فاطمه صناعی
«نامه اوباما به روحانی» موضوع مورد بحث این روزهای سیاسیون است. این بحث زمانی داغتر شد که یکشنبه شب اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده در گفتوگو با شبکه ان بیسینیوز امریکا رسماً به تبادل نامه با روحانی اشاره کرد. اوباما هم به دادن نامه اشاره میکند و هم به گرفتن نامه؛ مسئلهای که برخی منابع آگاه در تهران نیز آن را تأیید میکنند و از «پاسخ» روحانی به اوباما خبر دادهاند. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان نیز تلویحاً این تبادل نامهها را تأیید کرده است.
به گزارش «جوان»، نه در گفتوگوی یکشنبه شب اوباما و نه در اظهارات هفته گذشته از سوی طرفین، اشارهای به جزئیات نامه اوباما به ایران نشد، اما ظریف در اینباره گفت که «در این نامه حرفی درباره سوریه نوشته نشده است.» این سخن وزیر خارجه نشان میدهد که مهمترین مسئله که میتواند موضوع نامه باشد، مسئله هستهای است.
منابع مطلع در تهران هم تأیید میکنند که امریکاییها طی هفتههای اخیر، تماسهای مختلفی از جمله از طریق سوئیس و همچنین آلمان با تهران حتی در مسئله سوریه برقرار کردهاند.
اوباما در گفتوگو با ان بیسینیوز بیشترین تمرکزش را بر موضوع هستهای ایران گذاشته بود، هرچند در نامه اوباما صراحتاً به این موضوع اشارهای نشد.
منابع آگاه هفته قبل محتوای نامه اوباما به روحانی را در چهار محور مهم اعلام کرده بودند؛ نخست اینکه امریکا بر شنیده شدن صدای ملت ایران در انتخابات 24 خرداد تأکید کرده است. دوم اینکه چنانچه با دیپلماسی جدی از سوی ایران مواجه شود آماده کاهش تحریمها خواهد بود. محور سوم این بوده است که دولت امریکا گفته لحن مثبت مقامهای ایرانی اگرچه مهم است ولی کافی نیست و ایران باید برای نشان دادن تغییر، گامهای عملی برای اعاده اعتماد جامعه جهانی به برنامه هستهای خود بردارد و چهارم اینکه در این نامه بر آمادگی امریکا برای انجام مذاکرات مستقیم با ایران تأکید شده است.
راهحل دیپلماتیک یا «تهدید»؟
دو مسئله مهم را میتوان در محتوای نامه اوباما به روحانی ارزیابی کرد؛ نخست مسئله هستهای و دوم مذاکره مستقیم امریکا با ایران. اما آنچه در این ارزیابی با توجه به مصاحبه اوباما با ان بیسی و سخنانش مد نظر قرار میگیرد، تلاش برای تسری مدل توافق روسیه با امریکا در سوریه، به ایران است. این شبیهسازی از سوی اوباما در حالی صورت میگیرد که اولاً مسئله هستهای ایران با بحران سوریه هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند.
اوباما در گفت وگو با ان بیسی به رابطه میان مسئله سوریه و مذاکرات هستهای ایران پرداخت و گفت: «دیپلماسی درباره سوریه به همراه تهدید نظامی الگویی بالقوه برای مذاکره درباره جاهطلبیهای هستهای تهران است». «ایران باید از این تفکر دوری کند که چون امریکا به سوریه حمله نکرد، پس این کشور در واکنش به برنامه هستهای تهران نیز به ایران حمله نخواهد کرد».
درثانی تصمیمگیری امریکا و توافقش با روسیه درباره سوریه به شکلی انجام شد که منافع کشور مورد بحث در نظر گرفته نشد و دو طرف تنها با در نظر گرفتن منافع خودشان درباره سوریه توافق کردند. در چنین شرایطی تلاش برای تسری مدل رفتاری با سوریه به ایران از سوی امریکا صورت گرفته است و غرض از لفظ «راهحل دیپلماتیک مسئله هستهای» و «توافق» اگر به این معنا باشد که درباره مسئله ایران نیز چنین توافقی صورت بگیرد و منافع جمهوری اسلامی در نظر گرفته نشود، بدون شک چنین توافقی از سوی ایران به هیچ وجه پذیرفته نیست.
رئیسجمهور امریکا تأکید کرد: «آنها (ایرانیها) از اینکه ما (به سوریه) حمله نکردیم نباید این درس را بگیرند که ما به ایران حمله نمیکنیم. بلکه آنها باید از این فرآیند این درس را بیاموزند که پتانسیلی برای حل دیپلماتیک این مسائل وجود دارد». اوباما تا جایی که بر یک راهحل دیپلماتیک با ایران تأکید دارد، با نگاه ایران همراه است اما جملات بعدی اوباما نشان میدهد او تهدید به استفاده از زور یا آن چیزی را که در ادبیات سیاست خارجی امریکا «تهدید معتبر» خوانده میشود هم یکی از ابزارهای مؤثر دیپلماسی و احتمالاً مهمترین ابزار آن میداند. اوباما بلافاصله در ادامه گفته «مذاکره با ایرانیها سخت است.
به نظر من رئیسجمهور جدید نیز به یک باره چنین (مذاکرهای) را سهل نخواهد کرد. همانطور که میدانید، دیدگاه من این است که اگر ما هم تهدید معتبر به استفاده از زور را با تلاشهای دیپلماتیک سخت مخلوط کنیم، در واقع میتوانیم به یک توافق برسیم... و من به چنین کاری امیدوارم» همین لحن در سخنان یکشنبهشب جانکری هم به کار رفته است. او گفته که «توافقی که با سوریه به دست آمد نشاندهنده ضعف امریکا در جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای نیست.» برعکس، او تأکید کرد که راه حلی که در سوریه مورد استفاده قرار گرفت، «یک استاندارد رفتاری» است که باید در مورد ایران و کره شمالی هم اعمال شود.
تهدید در باب هستهای یا مذاکره مستقیم؟
نامه اوباما به روحانی درباره مسأله هستهای ظاهراً دیپلماتیک است ولی او در مواضع رسمی خود چاشنی تهدید را هم به الفاظ دیپلماتیک اضافه میکند. چنانچه در گفتوگوی یکشنبهشب در این باره از این روش استفاده کرد. در مورد مسئله هستهای ایران؛ اوباما در این گفتوگو تأکید کرد که نگرانیهای امریکا درباره جاهطلبیهای هستهای ایران بسیار بیشتر از نگرانی ما درباره سلاحهای شیمیایی سوریه است. وی همچنین گفته است تردید دارد روحانی بتواند به سرعت شرایط مذاکرات هستهای را تغییر بدهد. لحن تهدیدی اوباما در این جملات باز هم خودنمایی کرد.
مرضیه افخم، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان دیروز گفت که استفاده امریکا از ادبیات تهدید آمیز علیه ایران کمترین تأثیری در اراده دولت و ملت برای احقاق حقوق مسلم هستهای خود از جمله غنیسازی نخواهد داشت. منابع مطلع محتوای بخشی از نامه اوباما به روحانی را مختص مذاکره مستقیم عنوان کردند. صحبتها در باب مذاکره مستقیم در حالی شدت میگیرد که چند روز قبل سیدحسین موسویان، عضو تیم هستهای در دورهای که حسن روحانی رئیس تیم مذاکرهکننده ایران بود، مقالهای در این مورد مینویسد که بسیار مورد توجه رسانهها قرار میگیرد.
او جمعه قبل تقریباً همزمان با سفر وزیر خارجه ژاپن به ایران در مقالهای در روزنامه ژاپن تایمز نوشت: «رهبر عالی ایران آیتالله علی خامنهای برای دولت جدید حسن روحانی رئیسجمهوری ایران اجازه ورود به مذاکره مستقیم با امریکا را صادر کرده است. هیچ فرصتی بهتر از این برای پایان دادن به دشمنی متقابل به دست نخواهد آمد.» معلوم نیست که موسویان منظورش از این مجوز چیست ولی پیشتر رهبری گفته بودند به مذاکره مستقیم با امریکا خوشبین نیستند، اما مخالفتی هم ندارند.