف اساسی و آرمان‌های حقیقی شکل بگیرد. طی سه دهه گذشته مردم نشان داده‌اند که در پی دستیابی به یک هویت دینی اصیل هستند و نمی‌توان پس از گذشت سی و چند سال در پاسخ به این خواسته مردم کالاهای نظری غرب را در ویترین مدیریتی کشور گذاشت. امروز ضرورت دارد تا الگویی مبتنی بر نیازها و خواست‌های اساسی مردم در فضای نظری کشور شکل گیرد. الگویی که در آن هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناسی اسلامی حکمفرماست و در جهت ارزش‌های وحیانی حرکت می‌کند.

اما در این میان نکته‌ای نیز قابل تامل است. به هر حال باید گفت که پیشرفت زمانی شکل می‌گیرد که به ترتیب مشکلات جامعه بر مبنای نظریه‌های اسلامی حل و فصل شوند و جامعه به سمت جلو حرکت کند. به عبارت بهتر مهمترین وجه الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت پیاده‌سازی آن است. بی‌شک نظریه‌پردازی صرف نمی‌تواند راه‌حل مسئله پیشرفت در ایران باشد و کشور ما بیش از نظریه‌پردازی به اقدامات عملی نیازمند است. در واقع آنچه که در الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت مطرح می‌شود اهداف و ساختارهای کلی برای حرکت مردم و مسئولین در جهت ساخت کشور و حرکت به سوی جلو است. حال اگر انتظار داشته باشیم که الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت الگویی بسیار جامع باشد که به تمام نیازهای کوچک جامعه در موضوع مدیریتی نیز پاسخ دهد دچار اشتباه شده‌ایم چرا که اساسا چنین الگویی نه قابل طراحی است و نه در صورت طراحی شدن در حوزه عملیاتی می‌توان آن را پیاده کرد. عرصه مدیریتی نیازمند خلاقیت فردی است و مقولات مدیریتی نیز از جمله مسائل متغیر با هزاران مولفه تاثیرگذار هستند که نمی‌توان برای حل آنها از پیش طرح و الگوی کشید و اساسا این الگوها باید در حین کار و با توان فردی مرتفع گردند.

حتی در نگرش‌های مدیریتی نیز صاحب نظران قائل به طراحی متد کلی نیستند بلکه با تعیین اهداف راهبردی و تالیف منابع و ارائه ساختار حرکتی به مجریان اجازه می‌دهند تا در برخورد با مشکلات از خود انعطاف نشان دهند و بتوانند به بهترین نحو به حل مشکلات بپپردازند. از این روست که می‌توان گفت الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت نیز باید بر همین اساس طراحی شود و بیشتر در آن چارچوبهای کلی مطرح گردد. چنانچه رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در اولین همایش از این الگو به خوبی سرفصل‌های ماهوی آن اشاره کردند. ایشان در این جلسه در تبیین ساحت‌های الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی چهار عرصه فکر، علم، زندگی و معنویت را مهمترین بخش‌ها و عرصه‌های پیشرفت تبیین کردند که مجریان این الگو باید این دستیابی به اهداف را مهمترین راهنمای خویش قرار دهند. لذا در نهایت باید گفت تدوین الگوی اسلامی ـ ایرانی نیاز جامعه امروز است و اساسا نمی‌توان با تکیه بر الگوهای بیگانه به پیشرفت واقعی دست یافت. با این حال باید به این نکته نیز توجه داشت که تدوین این الگو نباید نگاه‌ها را از حل مشکلات فعلی جامعه باز دارد و در واقع بخش اساسی از چنین الگویی در حین حل مسائل پدید خواهد آمد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات