تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۶۱۳۹
نگاهی به تلاش اخیر اولیور استون در خصوص ساخت فیلمی مستند از دکتر احمدی‌نژاد

نگاه سوژه‌ای، تفکر صهیونیسم، رویکرد ضد ایرانی

اشاره: سینمای هالیوود نظام پیچیده‌ای دارد. اگر بخواهیم ترسیمی هندسی از این مجموعه ارائه دهیم، می‌توانیم آن را به هرمی تشبیه کنیم که یهودیان در رأس اجرایی آن و تفکر صهیونیسم در بدنه آن جای گرفته‌اند. اولیور استون مهره‌ای کوچک از شبکه هالیوود محسوب می‌شود. کارگردانی که تلاش اخیر او در جهت حضور در ایران و ساخت فیلمی مستند از رئیس‌جمهور کشورمان ناکام ماند.

حنیف غفاری

اولیور استون کیست؟

اولیور استون در شهر نیویورک، از پدری یهودی و مادری کاتولیک متولد شده است. وی یکی از کارگردانان مشهور هالیوود محسوب می‌شود، هر چند که از لحاظ سبک فیلمسازی و نوع آثارش در زمره فیلمسازان درجه دوم این مجموعه قرار گرفته است. معروفترین اثر "اولیور استون" فیلم "جان اف کندی" یا همان (JFK) است که در آن سرگذشت کندی به تصویر کشیده شده است. استون در فیلم "فرمانده" سعی کرد تا مستندی موفق از مبارزات فیدل کاسترو، رهبر کوبا را به تصویر بکشد، اما در هدف خود ناکام ماند و مستند وی در خصوص کاسترو نتوانست مورد پسند مخاطبان سینما و سیاست قرار گیرد. وی در خصوص "یاسر عرفات"، "نیکسون"، "حادثه 11 سپتامبر" نیز فیلم‌هایی ساخته است.

به نظر می‌رسد که استون علاقه وافری به انعکاس سیاست در عالم سینما دارد. البته این علاقه به خودی خود مذموم نیست اما زمانی که در چارچوب مبانی نانوشته در هالیوود قرار می‌گیرد به قالبی "مغرضانه" و "غیر واقع‌گرا" تبدیل می‌شود. هالیوود در چنبره یهودیان افراطی قرار دارد و "اولیور استون " نیز همانند "استیون اسپیلبرگ"، "اریک فواشتروهام"، "مل بروکس"، "تیم برتون" و.... جزئی از شبکه 1500 نفره یهودیان یا یهودی زاده‌های شاغل در هالیوود محسوب می‌شود. در نظام اداری و مدیریتی پیچیده هالیوود مؤلفه‌ها و قوانین نانوشته بسیاری وجود داردکه یکی از آنها رجحان یهودیان و تفکر صهیونیسم در تمامی زمینه‌های هنری و رسانه‌ای است. استون علاوه بر آثار ذکر شده، کارگردان فیلمهای "اسکندر مقدونی"، "متولد 4 ژوئیه" و "جوخه" بوده است.

اسکندر مقدونی، جلوه‌ای از نگاه ضد ایرانی استون

"اولیور استون" در فیلم "اسکندر" به صورتی زیرکانه و تا حدودی مستقیم، هویت و تمدن ایرانی را مورد تهاجم قرار داده است. شاید بتوان فیلم "اسکندر" را مصداقی کاذب از غلبه تمدن یونانی بر تمدن ایرانی دانست. ضمن اینکه استفاده از نمادهایی مانند عقاب در فیلم اسکندر که نماد آمریکا محسوب می‌شود، شک و شبهه‌ای در خصوص حمایت سرمایه‌داران آمریکایی و اسرائیلی از این فیلم باقی نگذاشته است.. در این فیلم مقامات آمریکایی به علت فقدان تمدن و پیشینه‌ای فرهنگی، تمدن یونان را مترادف با تمدن نداشته خود و سربازان یونانی را به مانند ارتش آمریکا معرفی کرده‌اند. دقیقاً همانند اقدامی که کمپانی "برادران وارنر" در فیلم "300" انجام داد. از این رو می‌توان فیلم اسکندر مقدونی را جلوه‌ای از نگاه ضد ایرانی استون دانست. لازم به ذکر است که در هالیوود "پیامها" از طریق "نمادها" منتقل می‌شوند. به لحاظ اصول روانشناختی نیز مشاوران فیلمهای هالیوودی تأثیر فیلمها بر ناخودآگاه مخاطب "را مورد تأکید قرار داده‌اند. از این رو تنها راه دستیابی به پیام اصلی فیلم، تحللی موشکافانه و عملی نمادهاست. اگر از این زاویه به فیلم اسکندر مقدونی بنگریم، در می‌یابیم که استون در این فیلم هدفی به جز اثبات برتری و هژمونی آمریکا بر معادلات جهانی نداشته است. مسلماً دستگاههای تبلیغاتی وابسته به هالیوود نیز از اکران و توزیع گسترده چنین آثاری حمایت می‌کنند.

