بسيج عمومي و آموزش ديني
در تهاجم فرهنگي، عموم مردم هدف قرار ميگيرند و از همين رو است كه بايد همه احساس مسئوليت كنند و در يك آمادهباش سلاح به دست بگيرند. چه سلاحي در مقابل هجوم فرهنگي؟ سلاح علم. همانگونه كه در هجوم نظامي، همگان آموزش نظامي ميبينند در تهاجم فرهنگي نيز همگان بايد آموزش ديني ببينند و خودشان را مجهز كنند. وقتي مرض شايع ميشود همه بايد واكسن بزنند تا به آن مرض مبتلا نشوند. نميتوان گفت ما كه مريض نيستيم پس چرا واكسن بزنيم؟ مرض شيوع دارد دير يا زود، به همه ميرسد. نبايد گفت كه ما شصت يا هفتاد سال از عمرمان گذشته، ديگر كافر نميشويم. كساني بودهاند كه در هشتاد سالگي هم شك پيدا كردهاند. وانگهي، ما بايد به فكر جوانان و نوجوانان اين كشور باشيم كه اكثر افراد اين ملت را تشكيل ميدهند.23
2- احياي جلسات مذهبي
وظيفه عمومي مردم است كه در مبارزه فرهنگي مشاركت كنند. هر كسي به هر اندازه كه ميتواند. سادهترين و واجبترين كاري كه از عهده هيچ كس ساقط نميشود، خواه پير باشد يا جوان، مرد باشد يا زن، احياي جلسات مذهبي است. چرا از اين كار غافليم؟ جوانان، نوجوانان، خانمها، آقايان، بازاريان، دانشگاهيان و ساير اقشار مردم بايد در سطحهاي گوناگون جلساتي تشكيل دهند و به شكلي فعال، مطالب را مطرح كنند، سير مطالعاتي براي خود قرار دهند، به صورت استدلالي با يكديگر گفتگو و مناظره كنند و هر جا مشكلي پيش آمد براي حل آن نزد يك عالم بروند. هر جلسه مذهبي كه بينش ما را نسبت به اسلام و ارزشهاي آن اندكي بالاتر ببرد يا دستكم، در همين حدي كه هست نگه ميدارد واجب است در آن شركت جوييم. ما ميبينيم كه هر روز باورها و ارزشهاي اسلامي كمرنگتر ميشود و تنزل ميكند. اگر اين سير نزولي همچنان ادامه پيدا كند به كجا ميانجامد؟ يكي از راههاي جلوگيري از اين مشكل، برگزاري جلسات مذهبي است كه در آنها اعتقادات تقويت ميشود و جوانان به اين راه ايمان پيدا ميكنند.24
3- برخورد دوستانه و محبتآميز با جوانان
عموم مردم بايد با جوانان و نوجوانان برخوردي مناسب داشته باشند. بايد به آرامي و با نصيحت و به صورت غير مستقيم آنها را متوجه ساخت بايد وسايلي فراهم كرد تا دلشان خوش باشد، شاد باشند. مخصوصا محيط خانواده براي آنها گرم باشد و افراد خانواده با هم مهربان باشند تا از اين رهگذر انگيزه سرگرمي با فيلمهاي ويدئو و... در آنها گم شده و از بين برود. در خانههايي كه محيط آنها تند و خشن است عصبانيت ايجاد ميشود و بچهها از محيط خانه فراري ميشوند و به خانه همسايه و دوستان ناباب پناه ميبرند. نه تنها درس نميخوانند، بلكه آلودگي اخلاقي هم پيدا ميكنند. اما اگر محيط خانه محيطي گرم و سالم باشد بچهها جذب ميشوند و دوست دارند كه در كنار پدر، مادر، خواهر و برادر خود بنشينند و با آنها انس بگيرند و كمتر تمايل به كار خلاف پيدا ميكنند. اگر مقداري هم انگيزه كار گناه در آنها پيدا شود ميتوان با استدلال، ملاطفت و منطق آنها را متوجه ساخت.25
منابع و پينوشتها در دفتر روزنامه موجود است.