تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۲ - ۰۳:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۶۱۲۵۶
نظريه جنگ مشروع؛

داعيه صلح‌طلبي جنگ‌مدارانه


ليلا نعمتي

نظريه‌اي كه توانست در دوران باستان و بخصوص قرون وسطي، توسل بي‌قيد و شرط به زور را تا اندازه‌اي محدود كند، نظريه جنگ مشروع يا عادلانه بود. اين نظريه كه در واقع توجيهي جهت محدود كردن توسل به جنگ بود، خود گام ارزنده‌اي در راه منع توسل به زور محسوب مي‌شد نظريه جنگ مشروع يا عادلانه، اساساً داراي ريشه مذهبي است كه تا قرن‌ها تداوم داشته است. البته در دوراني از تاريخ، بويژه در عصر جديد و پس از آن، مفهوم جنگ مشروع يا عادلانه، جنبه‌هاي مذهبي خود را از دست داد و معاني ديگري يافت. ديدگاه‌هاي برخي از دانشمندان حقوق، فلسفه و جامعه‌شناسان اين امر را به خوبي اثبات مي‌نمايد.

نظريه جنگ مشروع براي اولين بار به عنوان يك نظريه مستقل حقوقي، سيسرون، سخنور و سياستمدار رومي اعلام كرد. اين نظريه بزودي توانست نزد روحانيون هموطن وي جايگاه خاصي پيدا كند و به تدريج ريشه‌هاي مذهبي بيابد. در روم باستان، اگر روحانيون موسوم به فتيالس در برابر سنا گواهي مي‌دادند كه علت موجهي براي جنگ وجود دارد، آن‌گاه تصميم نهايي بر عهده سنا و مردم بود. در اين صورت، اگر جنگ آغاز مي‌شد، عادلانه محسوب مي‌گرديد.

اين آيين جنبه رسمي و تشريفاتي داشت و بيشتر به معيارهاي صوري، نه موازين اخلاقي و عدالت توجه داشت. يهوديان معتقد بودند كه ايشان ملتي برگزيده هستند و كليه جنگ‌هايي كه در جهت منافع ملت يهود انجام مي‌دهند، عادلانه است. نظريه جنگ مشروع، با ظهور مسيح و اقتدار و نفوذ روزافزون علماي مسيحي و شكل‌گيري حقوق كليسايي به اوج تحول خود رسيد.

«سنت آگوستين» اولين عالم مسيحي است كه اين نظريه را از ديد مسيحيت مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. وي جنگ‌هايي را مشروع مي‌داند كه جنبه تدافعي داشته باشند و اگر هم تعرّضي هستند، به تلافي تجاوز به يك حق و يا جهت جبران خسارتي صورت گرفته باشد. اين خسارات ممكن است مادّي و يا صرفاً معنوي حتي توهين باشد. در اين حالت، ضرورت مبادرت به چنين جنگي حتمي و عادلانه است.

وي مانند سيسرون اعتقاد داشت كه جنگ را فقط بايد به عنوان سلاحي جهت تحصيل آرامش به كار برد. او هم حاصل جنگ را مستقيماً به حقانيت و درستي علت جنگ مربوط نمي‌كند. نتيجه جنگ ممكن است تنبيه يا تطهيري باشد كه پروردگار عالم، آن را براي تأمين مقاصد عالي‌تر مقدّر كرده است. داوري نهايي روز جزاست كه رستگاري يا عقوبت مباشران را تعيين مي‌كند. نفوذ نظريه آگوستين از دوران باستان به قرون وسطي كشيده شد؛ بويژه در قرن‌هاي سيزدهم و چهاردهم توسعه بيشتري يافت و تعريف‌هاي جديدي پيدا كرد.

در قرون وسطي، نظريه جنگ مشروع در واقع ملهم از حقوق طبيعي بود؛ اما علماي مسيحي از جمله سنت توماس آكويناس به آن شكل مذهبي داده و در نهادهاي حقوقي وارد كردند. اينان به طور كلي معتقد بودند كه اگر جنگي مشروع نباشد، طبق وجدان اخلاقي و حقوقي عرفي محكوم است؛ اما جنگ‌هاي نامشروع را مشخص نمي‌كنند.

نفوذ مسيحيت و كليسا موجب شد تا جنگ‌هايي كه پادشاهان به فرمان يا به تأييد رهبران كليسا و تحت پوشش عدالتخواهي و طرفداري از مسيحيت و عليه كفار انجام مي‌دادند، مجاز و مشروع و ساير جنگ‌ها حرام و نامشروع اعلام شوند در اين جنگ‌ها تنها هدف، مجازات بي‌عدالتي است.

در اين نظريه، جنگ براي مجازات است. اصل صلاحيت انحصاري پادشاه، باعث ممنوعيت جنگ خصوصي شد. با اين همه، اقدامات تلافي‌جويانه كه مشخصه اعمال خشونت‌آميز است و هدفشان اصرار بر درخواست جبران خسارت و لطمات و خطاست، مجاز و مشروع مي‌باشد.

نمونه بارز جنگ‌هاي مشروع از ديد سردمداران كليساي مسيحي در دوره قرون وسطي را مي‌توان جنگ‌هاي موسوم به جنگ‌هاي صليبي دانست كه فئودال‌هاي اروپايي به رهبري كليساي مسيحي به منظور استرداد بيت‌المقدس از مسلمانان آغاز كردند و در هشت مرحله از قرن يازدهم تا قرن سيزدهم ميلادي ادامه داشت.

عصر جديد مسيحيت، شاهد تحول عمده و اساسي در مفهوم مذهبي نظريه جنگ مشروع است؛ زيرا در اواخر قرن شانزدهم دو تن از علماي مسيحي اروپايي به نام‌هاي ويتوريا و سوارز آن نظريه را تحت نظم و قاعده درآوردند.

گروسيوس در كتاب جنگ و صلح، تنها مبادرت به جنگ مشروع را مجاز مي‌داند. به نظر وي، جنگ زماني مشروع است كه پاسخ به يك بي‌عدالتي باشد. تشخيص موارد بي‌عدالتي به عهده حقوق طبيعي بوده و آن هنگامي است كه به حقوق بنياديني كه حقوق طبيعي براي كشورهاي حاكم به رسميت شناخته است، لطمه وارد آيد. از جمله: حق برابري، حق استقلال، حق صيانت، حق برخورداري از احترام، حق تجارت بين‌المللي و غيره. هيچ كشوري نمي‌تواند حقوق بنيادين ديگران را پايمال كند. هرگونه لطمه به حقوق مذكور، به شرطي كه فاحش باشد، اعمال مجازات، يعني جنگ مشروع يا نوعي دفاع مشروع عليه عامل آن حقوق را به همراه دارد.

نظريه گروسيوس و به طور كلي طرفداران مكتب حقوق طبيعي، مورد استقبال طرفداران مكتب حقوق موضوعه كلاسيك قرار نگرفت. واتل، مفسر وفادار به اين مكتب در قرن هجدهم، مفهوم جنگ عادلانه را رد نمي‌كند. اما براي آن تنها يك تعريف شكلي قائل است. طبق نظر وي، جنگ مشروع يا عادلانه جنگي است كه به صداقت و درستي و با اعلان قبلي آغاز شده باشد. در چنين جنگي هر كاري مجاز است؛ زيرا تنها كافي است كه هدف مشروع باشد.

در عصر جديد، بسياري از كشورهاي اروپايي شاهد قدرت گرفتن نظريه حاكميت كشور هستند. در دوران گذشته مظهر اين حاكميت سلطان بوده است. در آن دوره، جنگي مشروع شناخته مي‌شد كه بنا بر تشخيص سلطان، نفعي براي كشورها در بر داشته باشد. طرفداران اصلي بينش مذكور ماكياول است، ماكياول اعلام مي‌دارد: «هر جنگ لازم، جنگ مشروعي است. ارزيابي يا تشخيص عناصر ضرورت، تنها با شخص پادشاه است. تنها وظيفه پادشاه، رعايت منافع ملت و سلسله سلطنتي است. در نتيجه، جنگي كه بر اين اساس صورت مي‌گيرد و يا در جهت مطالبه حقّ كشور انجام مي‌شود، مشروع است.

كانت و هگل عقيده داشتند، جنگ هنگامي كه با منافع كشور، منطبق باشد، جنگ مشروع و عادلانه است. در نتيجه، مبادرت به چنين جنگ مشروعي نياز به هيچ‌گونه دليلي ندارد.

روسو عقيده دارد كه ظلم و جنگ، بزرگترين طاعون بشريت است. ولي جنگ براي كسب آزادي، نه فقط جنگي مشروع، بلكه وظيفه‌اي مقدس است. لنين جنگي را عادلانه مي‌دانست كه براي حفظ طبقه كارگر بوده، رهايي آنان را از يوغ بردگي و سرمايه‌داري تامين نمايد و آزادي را براي كوشش و پيشرفت آنان فراهم سازد.

نظريات جنگ مشروع با آنكه در نخستين نگاه، سنجيده و عقلاني جلوه مي‌نمايد، اما ديدگاهي سخيفانه و شرارت‌بار است. ديدگاهي كه با توسل به انحاي ترفندهاي سياسي مي‌توان دستاويزي مناسب براي كشورگشايي و جنگ‌طلبي باشد.

بايد اذعان داشت كه شروع به جنگ، عملي ناپسند و خلاف موازين اخلاقي است و هيچ توجيهي نمي‌تواند كشورها را به دست‌اندازي به خاك كشور همسايه ترغيب نمايد. در واقع نظريات جنگ مشروع ديدگاهي مطروح شده از سوي نظام شرارت‌بار مي‌باشد تا رفتارهاي خصمانه سردمداران خويش را موجه جلوه دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات