تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۰۷:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۶۱۴۰۲
بررسی انقلاب دوم مردم مصر در اعتراض به حاکمیت نظامیان طرفدار آمریکا

قیام علیه سرقت انقلاب


سیداحمد نکویی

مردم مصر در اعتراض به سند قانون اساسی این کشور که بر اساس آن اختیارات فراوانی به شورای نظامی داده می شود، از روز جمعه هفته گذشته در میدان التحریر دست به تظاهرات زده اند. این عبارت توضیح دهنده اخباری

می باشد که در یک هفته اخیر پیرامون درگیری های جدید مصر و حضور مجدد مردم در میدان التحریر قاهره ذکر می شود. برای فهم تحولات اخیر نیازمند شناخت 4 مفهوم یعنی مردم، انقلاب، نظامیان و آمریکا در مصر هستیم.

مصر با جمعیتی بیش از هشتاد میلیون نفر دارای تاریخ و تمدن بزرگی می باشد که به دو دوره پیش از اسلام و پس از اسلام تقسیم می شود. عنصر هویتی مصریان از سه لایه اسلامی ، عربی و مصر ی تشکیل شده است. اوج گیری انقلاب و نهایتا سقوط مبارک یک پیام آشکار داشت و آن زنده شدن عناصر خفته هویتی بود که در 50 سال اخیر توسط  حاکمیت سرکوب می شد که از  جمله می توان به اسلام گرایی اشاره کرد. آنچه امروز در مورد تحولات مصر میان تحلیل گران مناقشه برانگیز است مسئله هویت اسلامی و ضد آمریکایی حاکم بر  روح انقلاب است.

برخی براین باورند که اساسا این انقلاب هیچ ربطی به اسلام گرایی ندارد و تاکید براین مسئله ازلحاظ شناختی بی اعتبار است. اشتباه این تحلیل و یا نگرش در آن بوده که به هیچ وجه عنصر اسلام گرایی رابه عنوان ثابتات فهم اجتماعی – سیاسی مصر به شمار نمی آورد. فارغ از مرور تاریخی نقش تحول آفرین جریان و اندیشه اسلام سیاسی در مصر، براساس گزارشات و نظرسنجی هایی که در دو سال گذشته توسط موسساتی مانند گالوپ، پیو و زاگبی منتشر شده گرایش به اسلام سیاسی در مصربه68 درصد افزایش یافته. اما در عین حال تاکید بر آزادی و  انتخابات در شعارهای مردم مصر بیشتر به چشم می خورد.در هرصورت آنچه که خواست حداقلی مردم مصر می باشد برگزاری انتخابات آزاد است که تاکنون محقق نشده است.

مسئله دیگر مفهوم انقلاب است. انقلاب باید در برگیرنده سه عنصر مردم ، ایدئولوژی و رهبری باشد و در عین حال تغییرات زیر بنایی ایجاد کند. اتفاقی که در ژانویه 2011 افتاد تنها منجر به رفتن مبارک شد. هرچند که تلاش هایی در جهت اصلاح قانون اساسی به عمل آمد اما نمی توان تغییرات زیربنایی در ساختار سیاسی مشاهده کرد که تبیین کننده انقلاب باشد. رابطه با آمریکا و اسرائیل، قدرت داشتن نظامیان و مواردی از این دست که پس از سقوط مبارک نیز تداوم داشت بازگوکننده آن است که مصر کنونی همان دوران گذشته را بدون مبارک طی می کند.  می توان گفت عدم ایجاد تغییرات ساختاری در رابطه مستقیم  با خلاء رهبری می باشد.  چراکه رهبری انقلاب باید پس از سرنگونی  حکومت سابق حاکمیت را در دست گیرد و  مردم را برای ایجاد تغییرات زیربنایی هدایت کند. اما در مصر این نظامیان بودند که حاکمیت را به دست گرفتند و  مانع ایجاد تغییرات ساختاری در مصر شدند. نقش نظامیان در تحولات اخیر در پیوند با مسئله آمریکا می باشد که بدان اشاره خواهیم نمود.

رابطه مصر با آمریکا بعد از فوت ناصر و به قدرت رسیدن سادات مجدداً به حالت طبیعی برگشت. پس از امضای پیمان امنیتی کمپ دیوید و سفر سادات به اسرائیل، روابط مصر و رژیم صهیونیستی به طور رسمی برقرار شد و از سوی دیگر روابط این کشور با ایالات متحده آمریکا به وضعیت راهبردی ارتقاء یافت. بدین روی روابط نظامی مصر و آمریکا به

گونه ای شد که این کشور بعد از اسرائیل به دومین کشور دریافت کننده کمک های نظامی از آمریکا تبدیل شد. این مسئله به گونه ای پیش رفت که از سال 1988 به بعد هرساله تعداد قابل توجهی از افسران نظامی مصر در قالب برنامه بین المللی آموزش و تربیت نظامی جهت  طی نمودن دوره های تخصصی فرماندهی به آمریکا اعزام می شوند. این دوره ها تاثیر بنیادینی در ایجاد و بسط نفوذ آمریکا در ارتش و ساختار امنیتی مصر داشته است.

 هدف اصلی آمریکا از ایجاد رابطه راهبردی با مصر و ارتش آن به حفظ امنیت اسرائیل مربوط می شود. سابقه ظهور ارتش مصر به عنوان نهادی قدرت مند در ساختار سیاسی مصر به دوران محمدعلی پاشا برمی گردد که اساسا مدرنیزاسیون در مصر را با مدرنیزاسیون ارتش شروع نمود. از آن پس،  ارتش همواره نقش اول را در ظهور و سقوط دولت ها داشته است. ارتش مصر با روحیات ملی همواره برای اسرائیل یک تهدید به شمار می آید لذا پس از ترور سادات که توسط خالد اسلامبولی به عنوان یک ارتشی صورت پذیرفت؛ آمریکایی ها در برنامه ای میان مدت با همکاری اسرائیل و اجرای مستقیم دولت حسنی مبارک ساختار نظامی مصر را بگونه ای طراحی کردند که نیروهای ملی گرای ضد اسرائیلی از لایه های حساس ارتش حذف و یا استحاله شوند. که در نتیجه بتوانند رابطه راهبردی خود را با مصر حفظ کنند.

پیامد منطقی سقوط مبارک عیان شدن رابطه راهبردی آمریکا با ارتش مصر بود. رفت و آمد هیئت های نظامی دو کشور از اوایل انقلاب ژانویه بیانگر آن بود که سیاستمداران آمریکایی قصد دارند از توانایی ارتش به عنوان واسط جهت انحراف انقلاب به سمت تغییرات مورد نظر خودشان استفاده کنند، همانند برنامه ای که سی سال قبل ژنرال هایزر قصد داشت در ایران اجرا نماید که با درایت حضرت امام در خنثی سازی کودتا و ایجاد تغییرات زیر ساختی در ارتش محقق نشد. بنابراین آمریکا بنا داشت تا با فراهم نمودن شرایط مطلوب برای ایجاد اصلاحات مورد نظر خود از ارتش مصر به عنوان حاکم موقت استفاده نماید و از سوی دیگر با ایجاد

شبکه ای از جریانات سکولار، لائیک ، ملی و  اسلام گرایان به اصطلاح میانه رو، تغییرات و اصلاحات آینده مصر را به نفع خود نهادینه کند. که با حضور مردم مصر در میدان التحریر و سقوط دولت و همچنین پذیرش برگزاری انتخابات از جانب شورای نظامی این طرح آمریکایی تا حدودی معطل ماند. اما تا زمانی که ساختارها، از جمله روابط راهبردی آمریکا با مصر  تغییر نکنند، نمی توان توقع داشت که خواسته های مردم مصر محقق شده است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات