محمدصادق جنانصفت
جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی از 1980 به این سو به مثابه یک استراتژی در دستور کار بسیاری از رؤسای دولتهای جهان قرار گرفت. استدلال آنها این بود که سرمایههای داخلی برای تسریع در رشد اقتصادی کشور و کاهش نرخ بیکاری ناکافی است و باید از سرمایههای خارجی به مثابه یک واقعیت استفاده کرد. رؤسای دولتهای متقاضی استفاده از سرمایههای خارجی که اکثریت بودند اعتقاد قوی داشتند که با ورود سرمایههای خارجی راه برای هموار شدن انتقال تکنولوژی هموار شده و شکاف تکنولوژیک آنها با شرکتها و کشورهای توسعه یافته صنعتی کاهش مییابد. از طرف دیگر صاحبان سرمایههای خارجی که بیشتر آنها مدیران و مالکان شرکتهای چند ملیتی بودند میتوانند شرکتهای کشورهای پذیرای سرمایهگذاری خارجی را در بازاریابی و صادرات کمک کنند. به این ترتیب جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی یک فعالیت رقابتی شد و کشورهای متقاضی امتیازات و تسهیلات بیشتری به سرمایهگذاران بینالمللی دادند. در ایران اما در دهه میلادی 80 اصولاً جذب سرمایه خارجی تشویق نمیشد و شرایط نیز اجازه نمیداد. پس از پایان جنگ و اوایل دهه 70 شمسی فعالیت برای جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی شروع شد. اما از آن زمان تاکنون ایران یکی از کشورهای ضعیف در این عرصه بوده و هست. چرا؟ چون ساختار تصمیمگیری اقتصادی در ایران گونهای است که سیاستمداران بر آن حکومت میکنند و آنها هرگز در این فرمانروایی ظرایف اقتصاد را نمیبینند.
در حالی که دولت آقای خاتمی با توجه به رویکرد مثبت به جهان نتوانست امتیازهای لازم برای جذب سرمایهگذاری خارجی را فراهم کند و رقمهای سرمایهگذاری مستقیم خارجی به اقتصاد در هشت سال منتهی به مرداد 1384 بسیار ناچیز بود، ناگهان دولت جدید اعلام کرد که در همان چند ماهی که بر سر کار بوده، ورود سرمایههای خارجی شتاب گرفته است. کار تا آنجا بالا گرفت که بالاترین مقام اجرایی صنعت ایران از رشدهای اعجاببرانگیز در جذب سرمایههای خارجی نسبت به دوره دولت خاتمی سخن گفت. به چند دلیل میتوان نسبت به ارقام جذب سرمایههای خارجی اعلام شده تردید کرد. نخست اینکه دلیل عدم ورود سرمایههای خارجی به ایران ساختار غلط نظام تصمیمگیری در ایران است که موجب بیثباتی در اجرای برنامهها میشود. آیا در 20 ماه گذشته ساختار نظام تصمیمگیری کشور تصحیح شده است؟ کارشناسان و فعالان اقتصادی این را نمیپذیرند و بلکه معتقدند این ساختار به دلیل حضور نیرومند رئیسجمهور در دهه اجزای فعالیتهای اقتصادی و دستوری کردن بیشتر اقتصاد سردرگمتر شده است. آیا ریسک سیاسی ایران در 20 ماه گذشته نسبت به دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی نزد سازمانهای معتبر اندازهگیری ریسک کاهش یافته است؟ نتایج پژوهشهای منتشر شده توسط این نهاد چنین چیزی را نشان نمیدهند. افزایش تنش در سیاست خارجی به دلیل ایستادگی ایران در پرونده انرژی هستهای شرایط را دشوارتر کرده است.
در همه 20 ماه گذشته ریسک سیاست خارجی ایران نسبت به دوره قبل روندی فزاینده را تجربه کرده است. سرمایهگذاران خارجی باور دارند اگر در کشوری دخالتهای دولت در حداقل باشد میتوان انتظار داشت که سودآوری تضمین شود و نوسان در متغیرهای اقتصادی کمتر باشد. آیا در 20 ماه گذشته سطح و میزان دخالت دولت در فعالیتهای اقتصادی کاهش یافته یا اینکه روند فزایندهای پیدا کرده است؟ دخالت دولت در قیمتگذاری محصولات غذایی، دخالت دولت در صادرات فولاد و سیمان، دخالت دولت در افزایش یا کاهش تعرفه واردات انواع کالاها در 20 ماه گذشته شتاب گرفته است و این چیزی است که سرمایهگذاران متقاضی سرمایهگذاری را تشویق نمیکند. سرمایهگذاران خارجی برای خود معیار دارند و یکی از معیارها تمایل سرمایهگذاران بخش خصوصی هر کشور در سرمایهگذاری جدید است. آیا در 20 ماه گذشته سرمایهگذاری بخش خصوصی رشد کرده است؟ آماری در این زمینه وجود ندارد. دلایل تردید در رونق سرمایهگذاری خارجی اعلام شده از سوی دولت پرشمارتر از چیزی است که در سطور بالا نگاشته شد. نوع برخورد دولت با بانکهای خصوصی در سال 1385 آیا یک عامل تشویق کننده بوده است؟