علیرضا جباری
از هنگامی که دولت ترکیه در اوایل سال ۱۳۹۰تصمیم گرفت در برخی نقاط مرزی این کشور از جمله استان حاتای اردوگاههایی را با هدف اسکان آوارگان سوری احداث کند، میشد حدس زد که اتفاقاتی مهم ابتدا در سوریه و سپس در منطقه خاورمیانه در حال رخ دادن است. شاید کمتر کسی اواخر سال ۱۳۸۹ فکر میکرد که فاجعهای بزرگ در سوریه در حال وقوع است، اما شواهد و تحرکات در کشورهای خاورمیانه از جمله ترکیه که در همان زمان هم به نوعی مشغول آموزش برخی تروریستها در خاک خود بود، و نیز تحولاتی که در کشورهای دیگر از جمله اردن، قطر، عربستان و حتی مصر در حال وقوع بود نشان از آشفتگی در سوریه بهعنوان یک کشور مهم و راهبردی در منطقه داشت.
تکاپوی سیاستمداران منطقه از جمله سفر چندماهه پادشاه عربستان به بهانه مداوا به آمریکا، سفر مقامات و بلند پایگان نظامی آمریکا و ناتو به ترکیه و اردن و کشورهای مهم خاورمیانه، رفت و آمدهای مشکوک شبانه مقامات اطلاعاتی غرب به ترکیه و سفر مقامات این کشور از جمله رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به آمریکا و از همه مهمتر به راه انداختن موج ضد صهیونیستی و داد و فریادهای کمک به غزه و ماجرای داووس و توهین برنامه ریزی شده به شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی از سوی نخست وزیر ترکیه از جمله این شواهد در آن ایام بهشمار میرود.
علاوه بر آن تلاش آنکارا برای متحد کردن دو کشور عربی یعنی عراق و سوریه با خود و تلاش برای تشکیل گروه موسوم به ساعت متشکل از چهار کشور سوریه، ترکیه، عراق و ایران ضمن آن که شروع طوفانی در خاورمیانه محسوب میشد، آغاز دور جدیدی از تحولات در منطقه را نیز خبر میداد. از سوی دیگر نیمه کار ماندن و رها شدن طرح تشکیل شورای مشترک هیات وزیران دولتهای ترکیه، عراق و سوریه به ابتکار احمد داود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه و تنها وزیری که بدون داشتن شرط نمایندگی مجلس به کابینه دولت این کشور راه یافت، موجبات واگرایی در منطقه را فراهم میآورد.
در پیچ و خم این تحولات شواهدی وجود داشت که هرگونه دل بستن به برخی تحولات مثبت در منطقه را نیز در هالهای از ابهام فرو میبرد و موجب افزایش نگرانیهایی در منطقه میشد. نخست آن که در ورای شعار تغییر باراک اوباما نخستین رئیسجمهور رنگین پوست آمریکا نوعی تظاهر و ریا وجود داشت که منحنی امیدهای ایجاد شده در خاورمیانه را به سمت اعداد منفی پیش میبرد. نکته دوم اتحاد غیر قابل گسست ترکیه بهعنوان اصلی ترین حامی تحولات منطقه با غرب و به ویژه آمریکا بود که تحت هر شرایطی حفظ شده بود. در کنار تمامی مسائل سیاسی اتحاد نظامی ترکیه با غرب در قالب ناتو است. ناتو مهمترین شریک نظامی و خانه بینالمللی ارتش ترکیه به شمار میرود که در نبود یک رقیب جدی، در هر بحرانی یک پای مداخله نظامی بوده است.
کشاندن درگیریها از مرزهای کشورهای عضو به خارج از مرزها و کشورهای دیگر نمونه بارز بینظمی و اقتدارگرایی است که نظامیان ناتو در مواجهه با بحرانهای بینالمللی آن را به وجود میآورند. چندی پیش بکر بوزداغ معاون نخست وزیر ترکیه در پاسخ به مقابله به مثل سوریه در قبال تحولات این کشور به صراحت اعلام کرد که هرگونه حمله به ترکیه حمله به ناتو محسوب خواهد شد. این موضوع نشان میدهد که بر خلاف آنچه تبلیغ میشود ترکیه بیش از آنچه تصور میشود به قدرتهای دیگر وابسته است. در بحران سوریه نیز اکنون عقربه تحولات سمت دیگری را که زیاد مطابق خواسته آنکارا نیست، نشانه رفته است و اگر تحولات به همین منوال پیش برود ترکیه بیشتر از گذشته خود را گرفتار در باتلاق سوریه میبیند.
به عبارت دیگر ترکها برخلاف گذشته سوریه را یک تله انفجاری که از سوی غرب و برخی کشورهای عرب برای آنها کار گذاشته شد، میبینند. با عقب نشینی آشکار آمریکا از حمله به سوریه و پذیرش طرح روسیه در باره تحت نظارت قراردادن تسلیحات شیمیایی سوریه و شرط لغو هرگونه حمله نظامی به این کشور ترکیه اینک احساس ناامنی میکند و حتی شرکا و شاهان پولدار و فربهاش مانند عربستان و قطر هم در تنگنای سوریه گرفتار آمده و به قولی نسبت به تحولات این کشور آچمز شده و احتمال مات شدنشان در زمین بازی سوریه در آیندهای نزدیک دور از انتظار نیست. تحولات سوریه نیز نشان میدهد که نابودی تروریستهای تکفیری در این کشور بسیار نزدیک است و قطر و عربستان شاید به یمن دلارهای نفتی به نوعی بتوانند خود را از مهلکه سوریه نجات دهند. اما، شرایط ترکیه اندکی متفاوت خواهد بود.
این کشور هم اکنون در آتش ناآرامی های داخلی گرفتار شده و حزب حاکم عدالت و توسعه (آک) و شخص رجب طیب اردوغان که زمانی داعیه رهبری منطقه را نیز در سر می پروراند محبوبیت خود را هم در داخل و هم نزد مردم منطقه از دست داده و او نیز بیش از گذشته در تحولات جدید سوریه خود را متضرر می بیند. هرچند به گفته معاون نخست وزیر ترکیه دولت این کشور ۴ اکتبر سال گذشته میلادی مجوزی برای اعزام نیروی نظامی به سوریه از مجلس دریافت کرده اما اردوغان نیز به خوبی می داند که این مجوز تا اکتبر امسال بیشتر اعتبار ندارد و البته انجام هرگونه عملیات نظامی در سوریه نیز جز وارد شدن بیشتر در باتلاق این کشور نیست.
بر این اساس و بعد از عقب نشینی آمریکا از مواضع جنگ طلبانه خود در مورد سوریه، استراتژی که اینک آنکارا باید دنبال کند، چگونگی خروج از بحران سوریه خواهد بود که امید آن می رود این همسایه مقتدر و بزرگ در خاورمیانه به مناسبترین و کمترین زمان ممکن به این امر اهتمام ورزد.