نگاه حاکم بر هالیوود

به طور کلی، هالیوود سخنگوی تصویری و سینمایی جریان سلطه در آمریکا محسوب می‌شود و فیلمهای تهیه شده در هالیوود به شدت تحت نظارت فیلترهای صهیونیستی قرار می‌گیرند. از این رو تنها کارگردانانی قادر به حضور مستمر در هالیوود هستند که مبانی فکری آنها با لابی صهیونیسم مطابقت داشته یا حداقل قدرت تطبیق‌دهی با مؤلفه‌های صهیونیستی را داشته باشد." مخالفت با اسلام‌گرایی" و "نگاه منفی نسبت به مخالفان سرمایه‌داری" دو مؤلفه آشکاری هستند که ورود به حریم انتقادی آنها از سوی فیلمسازان و بازیگران شاغل در هالیوود ممنوع است. هالیوود "تولید جریان ساکن" و "مسموم" در جوامع توسعه نیافته یا در حال توسعه را از اصلی‌ترین وظایف و کار ویژه‌های خود می‌داند. دامنه این نوع نگاه بسیار وسیع است و از "چین" تا "آمریکای لاتین" را در بر می‌گیرد. به عنوان مثال محله چینیها در سینمای آمریکا به عنوان کانونی از زندگی فلاکت‌بار و نفرت‌انگیز و مردم آمریکای لاتین به عنوان انسانهایی دور افتاده از تمدن معرفی می‌شوند. نگاه هالیوود به جوامع اسلامی همواره نگاهی منفی و مغرضانه بوده است. نگاهی که پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001 در سینمای آمریکا تقویت شده است.

اولیور استون و "مرکز تجارت جهانی"

ارتباط تنگاتنگ استون و شبکه‌های سلطه در واشنگتن و تل‌آویو را می‌توان با مشاهده فیلم مرکز تجارت جهانی" به خوبی استنباط نمود. مرکز تجارت جهانی با بازیگری "نیکلاس کیج" داستان واقعی دو افسر پلیس آمریکایی است که پس از فرو ریختن برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک در میان آتش و خاک گرفتار می‌شوند و در نهایت نجات می‌یابند. "استون" در این فیلم که ظاهراً با هدف همدردی با قربانیان 11 سپتامبر تهیه شده بود، سعی کرده است ابهامات و سوالات اصلی در خصوص انهدام برج‌های دوقلو را به‌ گونه‌ای غیر ماهرانه در میان تلاش دو افسر پلیس برای نجات جان خود از خاک و آوار محو نماید. وی تنها وقایع پس از حادثه 11 سپتامبر را به تصویر کشیده است. گویا خود حادثه، دلایل و ریشه‌های وقوع آن و مسائلی از جمله عدم حضور یهودیان شاغل در برج‌های دوقلو در زمان حادثه اصالت و اهمیتی از دیدگاه وی نداشته است. این نوع نگاه استون که در فیلم "مرکز تجارت جهانی" مورد توجه قرار گرفته است، دقیقاً با دیدگاه "واشنگتن" و "تل‌آویو" در خصوص حادثه 11 سپتامبر 2001 مطابقت دارد. بوش نیز در طول 6 سال اخیر سعی داشته است تنها بر روی انهدام برج‌های دوقلو و حوادث پس از آن تکیه نماید و بدین‌وسیله "لابی صهیونیسم" در اصل وقوع حادثه را لاپوشانی نماید.

تفاوت نگاه سوژه‌ای با نگاه مستند

در آثار سینمایی تولید شده توسط اولیور استون، خصوصاً آنهایی که راجع به زندگینامه و شرح حال شخصیتهای سیاسی ساخته‌اند نوعی نگاه "گیشه‌پسند" و "سوژه‌ای" به چشم می‌خورد. استون همانند بسیاری از کارگردانان هالیوود و حتی سایر سینماهای جهان، نسبت به اشخاص، رخدادها، نظامهای سیاسی و اجتماعی و... نگاهی کاملاً سوژه‌ای دارد. این در حالیست که تحلیل شخصیت واقعی یک سیاستمدار در این نوع نگاه به فراموشی سپرده می‌شود. اولیور استون نیز نسبت به سیاستمداران نظام بین‌الملل از جمله رئیس‌جمهور کشورمان نگاهی "مستند" و "واقع‌گرایانه" ندارد. همین مسئله سبب می‌شود که ابعاد مهمی از زندگی، رفتار و رویکرد سیاستمداران تحت‌الشعاع «نگاه سوژه‌ای» قرار گیرد یا به گونه‌ای متفاوت و بعضاً معکوس مطرح شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات