* به عنوان اولین سوال میخواستم بپرسم سال بد یا سال خوب؟ دولت کدام تعبیر را میپسندد. سالی که گذشت برای دولت چطور بود؟
** هر سال یا هر زمانی که در آن تلاشی برای خدمت به کشورمان صورت بگیرد، سال خوبی است. فکر می کنم دولت در سالی که گذشت در این جهت حرکت کرد و حتی مسیرش را گم نکرد. همین که مسیرش را گم نکرده و جهتگیر ی هایش جهتگیر ی های درستی بوده، باید باور کنیم که سال، سال خوبی بوده است. آن سال، سال بدی برای یک دولت است که دچار سردرگمی باشد، دچار حیرت و سرگشتگی شود و اهدافش را پیجویی نکند، پیمانی را که با مردم بسته فراموش کند و به تعهداتی که به مردم دارد، بی توجهی کند.
* این موفقیتها البته از منظر دولت است، از بیرون انتقادهای بسیاری در سال گذشته به دولت مطرح بود. در حوزههای مختلف با قوای مقننه و قضاییه و نهادهای دیگر درگیریهایی داشت به نحوی که به نظر میرسد، دولت یک سال پر تنش را گذراند.
** تنش و چالش همیشه وجود دارد. در هر مقطعی در این شش، هفت سال گذشته هم بوده است. از روز اولی که آقای احمدی نژاد آمد همواره با تنش و شرایط غیرمتعارفی مواجه بود. رفتارهایی که در برابر ایشان شکل گرفت و برخوردهایی که توسط بعضی از افراد و جریان ها شاهد آن بودیم، در این سا لها واقعا منطق قابل دفاعی نداشته و ندارد.
* آیا این برخوردها و فشارها به دولت آقای احمدینژاد فراتر از رییسجمهورهای گذشته بوده است؟
** بله، رفتارهایی که صورت گرفت فراتر است، حداقل در سطوح رسانه ای، هیچ وقت رییس جمهور را تا این حد آماج تخریب های خودشان قرار نداده بودند. به رییس جمهور تخریب ها و توهین های بدی کردند. البته مشی خود آقای رییس جمهور و دولت هم هیچ وقت این نبوده که بخواهند شکایت کنند. همه اینها را تحمل کردند. همیشه مشی دولت این بوده که به سمت درگیرشدن و برخورد قضایی با کسانی که مرزهای اخلاق را پشت سر گذاشتند، نرود.
* برخی از اعضای کابینه و رییس دفتر رییسجمهوری البته شکایتهایی را در دستگاه قضا مطرح کردند.
** آنها در سطح خودشان کارهایی را کردند ولی واقعیت قضیه این نبود. آقای رییس جمهور خودش بارها گذشت کردند و از اعضای دولت خواستند که گذشت کنند. اما واقعیت این است که ما در سال جاری یک وضعیت بی سابقه ای را داشتیم. من امسال از 24 ، 25 فروردین ماه که مسوولیت روزنامه ایران را برعهده گرفتم با یک وضعیت بسیار غیرمتعارفی مواجه شدم. همواره تحت فشار بودم و هنوز هم تحت فشار هستم، دولت هم به همین ترتیب؛ یعنی دولت نیز از جهت فشارهایی که وارد می شود در وضعیت خوبی قرار ندارد و این فشارها همچنان بر دولت هست.
* از نظر دولت علت این برخوردها چیست و منشاء آن را از کجا میبینید؟
** برخوردها غیرمنطقی و غیراصولی است و مبنای درستی ندارد. شاید کسانی که این رفتارها را می کنند نسبت به ما اولویت داشته باشند به تبیین اینکه چرا اینطور رفتار می کنند. آنها باید توضیح دهند با چه منطقی در برابر دولت منتخب ملت و برآورده از آرای مردم اینطور رفتار می کنند.
* بالاخره خود دولت از این فشارها که میگوید یک برداشتی دارد؟
** برداشتی که ما داریم، این است که آقای احمدی نژاد در دولت دهم به نحوی عمل کرد که یک طیف مدعی اصولگرایی که حتی خودش را در پیروزی آقای احمدی نژاد در سال 84 سهیم می دانست و سعی می کرد که سهم خواهی کند در دولت دهم میدانی به آنها داده نشد. در دولت نهم آقای احمدی نژاد سعی کرد برای دولت خودش فرصت کار ایجاد کند و به همین دلیل تا توانست فرصت ایجاد کرد که دیگران هم از ایجاد تنش پرهیز کنند.
بالاخره به افرادی فرصت داد که بیایند و در دولت کار و خدمت کنند. این افراد در دولت نهم آمدند اما در نهایت با رفتارهایی که کردند نوعی از ناهمسازی و عدم مطابقت را نشان دادند. آنجا بود که آقای رییس جمهور این افراد را شناخت و تصمیم گرفت. از همان زمان بود که مخالفان برخورد با دولت را آغاز کردند و مواضع خودشان را در برابر دولت تندتر و تندتر کردند. سالجاری به صورت کاملا هدفمند و برنامه ریزی شده به سمت برخورد با آقای احمدی نژاد وارد شدند. فکر می کنم یکی از دلایلی که سا لجاری سال پرتنشی بود، به همین مساله برمی گردد.
* بحثی که از طرف همین افراد به عنوان «اخراجیهای دولت » در سال 90 مطرح شد، مباحث مربوط به جریانی موسوم به «جریان انحرافی » بود که عنوان میکنند رییسجمهوری تحت تاثیر برخی افراد همچون آقایان بقایی، مشایی و... هستند و تصمیماتی که گرفته میشود براساس نظرات این افراد است. انتقادات دراین رابطه آن قدر بالا گرفت که بحث عبور از احمدینژاد به دلیل آنکه حاضر به جدایی از این افراد نشد، مطرح شد، این انتقادها را چطور میبینید. چقدر این چالشهایی که برای آقای احمدینژاد به وجود آمده تحت تاثیر این افراد در دولت بوده است؟
** با توجه به شناختی که از ایشان دارم، اعتقادم این است که ایشان تحت تاثیر هیچ فرد و گروهی به این معنا نیستند. البته انسان ها از هم تاثیر می پذیرند، حر ف ها را می شنوند و ارزشیابی می کنند یا با آن حر ف ها تصمیم گیری می کنند. بالاخره حرف تاثیر می گذارد و این یک واقعیت است اما این نیست که بگوییم آقای جوانفکر کارمندی است که بیخ گوش رییس جمهور چسبیده و در گوش رییس جمهور نجوا و مطالبی را عنوان می کند. آقایان مشایی و بقایی هم به همین ترتیب. واقعا اینطور نیست. کسانی که این موضوع را القامی کنند، اشتباه می کنند و در واقع دارند از واقعیت ها فرار می کنند. آقای رییس جمهور با این افرادی که اسم بردید یک ارتباط خیلی طبیعی و عادی مثل بقیه افراد دارند.
* دولت بحث جریان انحرافی را چطور تحلیل میکند؟
** بحث جریان انحرافی که مطرح کردند، مساله ای کاملا توهمی است و مسوولیت این حرفی را هم که زده اند، باید به عهده بگیرند. چون هیچ سنخیت و ارتباطی و هیچ چیزی که سازمان یافته است و بگوییم چنین جریانی هست، وجود ندارد. خود آنها هم که می گویند جریان انحرافی، می دانند چنین چیزی نیست ولی برای اینکه بتوانند مخالفتشان را با آقای احمدی نژاد نشان دهند و بتوانند خودشان را نزد افکار عمومی توجیه کنند؛ موضوعی به نام جریان انحرافی را مطرح کردند و خودشان را پشت آن موضوع مخفی می کنند.
