محمدمهدی امامی ناصری/ مدیر مسئول عضو هیئت علمی دانشگاه و حقوقدان
در سفر یکی از حکام دیکتاتور بلوک شرق به اتحاد جماهیر شوروی، سازمان اطلاعاتی شوروی با دادن کدهائی از جمله واریزی وجوه قابل توجهی به صورت ماهانه توسط دستگاه اطلاعاتی آمریکا به معاون حاکم دیکتاتور، ارتباط وی با سرویس اطلاعاتی را محرز دانسته در حالی که هیچ ردی از همکاری و مبادله اطلاعاتی به دست نیامده بود.
رئیسجمهور دیکتاتور پس از بازگشت از سفر و در پایان جلسه دولت اقدام به طرح موضوع با معاون خود کرده (که از قضا دوست دوران کودکی و حزبی وی بوده و رابطه بسیار نزدیکی با هم داشتند) و صراحتا و با تهدید به قتل، موضوع اخذ وجه ماهانه از سرویس اطلاعاتی آمریکا و رابطه خائنانه را پیگیری میکند. النهایه؛ آ��ای معاون با اقرار به دریافت مقرری ماهیانه، رصد سازمان اطلاعاتی شوروی را تائید کرده و هر گونه ارتباط جاسوسی مستمر و مبادله اطلاعاتی را نفی نکرده و علت دریافتی ماهیانه را انجام یک ماموریت خائنانه تعریف شده توسط عوامل اطلاعاتی آمریکا در ملاقاتی حضوری (که در غیبت حاکم دیکتاتور انجام پذیرفته بود) و چیدمان نادرست مهرهها در بدنه مدیریتی کشور را به عنوان ماموریت سفارشی سازمان اطلاعاتی آمریکا فاش میکند.
«نیروی انسانی» در کشورهای توسعه یافته به عنوان یک سرمایه به حساب آمده و در دفاتر مالی به عنوان یک سرمایه مشخص که ارزش افزوده دارد منظور میشود. متاسفانه در کشور ما یکی از مغفولترین عناصر، نیروی انسانی است! آزمون و خطاهای فراوان پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در برخی حوزههای مدیریتی، امری بدیهی و از اقتضائات هر انقلابی است ولی در حوزه فرهنگی، به جهت ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی و غنای نیروهای فرهنگی با محوریت اسلام عزیز، قابل توجیه نیست.
نگارنده این سطور قصد دارد در آینده نزدیک با تحلیل و تفکیکی پیرامون رفتارهای مطلوب نظر دستگاههای جاسوسی بیگانگان که غالبا با «دفاع بد» و در جهت تحقق خواستههای آنان بدون جیره خواری فعالیت خائنانه میکنند واکاوی و آسیبشناسی نماید. لذا به عنوان مقدمه این مهم و به بهانه رفتار و نوشتار عدهای از گردانندگان رسانههای داخلی پیرامون «روزنامه مغرب» با مقدمه مذکور، برآن شد این نوشتار را به رشته تحریر در آورد.
حرمت قلم و رسانه، بر اصحاب آن و بر تک تک افراد جامعه لازم است و این حریم مقدس، همواره شاخصهای برجسته داشته و آن «ادب» است. متاسفانه سالهاست عدهای یا با مصونیت فرا قانونی و غیراخلاقی و یا با اهداف مهندسی شده در رسانهها نفوذ کرده و فارغ از توهم ارتباط با خارجیان، در جهت اهداف آنها قدم برداشته و خیانت میکنند. این عده که معمولا دارای عقبههای غیر حرفهای در حوزه رسانهای و با امکان دسترسی به امکانات دولتی و حاکمیتی و دسترسی به رانتهای اخبار و اطلاعات غیر متعارف دارند فضای رسانهها را مسموم کردهاند و حاصل مدیریت آنها بر رسانهها، افت شدید اقبال عمومی و نابودی رسانه تحت مدیریتشان بوده است و اگر حمایتهای نامتعارف از آنها نبود هم اینک مدتها بود محو شده و مصداق بارز مهره چینیهای نادرست، افراد نفوذی و خائن به کشور و تراز منفی دفاتر مالی در حوزه سرمایه انسانی است که با بیتقوایی محض (بعضا در لباس تقوی) اقدام به تحریف حقایق نموده و در این مسیر هیچ ابایی از هتاکی و فحاشی ندارند. این نامحرمان خائن رسانهها، بد نیست مروری بر گذشته رسانه تحت مدیریت خود داشته باشند تا ببینند کجا بودهاند و کجا هستند! میزان تیراژ یا بینندگانشان تفاوت فاحشی با میزان فحاشی و هتاکی آنها در رسانهشان نداشته و خود نیز نیک میدانند که همین تیراژ اندک را غالبا طرف فحاشیهای رسانه تحت مدیریت آنها خریداری میکنند.
ذکر نام آنها، برجسته کردن کمترین هاست. افراد حقیری که حتی مغایرتهای آشکار در تحلیلشان برای خوانندگان عمومی نیز آشکار است. انتشار فحشنامههای بیمبنا و (بعضا) با منابع بیتالمال و ذخیرههای متعلق به مردم و نظام در قالب نشریهها و سایتها، حریم ما را آلوده کرده و خسران جبران ناپذیری به «اخلاق رسانهای» وارد نموده است. این حرفه مقدس، متاسفانه آسیب پذیر شده و اگر اراده اعمال نظارت قانونی بدون ملاحظه کاریها وجود داشت بیشک تا کنون موجودیتی از این رسانهها متصور نبود و اگر بنای دریافت مقرری ماهیانه از جانب سرویسهای اطلاعاتی بیگانگان وجود داشت قطعا اینان اکنون مشتریان پای ثابت آنها بودند ولی این نفوذیهای خائن بدون دریافت مقرری، همانی را انجام میدهند که اهداف سرویسهای اطلاعاتی در تربیت خائن در هر کشوری است.
نامحرمان خائن مطبوعات و رسانهها، مدتی است از انتشار «مغرب» آشفته شده و فکاهی نویسی سیاسی شدهاند. ستون ظنز آنها در شنیدهها و تحلیلشان! روز به روز پر رنگتر میشود. این شیوه (که رویه آنها در گذشته نیز بوده) دارای تناقضات فراوان است. از طرفی تبلیغات ما در آغاز انتشار را میلیاردی دانسته و از سوی دیگر بدون هزینه و رایگان! و با رانت خواری القاء میکنند و بعدها هم در توهم توطئه، (احتمالا) کمکهای بیگانگان!!
هجمه سنگین سازمان یافته ۲ گروه مدعی دینداری و منحرف (که مبتنی بر نشر اکاذیب و تهمت و افتراء بوده است) جملگی مجرمانه و قابل تعقیب کیفری است گویا پایان ندارد. گرچه بنای صاحب نوشتار در ماضی عدم تظلم خواهی از دستگاههای قضائی بوده است لذا به نظر میرسد مدارای بیش از این، نفوذیهای خائن را گستاختر کرده است. این نوشتار پایان مدارا با نامحرمان خائن مطبوعات و رسانهها و هشدار آخرین به آنهاست و بیشک ادامه این رویه، آنها را از پیگرد قضائی مصون نگذاشته و با جدیت موضوع را پیگیری و آنچه در قبل از این هشدار نیز مرتکب شدهاند، مشمول این پیگرد خواهد بود.
و اما «مغرب»؛ شاکر درگاه خداوند متعال است که با مشی حرفهای مبتنی بر اخلاق و قانون و با همت همکاران صدیق، توفیق بیبدیل یافته است و مخاطبان عزیز سرمایه ما بودهاند و هستند و در این راه ثابت قدمتر از گذشته قدم خواهد برداشت. «انشاءالله»