لحظه دستگیری مریم رجوی و همراهان در پاریس
مریم رجوی تا قبل از آن در پادگان اشرف به سر میبرد اما اشغال این کشور توسط آمریکا و سقوط دیکتاتوری حکومت بعث وی را از عراق فراری داده و به فرانسه آمد همان جایی که عدهای از اعضای فرقه تحت عنوان شاخه سیاسی و تحت عنوان شورای ملی مقاومت در دهکده اوررسوواز در اطراف پاریس به سر میبردند. اقدامی آشنا که سایر گروههای تروریستی نیز بدان مبادرت میکنند تا از طریق زیر شاخهسازی بتوانند از محدودیتهای اعمال شده بر گروههای تروریستی فرار کنند. موارد جرم مریم رجوی و دستگیرشدگان خیلی سریع رسانهای شد. تدارک حملات تروریستی به 13 سفارت ایران در کشورهای اروپایی و پولشویی. هنگام دستگیری حدود ده میلیون دلار پول نقد از محل سکونت مریم رجوی ضبط شد. روزنامه فیگارو به این موارد طرح ترور 25 تن از جداشدگان فرقه مجاهدین خلق را اضافه کرد. جدا شدهها با اتخاذ مواضع بر ضد رهبران فرقه دست به افشاگریهای زیادی در خصوص وضعیت اسفناک حقوق بشری ساکنان پادگان اشرف و ساختار فرقهای این گروه زده بودند.
هدف مریم رجوی از گریختن به فرانسه
مریم رجوی با فرار از عراق و رفتن به فرانسه به دنبال فعال کردن فعالیتهای تروریستی فرقه مجاهدین خلق در گستره وسیعتری بود. بعد از اینکه بغداد به تصرف نیروهای آمریکایی و متحدان آن درآمد غروب پادگان اشرف در عراق نیز فرارسید. شبهنظامیان موسوم به ارتش آزادیبخش ملی! بلافاصله تسلیم و خلع سلاح شدند. ارتشی که برای سالیانی چند ��مراه ارتش بعث بر علیه مردم ایران فعالیت کرده و این ننگ را برای همیشه بر پیشانی خویش قرار داده بود. در چنین وضعیتی تیمهای عملیاتی و تروریستی فرقه مجاهدین خلق قادر به ادامه فعالیتهای خرابکارانه خود بر ضد اهداف ایرانی نبودند. به همین دلیل بود که مریم رجوی سعی کرد ستاد فرماندهی عملیاتهای تروریستی را از عراق به فرانسه منتقل کند. روزنامه «نیویورک تایمز» در این زمینه انگیزه دولت فرانسه از دستگیری مریم رجوی و همراهانش را «جلوگیری از انتقال کانون سیاسی ـ عملیاتی سازمان مجاهدین خلق از عراق به فرانسه» عنوان کرد.
اظهارات پییر دوبوسکه مسوول سازمان اطلاعاتی فرانسه، در خصوص دستگیری مریم رجوی موید این موضوع است. وی بلافاصله بعد از اقدام پلیس فرانسه عنوان کرد که سازمانهای اطلاعاتی فرانسه از پاییز گذشته متوجه ورود شمار روزافزون مجاهدین خلق و پس از [آغاز] جنگ عراق، متوجه ورود شمار زیادی از سربازان آن به فرانسه شدند… مجاهدین [خلق] یک کارخانه تولید رنگ را در شهر «سنت کوئن لامون» اجاره کردند و ضمن راهاندازی یک استودیوی تلویزیونی و نصب بشقابهای ماهوارهای، در حال تبدیل کردن آن به یک مرکز ارتباطات بودند. این امر دال بر شروع ابعاد جدیدی از فعالیتهای تخریبی این فرقه تروریستی بود.
خودسوزیهای هولناک
خودکشی در فرقه تروریستی مجاهدین خلق کاملا مسبوق به سابقه بود. خودکشی یکی از اصول تاکتیکی تیمهای عملیاتی این فرقه محسوب میشود. بر اساس این اصل چنانچه هر یکی از اعضاء تیم عملیات تروریستی احساس میکردند در معرض دستگیری قرار دارند باید با خوردن قرص سیانور که همیشه همراه آنها بود خودکشی میکردند. به گفته رهبران فرقه این امر مانع از دستگیری اعضاء و لذا لو رفتن اطلاعات مربوط به تشکیلات مجاهدین خلق میشد. با این توجیه که جان اعضا تا زمانی که بتواند در خدمت فرقه باشد ارزش دارد ولاغیر.
گزارش موسسه رند درباره فرقه تروریستی مجاهدین خلق
موسسه تحقیقات دفاع ملی آمریکا (رند) در گزارشی که در سال 2009 میلادی منتشر میشد در خصوص خودکشی در میان اعضاء فرقه مجاهدین خلق مینویسد: «مجاهدین خلق خودکشی را تحسین میکند ……. تا قبل از متمرکز شدن آنان در سال 2003، تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق قرص سیانور در یک جلد چرمی که بدور گردن خود میبستند به همراه داشتند. به تروریستهای فرقه مجاهدین خلق دستور داده شده بود تا سیانور خود را اگر در جریان مأموریت دستگیر شدند ببلعند». با این توصیف اعضاء همیشه برای حفظ تشکیلات فرقه و رهبران آن باید خود را فدا میکردند. دستگیری مریم رجوی در ژوئن 2003 یک شوک بزرگ به فرقه مجاهدین خلق بود. رهبران فرقه به شدت دستپاچه شده بودند. آنها از این هراس داشتند که با دستگیری مریم رجوی زمینه محاکمه وی فراهم شود.
این چیزی نبود که بههیچوجه برای سران فرقه خوشایند باشد. اینجا بود که دست به کار شدند. مسعود رجوی دستور خودسوزی برخی از اعضاء در اماکن عمومی و در جلوی دوربینها را صادر کرد. هدف فرقه از این اقدام تحت فشار گذاشتن فرانسه و ناگزیر کردن به آزادی افراد دستگیر شده و مشخصا مریم رجوی بود. در پی این اقدام سازمانیافته تشکیلاتی ده نفر از اعضاء مجاهدین خلق در پاریس و در چند کشور اروپایی در مقابل سفارت فرانسه در مقابل چشمان بهت زده مردم اقدام به خودسوزی نمودند. ۳ تن به نامهای علی ملک، مرضیه باباخانی، ندا حسنی در نتیجه خودسوزیها جان باختند و بقیه دچار سوختگی شدید شدند. هدف رهبری فرقه این بود که این اقدامِِ وحشتناک باعث فشار روی افکار عمومی در اروپا و آمریکا و… خواهد شد و دولت فرانسه را به تجدیدنظر وادارد. در همین راستا بود که یکی از سران سازمان در سایت «ایران لیبرتی» اعلام نمود: صدها نفر خود را در لیست خودسوزی قرار داده و اگر دولت فرانسه به این اقدامش پایان ندهد، مصمماند که خود را به آتش بکشند.
ندا حسنی دختر 25 سالهای که به دستور رهبران فرقه خود را به شعلههای آتش سپرد
نکته قابل تامل این بود که مقدمات این خودسوزیها از قبیل تصویربرداری و ضبط وقایع از پیش فراهم شده بود. بنا به نقل روزنامه «پاریسین»، قبل و بعد از خودسوزی، از سوی عناصر مجاهدین با تلفن همراه چند خبرنگار تماس گرفته شد و سخنگوی روابط خارجی «شورای ملی مقاومت» (محمد سیدالمحدثین) هم نام شخص خودسوزی کننده را اعلام کرده است.
دو نکته قابل تامل
وقایع ژوئن 2003 از دو جهت قابل تامل است. نخست اینکه فرقه تروریستی مجاهدین خلق در حالی که مریم رجوی در یک کشور دموکراتیک به وسیله پلیس این کشور و به شکلی کاملا قانونی و بر اساس اتهامات روشن دستگیر شده بود دست به خودسوزیهای هولناک چند تن از اعضایش زد. این فرقه نشان داد که پتانسیل لازم جهت دست زدن به اقدامات غیرانسانی هولناک در اروپا و آمریکا را دارد. بیدلیل نیست که بعد از سالها مذاکره و میانجیگری نماینده سازمان ملل در امور عراق و دخالت کمیساریای عالی پناهندگان هیچ کشوری تا کنون حاضر یه پذیرش اعضای این فرقه در پادگان لیبرتی در عراق نشده و تنها آلبانی است که پذیرفته برخی از آنها به این کشور منتقل شوند. دوم اینکه در گروههایی با ویژگی فرقه فرد دچار شستوشوی مغزی شده و مطیع کامل رهبر تشکیلات است.
در این صورت اعضای فرقه آمادگی این را دارد که در صورت دستور رهبر خود دست به خودسوزی بزند. این اقدام که محصول تنظیم رابطه مناسبات درون تشکیلاتی و ساختاری است میتواند رویکرد به خشونت را در اشکال مختلف و از جمله خودزنی به عنوان وجهی پنهان از گرایش ایدئولوژیک به این راهکار را مورد بازنگری و نتیجهگیری تئوریک قرار بدهد. پدیده خشونت همواره در سازمان مجاهدین خلق به تناسب شرایط مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. فقط اشکال آن متفاوت بوده، اما نتایج حاصل از آن در راستای یک هدف کلان به تاثیرات مورد نظر فرقه تروریستی مجاهدین خلق منجر شده است. سخن پایانی اینکه با توجه به رابطه وثیقی که مابین خصیصه فرقهای با موارد نقض شدید حقوق بشر متصور است لذا ضروریست تا مقابله با بستر شکلگیری هر گونه فرقهای در دستور کار نهادهای حقوق بشری قرار گیرد. این امر بهویژه در خصوص اعضای انتقالیافته از لیبرتی به آلبانی یا هر کشور ثالث دیگری حائز اهمیت دوچندان میباشد تا از شکلگیری و ترمیم دوباره فرقه ممانعت بعمل آید و جهان امروز بیش از این شاهد این جنایات نباشد.