* اتفاقا اصولگرایان هم معتقدند جریان انحرافی با اصلاحطلبان پیمان بستند.
** به هر حال این حر فها را می زنند ولی باید ببینیم نشانه هایش چیست، اگر نشانه ای دارند، بگویند. مثلارفتند، گشتند و گفتند جوانفکر سال 79 - 78 در روزنامه ایران مطلبی به نفع آقای خاتمی نوشته است. مطلب من هست؛ همان مطلبی که ادعا می کنند، می توانند بروند مطالعه کنند. آن زمان تیتری زدند که اینها این تیتر را می خوانند و بعد می خواهند القا کنند، جوانفکر یک شخص اصلاح طلب است. البته اصلاح طلبی یک ارزش است ولی من هیچ وقت تابع یک جریانی نبودم و از هیچ جریان خاص سیاسی هم تبعیت نکردم.
* آخرین تعریفی که از جریان انحرافی مطرح شد مربوط به آقای باقری لنکرانی وزیر سابق بهداشت و درمان بود که در نشست انتخاباتی جبهه پایداری به عنوان سخنگو اظهار کردند «انحراف از زمانی شروع شد که یک عده خواستند سوم تیر 84 را به نفع خودشان مصادره کنند و آن را به شخص نسبت دهند نه به یک تفکر خاص »، این مصادره پیروزی در انتخابات و کنار گذاشتن همراهان را قبول دارید؟
** مگر اصولگراها نامزد خودشان را در انتخابات نداشتند؟ بالاخره باید برای شعور مردم هم ارزش قایل شوند. یا تحلیلی ندارند یا فکر می کنند مردم یادشان رفته و می خواهند چیزی را در ذهن جامعه پرتاب کنند. افکارعمومی به یاد دارد که آقای لاریجانی نامزد جریان اصولگرا بود. کل آرایی هم که آورد شش درصد بود. همه اینها ثبت شده و وجود دارد. چطور می توانند بگویند ما در پیروزی آقای احمدی نژاد ذی سهم بودیم! واقعا بگویند چه سهمی داشتند؟ ما فرض را بر این بگیریم که همه آرایی که مربوط به آقای لاریجانی بود، شش درصد آمد پشتیبانی آقای احمدی نژاد قرار گرفت. فرض را بر این می گیریم درحالی که معتقد نیستیم که بخشی از این شش درصد هم به خاطر خود آقای لاریجانی بوده باشد می گوییم همه شش درصد آرا در مرحله دوم پشت آقای احمدی نژاد قرار گرفتند.
چه تاثیری داشت؟ چه نقشی داشت؟ این ها می خواهند چیزی را که باخته بودند به نفع خودشان مصادره کنند. آقای احمدی نژاد فردی اصولگراست. از سوی دیگر آقای احمدی نژاد اصلاح طلب است در معنای واقعی خودش نه به معنای یک جریان. آنها خودشان را به آقای احمدی نژاد چسباندند و همه مردم هم این را می دانند. بعد می گویند ما در پیروزی آقای احمدی نژاد نقش داشتیم. دستشان درد نکند، حالا اگر نقش داشتید باید سهم بخواهید؟ مگر آقای احمد ی نژاد به شما تعهدی داده؟ آقای احمدی نژاد خودش تفکر انقلاب اسلامی را دنبال می کند، شما می گویید تفکر اصولگرایی، درصورتی که تفکر آقای احمدی نژاد تفکر انقلاب است. این حر ف هایی که می زنند حرفهای بی اساسی است و اصلا منطق درستی ندارد.
* اگر بخواهیم به بحث جریان موسوم به انحرافی بپردازیم، امسال حملات به این جریان در دولت دهم خیلی بیشتر بود. شاید این مباحث در سال های گذشته هم مطرح بود ولی امسال تشدید شده بود. شخصیت ها و مقامات لشکری و کشوری هرکدام تعبیر خاص خود را درباره این جریان به کار بردند و تهدیدکردند. عنوان «لاله و لادن » به کار برده شد. علت این حملات را چه می دانید؟
** خود این افراد باید توضیح دهند که چرا این کار را کردند. اعتقادم این است که طیفی از این ها دچار یک اشتباه اساسی در تحلیل برداشت شدند. این اشتباه اساسی آنها را به رفتارهایی کشاند که این رفتارها هیچ منطقی نداشت. حر فهایی زدند که هیچ منطقی نداشت، زمانی آمدند بحث فراماسونری را مطرح کردند. کجا چنین چیزی در مورد آقای احمد ی نژاد و دولت ایشان اتفاق افتاد. دولت ایشان یک دولت کاملا ولایی است. رهبری در نماز جمعه سخنرانی کردند و گفتند که دولت احمدی نژاد و شخص آقای احمدی نژاد، تفکر و حر فهایشان به من نزدیکتر است. وقتی این گونه است این ها چرا این رفتار را از خودشان نشان می دهند؛ یعنی آنها باید توضیح دهند و پاسخگو باشند. فکر می کنم بخشی از این ها در تحلیل و محاسباتشان اشتباه داشتند.
در مواضعی که اتخاذ کردند، اشتباه کردند و بعد هم آن را ادامه دادند. گاهی اوقات اشتباه آنقدر سنگین است که انسان ترجیح می دهد رفتارهایی کند که حتی شخصیت خودش را هم زیر سوال ببرد ولی حاضر نیست که اشتباه خودش را بپذیرد. جریان رمال، فا لگیر، جن گیر، مگر نمی گفتند؟ چرا برای این اتهاماتی که زدند، سند نیاوردند؟ با آقایان بقایی و امیری فر چنین برخوردی کردند، آیا این درست است؟ این رفتارها منطقی دارد؟ اشتباه کردند، برگردند و جبران کنند. ما مثل آنها برخورد حذفی نمی کنیم. اعتقاد نداریم آنها باید از گردونه نظام حذف شوند، اعتقاد داریم آنها اشتباه کردند، باید اشتباهشان را اصلاح کنند و به جبران آن رفتار اشتباهشان بپردازند اما می بینیم که آنها همچنان این مسیر را ادامه می دهند و در جایی این روند غیرقابل جبران می شود.
* بعضی ها می گویند این انتقادها و حملاتی که تحت عنوان جریان موسوم به انحرافی صورت می گیرد، به دلیل این است که اصولگرایان می خواهند آقای احمدی نژاد را مورد انتقاد قرار ندهند. در واقع خطاب مستقیم به آقای احمدی نژاد است ولی غیرمستقیم با اطرافیانشان وارد تنش می شوند؟ این تحلیل صحیح است؟
** این هم یک نظر است، اگر این تحلیل درست باشد و واقعا بخواهند به خاطر آقای احمدی نژاد، اطرافیانشان را بزنند و با آنها برخورد کنند، این کجایش با عدالت سازگار است که به خاطر آقای احمدی نژاد بیایند اطرافیانشان را بزنند. سکوت آقای احمدی نژاد این فرصت را حتی المقدور از آنها گرفته و ارزش این سکوت بیشتر خود را نشان می دهد. اگر آقای احمدی نژاد می خواست در همان میدانی که آنها طراحی کرده بودند، بازی کند فضای کشور خیلی آسیب می دید. سکوت آقای احمدی نژاد سکوت بسیار ارزشمندی بود.
