با عرض سلام خدمت دوستان عزیز و ابراز خوشحالی از حضور در جمع شما. از آنجا که نمیدانستم مخاطبین در این جمع چگونه افرادی هستند و دارای چه تخصصهایی میباشند، فراهم کردن مطالب مناسب برای این سخنرانی کمی مشکل بوده ولیکن نگاهی کلی و مختصر به همه نکات مدیریت بحران زلزله به ویژه از جنبه آموزشی و مدیریتی خواهیم انداخت. و سپس با توجه به سؤالات شما در پایان سخنرانی، فرصتی خواهد بود تا نگاهی تخصصیتر به موضوعات مورد علاقه شما بیاندازیم.
این زمینی که ما بر روی آن زندگی میکنیم چیست؟
ما روی پوسته زمین که لایه خارجی زمین است زندگی میکنیم که قطر این پوسته بین 5 تا 250 کیلومتر بیشتر نیست در صورتی که شعاع زمین به طور متوسط 6370 کیلومتر است ما زیر پوسته یک گوشتهای داریم به ضخامت 2900 کیلومتر که پوسته زمین مانند صفحاتی به صورت زورقی شناور روی این گوشته قرار دارد. حال ببینیم چرا زلزله بوجود میآید؛ در داخل گوشته تناقضی وجود دارد بنام فشار و حرارت. در سطح گوشته، دما نسبت به داخل پایینتر است و گوشته زمین مواد مذابی با چگالی بسیار زیاد دارد. این مواد وقتی به سطح میآید حرارت را از دست میدهند و موادی که در سطح هستند به پایین میروند و حرارت آنها اضافه میشود. این جریان همرفت (cacfiction)، باعث میشود که این صفحات شناور (پوسته زمین)، روی این اقیانوس مذاب در حال حرکت باشند.
نقشه کره زمین به ما نشان میدهد که روزی هم این قارهها در جایی به نام قطب جنوب به هم پیوسته بودند این همان داستان اشتقاق قارههاست و زمینشناسان علت وجود شباهتها در بعضی از قارهها را همین مطلب عنوان میکنند و پیدا کردن پلاتین در قاره آمریکا و آفریقا آنها را به نظریه اشتقاق قارهها رساند. در حال حاضر زمین بر روی 6 صفحه اصلی در حال حرکت است و این حرکت از پایین به سمت بالاست و صفحه ایران نیز تحت تاثیر صفحه آفریقای غربی و صفحه اوراسیا قرار دارد. سرعت حرکت صفحهها با یکدیگر یکسان نیست و در نتیجه این صفحات در محلهایی با یکدیگر تصادم میکنند. در محل تصادم، انرژی جمع میشود و وقتی که توانست مانع را از سر راه خود بردارد انرژی ناگهانی آزاد میشود. در حقیقت زلزله چیزی بزج اغتشاش ناگهانی روی پوسته زمین نیست. انرژی مواد موج میشود و به سطح میآید این اتفاق در مرز این صفحات که آنها را گسل مینامیم به وجود میآید.
گسلها سه قسمند: راستگرد، نرمال و معکوس. در این گسلها روزی انرژی آزاد میشود نامش زلزله است. اما لزوما زلزله بلا نیست یعنی ما نباید بگوئیم بلائی بنام زلزله، در واقع زلزله یک حادثه طبیعی است. در واقع زلزله را خداوند آفرید تا انسان بتواند روی زمین زندگی کند. حیات شهرها و انسان وابسته به آب است و آب هم وابسته به کوه و کوه هم که از زلزله بوجود میآید.
و به همین دلیل است که شما شاهد قناتهای فراوان در بم هستید، در واقع زلزله فرآیند تجدید حیات زمین است. تمام نقشه ایران پر از چینخوردگیهاست و این چینخوردگیها در اثر تصادم همین صفحات بوجود آمده است. سه منطقه اصلی از نظر لرزهخیزی در ایران وجود دارد، یکی منطقه زاگرس دیگری البرز و منطقه دیگر لوت است. مکانیزم لرزهخیزی در این سه منطقه با همدیگر کاملا متفاوت است.
تعداد زلزلههای زاگرس بسیار زیاد است. در سال گذشته مسجد سلیمان ایذه و مناطق اطراف هر روز میلرزید و ما ابدا نگران نبودیم چرا که زلزلههای آنجا از نوع فشاری است و تعداد یا فرکوئنسی (fricoenci) آن زیاد ولیکن بزرگای آن پایین است، برعکس در ناحیه لوت دوره بازگشت زلزلهها بسیار زیاد است مثلا بم دو هزار یا دو هزار و پانصد سال بود که زلزله نیامده بود ولیکن وقتی که بیاید بسیار بزرگ و قدرتمند است زلزله 57 طبس نیز همین گونه بود. زلزلهها در منطقه لوت زلزلههائی با دامنههای زیاد و تعداد کم میباشد که کاملا برعکس زاگرس است. به همین دلیل نوع منطقه برایمان بسیار مهم است. اما تهران، تهران یک کلان شهر به تمام معناست. 700 کیلومتر مربع مساحت دارد، 7 میلیون نفر طبق اطلاعات مرکز آمار ایران در سال 1375 و طبق مشاورههای شهرداری تهران در سال 1381 جمعیتی حدود 6/7 میلیون نفر جمعیت دارد، در واقع بم با 120 هزار تا 200 هزار جمعیت که آن هم دقیق نیست از هیچکدام از مناطق شهرداری تهران هم بزرگتر نیست و این بیانگر حساسیت شهر تهران است. شهر تهران گسلهای زیادی را در خود جای داده مانند گسلهای شمال تهران، جنوب و شمال ری، سلطانآباد، کهریزک این شهر پر از گسلهای ریز است و اخیرا روزنامهها نقشههائی از تهران چاپ کردند و اعلام کردند که وسط تهران امن است و گسل ندارد؛ ولیکن از آنجا که تهران بین دو ارتفاع شمال و جنوب قرار دارد و به سرعت نیز رشد کرده و آبرفتهای فراوانی که در بین این دو کوه جمع شده و همچنین به دلیل ساخت و ساز فراوان در آن منطقه گسلهای آن قابل رویت نیست ولیکن میتوان با روشهای سنجش مغناطیس زمین، ژئوالکتریک، ژئوسایسمیک و روشهای دیگر میتوانیم موج را بفرستیم و بازتاب آن را مطالعه کنیم و ببینیم که آیا شکستگی وجود دارد یا نه که مرکز ما در حال تهیه مقدمات انجام آن است. ولیکن این گسلها آنقدر قدرتمند است که وقتی ما در مورد گسل صحبت میکنیم گسل به شعاع 150 کیلومتر برای ما مهم است؛ پس اگر مطلبی در روزنامه دیدید که فلان خیابان تهران بدلیل وجود گسل امن است این موضوع مضحک و خندهدار است.
آنچه که بسیار مهم است اینست که وقتی ما زلزلههای تاریخی تهران را بررسی میکنیم میبینیم که تهران زلزلههای تاریخی بزرگی داشته است و در صد سال اخیر نیز در اطراف تهران زلزلههایی رخ داده مانند زلزله بوئین زهرا در سال 1341 یا زلزله آوج قزوین در همین سالهای اخیر، ولیکن در حال حاضر زلزله نداریم. یعنی جایی که زلزله داشته ولی مدتی طولانی است که زلزله ندارد که این مسئله نگرانکننده است و به اصطلاح بدان گپ لرزهای میگویند. و این بیانگر آن است که در آینده ما زلزله خواهیم داشت و باید چارهای بیاندیشیم. اما سؤال اینجاست که آیا یک ساختمان میتواند در برابر زلزله مقاوم باشد. زلزله 1995 ژاپن در منطقهای بنام فوجیانا رخ داد که در آنجا زمین حدود یک متر جابجا شده و ساختمانی که گسل از وسط حیاط آن گذشته یک متر هم جابجایی داشته و دیوار حیاط را نیز تخریب کرده بود، ولیکن ساختمان آن هیچ خسارتی ندید و ساکنین آن خانه تا چهار سال پس از زلزله در آن خانه ساکن بودند تا اینکه دولت محل گسل و منزل را از ساکنین آن خریداری کرد و بمنظور اشاعه پیام "مقاومسازی، بهترین راه پایان دادن به بحران زلزله است" آنجا را به موزه تبدیل کرد. لذا باید باور کنیم که ساختمان خوب میتواند در مقابل زلزله حتی قوی مقاوم باشد. باید مقاومسازی را جدی گرفت. به عنوان نمونه همین محلی که ما هستیم پیداست که اسکلت بتونی محکم و اصولی دارد. لیکن دیوارهای آجری که داخل این ستونها یا قالبهای بتونی وجود دارد آسیبپذیر هستند و ایکاش با یک لایه فلکسی بل آن را جدا میکردند و یا اینکه دیوار آن را نیز مسلح میکردند که در صورت حرکت قالب بتونی دیوار نریزد، در حال حاضر در ایالت کالیفرنیای کانادا ساختن حتی دیوار بدون آرماتور یعنی دیوار غیر مسلح ممنوع است.
آنچه که در زلزله بم برایم جای تاسف بود این است که در بم، ساختمانهای بسیار زیاد و مقاومی هم دیدیم که هیچ آسیبی ندیدند، چرا که اصولی و با مصالح استاندارد ساخته شده بودند ولیکن در رسانههای ما حتی یک عکس نیز از آنها چاپ نشد تا همگان بدانند که در این دریای آوار، ساختمانهایی بدون هیچ آسیبی از ساکنین خود در مقابل زلزله به این خوبی محافظت کردند؛ در حالیکه در بم گسل داخل شهر بود و از نظر مکانیزم یکی از برترین زلزلههای دنیا بود. بله ما هم اگر وجدان، دانش و مواد اولیه خوب داشته باشیم، میتوانیم ساختمانهای درست و اصولی بسازیم.
اما در رابطه با مدیریت بحران، سه فاز مشخص وجود دارد که شامل آمادگی (قبل از بحران)، مقابله (هنگام بحران یا وقوع حادثه) و بازسازی (بعد از بحران) میباشد.
اکنون ما در تهران در حال آمادگی هستیم ولیکن در بم در حال بازسازی هستیم هر چقدر ما در حال آمادگی فعالیت بیشتری انجام دهیم به همان مقدار خسارت کمتری خواهیم دید و در دو مرحلۀ بعدی یعنی مقابله و بازسازی کار کمتری خواهیم داشت.
بحثی وجود دارد بنام خطر و خطرپذیری که با هم فرق میکند. در انگلیسی به آنها Hagard و Risk میگویند که در فارسی ما به آنها خطر و خطرپذیری میگوییم. برای اینکه تفاوت این دو واژه به راحتی قابل فهم باشد مثال سادهای میزنم. اگر ما دو کشتی را از همه جهت دقیقا مثل هم بسازیم و بخواهیم هر کدام را با صد مسافر در یک زمان در یک دریا بیاندازیم تا مسافرین ما را جابجا کنند خطری که این دو کشتی را تهدید میکند کاملا یکی است اما اگر ناخدای کشتی اول به همراه کشتی خود 10 قایق سفارش دهد و با خود به همراه داشته باشد و ناخدای کشتی دوم به این امر اعتقادی نداشته باشد و به این کار اقدام نکند، در این صورت خطرپذیری کشتی اول به مراتب کمتر از کشتی دوم است که از قبل تمهیداتی برای مقابله با خطرهای احتمالی انجام داده است. سطح خطر در تهران ثابت و مشخص است و به هیچ عنوان تغییر نمیکند چرا که ما با گسلهای تهران هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم ولیکن خطرپذیری دست ماست. ما میتوانیم با اقداماتی که گاهی بسیار هم ساده است، درصد خطرپذیری را کاهش دهیم. اما خطر همیشه ثابت است و ما نمیتوانیم آن را کم کنیم. تهران سه گسل مهم و فعال دارد. یکی گسل ری با طول فعال 26 کیلومتر، گسل شمال تهران 58 کیلومتر و گسل مشاء 68 کیلومتر.
برآورد این است که اگر آنها بخواهند فعال شوند و بلغزند میتوانند شتاب یا مکنی تیوی بین 7/67 یا 7/2 را ایجاد کنند. پس ما از همین الآن میدانیم که خطرمان در تهران چقدر است. چرا که خطر، قابل برآورد بوده و این کار انجام گرفته است. حال با توجه به خطر در پش رو ما برای فعالیت هر کدام از این گسلها سناریوئی را نوشتیم که اگر گسل ری بلغزد چه اتفاقی خواهد افتاد و ما چه خواهیم کرد. لذا برای نوشتن دقیق چنین سناریوئی باید همه پارامترها از قبیل بزرگای زلزله، قدمت ساختمانها و ضوابطی که در آن زمان برای ساختوساز رعایت شده، بافتهای فرسوده، ایستگاههای آتشنشانی، بیمارستانها، راههای دسترسی و بسیاری از موارد دیگر را لحاظ کرد. اگر آنالیز ریسک با توجه به همۀ آنها صورت نگیرد سناریوی ما دور از واقعیت خواهد بود؛ لذا برای بهتر دیدن آینده باید برای همۀ عناصر ذکر شده دقت لازم را انجام داد. و سپس خود را در دوره آمادگی تجهیز کرد. ما نقشههایی تهیه کردیم که همه این جوانب را در نظر گرفته تا درصد تخریب را از پیش مشخص کنیم و متاسفانه این نقشه به ما میگوید که مرکز شهر که در سالهای اخیر بافتهای فرسوده آن هیچگونه بازسازی و نوسازی را به خود ندیدهاند بیشتر از سایر نقاط تهران در معرض خطر هستند و این بسیار مهم است و باید بر روی این موارد و آمادگی بیشتر در این مناطق کار شود. تخریب ساختمان بانک صادرات در خیابان اکباتان یک نمونه از وجود چنین بافتهای فرسودهای است که خودبخود در حال فروپاشی هستند. مسؤول پاسخگویی به این موارد کیست؟ مشخص نیست. اما چه کسی باید راهحلی برای این مشکل پیدا کند؟ مطمئنا خود ما هستیم، همه ما باید اطلاعات لازم را در مورد این مسائل بدست بیاوریم و اقدام لازم را برای نجات خودمان قبل از واقعه انجام دهیم. در تهران ستاد مدیریت بحران نیز با اعضاء و سازمان و شرح وظایفی جهت سامان دادن به این موضوعات بوجود آمده است.
ما در ستاد مدیریتی بحران برای اسکان موقت مردم حدود 1100 نقطه در تهران را شناسایی کردیم. که ویژگیهایی مانند دسترسی راحت به آنجا برای مردم آن منطقه و آماده نمودن امکانات و سرویسهای بهداشتی و مسطح کردن آن ممکن باشد و از پیش برای مردم آسیبدیده با توجه به محل سکونت، محل اسکان موقت آنها نیز مشخص باشد. ما نقاط مذکور را شناسایی کردیم و اکنون در حال آمادهسازی هستیم و پس از آماده شدن، به مردم، از قبل محل اسکان موقت آنها را اطلاع خواهیم داد. آنچه که بسیار مهم است برنامهریزی است چیزی که در بم نداشتیم. ما در بم تا 72 ساعت اول کاملا گیج بودیم و کسی از وظایفش خبر نداشت، پس از 72 ساعت تازه به منطقه رسیدیم و نقشهها را گرفتیم و منطقه عملیاتی خودمان را انتخاب کردیم و شروع کردیم به کار و اکنون شما اگر به بم بروید میبینید که هر منطقه به استان معین خاصی اختصاص دارد و مثلا شمال شرقی به استان معین خراسان و جنوب غربی به استان معین تهران و شمال غربی به استان معین گیلان اختصاص داده شده است. باید هر کسی بداند که کجا کار کند و ما چنین نقشهای را از قبل میخواهیم برای تهران پیاده کنیم که هر استان معینی قبل از حادثه بداند که منطقه عملیاتی آن کجاست و چه اقداماتی باید انجام دهد. 22 منطقه شهرداری تهران بین 5 استان معین مانند مازندران، سمنان، قم، قزوین، و مرکزی با توجه به راههای مراسلاتی و نزدیکی آنها و میزان استعداد آن استان معین تقسیم شده است. بنابراین هر منطقه تهران به یک استان معین اختصاص داده شده است و انشاءالله در پایان امسال با همه استانهای معین یک مانوری خواهیم داشت تا استانها به وظایف خود آشنا شوند. تا با آشنایی کافی با منطقه عملیاتی خود و نقشه کوچهها و خیابانها قبل از بحران با وظایف و شرایط خطر و عملیات آشنا شوند؛ نه اینکه بعد از بحران تازه به دنبال شناسایی منطقه باشد.
ما باید در حال حاضر به وظایفمان فکر کنیم و در زمان حادثه به آنها عمل نماییم. فکر متعلق به فاز آمادگی است ولیکن اجرا متعلق به فاز مقابله است، اما آنچه مهم است آموزش عمومی است، همۀ ما باید برای سه روز یک سری لوازم مانند آب، غذای کنسروی، رادیو کوچک و چراغ قوه را در منزل داشته باشیم. محلی را نیز در منزل باید جهت پناه گرفتن از قبل در نظر گرفت که معمولا زیر میز ناهارخوری بهترین جاست. لای چارچوب در کاملا اشتباه است چرا که در با شتاب همچون بادبزن در حرکت خواهد بود. در هنگام بحران باید از حیف و میل خودداری کرد و به ازای هر نفر از اعضا خانواده یک و نیم لیتر آب نیاز است. در ژاپن از دوران دبستان همه وظایفشان را در هنگام بحران و مسائل مربوط به زلزله را با کاردستی و بازدیدها و گردشهای علمی و حتی انجام مانورها به آنها آموزش میدهند.
معمولا مدرسه و دانشگاه بهترین محل اسکان موقت است و معمولا امکانات اسکان موقت نیز در آن مدرسهها ذخیره شده است. در ژاپن از همۀ منابع حتی چاههای قدیمی که با تلمبه آب میکشند نیز برنامهریزی شده تا در هنگام خطر از همۀ منابع موجود بتوان استفاده کرد. ولیکن آیا ما حتی یک بار با کپسولهای آتشنشانی محل کار و سکونت خود کار کردهایم و استفاده از آنها را چند درصدمان میدانیم. ما به انجام مانور نیازمندیم، ما سه مانور آمادگی در سال 80، 81 و 82 انجام دادهایم و امسال نیز دو مانور دیگر انجام خواهیم داد.
اکنون ما مانورها را بین ارگانهای خاصی مانند نیروهای آتشنشانی، امدادی، بیمارستانها، نیروهای نظامی و انتظامی انجام دادهایم. امیدواریم در آینده مانورها را مدارس و دانشگاهها و سپس در داخل خانههای مردم راه بیاندازیم. ما همه باید این مانورها را جدی بگیریم و انجام دهیم. در ستاد بحران ما کار اجرایی زیادی انجام نمیدهیم، در واقع ما کارمان کار ستادی و هماهنگی است ولیکن دستگاههای مختلف مانند شرکت گاز، اداره برق، بسیج و غیره را وادار میکنیم که کارشان را درست انجام دهند. ما به نیروهای مختلف دستور نمیدهیم ولیکن تنها از سرپرست آن نهاد، انجام وظیفه را میخواهیم.
* س: ضمن تشکر از حضور شما در دانشگاه میخواهم قبل از هر چیز وظایف ستاد بحران استان تهران را بفرمائید؟
** 1ـ سیاستگذاری و راهبردهای جامع مدیریت بحران
2ـ برنامهریزی مدیریت شهری برای استقرار نظام مدیریت بحران شهر تهران اگر قرار باشد توسعه شهری پایدار باشد باید سیاستهای توسعه شهری منطبق بر سیاستهای مدیریت بحران باشد. مثلا روی شیب تند ساختمانهای بلندمرتبه ساخت و آن را در طرح جامعه شهری باید لحاظ کرد.
3ـ سازماندهی منابع موجود
4ـ هماهنگ نمودن مسؤلیت و وظایف تمامی سازمانها
5ـ سازماندهی مشارکت مردمی
6ـ تهیه پیشنویس لوایح قانونی
7ـ برآورد درخواست کمکهای دولتی و غیر دولتی
8ـ پیشبینی و پیگیری اعتبارات و غیره
ولیکن در یک جمله وظایف مدیریت بحران چیزی نیست جز نخ تسبیح سازمانهای عملکننده و ما به عنوان نخ این تسبیح سازمانها را کنار هم قرار میدهیم و اینطور نباشد که سازمانها از عملکرد یکدیگر کاملا بیاطلاع باشند که این اصلیترین وظیفه ستاد است.
* س: در بم شاهد بودیم که ساختمانهای امدادی مانند همه ساختمانهای قدیمی و بافتهای فرسوده آسیب دیدند و آنها که باید خود ناجی باشند منتظر نجاتبخش بودند آیا در تهران برای مقاومسازی ساختمانهای امدادی فکری شده است؟ و اگر مسئولین ستاد بحران همانند مسئولین شهر بم قبل از دیگران آسیب ببینند که در واقع مغزها و بازوان مدیریت بحران تهران خواهند بود چه اتفاقی خواهد افتاد؟
** در پاسخ به قسمت اول سؤال شما باید بگویم ما در بم ستاد بحران نداشتیم بلکه مدیریت در بحران داشتیم متاسفانه باید عرض کنم که تنها شهری که در کشور ما سیستم فعال مدیریت بحران دارد فقط تهران است. و ما در صدد هستیم به سایر مراکز استانها مراجعه کنیم و به آنها توصیه کنیم که آنها نیز اقدام نمایند. تمام شهرهای ایران باید چنین سیستمی داشته باشند.
اما در پاسخ به سؤال دوم شما برای فاز مقابله، یک سیستم بنام Ics یا سامانه فرماندهی حادثه تعریف کردهایم که این Ics وظیفه هر کس را در هنگام بحران تعریف میکند مثلا اگر فرمانده نبود جانشین آن کیست و اگر آن دو نبودند همکار آنها کیست و اگر هر سه نبودند پشتیبان آنها چه کسی است یعنی برای هر پست 4 نفر مشخص شدهاند که اگر مقام ارشد آسیب ببیند مقام بعدی وظایف او را انجام خواهد داد.
این Isc برای همه سازمانهای درگیر وجود دارد، یعنی فرمانده شرکت گاز، جانشین، همکار و پشتیبان این شرکت با همه مشخصات آنها در دفتر مدیریت بحران تهران هماکنون وجود دارد. این Ics برای زیرمجموعههای این سازمانها یعنی مثلا ناحیه 3 گاز تهران نیز وجود دارد. برای فرماندهی چهار بازو قائل هستیم: پردازش اطلاعات، مالی اداری، لجستیک و عملیات و اعتقاد داریم که این چهار بازو یک عملیات را هدایت میکنند و Ics این چهار بازو فرماندهی نیز موجود است. حال باز اگر شرکت گاز تهران با همه این تمهیدات نتواند کاری انجام دهد ما تسلیم نشدیم بلکه شرکت گاز استان معین همان ناحیه باید وارد عمل شود و وظایف شرکت گاز تهران را انجام دهد و بدین گونه ما ضریب اطمینان کار را بالا بردیم و خطرپذیری را کاهش دادیم.
اما در مورد مقاومسازی ساختمانهای امدادی ما فشار میآوریم، ولیکن کاری از دست ما ساخته نیست چرا که رئیس دانشگاه علوم پزشکی در پاسخ به ضرورت مقاومسازی بیمارستانها به ما پاسخ میدهد که من بودجهای برای پرداخت حقوق کارکنان خود ندارم چه رسد به مقاومسازی اما تسلیم نشدیم. در سطح تهران در حال احداث 120 عدد سوله هستیم که این سولهها چند منظوره هستند، یک منظور فضای ورزشی، یک منظورشان اسکان موقت و حتی میتوان از آنها به عنوان مراکز امداد سیار در هنگام حادثه استفاده کرد، یعنی اگر بیمارستانهای ما هم آسیب ببینند ما در این 120 فضا از آنها پشتیبانی میکنیم.
* س: بعضی اعتقاد دارند مانورهایی که شما برگزار میکنید مانوری تقلیدی است و با نوع خطر کشور ما سازگار نیست؟
** مانور یک درس است، یک تمرین است، کسی که الفبای انگلیسی را نمیداند نمیتوان از آن امتحان تافل گرفت. همه نهادهای امدادی، حتی هلی برد نیز در مانورهای ما عملیات کردهاند، ولیکن نظراتی که در روزنامههای ما منعکس میشود معمولا کارشناسی و تخصصی نیست. اتفاقات خوبی در کشور ما رخ میدهد ولیکن ما غافلیم، برعکس نقاط ضعف را بسیار بزرگ میکنیم.
حرکتی که انجام شده بسیار خوب است و میتواند با شتاب بیشتر انجام شود. در شآن نظام ما و جامعۀ علمی ما نیست که وضعیت خطر جامعۀ ما تا این حد بالا باشد. در اردبیل یک دختر 18ساله که همین آموزشها و مانورها را دیده بود به تنهایی 19 نفر را نجات داد. همین آموزشها و مانورها بسیار مهم هستند و تمام دنیا دوران آمادگی را با همین آموزشها میگذرانند
* س: پیشگیری بهتر از درمان است. آیا در سطح مدیریت کلان فکری شده که دولت برای مقاومسازی ساختمانها به مردم تسهیلاتی اعطا کند مانند وامهای بدون بهره تا در آینده مجبور نباشد چند برابر آنها را بلاعوض اعطا کند؟
** ما در ایران برای زلزله قانون داریم و طبق قانون بازسازی مناطق آسیبدیده وظیفۀ دولت میباشد ولیکن برای پیشگیری و مقاومسازی قانون نداریم و من امیدوار هستم این نقطه ضعف در مجلس هفتم مطرح شده و مشکل اساسی حل شود.
* س: آیا شما که یکی از وظایفتان پیشنویس لوایح قانونی است تاکنون اقدامی انجام دادهاید؟
** بله ما تا آنجا که از ما ساخته بود از طریق شورای شهر پیشنهاد دادیم، ولیکن نتیجه نگرفتیم. در ستاد حوادث غیر مترقبه کشور آنها تنها پس از وقوع حادثه مسؤلیت دارند قبل از حادثه اگر بخواهید عمل کنید در داخل یک سیکل بروکراسی بیحاصل گرفتار میشوید. در کشورهای پیشرفته هر چه استاندارد احداث ساختمان شما بالاتر باشد بهرۀ وام شما کمتر و مقدار وام بیشتر خواهد بود این یعنی قانونی برای پیشگیری.
* س: گسلهای تهران را به بیمار اطاق سیسییو تشبیه میکنند که باید تحت مراقبت مداوم تیم پزشکی باشد و این تیم در معاینات منظم خود اگر وضعیت بیمار را بحرانیتر دید آن را به مسؤلین و مردم جهت آمادگی گزارش دهد آیا چنین تیمی برای گسلهای تهران وجود دارد که حداقل وضعیت روزانۀ آن را به شما گزارش کند؟
** ج: متآسفانه هنوز خیر ولیکن ما خودمان دست به کار شدیم که چنین کاری را بصورت علمی با یک شبکۀ بسیار منسجم، یک نظارت و پیگیری خیلی خوب و درست از گسلهای تهران داشته باشیم که حداقل در مواقع ضروری بتوانیم به مردم هشدار بدهیم یعنی اگر احساس کردیم که این بیمار حالتش بحرانی شد به موقع اطلاعرسانی شود تا مردم آماده باشند ولی هنوز عملیاتی نشده است و ما به شدت پیگیر انجام آن هستیم.