محسن احمدوند
در ایام شعبانیه واعیاد فرخنده آن خوب است با نگاهی دوباره به زندگی اجتماعی اهل بیت (علیهم السلام) که در زیارت جامعه کبیره آنان را (ساسهالعباد) سیاستگذار بندگان خدا میخوانیم، بهرهای بگیریم تا شاید مشق حکومت و سیاست را با خطای کمتر بنویسیم
در زیارت (امین الله) که علامة مجلسی(ره) آن را در زمره بهترین زیارتها از جهت متن و اعتبار سند، معرفی میکند که خواندن آن در تمامی مشاهد امامان معصوم سفارش شده، (بحارالانوار، ج100، ص269). چنین آمده است:
خدایا مرا محبوب در زمین آسمانت قرار ده (اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِی..... مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِکَ وَ سَمَائِکَ)
بی شک تلاش در جهت کسب محبوبیت مطلوب است واز آنجا که مرکز وکانون محبت، دل وقلب انسانهاست مسیر کسب آن با سایر خواستهها متفاوت خواهد بود. چرا که محبت امری غیر اختیاری است ومالک دل تنها اوست که میتواند دلها را به هم نزدیک نماید او نیز دل را اسیر محبت و در کمند خوبی قرار داده است. به فرموده خداوند هیچ کس را جز خداوند یاری آن نیست که میان خلق الفت ایجاد کند حتی اگر آن فرد رسول خدا باشد گر چه دراین را ه تمام آنچه در زمین است را در میان خلق برای کسب محبوبیت انفاق نماید (وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً مَّا أَلَّفَتْ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـکِنَّالله أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ) (انفال، 63)
اما با این همه یادمان نرود که مقدمات محبت ومودت در اختیار ماست، همانگونه که ایجاد نفرت ودشمنی ودوری دلها از یکدیگر در کف اختیار انسان است.، واین از سنتهای خداوند است که هیچ استثایی نمیپذیرد تا جایی که خداوند به رسول خویش میگوید: (حتی تو) ای رسول ما بدان که اگر تندخو وسخت دل بودی از پیرامونت پراکنده میشدند
(وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ) (آل عمران، 156)
بد خلقی باعث پراکنده شدن دیگران از گرد انسان خواهد شد،همانگونه که غرور وخود شیفتگی، تکبر وخود بزرگ بینی از عومل نفرت از صاحب این صفات خواهد بود
توجه به این اصول اخلاقی واجتماعی وسیاسی در زندگی اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان الگوی کامل بسیار مشهود است،
به عنوان نمونه گریز امامان شیعه (علیهمالسلام) از ستایشگران وچاپلوسان که به زعم باطل خود برای نیل به دنیا به ستایش از آنها میپرداختند و یا لعن و نفرین غالیانی که در لباس کسب آخرت به تعریف و تمجیدهای اغراقآمیز از ایشان همت مینمودند را تنها نباید به دلیل انحراف فکری خود این گروه دانست بلکه میتوان آن را از نگاه صدماتی که به پایگاه اجتماعی اهل بیت (علیهمالسلام) وارد مینمودند بررسی کرد این افراد، زمینه دوری فطرت زیبا دوست وضمیر اعتدال طلب افراد را از پیرامون اهل بیت (علیهمالسلام) فراهم میساخت و این خطر در نگاه اهل بیت تا آنجا بود که دوستی با غالیان را عین دشمنی با خود اعلام کردند (من أحب الغلاه فقد أبغضنا، ومن أبغضهم فقد أحبنا(بحار الأنوار للمجلسی ج3 ص 51.)
ودر منابع فقه شیعی، از ابتدای شکلگیری تا زمان حاضر، فقیهانی مانند شیخ مفید(ره) (تصحیح الاعتقاد: ص238) و شهید اول ودوم (شرح اللمعه الدمشقیه: ج3، ص180) وسید یزدی (عروه الوثقی: ج1، ص68). بر کفر غالیان و ونجاست آنان تصریح کرده اند.