* امسال آقای مشایی خیلی ساکت بودند، تیتر روزنامه ها مدت ها این بود که مشایی کجاست، مشایی چه می کند؟ در مقابل شما بیشتر خبرساز بودید. وقایع خاتون بود. مساله روزنامه ایران رخ داد. چطور شد که آقای مشایی در عرصه رسانه کم رنگ تر شدند و شما پررنگتر؟
** آقای مشایی رییس دفتر رییس جمهور است، دارای دیدگاههایی است که گاهی آنها را مطرح می کرد. آزادی را از او سلب کردند. آن قدر بحث های بی ربط و غیرمرتبط و نادرست مطرح کردند که ایشان مجبورشد سکوت اختیار کند. همین سکوت را هم برنمی تابند. آن موقع که آقای مشایی حرف می زد، می گفتند چرا حرف می زند؟ الان که سکوت کرده می گویند چرا سکوت کرده؟ اشکال به مشایی برنمی گردد. برای مردم هم روشن شده است. ایشان دارد کارشان را در سکوت انجام می دهند. واقعا من به آقای مشایی حسرت می خورم که با این تهمت ها و توهین هایی که به ایشان شده برای خودش آخرتش را خوب آباد کرده است. به من هم می گویند آقای جوانفکر، تو چرا آنقدر حرف می زنی؟ می گویم من در موضع حرف زدن هستم.
به هر حال من خبرگزاری دارم، روزنامه نگار هستم، مشاور مطبوعاتی رییس جمهور هستم و باید حرف بزنم. انتظار مردم از من این است که حرف بزنم، بنویسم، موضع بگیرم. ممکن است به آقای مشایی بگویند که حرف نزن و ساکت باش ولی من نمی توانم ساکت باشم چون موضعم، موضع حرف زدن است، البته اگر مرا از این مسوولیت بردارند، می توانم ساکت باشم. وقتی حقوقی از مردم پایمال می شود، مجبورم حرف بزنم، ایده ام را بگویم که قانون را رعایت کنید. البته هزینه هایی هم برای من داشته. پرونده هایی که برای من تشکیل شده به دلیل دفاعی بود که از حقوق مردم کردم. این یک سال برای من خیلی سال تلخی بود. از بعضی افراد که در عرصه رسانه قلم به دستشان است، نیش های خیلی تلخ و زهرآگینی را دریافت کردم. اشکالی ندارد ولی فکر می کنم قضاوتی که بعدها در تاریخ صورت می گیرد یا مردم می کنند قضاوتی است که این افراد در آن محکوم هستند.
* بحث اتاق فکری که می گویند آقای مشایی تشکیل داده و سکوتشان به خاطر این است که پشت صحنه دارند اتاق فکر را هدایت می کنند، واقعیت دارد؟
** چه اتاق فکری است که محصولی ندارد؟
* محصولش می شود تصمیمات دولت.
** تصمیمات دولت را دولت می گیرد. مثلا می گویند آقای مشایی تاثیرگذار است و تصمیم می گیرد و بقیه هم تبعیت می کنند! وزرا هرکدام صاحب اختیار هستند، اهل خرد و منطق و مسوولیت پذیر هستند، بالاخره این ها در دولت شرکت می کنند و درباره مسایل بحث می کنند و نظر می دهند و مخالفت و موافقت می کنند. تصمیمی که در دولت گرفته می شود، تصمیم جمعی است.
* یکی از اتفاقاتی که در سال 90 رخ داد و تقریبا بی سابقه بود بحث خانه نشینی آقای احمدی نژاد بود. آن 11 روزی که در پاستور حاضر نشدند تحلیل های مختلفی صورت گرفت ولی بحثی که به طور کلی مطرح شد، این بود که این قهرهای آقای احمد ی نژاد حربه ای است که به کار می گیرند تا به خواسته هایشان برسند و دلیل آن، این است که می دانند که ناز ایشان خریدار دارد. گفته می شود به عنوان یک حربه سیستم قهر را باب کردند و هرجا که برخلاف نظرشان است به این اقدام دست می زنند. تحلیل شما چیست؟
** مگر ایشان چند بار قهر کردند؟ اگر فرض را بر این بگیریم که آقای احمد ی نژاد 11 روز خانه نشینی کرده، این 11 روز کجاست؟ چه تاریخی ایشان رفتند خانه نشینی کردند و چه تاریخی به سرکار آمدند. این را همین طور می پراکنند و ما در جامعه می بینیم که بین زمین و زمان می چرخد ولی واقعیت بیرونی ندارد. پس اولا 11 روز نبود. یک ضرب ا لمثل روستایی است که می گوید 50 شغال به باغ ما حمله کرده، بعد می گویند کو 50 شغال؟ می گوید من صدای زوزه شغال را شنیدم. بعضی ها مساله ای را بزرگنمایی می کنند.
* می گویید این دوران 11 روز نبود؟
** من اصلش را قبول ندارم، به این دلیل که جنس آقای احمدی نژاد اصلا با خانه نشینی نمی خواند، اصلا با قهر همراهی نمی کند، قهر در ذات کار آقای احمدی نژاد وجود ندارد. کسی که از روز اول آمده و می گوید برای آرمانهای انقلابی آمده ام و حاضرم جانم را فدا کنم و در کنار بازوی توانمند رهبری قرار گرفته و می گوید که من سپر بلای ولایت هستم آیا می توان گفت که او اهل قهر و خانه نشینی است؟ اهل رها کردن کار باشد؟
* پس آن دوره اعتراض بود؟
** می خواهم بگویم که اینطور نبوده که کار را رها و قهر کنند. ایشان داشتند فضای کشور را رصد می کردند و می دیدند که توطئه ای در حال شکل گیری است و لازم بود در قبال این توطئه از خودشان رفتاری نشان دهند. البته در مورد این مساله باید نکته ای را عرض کنم. خود آقای احمدی نژاد بهتر از هر کسی بایدتوضیح دهند و ایشان در شرایط مناسب این کار را خواهند کرد و توضیح خواهند داد. باورمان این است که آقای احمدی نژاد در آن شرایط به این نتیجه رسیده بود که توطئه ای شکل گرفته و هدف این است که دولت و رییس جمهور را تخریب کنند و به کشور آسیب بزنند. ایشان مدتی از منز لشان که چسبیده به ریاست جمهوری و بخشی از ریاست جمهوری است، خارج نشدند. اینطور نیست که بگوییم محیطی جدای از محیط کارشان است، بسیاری از برنامه هایشان را در روزهای عادی هم در منز لشان انجام می دهند.
* یک اختلاف نظر درباره وضعیت وزارت اطلاعات در آن برهه پیش آمد و این تغییرات صورت گرفت.
** ایشان از نظر مقام معظم رهبری که بعدا کتبا اعلام شد، تبعیت کردند و الان آقای مصلحی در کابینه حضور دارند.
* البته عنوان شد که پس از آنکه رییس جمهوری اجرای دستور و ابقای وزیر را نپذیرفته نامه در رسانه ها علنی شد.
