اصولگرایان در صحنه فردگرایی
اصولگرایان اکنون بیش از هر زمان دیگری شاهد مباحث انتخاباتی سلیقهای و فردی هستند. اگر چه نمیتوان کتمان نمود که برخی از گروهها و احزاب سیاسی اصولگرا برای ایجاد ائتلافهای احتمالی پیش قدم شدهاند اما شدت و حدت این تلاشها هنوز به اندازهای نیست که در قالب یک فرآیند سیاسی مشخص قرار گیرد. سروری قائممقام رهپویان این نگرانی را به این صورت بیان میکند: «اگر با دیگر اصولگرایان به نتیجه نرسیم نامزد مستقل معرفی میکنیم. معتقدیم تکثری که امروز در بین نامزدهای اصولگرا برای انتخابات ریاستجمهوری آینده وجود دارد،دغدغهآور و نگرانکننده است.»
این موضع هم کمابیش از سوی تمامی گروههای اصولگرا مطرح شده است و هر کدام اعلام کردند که در صورت دست نیافتن به اجماع به صورت مستقل وارد انتخابات میشوند. چهره هاییکه درطیف اصولگرا اکنون به صراحت از آنان به عنوان کاندیدا نام برده میشود، هر روزه در صحنههای عمومی حضور یافته و به تبیین مواضع خود میپردازند.
فارغ از رایزنیهای گروهی یا به جمعبندی شرایط موجود میپردازند یا به نوعی فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کردهاند. مواضع گروهها هم همچون گذشته چندان مشخص نیست. شاید بتوان گفت که ایثارگران و رهپویان در زمره محدود گروههایی قرار دارند که رایزنیهایی را برای ائتلاف چند جانبه آغاز کردهاند. جبهه پیروان همچنان جبهه گیری مشخصی را انجام نداده است و همچون برخی گروههای دیگر چون موتلفه بسیار احتیاط آمیز وارد عرصه شدهاند. جامعتین هم همچنان قائل به ورود نظام یافته نیست. اگر چه برخی از اعضای جامعه مدرسین و همچنین جامعه روحانیت در مقاطعی از ورود احتمالی جامعتین سخن گفتهاند اما هنوز هیچ تحرک جدی از سوی آنان مشاهده نشده است.
پایداری لنگ میزند
در این فضا حتی گروههای نوپایی چون جبهه پایداری هم گرفتار برخی اختلاف نظرهای داخلی شده است. گروهی که در نگاه اول شاید به لحاظ اشتراک نظر و سلیقه بسیار یکپارچه به نظرآید اما با برخی اظهارنظرهای داخلی و تحلیلهای ناظرین بیرونی برخی انشقاقها و اختلاف نظرهای جدی در میان آنان مشهود است. مسئلهای که جهت گیری کلی این جریان برای حمایت از کاندیدای نهایی انتخاباتی تشکیک جدی به وجود خواهد آورد.
در چند روز گذشته خبرهایی در خصوص احتمال کاندیداتوری مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران از سوی جریان پایداری منتشر شده است. این مسئله به وضوح اختلافات جریان پایداری را به نمایش میگذارد چرا که برخی از طیفهای پایداری قائل به ائتلاف با آبادگران نیستند و بر عکس عدهای استدلال میکنند که ظرفیت رای آوری آنان در صورت ائتلاف با آبادگران که اتفاقا حضور موفقی در عرصه سیاسی کشور در چند سال گذشته داشتند، بیشتر میشود.
در هر حال مباحثی که هماکنون در خصوص احتمال ائتلاف پایداری، ایثارگران و آبادگران وجود دارد نشان از تلاش برخی لایههای حامی دولت در گروههای مذکور برای به کنترل درآوردن فرآیندهای سیاسی این جریانات دارد.
جریان اصلاحات محکوم به تکثر
در کشاکش سیاسی مباحث داغ انتخاباتی، مسئله اختلاف جدی میان اصلاحطلبان به یکی از مسائل اساسی و محوری فضای سیاسی بدل شده است.
اظهارنظرهای برخی از سران این جریان که روز به روز حالت صریحتری به خود میگیرد گواهی بر این مدعاست. اختلافات کارگزاران با طیف خاتمی نمونه بارز این تفاوت سلایق است که اخیرا با اظهارات صریح کرباسچی در مخالفت با خاتمی نمود بارزی یافته است. کرباسچی درباره این پرسش که «اگر اصلاحطلبان روی کاندیدای خاصی مثل خاتمی اجماع کنند آیا شما حمایت می کنید؟» میگوید: «من اصولا معتقد نیستم که افرادی که یک بار در این سمت حضور داشتند دوباره به صحنه بیایند، چه آقای خاتمی، چه رفسنجانی و چه احمدینژاد. هنوز کشور در قحط الرجالی فرو نرفته که از این چهرهها دوباره استفاده کنیم. باید با ورود افراد جدید هوای تازه ای به جامعه سیاسی وارد شود. خود این آقایان هم علاقه مند به حضور در انتخابات نیستند. آقای خاتمی قسم خوردهاند که در انتخابات کاندیدا نشوند.»!
مرتضی سجادیان عضو شورای مرکزی کارگزاران نیز در مخالفت با خاتمی میگوید: «اگر خاتمی نیاید خیلی بهتر است. خاتمی کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری آتی نمیشود و اگر نیاید هم بهتر است. متاسفانه کاندیداهای انتخاباتی در ایران برنامهای ندارند و همه به دنبال معرفی فردی محبوب هستند.»
اگر این اظهارات را با سخنان اخیر خاتمی مبنی بر حق اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات و همچنین ضرورت نقد درونی اصلاحات برای مشارکت سیاسی بهتر در آینده کنار هم بگذاریم به عمق اختلافات موجود بیشتر پی میبریم. چرا که عمده نقد گروههایی مانند کارگزاران و حتی محوریت مخالفت جریان عبد الله نوری با فردی مانند سیدمحمد خاتمی، مباحث اخیر وی مبنی بر تفکیک قائل شدن میان طیف معتدل و تندروی این جریان بوده است که به مذاق آنان خوش نیامده است. بر این اساس حتی برخی از آنان به صراحت از ترسو بودن خاتمی نام بردهاند. وضعیت کاندیداهای معتدل این طیف هم مشخص نشده است و افرادی مانند عارف، جهانگیری، کواکبیان و.. هنوز به صورت قطعی وضعیت خود را مشخص نکردهاند.
دولت وحدت ملی در محاق بحران
در این شرایط سخن از دولت وحدت ملی این روزها عجیب فضای سیاسی کشور را فرا گرفته است و در این زمینه حتی آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز ورود کرده است. آیتالله هاشمیرفسنجانی در دیدار با جمعی از رزمندگان و ایثارگران دوران دفاعمقدس لوازم و زمینههای مناسب خروج از مشکلات فعلی را ایجاد وفاق و وحدت ملی، فضای باز سیاسی، توجه به خواست مردم، اجرای کامل قانون اساسی، سیاست تنشزدایی و حل مشکلات بینالمللی عنوان کرده و گفته است: «در این مسیر میتوانیم با مبنا قرار دادن سیاستهای کلی مورد تایید رهبر انقلاب و تدوین برنامههای کارشناسانه و ایجاد دولت وحدت ملی به پیشرفت و سربلندی کشور و نظام که خواست رهبر معظم انقلاب نیز هست، تحقق ببخشیم».
بیان این موضع از سوی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به دنبال مباحث انتخاباتی اخیر مطرح شده است که بر اساس آن افرادی مانند ولایتی یا ناطق نوری به عنوان کاندیدای دولت وحدت ملی مطرح میشوند. مسئلهای که بسیاری از مباحث سیاسی و انتخاباتی را به خود اختصاص داده است. البته به همان گستردگی که این مبحث در فضای سیاسی جامعه مطرح میشود، انتقادات و مخالفتها نیز در این خصوص وجود دارد و بسیاری از فعالین سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا به مخالفت با این طرح برخاستهاند. اصلاحطلبان از آن رو مخالفت میکنند که بر اساس گفتههای برخی از اعضای شورای هماهنگی اصلاحات مسئله ائتلاف با هر کاندیدای اصولگرایی منتفی شده است و اصلاحطلبان قطعا با اصولگرایان ائتلاف نمیکنند. اصولگرایان هم با توجه به تعدد کاندیدای موجود و همچنین برخی از محذوریتهای جناحی تاکنون استقبالی از این طرح نکردهاند.
رخوت دولت تحت تاثیر منفیگرایی سیاسی
در این فضای سیاسی دولت نیز فضای انتخاباتی خاص خود را دارد. اگر چه هنوز تحت تاثیر منفی گرایی شدید نسبت به فعالیتهای سیاسی دولت، تحرکات انتخاباتی آنان علنی نشده است اما برخی شواهد از تلاشهای انتخاباتی آنان حکایت دارد. این گمانهزنیها با اظهارات صریح محمود احمدینژاد در گفتوگوی زنده تلویزیونی آغاز شده است و هر چند که نمونههای عینی این تحرکات تاکنون به صورت جدی به چشم نیامده است اما نمیتوان این مسئله را به عدم فعالیت انتخاباتی دولت تعبیر کرد. تحلیل دیگری نیز بر این اعتقاد است که دولت زمینه مساعد چندانی برای تحرکات سیاسی خود نمیبیند و تحت تاثیر مشکلات پر شمار اقتصادی و نارضایتی عمومی ترجیح میدهد که حساسیت جدیدی برای افکار عمومی به وجود نیاورد.