تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۹۲ - ۰۳:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۶۱۵۸۴
گزارش تحلیلی «جوان» از شیوه‌های رفتاری مخالفان جمهوری اسلامی

ریشه‌های شکل‌گیری فتنه 88


عباس حاجی‌نجاری

انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران در 22 خرداد 1388 یکی از شاخص‌ترین انتخابات‌ها در طول تاریخ ایران بود.

این انتخابات هم به لحاظ میزان حضور و مشارکت مردم، شادابی فضای انتخاباتی و رقابت تنگاتنگ هواداران و نامزد‌ها، وجود نامزدهای سلایق مختلف در عرصه رقابت‌ها، بهره‌گیری مناسب از ظرفیت رسانه‌های جمعی برای طرح آرا و اندیشه‌های نامزدها و... با انتخابات گذشته متفاوت بود و به همین دلیل می‌توان آن را به عنوان شاخصی در میان تمام انتخابات‌های گذشته مطرح کرد.

اما به رغم پیشینه و زمینه‌های سیاسی و اجتماعی، برگزاری انتخابات دهم، از شب 22 خردادماه و زمانی که هنوز نتیجه رسمی انتخابات اعلام نشده بود، میرحسین موسوی یکی از نامزدهای مطرح در عرصه انتخابات با استناد به فضای اجتماعی و سیاسی تهران و البته مبتنی بر یک سناریوی از پیش طراحی شده خود را پیروز انتخابات اعلام کرد و با تلاش برای ایجاد اجتماعات خیابانی در اطراف وزارت کشور و پس از آن در دیگر نقاط شهر تهران و شهر‌های بزرگ، صحنه‌هایی ایجاد کرد که این حماسه پرشکوه ملی به مرور در کام مردم تلخ و تلخ‌تر شد و به بستری برای جنگ نرم دشمنان علیه نظام اسلامی برای براندازی نظام تبدیل شد.

زمینه این اعتراضات و فراخوان‌ها اگر چه ادعای تقلب در انتخابات بود اما روند تحولات و عدم‌تمکین نامزدهای شکست‌خورده و گردانندگان ستادهای آنها به ساز و کارهای قانونی، بررسی اعتراضات و تلاش برای تداوم حضور هواداران در کف خیابان‌ها و مهم‌تر از آن خلق صحنه‌هایی برای تحریک احساسات عمومی و بین‌المللی نشان از این داشت که ماجرا فراتر از موضوع تقلب در انتخابات دهم است و ریشه در بسترهای فکری و اجتماعی سال‌های اخیر در عرصه سیاسی و اجتماعی کشور دارد؛

چرا که به مرور شعارهای اجتماعات خیابانی از پدیده انتخابات عبور کرده و بسیاری از نمادهای ارزشمند انقلاب اسلامی نظیر حمایت نظام اسلامی از نهضت مقاومت فلسطین، امام (ره) و دیگر ارکان نظام و فرهنگ عاشورا و... را هدف گرفت و مدیریت صحنه آشکارا در اختیار بیگانگان قرار گرفت. این روند به حقیقت ورای عرصه‌های ظاهری اعتراض به نتیجه انتخابات را آشکار کرد و نشان داد که این دگردیسی اگر در عرصه اعتراضات خیابانی اتفاق نمی‌افتاد، در صورت پیروزی نامزد مورد نظر این طیف به طور قطع در عرصه مدیریت کشور اتفاق می‌افتاد و اکنون همان دیدگاه‌های التقاطی با استفاده از ابزارهای حکومتی، نظام اسلامی را از درون به چالش کشیده بود.

بر این اساس تحلیل آسیب‌شناسانه حوادث پس از انتخابات اگر تنها معطوف به تحلیل انتظامی و امنیتی آن حوادث تلخ باشد به بیراهه‌‌ای می‌انجامد که اکنون برخی از فعالان سیاسی دچار آن هستند و تصور می‌کنند که به زعم خود با آزادی بازداشتی‌های حوادث پس از انتخابات فرصت دادن مجدد به سران و عوامل فتنه برای حضور و رقابت در عرصه انتخابات نهم مجلس ماجراها به پایان خواهد رسید، اما از آنجایی که تحلیل هر پدیده مهم سیاسی تنها با شناخت دقیق خاستگاه اجتماعی و سیاسی آن و نقش عوامل مؤثر درونی و بیرونی امکان‌پذیر است، پدیده انتخابات دهم نیز از این قاعده مستثنی نیست و برای شناخت دقیق «فتنه» باید ریشه‌های آن را شناخت.

گام اول: دهه اول انقلاب

ظرافت و دوراندیشی حضرت امام (ره) در طراحی روند شکل‌گیری و پیروزی انقلاب اسلامی سبب شد که گفتمان نظام جمهوری اسلامی، گفتمان بارز آن باشد و به همین دلیل گروه‌ها و احزاب معاند، ملحد و التقاطی نقشی در فرآیند شکل‌گیری و پیروزی آن نداشتند، اما کاستی‌های سال‌های آغازین سبب گردید که سه سال از دوران حساس و پرفراز و نشیب آغاز انقلاب اسلامی به روشنگری، مهار و مقابله با گروه‌ها و جریاناتی بینجامد که هیچ قرابتی با اندیشه دینی نداشته و با استفاده از فضای سیاسی کشور در سال‌های آغازین انقلاب و با دست یازیدن به اقدامات مسلحانه‌ و ترورهای کور می‌کوشیدند تا به زعم خود انقلاب را «مصادره» کنند.

در اوان مهار این گروه‌ها و جریان‌های معاند و ملحد و ضدانقلاب در حالی که انقلاب می‌رفت در مسیر اصلی خود سامان یابد، تحمیل جنگ، کشور را دچار چالشی دیگر کرد اما به رغم آن توفیقات، نظام اسلامی در مهار اقدامات تروریستی و جنگ نظامی در شرایطی محقق شد که فضای سیاسی کشور از آن گروهک‌ها پالایش و اتحاد و وحدت ملی تجسم یافت که عملیات‌های بزرگ سپاهیان اسلام در فتح‌المبین و بیت‌المقدس نماد بارز آن بود و از آن زمان گفتمان اندیشه دینی با هدایت حضرت امام و باور و ایمان توده‌های اجتماعی قابلیت خود را در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی منطقه نشان داد. اما به مرور و در روند تحکیم نظام اسلامی، بروز برخی اختلاف سلیقه در دولتمردان و فعالان سیاسی زمینه را برای مرحله‌ای دیگر از رقابت سیاسی نیروهای انقلاب فراهم کرد.

در این دوران شاخصه‌هایی همچون نگرش اقتصادی و اسلام ناب محمدی، ولایت مطلقه فقیه و نوع‌ نگرش بر رابطه با امریکا و... زمینه مرزبندی میان دو طیف موسوم به «چپ» و «راست» در عرصه سیاسی کشور بود، اما به رغم وجود اختلاف‌نظرها، هر دو طیف خود را در چارچوب اصول و مبانی انقلاب تعریف می‌کردند و غالباً در عرصه عمل نیز به آن وفادار بودند. اگرچه برخی از تندروی‌ها، سطوح چالش را از یک رقابت طبیعی به عرصه‌هایی می کشاند که با ادعای اعتقاد به مبانی ارزشی و انقلابی قرابت نداشت و بعضاً به تذکر امام (ره) به فعالان و مدیران سیاسی کشور می‌انجامید.

دهه دوم: دوران تحول گفتمانی و تلاش برای تثبیت آن در حاکمیت

سال‌های پایانی دهه 60 که با ارتحال حضرت امام (ره)، پایان جنگ تحمیلی، آغاز دوران سازندگی کشور و دوران هشت ساله دولت آقای هاشمی رفسنجانی همراه بود، به لحاظ جریان‌شناسی سیاسی یکی از دوره‌‌های مهم در تاریخ سیاسی کشور بود. اگر در دوران حضرت امام(ره) و به دلیل شرایط خاص کشور در دوران دفاع مقدس عوامل برخی نحله‌های و طیف‌های سیاسی، مجالی برای بروز تفکرات التقاطی و مغایر با اندیشه‌ دینی را نداشتند، در این دوران در قالب حلقه‌های فکری نظیر کیان، سلام، آئین، ایران فردا و... کوشیدند تا زمینه تغییر گفتمان فعالان در عرصه سیاسی را فراهم کنند. به لحاظ سیاسی عدم‌اعتقاد به نقش دین در عرصه سیاست و حکومت ریشه این تحول بود.

این روند که البته ریشه در مبانی فکری غرب داشت و در یک همراستایی با تهاجم فرهنگی دشمن از بیرون وادادگی دولتمردان و مهم‌تر از آن عدم تقوای جمعی فعالان سیاسی چپ کشور، بدانجا انجامید که گفتمان غالب این جریان که در دوران حیات امام (ره) مدعی اسلام ناب، دفاع از ولایت مطلقه فقیه و مخالف رابطه با امریکا بود در این دوران با عبور از ارزش‌های دینی، ولایت فقیه و... به گونه‌ای پیش رفت که پس از به قدرت رسیدن در حکومت در سال‌های بعد از دوم خرداد کوشید که این تحول در عرصه نخبگی را به درون حکومت منتقل و گفتمان کلان نظام را تغییر دهد. رشد مطبوعات زنجیره‌ای، حمله به ارزش‌های دینی و اسلامی و ‌زمینه‌سازی علمی برای تهاجم فرهنگی دشمن بخشی از کارنامه این جریان در سال‌های بعد از دوم خرداد بود.

ایستادگی رهبری نظام و نیروهای ولایتمدار در این دوران پدیده تیر 78 را سبب گردید و آن همانا فاز اول جنگ نرم دشمن بود که البته در این دوران توانسته بود با نفوذ در فعالان سیاسی و در قالب کنفرانس قبرس، برلین و سمت‌ دهی به گروه‌های معاند و مغرض خارج از کشور به همراهی با گروه‌های داخلی وزنه آنها را در برابر نظام افزایش دهد.

دهه سوم: شکست‌ گفتمانی و ظهور پدیده نفاق

پس از ماجرای فتنه تیر 78 و روشن شدن اهداف دشمن برای براندازی نظام اسلامی، به رغم فرصت‌های مدعیان توسعه‌ سیاسی و اصلاحات، در دولت دوم آقای خاتمی و مجلس ششم برای خدمتگزاری به مردم، عوامل و عناصر افراطی این جریان، اهداف نحله‌های افراطی را پی‌می‌گرفتند که تداوم ارزش‌‌ستیزی‌ها،‌ جنجال‌آفرینی‌ها، نامه‌ نمایندگان مجلس ششم به رهبری برای تسلیم در برابر امریکا به رغم تداوم کینه‌ورزی‌های استکبار، تعطیلی فرآیند غنی‌سازی اورانیوم در کشور و ... نمونه‌های آن بود. به همین دلیل در حالی که مدعیان اصلاحات مغرور از پیروزی انتخابات هشتم ریاست جمهوری به رغم اینکه اولین شوک شکست را در انتخابات شورای دوم و پس از آن در انتخابات مجلس هفتم دریافت کردند اما در انتخابات نهم باز هم نامزد مطلوب خود را با شعار دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر به صحنه فرستادند. شکست معین در انتخابات نهم و پیروزی گفتمان اصولگرایی در این انتخابات، مرحله نوینی در فرآیند عمل فعالان سیاسی بود.

در این زمینه هشدار نشریه تاکس اشپیگل بعد از روشن شدن نتیجه انتخابات گویای چرایی نگرانی غرب از نتیجه این انتخابات بود. این نشریه آلمانی می‌نویسد این انتخابات را باید از عجایب هفتگانه دانست؛ چرا که مردم ایران به کسی رأی دادند که از او بوی خمینی به مشام می‌رسید. به همین دلیل پس از انتخابات نهم راهبرد این جریان برای بقا در عرصه سیاسی کشور تغییر کرد. آنها با به حاشیه بردن عناصر افراطی و تلاش برای تغییر گفتمان ظاهری و ادعای دفاع از امام و انقلاب کوشیدند که با استفاده از فضای غالب در عرصه سیاسی کشور که همانا غالب شدن گفتمان امام (ره) و انقلاب بود، موقعیت گذشته را بازسازی کنند، اما به رغم این تلاش نتیجه انتخابات مجلس هشتم نشان داد که توده‌های اجتماعی به این پدیده نفاق جدید باور ندارند شاخص‌ترین عنصر این طیف در مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم قریب به 240 هزار رأی داشت و این نشان‌دهنده وزن واقعی این جریان در تهران بزرگ بود.

