تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۶۱۴۰۱
امروز زمان عمل مسئولان است؛

حلقه انحرافی و سراب مظلوم‌نمایی


 محمدرضا نقدی

احمدی‌نژاد سال ۸۴ با شعار عدالت محوری و تحقق گفتمان دولت اسلامی پای در عرصه رقابت‌های انتخاباتی گذارد. این شعارها البته سالیانی بود که مورد مهجوریت قرار گرفته و طرح آن منجر به پیش‌روی گفتمان عدالت در جامعه می‌شد. از اینرو بود که باندهای مافیایی قدرت - ثروت که منافع خود را با پی‌گیری عدالت به خطر افتاده می‌دیدند با تمام قوا به مخالفت و عنادورزی با این شعار و فرد شعاردهنده آن پرداخته و انواع و اقسام روش‌ها را در این مسیر به کار گرفتند.

اینچنین بود که «مظلومیت»، سراپای گفتمان انقلابی عدالت‌محوری را در سوم تیر ۸۴ از آن خود کرد و وقتی مردم هجمه‌های بی‌رحمانه باند ثروت - قدرت علیه گفتمان انقلاب اسلامی را دیدند و نیز متوجه شدند که منافع باند حاکم بر قوه مجریه، درصدد پاس‌کاری قدرت میان خود است، به گفتمان مورد نظر خود یعنی گفتمان عدالت و انقلابی‌گری، اقبال کرده و آن را بر صدر نشاندند.

ساده لوحی است اگر کسی مدعی شود که هجمه‌ها علیه این گفتمان، پس از سوم تیر به افول گرایید چرا که شواهدی نظیر جنگ‌ احزاب انتخابات ۸۸، بطلان این ادعا را به خوبی ثابت می‌کند. اما روی سخن آنجاست که مع‌الاسف حلقه نفوذ کرده در اطراف دولت، با برداشتی نارسا و ناقص درصدد پیاده‌سازی همان روند مقابله با عدالت، آن هم در زیر سایه دولت موسوم به عدالت است. وقتی ملاحظه کنیم که باند انحرافی‌ها، قدرت برخاسته‌ از آرای ملت را برای خود طعمه دانسته و به آن می‌اندیشد که چگونه می‌تواند این قدرت را «مادم‌العمر» نماید؛ به این استنتاج دست می‌‌یابیم که انحرافیون دقیقاً پای در جای پای باند قدرت – ثروت و اصحاب فتنه نهاده و همان روش‌ها را تکرار می‌کنند. اگر مجلس ششمی‌ها و دولت پنجم و ششم و هفتم و هشتمی‌ها علی‌رغم آنکه از درون قدرت بهره‌مند بوده ، دایم دنبال رانت‌جویی برای تزاید حیطه قدرت خود بودند، امروز نیز انحرافی‌ها همین روش را البته با ادبیاتی به روزتر شده دنبال کرده و سهم‌گیری از قدرت را برای خود مباح برمی‌شمرند. این در حالی است که همین حلقه در درون قدرت به جای آنکه به اصلاح امور همت گمارد و به مقابله با ناهنجاری‌ها و مفاسد بپردازد، نه تنها خود در مفاسد دست و پا می‌زند که تازه با فریاد برآوردن «آی دزد!» در پی انحراف افکار عمومی از ره‌گیری سرنخ‌ها و ریشه‌یابی و حل معضلات اساسی مردم است.

ژست «اپوزیسیون‌گیری» در عین آنکه به طور کامل از تنعمات قدرت بهره‌مند هستند، دقیقاً روشی است که انحرافی‌ها از سلف ناخلف خود در دولت‌های هاشمی و خاتمی و موسوی آموخته‌اند. این در حالی است که این ژست، همراه با ژست دیگری به نام «مظلوم‌نمایی» به کرّات توسط حلقه انحرافی در درون قوه مجریه دنبال می‌شود.

نقطه خنده‌آور این جریان آن است که انحرافیون گمان کرده‌اند در حالی که در مراحل پایانی دولت دهم قرار گرفته‌ایم، این مظلوم‌نمایی‌ها می‌تواند مورد قبول مردم واقع شده و اقبال آنان را جذب نماید. حال آنکه گرچه مردم به دلیل برخورداری از ویژگی «بصیرت»، به خوبی صداقت چنین ادعاهایی را می‌سنجند اما حتی اگر مظلوم‌نمایی کارگر هم واقع شود، زمان آن، «ابتدای در دست‌گیری قدرت» و نه «پایان عمر دو دولت» مداوم است.

نکته دیگر آنکه اگرچه مردم نشان داده‌اند که در برابر ناملایمات مسئولین و حتی خطاهای آنان صبور و خویشتندار هستند اما طرفداری‌ها و حمایت‌های بی‌جا و ناشایست رئیس جمهور از حلقه انحرافیون و حتی افراد دست چندم آنان، دیگر رنگ و بوی حمایت از «مدیر شایسته» در برابر تهاجمات سیاسی را بی‌اثر ساخته و آن را، به تعصبی کور و بی‌منطق در دفاع از خطا، اشتباه و فساد تبدیل ساخته است.

افکار عمومی حق دارد از رئیس جمهور خود بپرسد که چه تفاوتی میان طرفداری هاشمی از کرباسچی و مهدی هاشمی، خاتمی از جاسوسان و مفسدان سیاسی و اقتصادی احزاب مشارکت و مجاهدین و احمدی‌نژاد از مشایی، بقایی، رحیمی، متهمان اختلاس و مشاوران خطاکاری نظیر جوانفکر و... وجود دارد؟ چرا در حالیکه «قانون» بر کشور حاکم است، رئیس دولت با مظلوم نمایی باند انحرافی همراهی کرده و تمامی اعتبار خود را که برخاسته از آرای ملت است، در پای مفاسد انحرافیون و مظلوم‌نمایی سیاسی آنان قربانی می‌کند؟ آیا در این صورت این اقدام با توجیهاتی نظیر «نمی‌گذارند» و... اقناع‌پذیری خواهد داشت؟

اگر رئیس جمهور مدعی برخورد سیاسی با اطرافیان خود می‌باشد آیا این ادعا برای آنکه به «موهومات» تفسیر نشود نباید در سازوکاری قانون و مورد قبول همه، مورد بررسی قرار گرفته و در صورت عدم اثبات، دو طرف به آن تمکین نمایند؟ آیا ضرر نپذیرفتن قانون، اولتیماتوم تراشی برای شکستن سکوت وحدت‌بخش، کشیدن خط و نشان برای مجاری قانونی و قضایی و اقداماتی از این دست، جز هجو و هدم قانون، فایده‌‌ای دیگر هم در بر خواهد داشت؟

به نظر می‌رسد تبعیت از قانون، لازمه اجرای عدالت است. اجرای عدالت همانگونه - که احمدی‌نژاد بارها به صورت لسانی بر‌ آن تأکید کرده - باید همه‌گیری داشته و اگر اطرافیان نیز در معرض آن قرار گیرند، مظلوم‌نمایی‌ها و انتسابات نباید مانعی در اجرای آن فراهم آورد. به خصوص آنکه خبرها حاکی از دندان تیز کردن حلقه انحرافی نسبت به تنش‌های میان مسئولین و سنگر گرفتن پشت رئیس جمهور حکایت دارد.

احمدی‌نژاد می‌تواند این ترفند را خنثی کند؛ اگر بخواهد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات