* طریقالوسطی: بعنوان اولین سؤال، با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبری درخصوص نهضت خدماترسانی به مردم برای سال 1382، به نظر شما راهکارهای مهم تحقق این مسئله مهم چگونه میباشد؟
** سردار جوانی: این یک بحث کلان و کلی است وقتی که ما به موضوع نگاه کنیم جنبههای اعتقادی دارد. روایتی از امام معصوم علیهالسلام داریم که میفرماید: خیر الناس من انفع الناس. بهترین مردم کسی است که نفعش بیشتر به مردم برسد. یعنی کمک به خلق خدا رضایت خداوند را در پی دارد. در جامعهای که حکومت اسلام مستقر میشود سردمداران این حکومت مهمترین وظیفهشان خدمت به مردم و تلاش برای حل مشکلات و معضلات مردم است.
در طول سالهای بعد از انقلاب دشمنان برای به شکست رساندن انقلاب فشارهای زیادی را وارد کردند. نتیجه این فشارها باعث شد که مسائل جامعه مورد توجه قرار نگیرد و با گذشت 24 سال از انقلاب با آنکه مردم ما در طول این سالها نشان دادند که مردمی وفادار و ایثارگر هستند، مسئولین نظام حکومت دینی نتوانسته بطور کامل به امور این مردم توجه کند.
و لذا میبینیم که در ابتدای سال جاری با توجه به شرایط خاصی که امروزه در جهان و منطقه و در داخل کشور ما حاکم است، مقام معظم رهبری به دنبال توصیههای خود در سالهای گذشته به طور مشخص و معین شعار سال را شعار نهضت خدمترسانی به مردم معرفی مینمایند.
البته به این معنا نیست که این برای اولین باری است که ما چنین نگاهی را داریم. حضرت امام(ره) همواره تأکیدشان بر این بود که این مردم هستند که همه کاره هستند و ما باید خودمان را خادم آنها بدانیم و در راهحل مشکلات آنها قدم برداریم. بعد هم مقام معظم رهبری در سالهای بعد از حضرت امام همواره بر این نکته تأکید میکردند.
در سالهای اخیر وقتی که بحث اصلاحات مطرح شد شاهد یک برداشتهای انحرافی از اصلاحات بودیم.
و این برداشتهای انحرافی نکتهاش در این است که ما شاهد این مسأله بودیم آنچه که دغدغه بعضی روشنفکران و جریانهای سیاسی است با آنچه که دغدغه و مشکل مردم است تفاوت دارد. به عبارت دیگر اولویتهای بعضی از گروههای سیاسی که در دولت و مجلس و سازمانها نقشی دارند با آنچه که اولویت مردم است خیلی متفاوت است. آنها عمدتا اولویتهایشان را در حوزهی سیاسی مطرح میکنند و این خیلی متفاوت است با اولویتهای مردم.
مقام معظم رهبری برای این که اصلاحات را هدایت نموده و در مسیر اصلی قرار دهند اصلاحات را تبیین فرمودند و گفتند که اصلاحات واقعی یعنی مبارزه با فساد و فقر و مبارزه با بیعدالتی و تبعیض. در همین راستا ایشان امسال را سال نهضت خدمترسانی به مردم معرفی فرمودند.
اگر ما میخواهیم امنیت خود را تأمین کنیم، اگر میخواهیم به آرمانهای خود برسیم اگر ما میخواهیم تهدیدات بیرونی و تهدیدات منطقه را خنثی کنیم راه اصلی در این است که مردم را مورد توجه قرار دهیم.
یعنی همان نکته که امام ما فرمودند مردم ولینعمت ما هستند. مردم همهکاره ما هستند این مردم هستند که تعیینکننده هستند. به نظر میرسد که این جمله مقام معظم رهبری هم در این خلاصه میشود که اگر مسئولان نظام و دولتمردان میخواهند کاری را انجام دهند که رضای خدا در آن باشد این کار از طریق نهضت خدمترسانی به مردم حاصل میشود.
اما اینکه شما فرمودید چه راهکارهایی را میشود مدنظر قرار داد به نظر من مهمترین مسئله در اینجا این است که ما یک نوع نگاه واقعگرایی را پیدا کنیم در تمامی عرصهها. یعنی کسانی که در حوزههای مختلف مدیریتی هستند چه در قوه مجریه، چه در قوه مقننه، چه در قوه قضائیه و سازمانهای تابع اینها، واقعیتهای جامعه را آنگونه که هست ببینند. طبیعی است اگر ما واقعیت جامعه را آنگونه که هست ببینیم نگاه ما همانند پزشکی است که بیمار را آنگونه که هست معاینه میکند. اگر پزشک به بیمار وقتی نگاه میکند صرفا براساس ذهنیت خودش یک برداشتی را داشته باشد و دارویی تجویز کند ممکن است که این دارو اثربخش نباشد.
اما اگر براساس علم خودش بیمار را به خوبی معاینه کند پی میبرد که این بیماری چیست و میتواند دارویی تجویز کند که کارساز باشد. اگر مجموعه مسئولین و دستاندرکاران حکومتی نگاه واقعبینانهای به جامعه داشته باشند و دریابند که امروزه جامعه ما در چه موقعیتی است و مردم ما چه نیازها و مشکلاتی دارند، این خودبخود باعث میشود که مسئولین ما در مسیر صحیح قرار بگیرند. بعد از این نگاه به نظر گام بعدی ایجاد عزم و اراده جدی در تمامی مسئولین و دستاندرکاران میباشد. مثلا مجلس محترم شورای اسلامی واقعا امروز باید اولویتهایش همان اولویتهای جامعه ما باشد نه اینکه یکسری مسائلی که میتواند در ردههای صدمین موضوعات جامعه قرار گیرد اولویتدار شوند.
در دیگر مجموعهها نیز ما شاهد یک چنین مشکلی هستیم که آنگونه که باید و شاید اولویتها را مورد توجه قرار نمیدهند.
یکی از چیزهایی که در نهضت خدمترسانی بعنوان راهکار اصلی باید مورد توجه قرار بگیرد یک نوع بازنگری در مدیران و مسئولین است یعنی هر کسی در حیطه مدیریتی خود باید مجموعهایی را به کار گیرد عناصری را بکار گیرد که به لحاظ فکری و اندیشهای خود را خادم این مردم بداند. شاید مشکل ما در اینجا است که میبینیم توصیههای مقام معظم رهبری و تأکیداتی که دین ما و پیامبر و ائمه معصومین سلامالله علیهم به دولتمردان اسلامی دارند، در عمل تحقق پیدا نمیکند. شاید برگردد به این که ما به لحاظ اندیشهای فاصله گرفتهایم. ممکن است شعار بدهیم ولی باورمان نشده که اگر در مجموعهای مسئولیت داریم خود را خدمتگزار مردم بدانیم.
حضرت امام یک جملهای را بارها با ادبیات مختلف تکرار کردند و آن اینکه من خادم شما هستم. این باور امام امت بود. یعنی امام هیچگاه خودش را به عنوان یک رهبر که باید رهبری و ریاست کند نمیدید. اگر هم رهبر میدید رهبری که خادم است یعنی آمده خدمتگزاری کند. بنابراین در نهضت خدمترسانی باید افرادی در حوزههای مسئولیتی به کار گمارده شوند که این فکر و این روحیه و این اندیشه را داشته باشند. غیرممکن است فردی که روحیه خدمتگزاری نداشته باشد، همّ و غمّش و تلاشش این باشد که به مردم خدمت کند. چون چنین فردی منافع فردی، سازمانی و گروهی خود را ممکن است در حوزههای مختلف به نوعی بر منافع مردم و منافع عمومی جامعه ترجیح دهد و مشکلات عمدتا از همینجا بوجود میآید. اگر ما شاهد رانتخواری، فسادهای اداری و تبعیض و بیعدالتی هستیم همه اینها ریشهاش به همین نکته برمیگردد.
ما امروزه نیازمند این هستیم که در این زمینه بازنگری کنیم. البته این یک کار سنگینی میطلبد و با یک سال و دو سال تمام نمیشود. چون بحث خدمترسانی یک آرمان است یک مسئله مقطعی مربوط به سال 1382 نیست که ما بگوییم امسال خدمتگزاری بکنیم یا سال قبل کارهای دیگری داشتیم و سال 83 کار دیگری خواهیم داشت. نه بحث خدمترسانی یک شعار مربوط به یک آرمان است.
* طریقالوسطی: آیا خدمترسانی به مردم با «امنیت ملی و ایجاد وفاق ملی با هدف رفع تهدیدات داخلی و خارجی» ارتباط دارد؟
** سردار جوانی: بله خیلی روشن است که اگر در جامعه تمامی مسئولین و دستاندرکاران بسیج شوند برای خدمت به مردم نتیجه اولیه این بسیج، رضایتمندی جامعه است. مردم با تمام وجود به این مسئولین عشق میورزند. یعنی هیچ انسانی را ما سراغ نداریم که ببیند دارند به او خدمت میکنند و ناسپاسی کند. معمولا مردم و افکار عمومی وقتی کاری برایشان انجام میشود و نتیجه کار را ببینند شاکر خواهند بود. وقتی رضایتمندی حاصل شود، وقتی که مردم عشق بورزند نتیجه آن همان وحدت و انسجام است. وحدت و انسجام حرف اول را در اقتدار ملی میزند.
در بعد امنیتی، امروزه تحولاتی در دنیا در حال انجام است. سیستم جهانی در حال دگرگون شدن بوده و نقطه اصلی و کانون این تحولات نیز خاورمیانه است. ما هم در خاورمیانه جایگاه حساسی داریم. در این شرایط که تهدیداتی متوجه ما هست بهترین راهکار برای خنثیسازی این تهدیدات بیرونی این است که ما در داخل دارای انسجام و وحدت باشیم. چون انسجام و وحدت در مقوله اقتدار و امنیت ملی حرف اول را میزند و راه رسیدن به آن هم همین است که مردم خود را با دولت، به صورت دو مجموعه متفاوت احساس نکنند.
یعنی وقتی که مسئولین مسیر خود را بروند و کاری به مردم نداشته باشند و مردم هم این احساس را داشته باشند که کسی به کار آنها کاری ندارد و دنبال حل مسائل و مشکلات آنها نیست این دوگانگی ایجاد میشود. اما وقتی که مسئولین خود را در خدمت مردم ببینند خودبخود مردم تلاش میکنند که در کنار این مسئولین قرار گرفته و ارتباطی دوسویه و تنگاتنگ و منتهی به انسجام و وحدت را شاهد خواهیم بود. چنین وحدتی به معنای دقیق خود اگر حاصل شود ما به راحتی میتوانیم تهدیدات بیرونی را خنثی کنیم.
* طریقالوسطی: مقام معظم رهبری در ابتدای سال فرمودند ممکن است جنگ نظامی نداشته باشیم ولی حتما جنگ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خواهیم داشت. به نظر شما محورها و ابعاد این تهدیدات چه میباشد؟
** سردار جوانی: در سالهای گذشته همواره ما شاهد این تأکید مقام معظم رهبری بودهایم که باید به شرایط توجه کرد و به نظر میرسد که در بعضی از مواقع ما کمتر به شرایط توجه کردهایم و این تأکید مقام معظم رهبری هم به خاطر همین مسئله است.
در ربع آخر قرن بیستم تحولات عمدهای در جهان اتفاق افتاد که منشاء دگرگونی در سیستم بینالمللی شدهاند. یکی از این تحولات انقلاب اسلامی ایران بود. انقلاب اسلامی تأثیرات قابل ملاحظهای بر سیستم جهانی و نظام بینالمللی گذاشت. تقریبا دهه اول انقلاب را که سپری کردیم، شاهد تحول مهم دیگری بودیم و آن هم فروپاشی بلوک شرق و شوروی بود.
این فروپاشی نیز تأثیرات عمیقی را بر سیستم جهانی و نظام باقی بینالملل باقی گذارد. به دنبال این تحولات، در بلوک غرب تفکری پدیدار میشود که خواهان بسط سلطه و ارزشهای خود بر جهان میباشد. کانون این تفکر آمریکا است. در زمان جنگ دوم خلیجفارس رییسجمهور وقت آمریکا – بوش پدر – وقتی بحث نظم نوین را مطرح میکند جوهره این نظم نوین را شکلدهی به رهبری فراگیر آمریکا میداند.
انقلاب اسلامی اصول و آرمانهایی که دارد، شعارهایی که مطرح کرده، روشن است که با این تفکر و اندیشه همخوانی ندارد. از بدو انقلاب توطئههای زیادی از ناحیه دشمنان متوجه ما شده است، ولی در شرایط جدید که آمریکاییان مصمم هستند با تکیه بر قدرت نظامی خود خواستههایشان را بر دیگر ملتها تحمیل کنند، ما یک وضعیت جدیدی را پیدا میکنیم. البته به لحاظ تجربهای که دشمنان ما از نبرد نظامی دارند شاید این ریسک را نکنند که وارد یک درگیری نظامی با ما شوند. زیرا دوره 8 ساله دفاع مقدس نشان داد که ملت ما با تمام وجود از آرمانهای خود و انقلاب خود و سرزمین خود دفاع میکند. اما طبیعی است که دشمن با تمام توان در عرصههای سیاسی و اقتصادی به مبارزه خود ادامه میدهد چون او برای دسترسی به اهداف خود مصمم است. طبیعی است که این نبرد خیلی جدی خواهد بود که به شکلهای مختلف دنبال میشود.
* طریقالوسطی: به نظر میرسد بعد از پایان جنگ در سال 67، استراتژی آمریکا از رویکرد نظامی به رویکرد سیاسی فرهنگی با نظام اسلامی تبدیل شد علت این رویکرد و در واقع جمعبندی آنها چه بود؟
** سردار جوانی: آنها جمعبندیشان این بود که علت ناکارآمدی جنگ، کودتاها، بمبگذاریها و تحریمهای اقتصادی این بود که در ایران پایهها و ریشههای حکومت در اعتقادات و باورهای مردم است. رهبر یا ولیفقیه به عنوان مرجع تقلید جایگاه اعتقادی دارد. با این روند هیچگاه نمیتوان در ایران تغییری ایجاد کرد. بین نظام و مردم یک دوگانگی وجود ندارد که ما بتوانیم با ایجاد دوگانگی و از بین بردن وحدت، نظام را ساقط کنیم. دولتهایی را میشود ساقط کرد که آن دولتها ریشه در جامعه نداشته باشند اما اگر یک دولتی ریشه در جامعه داشته باشد خصوصا از نظر معرفتی آن را نمیشود ساقط کرد چون اگر بخواهیم او را ساقط کنیم باید مردم را ساقط کنیم.
بنابراین از دوره بعد از جنگ ما شاهد این هستیم که یک تهاجم گسترده فرهنگی علیه کشور ما برای تغییر این باورها و نگرشها و عقاید آغاز میشود. ابزارهایی که دشمن بکار میگیرد مشخص است. تمام ابزارهای فرهنگساز، ابزار دشمن میشود. یعنی هر آنچه را که میتوان از طریق او تولید فکر و اندیشه کرد، فرهنگی را ایجاد کرد، فرهنگی را تغییر داد، باوری را عوض کرد، بکار میگیرد. شما از مد لباس بگیرید تا نظریهسازی در بعد اندیشه و بعد معرفتی. یعنی هر کدام از اینها به نوع خودش فرهنگساز است و فرهنگی را تغییر میدهد. چون وقتی به مرور زمان یک مدهایی وارد جامعه شود که با فرهنگ بومی و اصیل آن جامعه بیگانه باشد، به مرور زمان رفتارهای خودش را ایجاد میکند. به لحاظ معرفتی هم وقتی شاخصهای دیگری القا بشود میتواند زیرساختارهای معرفتی را تغییر دهد.
در چندین ساله اخیر شاهد میدان نبردی به همین گستردگی بودهایم که دشمنان ما با استفاده از غفلتها و کمتوجهی و بیتدبیریهایی که وجود داشت موفق شدند بعضی از کسانی را که باید مقابل آن تهاجم قرار میگرفتند به خدمت خود درآورند. چون این میدان ظریفی است که پیچیدگی بسیار زیادی دارد. در جنگ نظامی اگر کسانی عامل دشمن شوند به راحتی میتوانیم آنها را شناسایی کنیم. در عرصه فرهنگی کار به این راحتی نیست و کار دشواری میطلبد. امروزه آنچه ریشه در اعتقادات دینی دارد مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است. در بحث جنگ اقتصادی، امروزه دشمن تلاشش در این است که مسئولین ما نتوانند در توسعه اقتصادی موفق شوند نتوانند در حل مسایل اقتصادی موفق شوند. در یک اقتصاد پویا باید تولید باشد، سرمایهگذاری و اشتغال ایجاد شود.
اما جامعه امروز ما مختصاتی دارد که به لحاظ اقتصادی رنج میبرد. ما میلیونها نفر بیکار داریم، فاصله طبقاتی داریم، جمعیتهای زیادی را داریم که درآمدهای بسیار ناچیزی دارند و از این طریق بخشی از جامعه ما تحت فشار است. یکی از حوزههایی را که دشمن به عنوان حوزه نبرد خود انتخاب کرده است، حوزه اقتصادی است تا نگذارند ایران در توسعه اقتصادی خود موفق شود. این به شیوههای مختلف انجام میشود در مسیر سرمایهگذاری مشکل ایجاد میشود، در مسیر تجارت و بازرگانی خارجی ما و ارتباط با دیگر کشورها مشکل ایجاد میشود، برای بیارزش کردن پول ملی تلاش میشود. حتی ممکن است به شکلهای مختلف مسایل غیراولویتدار را مسئلهای برای ما پیش آورد که اولویتدار شوند و ذهن مسئولین را مشغول کنند. و همین مسایل باعث میشود که اولویتهای اقتصادی مورد توجه قرار نگیرند.
* طریقالوسطی: در مورد وظایف اداره سیاسی که مخاطبان آن را عمدتا همه پاسداران، بسیجیها و خانوادههای آنها دربرمیگیرد اگر مطالبی بیان نمائید بهرهمند میشویم.
** سردار جوانی: مأموریتهای اداره سیاسی را در چهار بند کلی میتوانیم شمارش کنیم:
1- برنامهریزی و اقدام در زمینه هدایت و توجیه سیاسی نیروهای سیاسی سپاه و بسیج، بگونهای که این نیروها همواره آماده دفاع از انقلاب در صحنههای مختلف انقلاب باشند.
2- تبیین و تشریح فرمانهای مقام معظم رهبری بعنوان فرمانده کل قوا.
3- تهیه و تدوین نشریات، بولتنها، کتب، جزوات و متون تحلیلی نسبت به مسائل سیاسی برای فرماندهان و کلیه پاسداران و بسیجیان.
4- برپایی کلاسها و گردهمائیها و جلسات سیاسی به منظور آگاهسازی نیروهای سپاه و بسیج نسبت به مسائل سیاسی.
به معنای دیگر چهار محور مصوب و ابلاغی نماینده ولیفقیه در سپاه که از طرف اداره سیاسی و ردههای تابعه باید تحقق پیدا کند آن بعد اطلاعرسان�� و آگاهسازی و دادن قدرت تحلیل و ایجاد شم سیاسی در نیروها را شامل میشود و طبیعی است که کار بسیار بسیار سنگینی است خصوصا در شرایطی که تهاجم اصلی دشمن امروزه صحنه فرهنگی – سیاسی است و دشمن در تلاش است به شکلهای مختلف به جامعه ما القا کند که انقلاب دستاوردی نداشته و مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد کرده و در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده است.
طبیعی است نیروهایی که میخواهند از این انقلاب دفاع کنند اگر نتوانند در یک چنین فضایی یک تحلیل صحیحی از مسائل داشته باشند در انجام مأموریت دچار مشکل میشوند. این نشان میدهد که ما امروز مأموریتمان از یک حساسیت بالایی برخوردار است.
تأکیدات پی در پی مقام معظم رهبری طی سالهای اخیر درخصوص آگاهی دادن به نیروها، بالا بردن بصیرت، ایجاد شم سیاسی و قدرت تحلیل در نیروها در همین راستا بوده است.
یکی از اقدامات انجام شده انتشار هفتهنامه صبح صادق است که به همت جمعی از دوستان ما در اداره سیاسی و نیز در نیروهای دیگر، این نشریه امروزه وضعیت مطلوبی پیدا کرده و نظرسنجیها هم نشان میدهد که مورد توجه خاص مخاطبین خود چه در میان پاسداران و فرماندهان و مسئولین، و چه نیروهای بسیجی سراسر کشور قرار گرفته است. به گونهای که میزان درخواستهایی که به صورت مکتوب برای افزایش این نشریه میشود به مراتب بیشتر از تیراژی است که امروزه منتشر میکنیم. این مسئله نشاندهنده این است که این نشریه مورد توجه قرار گرفته. اخبار و تحلیلهای روزانه، تحلیل اخبار هفته، فصلنامه روز، تهیه و توزیع بولتن، برگزاری گردهمائیهای سیاسی و رفع شبهات سیاسی کارکنان، بخشهایی از فعالیت این اداره با هدف ارتقاء آگاهی و بصیرت سیاسی نیروها و خانوادههای آنها میباشد.
* طریقالوسطی: در پایان اگر توصیهای برای مخاطبان طریقالوسطی که خانوادههای پاسداران میباشند داشته باشید تشکر میکنیم.
** سردار جوانی: از آنجا که ماهنامه طریقالوسطی برای خانوادهها منتشر میشود من به نظرم میرسد به عنوان یک عضوی از این جامعه سپاهی این مطلب را مورد توجه قرار دهم که یک پاسدار موقعی میتواند مأموریتش را خوب انجام دهد که اطرافیانش با او همراه باشند. البته این مخصوص یک پاسدار نیست میتوانیم به شکل عام مطرح کنیم. در هر مجموعهای که افراد با هم در تعامل هستند هر کدام از این افراد موفقیتشان در این است که دیگران هم با او همراه باشند، او را یاری کنند، پشتیبان او باشند، مانع و سد او نباشند. وقتی که سپاه مأموریت سنگین دفاع از انقلاب را در مقطع کنونی بر دوش دارد ما میگوییم که لازمه انجام این مسئولیت و تکلیف داشتن بصیرت و آگاهی است تا بتواند با یک شناخت دقیق و صحیح وظایف خود را بشناسد و عمل کند.
با همین نگاه و استدلال افرادی که منتسب به ایشان و در کنار ایشان هستند یعنی همسر و فرزندان آنها هم یاری و کمکشان در گرو همین شناخت است. فلسفه انتشار نشریهای مثل طریقالوسطی برای خانوادههای نیروی هوایی سپاه برای این است که با یک کار فرهنگی، اطلاعرسانی صورت گیرد و آنها در جریان مسائل مختلف قرار بگیرند و نیازمندیهای معنوی آنها به نوعی تأمین شود که الحمدالله در این زمینه به نظر میرسد موفقیتهایی این نشریه بدست آورده است. و من به این نکته اشاره میکنم که رسالت یک نشریه است که به آن مسائل بپردازد. توجه به مسائل سیاسی و آنچه در کشور ما و در منطقه و در دنیا میگذرد از اهمیت بالایی برخوردار است و خوب است که مخاطبین ماهنامه شما به این موضوع توجه بیشتری داشته باشند.
البته همه مسائل فرهنگی مهم است این نکته هم داریم از مقام معظم رهبری که ایشان در چندین نوبت فرمودند در تاریخ اسلام هر کجا مسلمانان دچار ضربه کاری شدهاند و شکست خوردند ما در آن مقطع ردپای بیتحلیلی مسلمانان را میبینیم. یعنی حوادثی در حال انجام بوده، توطئههایی طراحی شده، نقشههایی کشیده شده که مسلمانان در آن مقطع نمیتوانستند توطئهها را درک کنند که چه کسانی با چه اهدافی آن را دنبال میکنند. همین بیتحلیلی باعث شده که چه بسا خود مسلمانان عامل اجرایی آن نقشه و آن توطئههای شوم باشند امروز در مقطعی هستیم که دشمن پیچیده و ظریف عمل میکند. امروز دشمن فشار اصلیاش را در داخل کشور گذاشته و هر روزی با طرح یک مسئلهای به دنبال این هست که درون این جامعه شکاف ایجاد کند.
خوب اگر خانواده پاسدارهای ما نسبت به این توطئهها شناخت دقیقی نداشته باشند شاید نتوانند در مقاطعی که همسرانشان میبایستی مأموریتهایی انجام دهند حمایت کنند؛ همانگونه که در زمان جنگ همسران پاسداران با تمام وجود درک میکردند که عضوی از خانوادهشان در چه سیری قدم برمیدارد. امروزه هم باید شرایط به گونهای باشد که خانوادههای ما چنین شناختی داشته باشند و با این شناخت است که قطعا خانوادهها پاسداران را یاری خواهند کرد. نتیجه این یاری این میشود که برادران پاسدار ما به بهترین وجه مأموریت خود را انجام دهند.
امیدواریم خداوند به همه ما کمک کند که در مسیر کسب بصیرت و آگاهی و قدرت تحلیل باشیم.
پایان