* چرا جریان انحرافی با محرابیان مشکل داشت؟
** وزیر سابق صنایع در سالهای اخیر چند بار سد راه برنامههای چپاولگرایانه جریان انحرافی دولت شد. بار اول زمانی بود که محرابیان تلاش کرد احمد قلعهبانی را از سازمان گسترش و نوسازی صنایع برکنار کند. قلعهبانی جزو نفرات رده اول تیم اقتصادی مشایی به شمار میرود که فعالیت اقتصادی وی در زمان مدیریت شرکت سایپا شهره عام شده بود و پس از درج نمونههایی از این فعالیت در سایت الف، وی شکایت کرد اما سایت الف تبرئه شد تا مشخص شود آن نمونهها واقعیت داشته است.
قلعهبانی در سالهای اول ریاست جمهوری احمدینژاد به شدت منتقد وی بود و در جلسات خصوصی از سیاستهای دولت به شدت انتقاد میکرد. بنابراین، دوام مدیریت وی در دولت احمدینژاد و البته ارتقاء وی علتی جز نزدیکی به مشایی ندارد. محرابیان برای برکناری قلعهبانی از ریاست سازمان گسترش که بزرگترین هولدینگ صنعتی کشور محسوب میشود و دهها کارخانه صنعتی بزرگ کشور زیر نظر آن اداره میشود، با مخالفت مشایی مواجه شد اما پس از چند هفته کشمکش از آنجا که یکی از مقامهای عالی نظام خواستار برکناری قلعهبانی شده بود، توانست وی را برکنار کند. همان زمان از دفتر رئیسجمهور به محرابیان پیغام فرستاده شده که «ترا میزنیم.»
مورد دیگر اختلاف محرابیان با تیم مشایی، بر سر مدیریت شرکت سایپا بود. پس از آن که پوستیندوز –وابسته به همان تیم اقتصادی مشایی- به مدیرعاملی سایپا رسید، تلاش این جریان برای اختصاصیسازی شرکت چند هزار میلیارد تومانی سایپا کلید خورد و اینگونه هم شد و سال گذشته سهام سایپا توسط شرکتهای وابسته به سایپا خریداری شد تا 3 عضو از 5 عضو هیئت مدیره این شرکت در اختیار جریان انحرافی بیفتد و دو عضو دیگر در اختیار سازمان گسترش باقی بماند. در این مدت، هیئت مدیره و مدیرعامل سایپا بدترین رفتار را در قبال وزارت صنایع نشان دادند که حتی به بیرون راندن هدایت رئیس سازمان گسترش از جلسه هیئت مدیره این شرکت نیز رسید.
در گام جدید، این جریان انحرافی به دنبال تصاحب سهام مدیریتی شرکت ایرانخودرو است که 9/4 درصد سهام آن هفته گذشته عرضه شد و شرکتهای وابسته به سایپا تلاش دارند این سهام را بخرند که در آن صورت جریان انحرافی در شرکت ایران خودرو نیز سهام مدیریتی را تصاحب خواهد کرد. شرکتهای وابسته به سایپا (که همانطور که ذکر شد اکنون به نفع جریان انحرافی اختصاصیسازی شده) سال گذشته با پول سایپا توانستند 18 درصد سهام ایران خودرو را خریداری کنند. در صورت تصاحب 9/4 درصد سهام عرضه شده در هفته قبل، جریان انحرافی میتواند با گرفتن وکالت از سهامداران خرد، شرکت ایران خودرو را تصاحب کند. در این صورت، سه عضو از 5 عضو هیئت مدیره ایران خودرو به جریان انحرافی تعلق میگیرد و مابقی در اختیار سازمان گسترش (دولت) میماند و بدین ترتیب حتی در صورت تغییر دولت نیز جریان انحرافی مالک دو کارخانه بزرگ خودروسازی کشور شده است.
البته اگر وزیر صنایع با جریان انحرافی دمساز میبود، این جریان برای تصاحب مدیریت شرکت ایرانخودرو مجبور به رو کردن سیاستهای خود نمیشد تا اینک مفاسد مالی آنان رسانهای شود. در صورتی که وزیر صنایع با این جریان همراهی میکرد، آنان با آسودگی خاطر و به دور از چشم رسانهها و نهادهای نظارتی، مدیریت سایپا و ایرانخودرو را در اختیار میگرفتند. بنابراین این جریان برای ادامه سیاست خویش در چنگ انداختن بر صنایع بزرگ کشور، به دنبال راهی برای کنار گذاشتن محرابیان از وزارت صنایع بود که ماده 53 قانون برنامه پنجم بهترین فرصت را به آنان داد.
* نقش غضنفری چیست؟
** با توجه به واقعیات یادشده، هماینک پرسش اساسی درباره نقش مهدی غضنفری به عنوان سرپرست و احتمالاً وزیر وزارتخانههای ادغامی صنایع و بازرگانی ایجاد شده است. آیا او همکاری با این جریان و برنامههای اقتصادی آنها را پذیرفته است؟ اگر او بخواهد مومنانه و آزادانه به کشور خدمت کند، باید دست این جریان را از صنایع بزرگ کشور کوتاه نماید که در آن صورت وی بیش از چند ماه مهمان کابینه نخواهد بود. اما اگر وی از هماکنون پذیرفته چشم به فرمان این جریان باشد، آخرت خود را به دنیای اینان خواهد فروخت و البته باید پاسخگوی چپاول بیتالمال نیز در این دنیا باشد.
* لیدر تیم اقتصادی مشایی میخواهد پشت پرده بماند
** سید حسن موسوی، لیدر اصلی تیم اقتصادی مشایی است که نقش کلیدی در پیش بردن برنامههای این جریان در تصاحب صنایع بزرگ کشور داشته است. وی که تلاش کرده کاملاً پشت پرده باقی بماند، در دولت اصلاحات جزو مدیران شرکت سایپا بود و از سال 1384 تا مردادماه 1386 مدیرعاملی سایپا یدک را بر عهده داشت. اما از آن پس به یار مشایی تبدیل شد و اکنون مشخص است که برنامههای اقتصادی این جریان انحرافی را او تدوین میکند.
اردیبهشت ماه 1386 سید حسن موسوی، مدیرعامل سایپا یدک از سوی رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری (مشایی) به عنوان معاون سرمایهگذاری و طرحهای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری منصوب شد. از آن زمان تا مردادماه همان سال، موسوی هر دو شغل معاونت سازمان میراث فرهنگی و مدیرعاملی سایپا یدک را بر عهده داشت. وی مجدداً در اردیبهشت سال 1387 با حکم مشایی از معاونت میراث فرهنگی به مرکز ملی جهانی شدن منتقل شد و مهدی جهانگیری جایگزین وی شد.
در مرداد ماه سال 88 که بحث کنار گذاشتن بذرپاش از سایپا مطرح شده بود، یکی از گزینههایی که در رسانهها به عنوان جایگزین بذرپاش مطرح شد، سید حسن موسوی بود. آن زمان رسانهها در توصیف موسوی نوشتند: «سید حسن موسوی سابقه حضور در سایپا به عنوان مدیرعامل شرکت سایپا یدک را دارد و در سایپا معروف است که تا قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد در زمره حامیان اکبر هاشمی رفسنجانی بود.»
اوایل سال گذشته نیز که بحث احیای معاونت اجرایی رئیسجمهور مطرح شد، یکی از گزینههایی که برای تصدی این سمت در رسانهها بدان اشاره میشد، سید حسن موسوی بود. سایت فردا در این باره نوشته بود که «شنیدهها حاکی از آن است که سید حسن موسوی از نزدیکان رئیس دفتر رئیس جمهور و مشاوران عالی رحیم مشایی در مرکز ملی مطالعات جهانی شدن است.» اوایل امسال هم از موسوی به عنوان یکی از گزینههای ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نام برده شد. او نقش اصلی را در چیدن برنامه کنار گذاشتن محرابیان داشت.