سالار حسینی
برادر عزیزم آقای دکتر هادیان را سالهاست میشناسم، مقالاتش را میخوانم و از تسلطش بر امور بینالملل آگاهم. او را یکی از دلسوزان منافع ملی کشور در دنیای پرهیاهوی کنونی و در پیچیدگیهای سیاسی میدانم. قصد آن را نیز نداشتم که بر دیدگاههای مختلف که بسترساز رشد افکار و بالندگی انسانها و جامعیت تحلیلها و روانسازی و درستی اقدامات ملی میشود، نقدی بنویسم اما موضوع با اهمیتی چون «انرژی هستهای»، مرا برآن داشت که دقیقتر نظر دهم و با آگاهی بیشتر پیشنهاد خود را ارائه کنم.
در این موضوع که «انرژی هستهای» مهمترین مولفه این روزهای مملکت ما به حساب میآید با شما هم نظرم و در این اصل که سیاستهای سالهای اخیر رهگشا نبوده و باید طرحی نو درانداخت و نگاهی جدید داشت و اقدامی مبتکرانه را در دستور کار قرار داد نیز با شما همعقیدهام. اما برادر گرامی، «ابتکار یکجانبه» خود محتاج زیرساختهایی است که بدون توجه به آن، تبدیل به «امتیازدهی یکجانبه» میشود و این برای مملکت ما در شرایط کنونی سمی خطرناک است.
«ابتکار یکجانبه» در اصل یک عقبنشینی تاکتیکی است با این امید که با تغییر ریل، بده بستانهای رایج (که به بنبست رسیدهاست) تغییر جهت داده و با بهرهگیری از فشار افکار عمومی، سازمانهای مردمنهاد (NGOها)، روزنامهها و خبرگزاریهای بینالمللی و به اصطلاح کمپینهای حقوقی و انسانی، از این عقبنشینی، بستری بسازیم تا پیشروی جدی و جدیدی به همراه بیاید وگرنه من و شما همعقیدهایم که بدون این پشتوانهها با امتیاز دادن کسی برای ما کف نخواهد زد.
بهراستی ابتکارات یکجانبه قذافی و تحویل امکانات و دستگاههای مربوط به طرف مقابل با پول مردم این کشور را از یاد بردهایم؟ آیا حتی یک سازمان مردمنهاد یا افکار عمومی حتی یک کشور از آن حمایت کردهاست؟ که دستاویزی برای گرفتن امتیاز بعدی برای آن رژیم باشد؟ برادر ارجمندم، فراموش نکنیم که حتی در شرایطی که تحریم دارو و غذا داشتهایم نیز حتی یک کمپین ساده داخلی و منطقهای نتوانستهایم بهراه بیندازیم و حمایت مردمی حتی یک کشور را به صورت اثرگذار ساماندهی نکردیم و این در حالی است که میدانیم نفوذ معنوی کشورمان در میان کشورهای مسلمان و دوست بسیار زیاد است.
در نشستی که در یونسکو در سال گذشته حضور یافتم، سخنرانی خانمی را گوش کردم که به شدت از همسر یکی از حاکمان عربی منطقه حمایت میکرد.
بعدا فهمیدم که از یک به اصطلاح NGO مستقر در پاریس است! یعنی زمانی که اکثر کشورهای عربی همسایه ما در آمریکا و مهمترین کشورهای اروپایی، تشکیلات خودساختهای برپا داشتهاند تا سخن حاکمان عربی را از دل NGOها بیان کنند ما از کوچکترین اقدامات ابا داشتهایم. اصلا آیا نخبگان و صاحبنظران کشور ما دارای حداقل ارتباط با نشریات، خبرگزاریها و سخنپراکنیهای دنیا هستند که در مواقع لازم به نفع یک کمپین ایرانی فضاسازی کنند؟
چرا در سازمانهای بینالمللی در ژنو، وین و نیویورک و حتی در سازمانهای منطقهای مثل ESCAP، APCTT و در نهادهای تخصصی مثل WIPO، CSTD، WB و... تقریبا هیچ ایرانی به عنوان کارمند، کارشناس و اثرگذار در روند تصمیمگیری این نهادها را نداریم؟ در حالیکه کشورهایی همچون هند و پاکستان و حتی کشورهای عربی دائما در جنگ وارد کردن نیروهای خودی به این نهادها هستند و در بسیاری موارد نیز موفق شدهاند! به عبارت دیگر با کدام زیرساخت ابتکار یکجانبه تجویز میکنید؟ بدون داشتن زیرساختهای لازم بینالمللی اگر پاسخ کشورهای دیگر به ابتکار یکجانبه این بود که So Late، So Little (بسیار کم بود و بسیار دیر انجام دادید)، آنگاه در برابر مردم و تاریخ چه پاسخی خواهیم داد؟
بعد از توفان چند ساله سیاستهای بینالمللی اشتباه، عدم توجه به ادبیات لازم و شعارهای بیپشتوانه که بسترساز حملات گسترده شبکههای تبلیغی و خبری دنیا علیه ما شده و افکار عمومی بعضی کشورها را علیه ما بسیج کردهاست و بعد از کمتحرکی برای ورود سیستماتیک به نهادهای اثرگذار بینالمللی و غفلت از راهاندازی تشکیلات بینالمللی مردمنهاد، دنیا و ما احتیاج به زمان داریم تا این روند بازسازی شود و خوشبختانه مصاحبهها و ارائه نظرات جناب آقای روحانی و جناب آقای ظریف در راستای بازسازی همین فضای جهانی است.
خلاصه کنم که بدون داشتن ابزار لازم برای اثرگذاری مستقیم روی افکار عمومی دنیا به عنوان یک ابزار کارآ، ابتکار یکجانبه تبدیل به امتیازدهی یکجانبه میشود، وگرنه شاید بیشتر از میزان پیشنهادی شما را تبدیل به میلهسوختی کردیم و اثری ندیدیم! ابتکار یکجانبه در ادبیات سیاسی دنیا، عقبنشینی از یک طرف، برای پیشروی سریع از طرف دیگر است؟ آیا بسترهای لازم برای این پیشروی مهیاست؟