محمد ناظمي
در سفر مقام معظم رهبري به كرمانشاه بار ديگر عظمت حضور مردم، جلوهاي فراموش ناشدني به خود گرفت. عظمتي كه بيانگر هوشمندي و پايداري و عزم راسخ مردان و زنان ايراني براي پيشرفت و تعالي انقلاب اسلامي است.
مردم با حضور يكپارچه خودشان آمده بودند تا شكوه وحدت ملي را به نمايش بگذارند. رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظيم مردم كرمانشاه فرمودند: جهان در مقطعي حساس و تاريخي قرار گرفته است كه ملت ايران و همچنين ملتهاي مسلمان ميتوانند نقشآفريني كنند و "نظام اسلامي ايران" ميتواند الگو بودن خود را اثبات كند.
حركت ضد نظام سرمايهداري كه نسيم آن از آمريكا وزيدن گرفته است، سرتاسر اروپا و ساير كشورهاي مبتني بر نظام سرمايهداري فرا خواهد گرفت و به حول و قوه الهي مبدل به توفاني خواهد شد تا نظام ذلتبار سرمايهداري و ليبرال دموكراسي غرب را از ريشه بركند.
امروز، فقر و فساد و بيعدالتي در نظام سرمايهسالار مسلط بر جهان، شرايط غير قابل تحمل و بسيار ناهنجاري را بر جامعه جهاني تحميل كرده است. بيش از 45 ميليون نفر در آمريكا زير خط فقر (درآمد كمتر از 6 دلار) زندگي ميكنند. در اين كشور از سال 2000 به اين طرف 5% از ثروتمندترين خانوادهها، درآمدشان 6 برابر 20% اقشار كمدرآمد بوده است. 70% از رشد درآمدي آمريكا در دهه 80 توسط 1% خانوادههاي ثروتمند آمريكا كسب گرديده است و در سال 1995، 1% خانوارهاي ثروتمند 4/2% از كل سهام، 5/7% از اوراق قرضه و 7/4 از مشاغل و 2/9% از داراييهاي سرمايهاي را در تصاحب خود داشتهاند و اين نابرابريها در 20 سال گذشته در حال افزايش بوده است. اين اختلاف و شكاف طبقاتي در عرصه جهاني نيز پديدار است به طوري كه در حال حاضر از 6 ميليارد جمعيت جهان، 8/2 ميليارد نفر (45%) با كمتر از 2 دلار و 1/2 ميليارد نفر (20%) با يك دلار كمتر در روز زندگي ميكنند.
نظام سرمايهسالاري، هر پديدهاي را با ارزيابي منفعت و هزينه مادي مورد تصميمگيري قرار داده است. از پيدايش و شكلگيري آن نزديك به پانصد سال ميگذرد و امروز در سرتاسر جهان رسوخ و سلطه خود را گسترش داده است.
نظام سرمايهداري، حاصل دوران سخت و طولاني استعمار، جنگهاي جهاني اول و دوم، جنگ سرد، دوران تك قطبي و جهانيسازي ميباشد.
امروز نظام سرمايهداري و ليبرال دموكراسي غرب به مانعي بزرگ براي پيشرفت و تعالي كشورها و جامعه بشري تبديل شدهاند. بويژه در عرصههايي كه علم و فناوري را به انحصار خود درآوردهاند. نگاه روزافزون اقتصاد سرمايه در زندگي بشر و پروسه جهاني شدن آن، همان طور كه اشاره رفت منجر به ايجاد شكاف عميق بين ثروت و فقر، تباهي سيستمهاي اجتماعي و استثمار طبقاتي شده است.
براي احياي ارزشهاي انساني و اثر وضعي آن در زندگي فردي و اجتماعي، بايد نگاهي جديد و طرحي نو جايگزين نمود.
الگوي انقلاب اسلامي با رويكرد تعالي انسان در سايه اقتصاد و معنويت ميتواند خلا فكري و ذهني اعتراضات جهاني عليه وضع موجود را جبران نمايد. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، نگرشي جامع به تعالي انسان دارد. اين نگرش مبتني بر جهانبيني الهي بوده و قابل تعميم براي نظامها در سرتاسر جهان ميباشد. چرا كه در فضاي آرماني، تامينكننده و تضمينكننده كمال معنوي و كمال مادي انسان است.
در قانون اساسي ايران، اصولي چون؛ قانونمداري در چارچوب احكام متقن ديني، پاسخگويي در برابر يكديگر و خداوند، تامين آزاديهاي مشروع، مبارزه مستمر با كليه مظاهر فساد و نفي سلطه، شفافيت و نظارت، اينها همه مباني حركت جامعه به سوي پيشرفت ميباشد. براي تحقق چنين اصولي چهار فراز مهم در ساخت ابعاد و كاركرد نظام حاكميتي پيشبيني شده است؛ مردمسالاري ديني، تامين سرمايه اجتماعي، مهندسي فرهنگي و توسعه اقتصادي عدالتمحور فرازهايي است كه اجزا و ساختارهاي اجرايي آنها به دقت در اصول قانون اساسي طراحي شده است.
جمهوري اسلامي ايران كه مبتني بر چنين قانوني شكل گرفته است، توانسته است در سي و چند سال گذشته از لحاظ فكري و نظري در تقابل با نظام مسلط جهاني حركت كند، ايده و عقايد خود را در عرصه جهاني به منصه ظهور و عمل برساند و حتي يك قدم عقبنشيني نداشته باشد و معادلات جهاني را به نفع خود رقم بزند. در عرصههاي سياسي، اجتماعي، علمي، فرهنگي و اقتصادي همواره رشدي بالنده داشته باشد و با شيبي مناسب گامهاي پيشرفت و عدالت را يكي بعد از ديگري بردارد و عليرغم همه تهديدات و فشارهاي مختلف لحظهاي متوقف نماند. بنابراين چنين نظامي ميتواند به عنوان "الگو" مطرح شده و به عنوان نظريهاي جديد پيش روي جهان در حال تحول قرار گيرد.