این مساله درسی بزرگ برای سیاستمداران امروز وفردای ما و از شاه کلیدهایی است که در دنیای متمدن امروز که بشر روز به روز به سمت دموکراسی پیش میرود و درصد محبوبت در آرای انتخابتی احزاب وافراد نقش موثر دارد، دیگران به آن پرداختهاند و لازم است ما نیز در جمهوری اسلامی و مردمسالاری دینی که اعتقاد به دموکراسی را در متون دینی و باورهای اعتقادی دنبال میکنیم به آن ملتزم باشیم
بدانیم متملقان وغالیان کسانی هستند که در کسوت دوست در مسیر کم شدن محبوبیت فرد حرکت مینمایند خود آگاه ویا ناخود آگاه در کنار دشمنان او قرار میگیرند و متأسفانه این افراد گاه خود را به انواع لطایف تا مرز وفادارترین یاران پیش میکشند وبه دلیل زبان نرم و فرصتطلبی خاصشان از تمامی لحضات زندگی خود در نیل به هدف بهره میبرند. و زیانبارتر آن زمانی است تملق و غلو در دل صاحبان قدرت اثر بگذارد و باور کنند که همانگونهاند که ستایشگرانشان میگویند مسالهای که در عصر ما شواهد آن کم نیست به عنوان نمونه:
رشد بیرویه و شاخ و برگ پیدا کردن گروهی از خط غلوّ در میان حامیان دولت نهم ودهم که متاسفانه برخی در کسوت شریف عالمان دین بودند زنگ خطری است که تمام دولتها را تهدید میکند. بهره گیری از واژگان مقدس ومفاهیم بلند دینی (مانند رجعت وظهور و...)که قرنها در قلعه پاسدارن مکتب تشیع وعالمان ربانی از گزند دزدان اعتقاد محافظت میشد به نفع برخی از چهرههای سیاسی داخلی وخارجی از خسارتهایی است که توسط این گره به بار آمد. این خطّ و جریان افراطی که به فرموده امامان شیعه به مراتب خطرشان بیشتر از گروهی است که با تفریط سعی و در پائین آوردن منزلت ائمه داشتند وهمواره مورد لعن و نفرین امامان قرار گرفتند. از عوامل مهم انحراف وخطای فاحش در این دوات بودند. چرا که به قول معروف، دشمن دانا بلندت میکند بر زمینت میزند نادان دوست،
اگر درمیان علل شکست ویا عدم توفیق خدمت برای برخی از نامزدهای انتخاباتی نیز بنگریم نمیتوانیم سهم وجود همین افراد را که به کوچ اجباری از تالاب دولت در میان حامیان جدی آنها قرار گرفتند را نادیده بگیریم.
خطر غلوّ کنندگان وتملقهای افراطی که در زمینه طرفداری و دوستی پا را از هر حریمی فراتر میگذارند این است که دوستان واقعی وعاقل به دلیل ترس از متهم شدن به ضدیت با صاحب قدرت جرأت تذکر به آنها و جلوگیری از منکرات آنان را ندارند و ایشان بدون هیچ مشکلی در جامعه به پراکنده کردن این سمّ مهلک اقدام کرده و قلوب خردمندان و اهل تعقل را از فرد دورتر و دورتر مینمایند تا جایی که کسی حتی زیبایی احتمالی وخدمات فرد را که در زیر خروارها تملق و چاپلوسی و غلو مدفون شده نمیبیند.
این گروه که فرصت طلبی تنها نمایه بارز آنان است.مانند علفهای هرز و درختان بیثمرو زنبوران بیعسل، خود را به جرگه دوستان میرسانند، خاصیت شان تنها آرمیدن در سایه سار درختان مثمر و نوشیدن از آبشخور سرزمینهای حاصل خیز است. این افراد به دلیل خوی زشت خویش که عادت به نشستن بر سر سفرهای که برای ایجاد آن حتی یک بار دست خود را به تنور آتش نان آن نگرفتهاند همواره منفور قلوب بودهاند و توانایی جذب یک نفر از خیل عظیم انسانهای مشتاق حقایق را نداشته و ندارند.
در پایان شایسته است اکنون که دولت تدبیر وامید با شعار اعتدال و رای اکثریت جامعه عدالت خواه، عنان تقدیرات اجرایی جمهوری اسلامی ایران را به دست میگیرد همت خویش را به طرد این فرقه خطرناک از صحنه سیاسی و اجتماعی کشور گمارد واجازه ندهد خدای ناکرده فرصتطلبان دیروز، این بار در چهره حامیان دولت اعتدال به حیات خویش ادامه دهند و فراموش نشود که این خط و اندیشه را تنها کسانی در آغوش میکشند که پایگاه اجتماعی خویش را به جای آنکه در زمین عقل وخرد به شکل منطقی بنا کنند در آسمان تخیلات خویش و پشت ابرهای وهم وخرافه در ورای هالهای از نور ترسیم مینمایند.