بر این اساس در آستانه انتخاب دهم راهبردهای این جریان بر چند محور متمرکز گردید:

1- تأکید بر گفتمان غالب فضای سیاسی کشور که همان گفتمان امام (ره) و انقلاب بود برای جذب توده‌های اجتماعی

2- به حاشیه بردن چهره‌های افراطی

3- تقسیم وظیفه میان فعالان سیاسی و صف‌بندی هدفمند پشت دو نامزد اصلی

4- تشکیل کمیته صیانت از آرا با هدف القای عدم سلامت انتخابات

5- سازماندهی شبکه‌های مجازی و رسانه‌ای

6- طرح هدفمند برخی شعارها برای جذب مخالفان نظام

7- بهره‌گیری از فرصت فضای رقابتی

در عرصه بین‌المللی نیز ناکامی‌ نظام سلطه در تهدید و تحریم ایران اسلامی و توفیقات نظام در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی سبب گردیده بود که محور مقابله با نظام به بهره‌گیری از الگوی جنگ نرم تغییر یابد که شاید انتشار سند کمیته خطر جاری در پاییز سال 1384 را گامی آغازین در این راستا دانست که پس از آن مبنی بر این راهبرد، تقویت شبکه‌های مجازی، راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای به ویژه بی‌بی‌سی فارسی، تشکیل دفاتر جذب و ارتباط و سازماندهی عوامل ایرانی در کشورهای همجوار گوشه‌ای از آن است.

دهه چهارم: فتنه و پیامدهای آن

طیف‌های جریان موسوم به اصلاحات،‌همه ظرفیت‌های ممکن داخلی و بین‌المللی را برای پیروزی به کار گرفته بود و شکست‌ در این انتخابات به معنی مرگ قطعی این جریان سیاسی بود و برای همیشه باید از عرصه سیاسی کشور کنار می‌رفت.

بر این اساس طراحی و اجرای سناریوی فتنه، تلاش برای بقا و تداوم حیات بود. برای این طرح که قبل از انتخابات و با فرض شکست طراحی شده بود هم شبکه‌های اجتماعی با به کارگیری بیش از 400 هزار نفر در سراسر کشور سازماندهی شده بود.

اعلام زودهنگام پیروزی توسط موسوی در حالی که هنوز رأی‌گیری ادامه داشت به تنهایی برای آغاز اغتشاش کفایت می‌کرد؛ اغتشاشی که بستر آن همان هیجان و فضای رقابتی انتخابات در میان مردم بود و به همین دلیل شروع آن هم بامداد روز 23 خرداد کلید خورد تا هیجان‌ها آرام نشده در عرصه‌ای دیگر به کار گرفته شود، چرا که تأخیر در کلید خوردن این حرکت به طور طبیعی کاهش هیجانات را درپی داشت.

تصور سران فتنه این بود که با به صحنه کشاندن هواداران به خیابان‌ها قادر خواهند بود تا با مرعوب ساختن مسئولان نظام با کسب حداقل امتیاز لغو نتیجه انتخابات زمینه را برای گام‌های بعدی فراهم کنند، اما نکته‌ای که در محاسبات آنها مغفول باقی مانده بود حضور مردم در صحنه دفاع از نظام و صلابت و هوشیاری مقام معظم رهبری در مهار و مقابله با فتنه بود.

روند تحولات پس از انتخابات، مدیریت بیگانگان بر فرآیند تحولات، افشای ارتباطات و کمک‌های بیرونی برای تداوم اغتشاشات، بهره‌گیری از الگوهای انقلاب‌های رنگین در جمهوری‌های جدا شده از شوروی سابق، اختصاص سیستم بودجه توسط کنگره برای تداوم اغتشاشات و مهم‌تر از آن عبور از ارزش‌های دینی و آشکار شدن ماهیت فتنه‌گران در تقابل با ارزش‌های دینی و فرهنگ عاشورا؛ نماد‌هایی است که ماهیت وابسته فتنه و فتنه‌گران را اثبات می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات