صهیب عنجرینی
برگردان: نوژن اعتضادالسلطنه
بحران سوریه در حالی هر روز تشدید میشود که طرفین منازعه شفقتی در قبال یکدیگر روا نمیدارند. در این میان پدیدهای در جریان بحران دو ساله سوریه بروز کرده که میتوان از آن تحت عنوان ظهور شورشیان بیهویت یاد کرد. گروههای متشکل از شبهنظامیان مسلحی که به ایدئولوژی خاصی باور ندارند و چشماندازی سیاسی در مقابل خود قرار ندادهاند. این گروهها به اقداماتی همچون راهزنی و باجگیری و عملیات مسلحانه میپردازند. روابط آنها با ماموران دولتی اسد و مخالفان پیچیده است. صهیب عنجرینی ستوننویس سوری در مقالهای که بهتازگی در روزنامه السفیر چاپ لبنان منتشر کرده است به این موضوع پرداخته و روند تشکیل یکی از اصلیترین گروههای شبهنظامی در سوریه تحت رهبری عمار الدادیخی معروف به ابوابراهیم را بررسی کرده است.
پس از گذشت بیش از یک سال از بحران سوریه و موضوع گروگانگیری مردان لبنانی در شهر عزاز سوریه، اینک این مساله با گروگان گرفته شدن دو خلبان ترک در لبنان در صدر اخبار مطرح شده درباره بحران سوریه قرار گرفته است. اکنون به نظر میرسد که گروگانگیری خلبانان ترک راهی جدید برای اعمال فشار بر دولت ترکیه است. بعضی از منابع آگاه معتقدند که افراد به گروگان گرفته شده عضو دستگاه امنیتی دولت ترکیه بودهاند.
رهبر گردان توفان شمال در ارتباط با گروگان گرفتن خلبانان ترک بیانیهای را منتشر کرد. در این بیانیه آمده است که رهبری گردان توفان شمال در حال بررسی این موضوع است. ما هیچگونه مذاکرهای را انجام نخواهیم داد مگر درباره بازداشتشدگانی که در زندانهای سوریه به سر میبرند. رهبری گروه آماده آزادی تعدادی از گروگانها در ازای آزادی متقابل و فوری 127 زندانی زن از سوی دولت سوریه است. در این بیانیه به توافق قبلی گروگانگیران با عباس ابراهیم رییس دستگاه امنیتی اشاره شده بود.
* گروگانگیران خواستار تبادل گروهی از زنان بازداشت شده توسط دولت سوریه با اسرای لبنانی شدهاند. اما توفان شمال چه گروهی است؟ این گروه چگونه تشکیل شد و ابوابراهیم رهبر گروه چه کسی بود؟ عمار الدادیخی معروف به ابوابراهیم متولد سال 1961 در شهر عزز در شمال استان حلب بود. عزاز یکی از معروفترین قاچاقچیان سوریه بود. خانواده عزاز عضو گروههای مافیایی سوریه بودند و در قاچاق هر کالایی از جمله موادمخدر و اسلحه در نزدیکی مرز ترکیه و سوریه مشارکت داشتند.
ابراهیم الدادیخی پدر عمار صاحب زمینهای کشاورزی بسیاری در ناحیه شمالی حلب بود و مالکیت مغازههای فروش رنگ و سیمان در این منطقه را در اختیار داشت. پدر عمار با کمک پسرانش موفق شد تا تجارت خوبی را اداره کند با این حال عمار از نوجوانی درونگرا و ساکت بود و ترجیح میداد تا در کار قاچاق به پدرش کمک کند. او در قاچاق و نقل و انتقال سوخت در جادهها به پدرش کمک میکرد. عمار با مهارت کار قاچاق تنباکو را آغاز کرده بود. عمار بعدا به همراه یارانش با عنوان اراذلواوباش منطقه شناخته میشدند. عمار شبکهای را برای توزیع توتون و تنباکو در ناحیه عزاز در شهر رقاع در نزدیکی مرز ترکیه و سوریه تشکیل داده بود.
قاچاقچیان توتون و تنباکو از گذشته روابط غیرمعمول و عجیبی با دستگاه امنیتی سوریه داشتهاند. در بعضی مواقع، افسران امنیتی از قاچاقچیان رشوه دریافت میکردند و از این طریق کار حملونقل قاچاقچیان تسهیل میشد در حالی که در بعضی مواقع نیروهای امنیتی سوری با قاچاقچیان درگیر میشدند. در نتیجه اتخاذ چنین سیاستی قاچاقچیان سوری هزینههایی را متحمل میشدند و تعدادی از آنان از سوی دستگاه امنیتی سوریه بازداشت شدهاند که عمار نیز در میان آنان بود. بازداشت عمار در حالی صورت گرفت که با ماموران امنیتی این منطقه روابط حسنهای داشت.
ابوابراهیم شورشی
ناحیه عزاز در مجاورت گذرگاه مرزی بابالسلام قرار دارد. معیشت ساکنان این منطقه وابسته به کار قاچاقچیان این منطقه است. در آوریل سال 2011 میلادی، هفت نفر به خیابانهای این منطقه آمدند و شعارهایی را علیه دولت اسد سر دادند. اقدامی که ساکنان محلی آن را تظاهرات خواندند. پدیدهای که تا پیش از این نادر بود و تکرار شد. آرامآرام بر تعداد جمعیت شرکتکننده در تظاهرات افزوده شد. در همین راستا نشستی در منزل حاجفاضل کنو یکی از چهرههای شناخته شده سوری و عضو پارلمان این کشور تشکیل شد تا موضع عزاز در قبال تظاهرات صورت گرفته مشخص شود. این مساله از آن روی حائز اهمیت بود که اکثر تظاهراتکنندگان در ارتباط با کنو بودند.
در این جلسه تصمیماتی برای آرام کردن تظاهرکنندگان و متقاعد کردن آنان برای پایان دادن به تظاهرات اتخاذ شد اما در اجرا مقامات مسئول قادر به اجرای این برنامهها نبودند. ماموران امنیتی تماشاگر تظاهرات معترضان بودند اما به آنان نزدیک نمیشدند. با این حال پس از افزایش دامنه تظاهرات یورش نیروهای امنیت به بعضی منازل و بازداشت تعدادی از تظاهرکنندگان آغاز شد. افراد بازداشت شده به دادگاههای قضایی سوریه ارجاع داده شدند. باوجود افزایش شمار تظاهرکنندگان، ابوابراهیم در هیچیک از تظاهرات برگزار شده شرکت نکرد.
ابوابراهیم برای اولینبار در سپتامبر سال 2011 در آغاز فعالیت مسلحانه در شهر عزاز در صحنه حاضر شد و گروهی مسلح را تشکیل داد. ابوابراهیم درنهایت گردان توفان شمال را تشکیل داد که از 220 رزمنده تشکیل شده بود و وابسته به گردان تحت رهبری رستم غزاله (فرمانده وقت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی سوریه) بود. ابوابراهیم در جریان این حوادث چهره دیگر خود را نشان داد. چهرهای که نشاندهنده ماهیت خشن و تندرو این شورشی سوری بود. ابراهیم با جمع کردن شبهنظامیان تحت فرمانش در تپهای به آنان دستور ایجاد گودالی بزرگ را داد و پس از آن از این گودال بهعنوان یک زندان برای مجازات افرادی استفاده میکرد که مورد غضبش بودند.
بیمارستان دولتی ناحیه عزاز با صرف هزینهای بیش از یکمیلیارد پوند سوری (200هزار دلار) ساخته شده است. زمانی که عزاز به دست گروههای مسلح مخالف اسد افتاد، گروهی از پزشکان شوری کنترل بیمارستان را در دست گرفتند و ارائه خدمات رایگان پزشکی به مجروحان و آسیبدیدگان در جریان درگیریها را آغاز کردند. در این زمان ابوابراهیم به اعضای گروه خود دستور داد تا به بیمارستان حمله کنند و هر آنچه را در آن بود غارت کنند. پزشکان بیمارستان از سوی شبهنظامیان تحت فرمان ابوابراهیم بازداشت شده و به تپهای که ذکر آن رفت انتقال یافتند.
ابوابراهیم بعدا اجاره بیمارستان ملی را پرداخت کرد و از صاحب بیمارستان خواست تا مشاورههای رایگان درمانی و پزشکی ارائه کند! در فاصله این زمان تعداد شبهنظامیان مرتبط با ابوابراهیم به حد چشمگیری افزایش یافتند. این افراد با غارت خانوادههای سرشناس در عزاز و دزدی اموال آنان سرمایه هنگفتی را به دست آوردند. شبهنظامیان اموال خانوادههای سرشناسی از جمله خانواده ویسی را در منطقه عزاز مصادره کردند. این خانواده بهطور تاریخی مخالف دولت اسد بودند.
این خانواده همچنین به قاچاق موادمخدر معروف بودند. آنان همچنین از این موضوع برای اعمال نفوذ استفاده کرده و ارتباطات مشکوکی نیز با ماموران امنیتی سوری داشتند. مردان این خانواده از قدرت خود برای اعمال نفوذ در شهر عزاز استفاده میکردند. باوجود آنکه مردان این خانواده به درندهخویی و مهارت در استفاده از اسلحه معروف بودند، ابوابراهیم تصمیم به حذف و پاکسازی آنان و غارت اموالشان گرفت. ابوابراهیم این کار را با بسیاری از خانوادههای ساکن عزاز انجام داد.
ابوابراهیم با اقدامات خود موفق به جمعآوری اسلحههای با برد متوسط از جمله تیربارهای سنگین و سایر سلاحهای مورد استفاده در نبرد شد. ابوابراهیم ظرف مدت کوتاهی موفق شد تا به رهبر گروه متشکل از مردان مسلحی تبدیل شود که در این منطقه اعمال قدرت میکردند.
همراه با کاهش اقتدار دولت سوریه در منطقه، گروههای مسلح کنترل گذرگاه مرزی بابالسلام را در اختیار گرفتهاند. شاید هرکسی از شنیدن خبر در دست گرفتن کنترل این ناحیه توسط گردان توفان شمال شگفتزده شود. در نتیجه در دستگیری کنترل این ناحیه مرزی توسط نیروهای شبهنظامی تحت فرمان ابوابراهیم نیروهای امنیتی و نظامی دولت سوریه مجبور به عقبنشینی از مواضع خود شدهاند. ابوابراهیم از کنترل خود بر این گذرگاه برای دریافت باج از رانندگان کامیون استفاده میکند. گروه تحت فرمان وی نیز با به گروگان گرفتن مسافرانی که ثروتمند به نظر میرسند خواستار دریافت مبالغ هنگفت در ازای آزادی آنان میشوند.
عضوی از یکی از خانوادههای به گروگان گرفته شده در مصاحبه با روزنامه السفیر گفته است که پول پرداخت شده از سوی وی برای آزادی خویشاوند به گروگان گرفتهشدهاش به حساب شخصی ابوابراهیم در یکی از بانکهای سوییسی واریز شده است. ابوابراهیم چهار همراه اصلی دارد که نامهایشان به ترتیب اهمیت عبارت است از: سمیر عموری که پیشتر معلم بوده است، طارق دیاب حجوله یک کارگر پیشین کبابپزی، منیر حسون یکی از امامان مساجد در ناحیه عزاز و محمد شوقی الشیش یک مکانیک موتوسیکلت هستند. بعدا فرد پنجمی نیز بهنام اسماعیل سالی ملقب به ابوهادی به گروه تحت رهبری ابوابراهیم پیوست. ابوهادی جرایم متعددی را مرتکب شده و از برعهدهگیری مناصب دولتی منع شده بود.
بریگارد توفان شمال تا زمان محاصره فرودگاه نظامی مینگ هرگز به اقدام عملی نظامی دست نزده بود. بعضی از عناصر نزدیک به ابوابراهیم از ارتباط قوی وی با دستگاههای اطلاعاتی دولت ترکیه خبر دادهاند. بعضی دیگر نیز بر این باورند که محاصره فرودگاه اقدامی نمایشی بوده و با موافقت دوستان ابوابراهیم در دستگاه اطلاعاتی سوریه انجام شده است. مهمترین اقدام ابوابراهیم و یارانش به گروگان گرفته 11 تن از حجاج لبنانی در مه سال 2012 میلادی پیش از آنکه دو نفر از گروگان در زمانهایی جداگانه آزاد شوند.
ماه فوریه گذشته، ابوابراهیم در اثر تیراندازی در نزدیکی فرودگاه مینگ کشته شد. منابع مطلع به روزنامه السفیر گزارش دادهاند که این حادثه در نتیجه حادثه تیراندازی دوستانه از سوی یاران او روی داده است. در نتیجه این حادثه ماهیچههای پای ابوابراهیم بهشدت آسیب دید و 20 دقیقه تا زمان رساندن وی به نزدیکترین مرکز درمانی طول کشید. در این زمان پزشکان به ابوابراهیم پیشنهاد دادند تا برای حفظ جانش پای مجروح شدهاش را قطع کنند. ابوابراهیم در این فاصله زمانی بیهوش بود و قدرت تصمیمگیری نداشت. همراهان ابوابراهیم نیز از پذیرش این پیشنهاد خودداری کردند زیرا از واکنش احتمالی ابوابراهیم پس از به هوش آمدن میترسیدند.
دو داستان جداگانه درباره سرنوشت ابوابراهیم وجود دارد که از سوی منابعی در درون گردان توفان شمال نقل شده است. نخستین ماجرا از انتقال ابوابراهیم از طریق ترکیه به فرانسه خبر میدهد و مدعی است که ابوابراهیم در فرانسه جان خود را از دست داده و پس از این حادثه جسدش به سوریه انتقال یافته و در شهر عزاز سوزانده شده است. دومین داستان درباره ابوابراهیم حاکی از آن است که طرح مساله مرگ وی دروغین بوده و بهدلایل امنیتی و با هدف خروج وی از صحنه سیاسی مطرح شده است. در میان دو ماجرای مذکور دومین داستان محتملتر مینماید و نشان میدهد که جراحات ابوابراهیم عمدی بوده و با هدف به قتل رساندن او ایجاد نشده است. طبق این داستان ابراهیم با به همراه بردن ثروتش راه خود را از گردان توفان شمال جدا کرده است.
پس از غیاب ابوابراهیم تاثیرگذارترین چهره گردان توفان شمال میز عموری فرد دست راست ابوابراهیم است. عموری با توافقی که با ابوقادر الصالح ملقب به حاجی ماری رهبری گردان التوحید بهعمل آورده است بر سر اداره گذرگاه بابالسلام با آنان به توافق دست یافته است. جانشین ابوابراهیم با رهبری گردان الفاتح در تل رفعت نیز به توافق رسیده است. آنان روزانه 20هزار پوند سوری یا هزار دلار از هر کامیونی که از این گذرگاه میگذرند خراج دریافت میکنند. همچنین در اثر انشعاب چندین تن از اعضای گردان توفان شمال گروهی تازه تاسیس تحت عنوان گردان جنگجویان شام به رهبری هادی سالو فرزند پنجمین مشاور و همراه ابوابراهیم تشکیل شده است.