** احمدی نژاد به چه کسی گفت که نپذیرفته؟ تعاملی بین رییس جمهور و رهبری وجود دارد و انجام می شود. دخالت هایی صورت می گیرد که القا کنند رییس جمهور تبعیت نکرده است. همین دخالت هاست که برای کشور مساله درست می کند. البته به نظرم مردم امروز خیلی آگاه تر از گذشته هستند، خیلی ها راشناختند و می دانند چه دست هایی در کار هستند.
* در همین بحثی که پیش آمد، حمله های شدیدی از طرف اصولگراها به آقای احمدی نژاد شد. برخی حتی بحث عبور از آقای احمدی نژاد را مطرح کردند. به نظرتان این اتفاق افتاد؟
** بحث عبور از احمدی نژاد بحث تازه ای نیست. اگر از روز اول نگاه کنید، می بینید که این چماقی بود که همیشه بالای سر آقای احمدی نژاد نگه داشتند. عبور هم کردند ولی چه چیزی گیرشان آمده است؟ عبور از احمدی نژاد یعنی عبور از مردم. مردم طرفدار چه کسی هستند؟ طرفدار آقای احمدی نژاد هستند. به دلیل اینکه آقای احمدی نژاد برای آنها خدمت می کند، مردم عاشق کسی هستند که آستین همت برایشان بالابزند و بخواهد کار کند. مردم دوستدار کسی هستند که می گوید من خاک پای مردم هستم و بی منت کارکند. بنابراین مردم احمدی نژاد را دوست دارند و عبور از احمدی نژاد یعنی عبور از مردم. کسانی که از مردم عبور می کنند، خودزنی می کنند. من بارها این حرف را زدم که اینها از این کاری که انجام می دهند ضررمی کنند و آسیب آن به خودشان برمی گردد.
* می خواهم به دو اختلاف و تنش اساسی دولت با قوای مقننه و قضاییه در سالی که گذشت، اشاره کنید. از منظر شما اختلا ف نظرهای جدی که بین قوه قضاییه با دولت به وجود آمد، چه بود؟
** اگر بخواهیم سال جاری را حساب کنیم بحث اختلاس سه هزار میلیاردی که مطرح شد و قو ه قضاییه هم دنبال می کند، باید بیایند به مردم پاسخ دهند، این توقعی است که ما هم داریم. باید به مردم بگویندکه داستانش چه بوده و زودتر تکلیف را روشن کنند و مردم را در جریان قرار دهند. اگر قرار است افرادی محاکمه شوند، محاکمه شان شروع شود. دولتی که خودش هدف خود را از روز اول مبارزه با فساد قرار داده در ششمین سال دوره خودش متهم به اختلاس شد. ناجوانمردانه این اتهام به دولت زده شد. دولت هیچ نقشی در آن نداشت و ندارد اما دستگاه قضایی باید این را روشن کند. فکر می کنم یکی از موضوعات مهم وچالش های اساسی است که وجود دارد.
* دولتی که شعار عدالت و مبارزه با فساد را می داد، بی سابقه ترین اختلاسی که در طول تاریخ عنوان شد در آن اتفاق افتاد. آقای احمدی نژاد در مورد این اختلاس در یکی از سفرهای استانی گفت: «ما خودمان اختلاس را لو دادیم و افرادی که خودمان معرفی کردیم حالا آمدند به دولت اتهام می زنند »، رییس جمهوری در واقع به دفاع پرداختند. آیا دولت در مساله اختلاس تحت فشار بود؟
** وقتی این بحث پیش آمد و افرادی را بازداشت کردند، همزمان از درون دستگاه قضایی و بقیه جاها حر فهایی زده شد که مستقیما دولت مورد اتهام قرار گرفت. طبیعی بود که دولت بخواهد از خودش دفاع کند. آقای رییس جمهور آنجا توضیح دادند که دولت خودش در بازداشت این افراد و شناسایی خلاف قانونی که در شبکه بانکی صورت گرفته، نقش اساسی داشته است. اگر دولت می خواست نوعی همراهی با این اختلاس داشته باشد، خودش متهمان را معرفی نمی کرد و در افشای این جریان کمک نمی کرد.
* یعنی دولت الان معتقد است که در مساله اختلاس اتهامی به او زده شده و اثبات نشده است؟
** دستگاه قضایی باید شفا ف سازی کند. الان توپ در میدان قوه قضاییه است، آنها باید بیایند و به افکارعمومی توضیح دهند که این اتهامات که به دولت زده شد، چه چیزهایی است، به هر حال مردم حق دارند بدانند، ما همیشه گفتیم که دانستن حق مردم است.
* یکی از انتقاداتی که در ماجرای اختلاس به دولت وارد شد، این بود که یک شبه چند رییس بانک برکنار شد و از دل این تغییرات خاوری درآمد؛ فردی که گرین کارت داشت و با داشتن حکم دولتی در اختلاس نقش داشت.
** روسای بانکها که تغییر کردند، از افراد متخصص سر کار آمدند؛ کسانی که در حوزه اقتصاد و بانکداری کار کرده بودند. تغییر آدمها که نباید منجر به اختلاس شود. اینکه اختلاس صورت بگیرد، بگوییم به این دلیل بوده که آدمها را جا به جا کردند، حرف غلطی است. اما کسانی که این بحث ها را در مورد آقای خاوری مطرح می کنند خودشان باید پاسخگو باشند. همین کسانی که الآن خاوری را در معرض هجمه قرار می دهند و به او حمله می کنند کسانی بودند که از خاوری حمایت کردند.
* در همین حد دولت می پذیرد که انتصاب آقای خاوری اشتباه بود، به خصوص با آن بحث تابعیت دوگانه ای که پیش آمد؟
** نمی دانم که آیا صرف اینکه کسی تابعیت دوگانه داشته باشد، می توانیم بگوییم عامل تقصیر ایشان است؟ مطمئنا نمی توانیم بگوییم که هر کسی تابعیت دوگانه دارد، عامل خطر بالقوه است و آدم فاسدی می تواند باشد. به نظرم این منطق درستی ندارد. خاوری هم آدمی بود که در کشور کار می کرد، گذشته ای دارد، سابقه ای از کار و تخصص داشت، انتصاب شده و کارش را انجام می داد. او باید نسبت به رفتارش پاسخگو باشد. دستگاه قضایی باید بررسی کند و به مردم پاسخ دهد و بگوید که ماجرا چه بوده ولی اینکه، الان بخواهیم دولت را متهم کنیم که تو او را انتخاب کردی، خب انتخاب کرده، خیلی ها را انتخاب می کند. به نظر من دستگاه های نظارتی مثل سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات و کسانی که مسوولیت های مستقیمی دارند، باید پاسخگو باشند. چطور متوجه این اشکالات در کارکرد خودشان نشدند.
* اگر پرونده اختلاس را ببندیم غیر از اختلاس دیگر چه موضوعی به عنوان تنش دولت با قوه قضاییه در سالی که گذشت، مطرح می شود؟
** مشکلاتی که در روزنامه ایران به وجود آوردند، یکی از موضوعاتی است که مساله ایجاد کرد. از وقتی که آمدم تعدادی پرونده برای من درست کردند، ما یک ویژه نامه ای منتشر کردیم که فکر می کنم شما آن را دیدید. واقعا من از شما به عنوان یک خانم محترم ایرانی مسلمان سوال می کنم که واقعا چه اشکالی در آن دیدید؟
* ایراداتی که می گرفتند به کلیت ویژه نامه بود که عنوان شد ساختارشکنانه است، مصاحبه هایی که صورت گرفته بود مثلا گفت وگوی آقای کلهر.
** مگر آقای کلهر چه گفته بودند؟ آقای کلهر در آنجا مطرح کرده که فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام این است که چهره زن از نگاه نامحرم دور نگه داشته شود. می گوید رنگ مشکی این امر را محقق نمی کند چون رنگ مشکی چهره زن را برجسته می کند، می گوید در گذشته چادر زنان، گلدار رنگی بود، چهر ه زن در این نقش و نگارها گم می شد، شما باید می آمدید نزدیک تا بتوانید چهره این زن را تشخیص دهید. این حرف ارزشمند و درستی است.من باید می رفتم دادگاه و از این حرف اعلام برائت می کردم، نرفتم و اعلام برائت نکردم. رفتم گفتم این حرف درستی است. البته در دادگاه انتظار داشتند بیایم بگویم ببخشید، اگر کسی هم سوء برداشت داشته من عذرخواهی می کنم.
توقع این را داشتند ولی این حرف را نزدم، به همین دلیل گفتند نباید به ایشان تخفیف مجازات بدهید. تخفیف در مجازات هم برایم قایل نشدند چرا باید عذرخواهی کنم؟ چرا باید از کسی که کار اشتباهی نکرده توقع داشته باشیم که عذرخواهی بکند. تاریخ قضاوت خواهد کرد.
* مساله دیگری که با قوه قضاییه مطرح شد در مورد بحث هیات حل اختلاف بود که عنوان شد در پرونده بقایی، رییس جمهوری اعتراض داشتند و خواستار حکم شدن آقای شاهرودی بین قوای قضاییه و مجریه شدند.
** وقتی رییس جمهور می بیند بعضی از رفتارهایی که صورت می گیرد، غیرقابل دفاع است، در جلسه ای که با سران قوا دارند، بحث هایشان را مطرح می کنند. مثلا بحث روزنامه ایران و ماجرایی که اتفاق افتاد را به قوه قضاییه گفتند، بالاخره گله و انتقاد می کنند. وقتی یک کار در قوه قضاییه جلو نمی رود و مشکلی بروز می کند طبیعی است آقای احمدی نژاد خواستار حل موضوع باشند. اگر بی عدالتی اتفاق افتاده، رسیدگی کند و نگذارد آن بی عدالتی ادامه پیدا کند. این انتظار طبیعی است. آقای شاهرودی چون از طریق مقام معظم رهبری به عنوان حکم هستند دور از ذهن نیست که رییس جمهوری ایشان را حکم قرار دهند.
* مهمترین اختلافات دولت با مجلس در سال گذشته چه بود؟
** خیلی چیزها بود. البته فکر می کنم کلیت مجلس دست یک عده محدودی است، آنها منویات خودشان را پیش می برند که این خیلی بد است. مثلا همین بحث خاتون که پیش آمد 192 نفر از نمایندگان مجلس علیه ما بیانیه صادر کردند. من با بعضی از اینها تماس گرفتم، با هر کدامشان که صحبت کردم، گفتند ما هنوز نخواندیم. واقعا تاسف خوردم نمایندگانی که علیه من موضع گیری می کردند، حتی بعضی از آنها مصاحبه و به من توهین کردند ولی تحت تاثیر جو بودند. نخوانده موضع گیری کرده بودند. نگاهی وجود دارد که به نظرم اگر آن نگاه اصلاح نشود ما همچنان شاهد این چالش ها خواهیم بود.
* چه نگاهی به نظر شما بر مجلس حاکم است؟
** منظورم این است دستگاه ها و نهادهای قانونی نسبت به یکدیگر نگاه سیاسی دارند. این نهاد یک طیف می شود، آن نهاد یک طیف دیگر می شود. این یک جریان می شود، آن یک جریان و با همدیگر درگیر می شوند. در حالی که دستگاه قانونی نباید جریان سیاسی باشد و از یک منویات بخواهند، تبعیت کنند. دولتی برای خدمت به کشور تشکیل شده، برای پیشرفت کشور برنامه ریزی می کند. در عرصه داخلی و خارجی دشمن داریم. داخل را باید مدیریت و مشکل را برطرف کنیم. اما آنها نگاه سیاسی دارند، می گویند ما اصولگراییم، ما اصلا ح طلب هستیم، این غلط است. با چنین نگاهی که آنها دارند باید بگوییم که باید با او برخورد کنیم، هر چه می توانیم به او ضربه بزنیم.
* در مقابل، مجلسیان هم انتقادات شدیدی را در مورد دولت مطرح می کنند. از جمله این دولت را قانو ن گریزترین دولت پس از انقلاب معرفی کردند و آقای احمدی نژاد به صراحت گفتند مجلس در رأس امور نیست.
** حضرت امام نکته ای را فرمودند که در جای خودش کاملا درست بوده، در مقطع خودش مجلس در رأس امور بوده و به واسطه جایگاهی که داشته نخست وزیر تعیین می کرد، وزرا را تعیین می کرده و دولت تحت انتخاب مجلس شکل می گرفته است. الان رییس جمهور داریم، رییس جمهور خودش انتخاب می کند، یعنی رییس جمهور، رییس دولت است، رییس جمهور از رای مردم انتخاب می شود و دیگر مجلس آن اختیارات گذشته را با اصلاحاتی که در قانون اساسی صورت گرفته، ندارد. حالا فرض کنید الان می خواهیم آن بحث را مدام مطرح کنیم به چه نتیجه ای می خواهیم برسیم؟ می خواهیم بگوییم ما برتر از شما هستیم؟ آیا این همان روحیه سلطه طلبی نیست؟
خود را نسبت به سایر دستگاه ها برتر بدانیم؟ این غلط است. ما کجا اجازه داریم که چنین رفتاری با دیگران داشته باشیم؟ قانون اساسی وظایف و اختیارات هر قوه ای را مشخص کرده، هر قوه ای چارچوبی از اختیارات و وظایف را دارد که باید انجام دهد. چه کسی می گوید شما در رأس هستید؟ همه باید وظایف خودشان را انجام دهند. اصلا این غلط است که با این ادبیات و طلبکارانه برخورد می کنند. اینکه ما در رأس هستیم همه به ما بدهکارند، بیایید بدهی تان را بدهید؛ این غلط است. مدام برای اینکه اثبات کنیم در راس هستیم، قانون هایی را وضع کنیم که بخواهیم خواسته های خودمان را تحمیل کنیم.
* پس به خاطر همین برداشت، دولت بسیاری از قوانین مجلس را نمی پذیرد و اجرا نمی کند؟
** در نهایت دولت ناچار به اجراست. قانون وقتی تصویب می شود ولو اینکه دولت قبول نداشته همیشه تبعیت کرده است.
* اما در خیلی از موارد آقای لاریجانی می گوید دولت قانون را ابلاغ نکرد، مجلس ناچار است که وارد شود یا مثلا تاخیری که در زمان بودجه شد.
** تاخیر در بودجه که خلاف قانون نیست، دولت بررسی می کند، کارش را انجام می دهد، نهایی شود لایحه را می آورد و تسلیم می کند.
* بالاخره مجلس و قانون یک سقف زمانی برای ارایه لایحه بودجه تعیین کردند.
** دولت هم باید بتواند بودجه اش را تنظیم کند. همینطوری نیست که با شتاب بخواهد کارش را انجام دهد. اینها که می گفتند دولت شتابزده عمل می کند؟ البته این خودش چوب لای چرخ کردن دولت بود. وقتی می خواهید گامهای جهشی بردارید، باید با سرعت تصمیم گیری کنید. بعضی ها خودشان عقب می ماندند، می گفتند دولت شتابزده عمل می کند. دولت کارش را انجام می دهد اما در بعضی از چیزها مطالعه لازم است. حالا اگر مجلس فرصت داشت باید بررسی کند که فرصت هم دارد و باید بررسی کند اما باید منتظر بمانیم که ببینیم مجلس چه تصمیمی می خواهد بگیرد.
* در سالی که گذشت شرایطی پیش آمد که دولت احساس کند کنترل اوضاع برایش دشوار شده است؟ مثلا در مورد بحران ارز و سکه این دیدگاه در دولت وجود داشت؟
** شرایط خاصی برای دولت پیش نیامد. این را من و شما می توانیم قضاوت کنیم. بحثی که اخیرا در مورد سکه و ارز به وجود آمد با واقعیت های اقتصادی کشور ما همخوانی و همسازی ندارد. بالاخره اقتصاد ما اقتصاد پایداری شده، در عرصه های مختلف پیشرفت های بزرگی کردیم. زیرساخت هایمان خیلی قوی و مستحکم شده دلیلی ندارد که قیمت ارز در کشور یک دفعه چنین جهشی کند. چه اتفاقی افتاده؟ بمباران شده؟ مساله ای پیش آمده؟ ذخایرمان خالی شده؟ از نظر طلا غنی، ارزهای خارجی مان پر است، قیمت نفتمان در جهان بالاست.
* پس به نظر شما دلیل افزایش بی سابقه قیمت ارز و کاهش ارزش پول کشور در ماه های آخر سال چه بود؟
** یک جنگ روانی است که عده ای در داخل روی آن کار می کنند. من و شما هستیم که باید برویم تحقیق کنیم که اینها چه کسانی هستند، اینها چه دست هایی هستند که دارند این کار را می کنند.
* تعلل دولت در بررسی دلایل این اتفاق پیکان انتقادها را به سمت دولت آورد که دولت از افزایش نرخ ارز سود می برد و با این قضیه کسری بودجه خودش را جبران می کند.
** اینها همان رفتارهای ناجوانمردانه ای است که صورت می گیرد. آیا دولت حاضر است به مردم فشار بیاید که کسری بودجه اش را جبران کند؟ چنین سیاستی را دنبال می کند؟ این حر فها را کسانی می زنند که از آن سود می برند، خودشان جو را به هم می زنند، التهاب ایجاد می کنند، قیمت را بالا و سودش را می برند بعد هم دولت را متهم می کنند. شهرداری تهران در بازار سکه چه می کرد؟ کجای کار است؟ چرا در بازار سکه اختلال ایجاد می کند؟ ده ها میلیارد تومان پول شهرداری تهران در بازار سکه برای چه می چرخد؟ دستگاه قضایی باید رسیدگی و برخورد کند. پس دستگاه های نظارتی و سازمان بازرسی کل کشور کجا هستند؟ چه کار می کنند؟ باید رسیدگی و ریشه یابی کنند که اینها چه کسانی هستند؟ باید به مردم پاسخ دهند.
* اگر دولت علتش را می داند چرا زودتر برای حل این بحران وارد نشد؟
** من بحث علتش را نمی گویم. می گویم دستگاه هایی که باید در اینباره اطلاع رسانی کنند، کجا هستند. دولت خودش شاکی است که اینها چرا اطلاع رسانی نمی کنند؟ آقای رییس جمهور در سفری که به کرمان رفته بودند در سخنانشان گفتند و از دستگاه های ذیربط گله کردند. واقعا چه اتفاقی دارد می افتد؟ دستگاه های نظارتی، امنیتی و دستگاه های اطلاعاتی چه کار می کنند؟
* انتقادی که مطرح شد، این بود که در اوج بحران ارزی آقای احمدی نژاد به آمریکای لاتین سفر کرد. خیلی انتقاد کردند که بهتر بود آقای احمدی نژاد می ماند و سامانی به این اوضاع می داد. اما رییس جمهوری وقتی از سفر برگشتند تصمیم آقای بهمنی را که مصوبه شورای پول و اعتبار برای افزایش سود بانکی و کاهش فشار بود، با تاخیر اعلام کرد.
** مگر باید به هر حرفی اعتنا کرد، حر فهای بی اساس زیاد زده می شود که این هم یک حرف بی اساس است. رییس جمهور سفری می خواهد برود. از قبل کلی برنامه ریزی و با آن طرف هماهنگ می شود. مذاکراتی صورت می گیرد، زمان مشخص می شود. این سفر از قبل مشخص شده بود.
* اما سفرهای مهم روسای جمهور هم با مسایل مهم داخلی لغو می شود.
** واقعیت های اقتصادی ما اصلا چنین چیزی را نشان نمی دهد. اگر عده ای دارند طراحی می کنند دولت اطلاعی ندارد که دیگران چه طراحی می کنند. دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و قضایی باید به اینها رسیدگی کنند و جلوی توطئه را بگیرند. حالا چه رییس جمهور در سفر باشد و نباشد، مگر رییس جمهور به تنهایی تصمیم کل کشور را می گیرد؟ هر دستگاهی وظایفی دارد، باید کار خودش را انجام دهد. دولت هم تشکیل می شود، معاون اول دارد، اعضای هیات دولت تشکیل جلسه می دهند، تصمیم می گیرند، آنها دارند فرافکنی می کنند. آقای رییس جمهور به این سفر رفته که برای کشور فرصت سازی کند. سفر آمریکای لاتین فرصتی بود که برای کشور به وجود آمد. اینها در معاملات جهانی دارای وزن سیاسی است، پیام دارد. به نظرم این جای بحث ندارد. آن دوستان باید پاسخگو باشند که فرافکنی می کنند و می خواهند توپ را به زمین دولت بیندازند.
* آقای احمدی نژاد در یکی از سخنرانی ها خطاب به منتقدانشان گفته بودند که «مرا دو سال تحمل کنید و سنگ اندازی نکنید. » منظورشان از این دو سال تحمل کنید، چیست؟ یعنی دولت آنقدر از طرف منتقدان تحت فشار بود؟
** اصلا ایشان چنین چیزی نگفتند. گفتند دولت منتخب ملت است و من باید دوره ام را تمام کنم، دوره ام دو سال دیگر تمام می شود. خود اینها نقل می کنند. حرف ایشان را استناد می کنند به مقام معظم رهبری که ما تا به حال چنین حرفی را از مقام معظم رهبری نشنیدیم. در حالی که از نگاه مقام معظم رهبری چنین چیزی نیست. دولت مورد تایید مقام معظم رهبری دارد کار و خدمت می کند. اینها توجیهات رفتارهای غلط خودشان را می خواهند دست و پا کنند و این حرفها را می زنند. رییس جمهور می گوید بالاخره من منتخب مردم هستم، باید تحمل کنید چاره ای ندارید، باید صبر کنید تا دوره ام تمام شود.
