تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۶۱۴۰۴

مبانی نظری جریانات سیاسی داخلی (بخش آخر)

محمد‌هادی جمالی - مقدمه: در شماره گذشته پیرامون نحوه شکل گیری حلقه انحرافی در کشور و نیز در رابطه با حوزه رفتاری این گروه و کارویژه آنان در زمینه خدشه به استمرار گفتمانی مطالبی ذکر شد. در ادامه پیرامون این حلقه و عقاید عملی آن اشاراتی خواهیم داشت.

عقاید جریان انحرافی

برای شناخت هر جریان، نیازمند رجوع به مواضع رسمی رهبران آن جریان هستیم. این درحالی است که حرف‌هایی که این حلقه انحرافی در حوزه اعتقادی دارد، معمولا از قول افرادی که به راس آنان نزدیک هستند شنیده می‌شود. به‌عبارت دیگر، از افراد اصلی این حلقه، موضعی به‌صورت رسمی اعلام نشده و آنچه در این زمینه وجود دارد، بر اساس «شنیده‌ها» است. بنابراین، اطلاعات ما از مواضع اعتقادی این حلقه انحرافی، یا از کتاب‌های افرادی همانند «علی یعقوبی» است که گفته می‌شود از نزدیکان آنان می‌باشد و یا از شایعات شنیده شده از افراد موثّق و غیرموثّق، که می‌گویند ما در فلان جلسه از قول لیدر آنها چنین حرفی را شنیدیم. از سوی دیگر، ما برای شناخت این حلقه انحرافی، نیازمند ارائه یک مدل از مبانی آنان در نظام فکری، نظام انگیزشی و نظام رفتاری‌شان هستیم. از این‌رو با توجه به نزدیکی این حلقه انحرافی به فردی به‌نام «علی یعقوبی»، مبانی آنان را از میان سخنان منتشر شده از سوی این فرد استخراج می‌کنیم. اگرچه با اطمینان نمی‌توان گفت که عقاید حلقه انحرافی شکل گرفته در دولت، چنین است اما این کار برای درک بیشتر رفتار این حلقه مفید خواهد بود. البته اگر از آنها راجع به اصول سوال شود، خود را معتقد سرسخت به اصول معرفی می‌کنند اما کلید واژه های آنان چند بخش دارد:

۱)ولایت:

آنها می‌گویند ما ولایت را مثل شما قبول داریم. «مسیر» تحقق حاکمیت الهی در سطح توسعه را ولایت می‌دانیم. معتقدیم که باید از ولی اطاعت تامّ شود. اما سیر این ولایت به این نحو است؛

در زمان امام معصوم:

در زمان حضور امام معصوم، وظیفه همه، اطاعت از امام زمان است. اگر به‌عنوان مثال در زمان امام هفتم زندگی می‌کنید، وقتی ایشان به شهادت برسند، وظیفه ما این است که به سراغ امام حی برویم، نه اینکه مانند فقهاء در زمان غیبت از استنباطات خود از ائمه قبلی استفاده کنیم.

در زمان غیبت:

در زمان غیبت صغری باید به سراغ نوّاب خاص که ارتباط مستقیم با امام دارند برویم. این نواب خاص، رابط بین امام زمان و مردم هستند و لزوما نباید مجتهد باشند، چراکه ممکن است امام زمان یک فرد غیرمجتهد را نائب خود قرار دهد و دستور بدهد که همه از او اطاعت کنند.

در زمان غیبت کبری که امام زمان نائب خاص ندارد، باید سراغ فقیه برویم که همان ولایت‌فقیه است.

تا اینجای اعتقادات این جریان مورد قبول ما نیز می‌باشد. اما این حلقه در ادامه، این پرسش را مطرح می‌کند که ولایت‌ فقیه