بعضی ها از این اوضاع و حضور رییس جمهور بی تحمل شدند که حرص می خورند و کارهایی می کنند که برای مردم هم قابل باور نیست و صدماتی به کشور می زنند. واقعا باید مشخص می شد چه کسانی در این ماجرای ارز دخالت داشتند. سودش را چه کسانی بردند؟ چه کسانی حاضرند برای منافع خود و گروهشان به اساس کشور آسیب بزنند؟ اگر کسانی مشغول خیانت هستند باید دستشان برای مردم رو شود.
* در سالی که گذشت به نظرتان آقای احمدی نژاد چالش هایشان با آقای هاشمی رفسنجانی را فراموش کردند؟
** البته نمی توانم در این زمینه نظر خاصی را ابراز کنم اما بعضی از مواضع و رفتارهایی که از آقای هاشمی رفسنجانی می بینیم هر انسانی را به تفکر وا می دارد. مواضعی که ایشان در قبال دولت و آقای احمدی نژاد طی این سا لها داشتند، قابل دفاع نبوده و ایشان همواره در موضع مخالفت با آقای احمدی نژاد بودند و حتی در بسیاری از جاها تندروی کردند. آقای هاشمی رفسنجانی جایگاهی داشتند که خودشان به آن جایگاه لطمه زدند. البته این روزها می بینم که یک جریان به هم پیوسته ای از اصلا ح طلبان و اصولگراها از آقای هاشمی دوباره در روزنامه ها تیتر یک می سازند و می خواهند آقای هاشمی را مطرح کنند که اشکال هم ندارد اما مردم قضاوت خودشان را می کنند. اینها زیر نگاه مردم قرار دارند.
* رابطه دولت با آقای هاشمی رفسنجانی در سال 90 چطور بود؟
** رابطه ای نبود، دولت کار خودش را انجام می دهد و کاری به آقای هاشمی رفسنجانی ندارد. ایشان رییس مجمع تشخیص مصلحت است، کار خودش را می کند؛ دولت حوزه مشترکی با ایشان ندارد.
* در این یکی، دو ماه اخیر روزنامه ایران تیترهای تندی علیه آقای هاشمی داشت. مثلا مطلبی با عنوان «دوباره هاشمی رفسنجانی! »؛ گزارشی که برای سایت ایشان منتشر شد. تحلیل ها به این سمت رفت که در آستانه انتخابات دو قطبی هاشمی رفسنجانی - احمدی نژاد را حامیان دولت می خواهند احیا کنند.
** این حر فها را می زنند. می خواهند دوباره هاشمی را مطرح کنند. تیتر می زنند و برجسته می کنند. البته آقای هاشمی در صحنه سیاست یک مهره سوخته است. به نظرم شرط بندی شان روی مهره سوخته اشتباه است.
* یعنی رقابت ظاهری با هاشمی دیگر برای دولت هم کارکرد انتخاباتی ندارد؟
** خیر، عرصه، عرصه رقابت با آقای هاشمی نیست. بالاخره آقای هاشمی کارهایی می کنند و بیکار ننشسته اند، آن دست هایی که نامه بدون سلام نوشته فعال است و کار می کند. باید مراقبت و رصد کرد اما از نگاه سیاسی ایشان یک مهره سوخته است و کسانی که روی ایشان شرط بندی می کنند، نشان می دهد که در عرصه سیاست خیلی عقب افتاده اند.
* در عرصه سیاست خارجی بحثی که در سال 90 برای دولت مساله شد و بعد هم حاشیه ای به دنبال داشت بالا رفتن از دیوار سفارت انگلیس بود که خیلی ها با آن مخالفت کردند، دولت هم موضع موافقی نداشت. آیا پشت پرده هایی از این قضیه بود که دولت در جریان باشد؟ تحلیلتان از آن اتفاقات چه بود؟
** دولت اصلا این رفتار را قبول نداشت. بالاخره یک دولت مستقری حاکم است، منویات ملت ایران را در برخورد با دشمنان خارجی با قاطعیت، با قدرت دنبال و پیگیری می کند. حالا یک جزیره کوچکی به اسم بریتانیا در انگلیس وجود دارد که این جزیره کوچک برای خودش ادعاها یا رفتارهایی دارد. ما می توانیم مواضع خودمان را دنبال کنیم. دولت این مواضع را به صورت دیپلماتیک دنبال می کند تا مشکلی برای کشور پیش نیاید. ولی کاری که صورت گرفت برای کشور هزینه داشت و اشتباه بود. ما یک دولت مستقری هستیم. 33 سال از انقلاب می گذرد.
این شرایط با آن شرایطی که دانشجویان حمله کردند و لانه جاسوسی آمریکا را تسخیر کردند، فرق می کند. اینکه یک عده برای کپی برداری بخواهند این کار را بکنند، غلط است. دولت مستقر است، این رفتارها منطق ندارد. ما می توانیم با انگلیس، آمریکا و اسراییل ضدیت کنیم. اینها سه کشور هستند که دشمن سرسخت جمهوری اسلامی ایران هستند. می توانیم با روشهای مختلف با این ها موضع گیری و تصمیم گیری کنیم و خواست مردم را دنبال کنیم. ضرورتی ندارد که بخواهیم در سفارت خانه ها بریزیم و رفتاری از خودمان نشان دهیم که به دست دیگران بهانه بدهد. کسانی که این کار را کردند باید با آنها برخورد می شد.
* دولت مساله را پیگیری کرد تا بداند پشت پرده این ماجرا چه بود؟
** واقعیت قضیه این است که این مطالبه یک مطالبه ملی و مردمی است. اینکه در سطح دولت مطالبه شود بحث نیست، بحث این است که دستگاه های نظارتی چه کار می کنند؟ پس این همه پولی که برای این دستگاه ها هزینه می شود، برای چیست؟ اینها که بودند؟ چه بودند؟ چه کسی سازماندهی شان کرد؟ بالاخره باید بیایند به مردم اطلاع رسانی کنند. باید واقعیت ها گفته شود. مطالبه واقعی این است. باید گفته شود چرا آنقدر بی نظمی را در کشور تبلیغ و ترویج می کنید. این بی نظمی را در کشور جا می اندازد.
حالا ممکن است عاملانشان آدم های خوبی باشند و با نیت خیر هم این کار را کرده باشند ولی یک پشت صحنه ای دارد. آن پشت صحنه ها چه کسانی هستند؟ به کجا وصل هستند؟ چه کسانی این تصمیمات را خارج از اراده نظام می گیرند؟ به نظر من اصلی ترین سوال این هاست که باید به این ها جواب بدهند. دستگاه های اطلاعاتی، امنیتی، وزارت کشور و نیروی انتظامی باید پاسخگو باشد.
* آقای احمدی نژاد چند سفر استانی به قم داشتند که در واقع رفتند و سریع برگشتند و هیچ دیداری با علما و مراجع نداشتند. از آن طرف هم آقای مصباح یزدی مواضعی علیه برخی اطرافیان رییس جمهوری و تصمیمات دولت داشتند. رابطه دولت با روحانیت در سالی که گذشت، چطور بود؟
** آقای احمدی نژاد در سال 90 ، دور چهارم سفر استانی را شروع کردند. در همه این سفرهای استانی که رفتند، با روحانیون ارتباط و تماس داشتند. روحانیون در جلسات اختصاصی رییس جمهور می آیند، در تهران هم جلسات اختصاصی هست پس با روحانیت ارتباط و تعامل کاری وجود دارد؛ بحث ها گفته می شود. اما بعضی از روحانیون هستند که دارای دیدگاه های خاص خودشانند.
حالا این دیدگاه چقدر با واقعیت ها انطباق دارد بحثی است که در جای خودش باید مطرح شود اما نگاه دولت به کلیت روحانیت، جایگاهش در نظام و انقلاب ما یک جایگاه رفیع، حساس و مهمی است و باید به آن اهتمام شود. سیاست دولت هم از ابتدا همین بوده است. نگاه آقای احمدی نژاد از ابتدا همین طور بوده، نه فقط به روحانیت بلکه به همه بخش هایی که به نحوی مستقیم و غیرمستقیم در خدمت به دین قرار دارند. نگاه دولت این بوده که باید مورد حمایت قرار بگیرد. واقعا دولت در این زمینه برنامه ریزی کرده و جهتگیری های دولت حمایت از این بخش ها بوده است.
* این رابطه با روحانیت در دولت احمدی نژاد سیر نزولی نداشته است؟
** نه. خودتان می توانید بررسی و قضاوت کنید. ما نگاهمان همیشه به روحانیت اینطور سازنده بوده است.
* اختلاف های دولت با آقای مصباح یزدی چطور به وجود آمده؟ به هر حال ایشان به عنوان روحانی حامی احمدی نژاد شناخته می شدند.
** آقای مصباح هم یک روحانی است. نگاه آقای احمدی نژاد و دولت این بوده که از ایجاد چالش با افرادی مثل آقای مصباح دوری کنیم. ایشان یک شخصیت روحانی هستند و نباید آسیب ببینند. آنها نظر خودشان را دارند، بعضی از حر فها زده می شود که هیچ نسبتی با باورها و آرزوهای دینی ما ندارد. گاهی اوقات حر فهایی می شنویم که واقعا آدم تعجب می کند؛ حیرت انگیز است. اینها اشتباه می کنند و نگاه دولت هم این است که از چالش با این افراد فاصله بگیرد. البته نظرات محترم است، آزادی در کشور هست و هرکسی می تواند نظر خودش را داشته باشد.
مراجع عزیز هم برای ما محترم هستند؛ نظرا تشان در کشور مطرح می شود و به آنهایی که از چارچوب های نظام خارج نباشد، عمل می شود. چارچوب نظام منظور انطباق قانون با ولایت است. نظر مقام معظم رهبری شرط اصلی است که دولت باید عمل کند و آنجایی که مشکلی نباشد به نظرات آنها توجه و عمل می شود. اما خود شما هم تایید می کنید که امکان عمل به نظرات مراجع در هیچ دولتی فراهم نمی شود، نه فقط دولت آقای احمدی نژاد، چون نظرات متفاوت است. اگر به نظر مرجعی در یک موضوع عمل شود، ممکن است مرجع دیگر نظر دیگری داشته باشد. اصلا امکا نپذیر نیست. به همین دلیل ولایت فقیه حاکم است. نظر ایشان نظر اسلامی و شرعی است و دولت وظیفه دارد که به آنها عمل کند، حالا بعضی از مراجع هستند که نظرات و انتقاداتی دارند؛ دیدگاه هایی دارند که آن هم مهم است و باید شنیده شود.
* سال 91 را برای دولت چطور ارزیابی می کنید؟ و اینکه خبر خوشی یا وعده ای در سال جدید برای مردم دارید؟
** بالاخره ما سال هفتم دولت آقای احمدی نژاد را شروع کردیم ولی سال 91 سالی است که در انتها باز انتخابات ریاست جمهوری را داریم. سال مهمی است؛ در گذشته معمولا فعالیت های دولت ها آرام آرام راکد می شد اما دولت آقای احمدی نژاد واقعا مصمم است که تا آخرین روز کار و تلاش کند و انشاءالله بتواند پنجمین دور سفرهای استانی را به انجام برساند و تا آخرین روزی که مدیریت کار را در دست دارد، این برنامه را با جدیت دنبال و خدمت کند. چه خبر خوشی می تواند خوشحال کننده تر از این باشد که ملت ایران مطلع شوند که کشورشان طی شش سال گذشته با همه ظرفیت ها کار، سرمایه گذاری و زیرساخت ها را فراهم کردند. در بخش های مختلف کارهای خوبی صورت گرفته، اشتغال خوب بوده و روند خوبی داشته.
دولت دو حرکت اقتصادی خیلی خوبی را ساماندهی کرده، هدفمندی یارانه ها را اجرا می کند. مردم اینها را می بینند و خوشحال می شوند و چه خبر خوشحال کننده تر از اینکه مردم بدانند ذخایر عظیمی از طلا و ارز وجود دارد. اینها مایه دلگرمی و خوشبختی است. دولتی که می خواهد کار خودش را به پایان ببرد در شرایطی به پایان می برد که یک کارنامه درخشانی از خدمت پشت سرش دارد و پشتوا نه های مالی خوبی را فراهم آورده و توانسته در تحولات جهانی اثرگذار باشد. کشوری هستیم که الان صنایع موشکی مان بسیار پیشرفت کرده، توانمندی های خوبی دارد، در حوزه صنایع دفاعی توانستیم نیازهای خودمان را تامین کنیم و امروز به جایی رسیده ایم که می توانیم هواپیماهای جاسوسی دشمن را روی هوا از کنترل دشمن خارج کنیم.
اینها توانمندی های فوق العاده ای است که به وجود آمده و خیلی ارزشمند است. من فکر می کنم چشم انداز پیش رو بسیار دلگرم کننده و امیدوارکننده است. همه ما باید دست به دست هم بدهیم و تا می توانیم این چشم انداز را شفا ف تر و روشن تر کنیم. الان خیلی ها دنبال الگو گرفتن از رفتارهای ما در دنیا هستند. از همین سفرهای استانی آقای احمدی نژاد خیلی ها الگو گرفتند و برایشان جذابیت داشته است. تاریخ ملت ایران تاریخ عظیم و ارزشمندی است، ما عقبه خیلی قوی ای داریم. ریشه دار هستیم و همیشه در طول تاریخ ملت خداجویی بودیم؛ این ارزشمند است. من از شما تشکر می کنم و برایتان آرزوی سال پر خیر و برکتی را دارم. انشاءالله برای ملت ایران هم همینطور باشد.
خدا بینش دهد و نگاه ما را اصلاح کند به نحوی که بتوانیم راحت تر با مردم و دیگران تعامل کنیم. از بداخلاقی به خصوص در سطوح مسوولان پرهیز کنیم، چون بسیاری از اتفاقاتی که در جامعه می افتد الگو گرفته از رفتارهای ناهمجنسی است که در سطوح مسوولان رخ می دهد. مثلا آقای جوانفکر حرفی زده، شما اگر می خواهید بروید به خود او بگویید چرا به روزنامه ایران حمله و برخورد می کنید؛ این چه پیامی برای جامعه می تواند داشته باشد. ما باید همدیگر را تحمل کنیم. یکی از علت هایی که اصرار دارند برای اینکه حر فها زده شود، این است که تحمل یکدیگر را یاد بگیریم. به جای تاکید بر اختلافات باید تاکید بر همگرایی و دوستی داشته باشیم؛ آن وقت مردم راحت تر نفس می کشند.