ولایتش را از کجا آورده است؟

استاد حلقه انحرافی این شبهه را طرح می کند که آیا این ولایت از مجلس خبرگان رهبری به‌دست آمده است؟ و به جای آنکه به بحث کشف ولی توسط خبرگان پرداخته یا به روایت های صحیحه در زمینه لزوم تبعیت از فقها در زمان غیبت بپردازد، می‌گوید اگر من به ولایت مقام معظم رهبری اعتقاد دارم، به این دلیل نیست که مجلس خبرگان او را تایید کرده، بلکه به این دلیل است که ولایت ایشان را امام زمان(عج) امضا کرده است. بعد انحراف ادامه یافته و به سراغ روحانیت آمده و می‌گوید مگر الان زمان امام «حیّ» نیست؟ بنابر این شما نباید «حجّت‌الاسلام» باشید بلکه باید «حجّت‌المهدی» باشید. یعنی نباید بروید احکام را استنباط کنید، بلکه باید بروید با خود امام زمان(عج) ارتباط داشته باشید و احکام را از ایشان بگیرید. ادعا اینچنین است که در زمان غیبت کبری، افراد به خدمت حضرت بقیه‌ا... (عج) می‌رسند اما این ملاقات از نوع غیر ولایی و تشرّف است. چرا که در این تشرّفات، آن حضرت نمی‌خواهند اعمال ولایت کنند. به‌عنوان مثال مرحوم آیت‌ا... بهجت خدمت امام زمان(عج) مشرّف می‌شدند اما ایشان هیچگاه در این تشرّفات به آن حضرت نمی‌گفتند که مثلا من می‌خواهم در مورد فلان مسئله چنین فتوایی بدهم، آیا به‌نظر شما این فتوا درست است یا خیر؟ چرا که در این تشرّفات، امام زمان(عج) پاسخ چنین سوالاتی را نمی‌دهند و می‌فرمایند شما باید به اجتهاد خودتان عمل کنید.

۲)ظهور صغری و ظهور کبری:

اعتقاد حلقه انحرافی به ولایت‌فقیه تا زمان ظهور ادامه دارد، اما آنها می‌گویند زمان ظهور مانند ابتدای زمان غیبت، صغری و کبری دارد، یعنی اول، ظهوری صغری داریم و بعد ظهور کبری اتفاق می‌افتد. در ظهور کبری همه مردم با امام زمان(عج) ارتباط دارند و إعمالِ ولایت آن حضرت را می‌بینند اما در زمان ظهور صغری، همه مردم با آن حضرت ارتباط ندارند، بلکه برخی از افراد هستند که با ایشان ارتباط دارند.

آنها معتقدند که انسان‌ها در زمان ظهور صغری به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ برخی از آنها ظهور صغری را درک می‌کنند، به این معنا که با امام زمان(عج) ارتباط دارند، برخی از آنها نیز ظهور صغری را درک نمی‌کنند و با آن حضرت ارتباط ندارند. آنهایی که با حضرت ارتباط ندارند، وظیفه دارند که به سراغ ولی‌فقیه بروند و غیبت کبری برای آنها تا ظهور کبری تداوم دارد. اما آنهایی که با حضرت ارتباط دارند، ظهور کبری برای آنها تداوم ندارد و آنها ظهور صغری را درک می‌کنند. در زمان ظهور صغری، خود حضرت تشریف می‌آورند و در این مرحله، ارتباط‌ها دیگر از نوع تشرّف نیست، بلکه ولایی است. یعنی امام زمان(عج) در ملاقات با برخی افراد که لزومی هم ندارد مجتهد و ایده آل باشند، به آنها مأموریت می‌دهند.

آنان درخصوص اینکه افراد غیرمجتهد هم می‌توانند از طرف امام مأمور به انجام وظیفه‌ای بشوند نیز مثال حُکمِ پیامبر اسلام(ع) برای أسامه‌بن زید به‌عنوان فرمانده سپاه اسلام را می‌زنند.

بنابر این عقیده، آنهایی که ظهور صغری را درک می‌کنند، دو وظیفه دارند؛

اوّل آنکه باید بیایند ولایت‌فقیه را تقویت کنند. زیرا وظیفه مردم اطاعت از ولایت‌فقیه است.

دوّم آنکه اگر امام زمان(عج) به آنها حکم ولایی بدهد، باید آن را اجرا کنند، اما اگر امام به آنها حکم ولایی ندهد، باید تحت‌امر ولی‌فقیه باشند. حال اگر امام زمان به این افراد حکمی بدهد که با حکم ولی‌فقیه تعارض داشته باشد، باید به حکم امام زمان(عج) عمل کنند.

حال باید دید که آیا این اعتقادات، طبق مبنای دینی ما مبنای علمی دارد یا خیر؟ اگر چنین مبنایی را قبول کنیم به‌معنای آن است که راه مخالفت با ولیّ را هموار کرده‌ایم. این کار منجر به اقراء به جهل می‌شود و خداوند هیچگاه اقراء به جهل نمی‌کند. مثلا در مورد یک مسئله امام زمان(عج) یک حکم می‌کند و ولی‌فقیه حکم دیگری و این دو باهم تزاحم پیدا کرده‌اند. اگر بخواهیم در برابر حکم امام زمان(عج) بایستیم، تخلف کرده‌ایم و خداوند نمی‌خواهد شرایطی را به‌وجود بیاورد که افراد به جهالت بیافتند و از حکم امام زمان(عج) تخلف کنند.

علی یعقوبی کیست؟

علی یعقوبی که یک فرزند شهید نیز است، در مورد خودش می‌گوید: هرکس چند دقیقه با من بنشیند می‌فهمد که من علم حوزوی ندارم، آنچه که من می‌بینم، دیده‌هایم از عوالِم است، چراکه من را در عوالِم مختلف گردانیده‌اند. وی در مورد اینکه چگونه به عوالِم رفته است می‌گوید من زمانی که سال دوم دانشگاه در رشته پزشکی بودم، روزی در خانه نشسته بودم و داشتم مقتل امام حسین(ع) را می خواندم تا اینکه به این جمله رسیدم «اسب آقا اباعبدا...(ع) بدون آقا به خیمه‌ها برگشت». تا به اینجا رسیدم یکدفعه حالتی برای من به‌وجود آمد و با خودم گفتم که علی! تو اینجا نشسته باشی و اسب آقا بدون سوار برگردد؟ باید بروی به آقا کمک کنی. به‌دنبال آن دانشگاه و همه کارهایم را رها کردم و خودم را وقف امام زمان(عج) کردم. بعد از مدتی مورد شمول عنایت حضرت بقیه‌ا...(عج) قرار گرفتم. بعدا یک معلمی را برای من قرار دادند که این معلم، هزار و 400 سال پیش شهید شده است. این معلم دست مرا گرفته و مرا در عوالِم می‌چرخاند. وقتی دیده‌هایم را با قرآن و روایات کنار هم گذاشتم، فهمیدم که منظور قرآن و روایات هم همین‌ها است. بنابر این به تفسیر قرآن و روایات بر اساس دیده‌هایم در عوالِم پرداختم.

برخی عقاید انحرافی علی یعقوبی

وی یک‌سری حرف‌هایی را در برخی از حوزه‌ها بیان می‌کند؛

نظام عالَم: وی در مورد نظام عالَم می‌گوید عوالِمی که با هم اختلاف دارند، در زمان حضرت سلیمان(ع) آنقدر به هم نزدیک شدند تا با هم ادغام شدند و این اتفاق در زمان ظهور هم تکرار می‌شود. فیلم «ملک سلیمان» نیز بر اساس همین حرف‌ها ساخته شده است که البته وقوع این اتفاق در زمان آن حضرت واقعیت دارد. بر اساس این اعتقاد، وقتی که عوالِم جنّ، شیاطین، ملکوت، ولایت و... با عالَم پایین ادغام شدند، در آن زمان اجنّه، شیاطین و... روی زمین ظهور پیدا می‌کنند و درگیری‌هایی بین نیروهای خیر و شرّ به‌وجود می‌آید. وی حتی مدعی است که در این عوالِم، رفت‌وآمد دارد.

نظام انسان: علی یعقوبی می‌گوید قبل از ظهور امام زمان(عج)، اتفاقاتی که برای هر کدام از پیامبران و ائمه(ع) در زمان مسئولیت‌شان افتاده است، دوباره در این دنیا تکرار می‌شود و آنها باید بیایند و این اتفاقات را مدیریت کنند. مثلا طوفان زمان حضرت نوح(ع) یک دوره آموزشی برای آن حضرت بوده که وقتی این طوفان در زمان ظهور صغری اتفاق افتاد، ایشان بیاید و آن را مدیریت کند. یا اگر حضرت موسی(ع) معجزاتی دارد و قومش را هدایت کرده و از رود نیل عبور می‌دهد، دوباره این اتفاقات تکرار می‌شود و حضرت موسی(ع) آنها را مدیریت می‌کند. به همین صورت این اتفاق برای همه پیامبران و ائمّه می‌افتد تا به خود امام زمان(عج) برسد. وی در مورد معلم خودش که می‌گوید هزار و 400 سال پیش شهید شده است، تاکنون به‌صورت علنی درجایی سخن نگفته است. اما در جلسه‌ای که نوار آن نیز موجود است، مدعی شده که آن معلم، وجود مقدس حضرت صدیقه طاهره(س) است.

وی برای توجیه بی‌سوادی خویش می‌گوید: پیامبر اسلام(ص) که به مردم می‌فرمود من برای شما از طرف خداوند پیام آورده‌ام، اُمّی بودند. شما از نوع حرف‌هایی که پیامبر می‌زدند می‌فهمید که درست هستند. وی در ادامه می‌گوید: من هم اُمّی و بی‌سواد هستم. شما بروید به علما و مراجع بگویید سه‌ماه در مورد مثلا حنیفیت مطالعه کنند و بعد در مورد آن صحبت کنند، آنگاه من را بیاورید و 5 دقیقه قبلش به من بگویید در این مورد صحبت کن. بعد ببینید که آن عالم و مجتهد با سه‌ماه مطالعه قبلی در مورد حنیفیت بهتر حرف می‌زند یا من. علی یعقوبی یک جزوه‌ای با عنوان چهل شب با شهدای کربلا دارد و در این جزوه مدعی شده است که هرشب جمعه برای عزای آقا اباعبدا... مجلسی با حضور همه پیامبران، ائمه، شهداء و... در عالَم بالا برگزار می‌شود که من هم در آن حضور دارم.

بعد می‌گوید: یک شب جمعه که به این مجلس می‌رفتم، حضرت موسی(ع) را دیدم که به‌خاطر آنکه یهودی‌ها در فلسطین و غزه جنایت می‌کنند، خجالت می‌کشید که داخل بیاید و داشت بیرون مجلس قدم می‌زد. آقا امام زمان(عج) به من غذا دادند که من برای حضرت موسی(ع) ببرم. به حضرت موسی(ع) گفتم اگر جلوی قومت را نگیری، یک مشت موسائی مثل همان مشتی که در جوانی به آن مرد از قوم فرعون زدی و او را کشتی به تو می‌زنم! وی مدعی است که هم‌اکنون دو نفر هستند که در این عالم تصرّف دارند. یکی حضرت خضر(ع) است که قدرت زیادی دارد و دیگری من هستم که قدرتم محدود است.

ولی من با همین قدرتی که دارم کارهای زیادی می‌کنم. مثلا همین جنگ 22 روزه غزه با دعای من بود که تمام شد، یا پیروزی حزب‌ا... لبنان کار من بود. وی در جایی می‌گوید ما عاشق ولایت‌فقیه و آقا هستیم اما نه از این باب که مجلس خبرگان به ایشان رای داده است، بلکه من در عالَم بالا دیده‌ام که حضرت بقیه‌ا... الاعظم(عج) حکم ولایی ایشان را امضا کرده است. لازم به ذکر است که براساس اخبار رسیده حضرت آیت‌ا... مصباح با شنیدن این حرف‌ها و دیدن آن رفتارها در مورد این حلقه است که می‌فرماید اگر یک روزی دیدید که لیدر این جریان ادعا کرد که من باب امام زمان هستم، تعجب نکنید، زیرا از این عقاید، چنین ادعایی برمی‌آید.

نتیجه اعتقادات حلقه انحرافی

اینچنین است که به چنین آدم‌ها و با چنین اعتقادات سست و موهوم آلودی حلقه شبه‌اصولگرایی اسلامی می گوییم. چنانچه وقتی با این افراد برخورد می‌کنیم، می‌گویند همه چیزهایی را که شما می‌گویید ما هم قبول داریم. اگر به آنها بگوییم ولایت‌فقیه، می‌گویند ما هم ولایت‌فقیه را قبول داریم، اگر به آنها بگوییم امامت، می‌گویند ما هم معتقد به امامت هستیم و... اما کم‌کم تفاسیری ارائه می شود که در نهایت مشخص خواهد شد حذف امامت، انتهای آن است.

ولی‌فقیه رابط مردم و استنباط احکام از فرمایشات امام معصوم است. یعنی ولی‌فقیه بین مردم و علم معصوم اتصال می‌دهد. حال اگر طبق عقاید این حلقه انحرافی، این رابط را حذف کنیم و بگوییم ما نیازمند به استنباط نیستیم، بلکه نیازمند به دیده‌ها هستیم، در آن صورت اتصال ما و علم معصوم قطع و متکی به دیده‌های ادعایی افرادی مانند علی یعقوبی می‌شود. آن وقت است که علی یعقوبی می‌گوید: شما به اجتهاد و استنباط نیازی ندارید، بر اساس آنچه که من در عوالم دیده‌ام عمل به همان کتاب حلیه‌المتقین علامه مجلسی برای مردم کفایت می‌کند. وقتی به افراد این حلقه گفته می شود که مگر با این کتاب می‌شود حکومت را اداره کرد؟ می‌گویند شما قرار نیست حکومت را اداره کنید، ما حکومت را بر اساس دیده‌هایمان اداره می‌کنیم. امام زمان(عج) به ما مأموریت داده است، شما که ظهور صغری را درک نمی‌کنید.

این اعتقادات، منجر به حذف منابع استنباط احکام دین یعنی قرآن، سنت(نبوت و امامت)، عقل و اجماع می‌شود و از این رو است که حلقه انحرافی، مسیر انحراف از انقلاب را از راه مسیر انحراف در عقاید دینی پی گیری می نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات