تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۹۲ - ۰۵:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۶۱۸۶۹

سوريه و نهادهاي مدني ايران


احمد خرم

تحولات سوريه و احتمال حمله نظامي امريكا به اين كشور در همه كشورهاي توسعه يافته دو گونه واكنش به وجود آورد. واكنش اول از سوي دولت ها و واكنش دوم از سوي مردم و نهادهاي مدني. واكنش دوم بسيار گسترده و وسيع بود و موج فراواني از اعتراض به حمله نظامي به وجود آورد كه حاكي از منفي بودن نظر افكار عمومي جهان نسبت به اقدامات امريكا تلقي شد. اما در ميان كشورهاي در حال توسعه عموما واكنش دولتي مشاهده شد و كمتر از واكنش مردم يا نهادهاي مدني خبري به دست آمد.

در خاورميانه، سابقه چنين واكنش هاي مردمي عمدتا در تركيه به صورت شركت در تظاهرات و نامه نگاري ها و موضع گيري هاي نهاد هاي ملي و مدني اين كشور مشاهده شد كه نظير بقيه همپيمانان امريكا، نظر مردم تركيه در خلاف جهت نظر دولت تركيه بود. نقش واكنش هاي مردمي از يك سو به زنده بودن و آزاد بودن اين جوامع اشاره دارد و از سوي ديگر تصويري كامل تر از تفكرات آن كشور به جهانيان ارائه مي دهد كه بعضا سياست هاي دولتي را تصحيح و تكميل مي كند.

هنگامي كه پارلمان بريتانيا در قبال نخست وزير مشتاق به جنگ ايستادگي كرد تاثيرات آن به طور كيفي بر جامعه امريكا مشاهده شد. در امريكا با وجود يكپارچه بودن عزم دولت بر حمله نظامي ولي مردم اين كشور از طريق نمايندگان خود در كنگره آنقدر مخالفت خود را اعلام كردند كه دولت امريكا را در بن بست قرار دادند.

نهادهاي ملي و مدني كه نمايندگان مردم به شمار مي روند بايد همواره زنده و پويا باشند تا تعادل و توازن را در سياست هاي يك كشور رقم بزنند و اگر توجه به نظرات مردم امريكا نبود دولت اين كشور تاكنون به سوريه حمله نظامي كرده بود.

در اين ايام در كشور ما واكنشي سازمان يافته از مردم به طور مستقل ديده نشد و شايد نهادهاي ملي و مدني هم در ابراز واكنش دچار ترديد گرديدند. علت آن شايد دو عامل باشد عامل اول اينكه اطمينان ندارند كه مي توانند نظر مستقل داشته باشند و عامل دوم اينكه سوريه و تحولاتش را از مقولات دولتي مي پندارند كه نيازي نيست نهادهاي ملي و مدني به آن بپردازند. متاسفانه اين امر باعث مي شود فقط يك صدا و آن هم صداي حكومتي از ايران به گوش جهانيان برسد كه خسارت هاي فراواني به سياست خارجي و منافع و امنيت ملي كشور وارد مي سازد.

در دوراني كه دولت خود را برخاسته از مردم مي داند و مستظهر به راي اكثريت مردم است، رابطه مردم و نهادهاي ملي و مدني بايد با دولت و حكومت متوازن و متعادل شود و راي و نظر مردم به تدريج جايگاه واقعي خود را در سطح ايران پيدا كند. اما در اين ميان حقوقدان ها و اساتيد دانشگاه هاي ايران اگرچه با ترديد ولي با احتياط تلاش كردند به مسووليت حقوقي و وظيفه انساني خود بپردازند و نامتناسب بودن ادعاهاي رييس جمهور امريكا با موازين حقوقي قانوني و انساني را طي يك نامه سرگشاده 10 روز پيش به آقاي اوباما منعكس سازند.

البته اقدام به حمله نظامي با طرح كنترل بين المللي سلاح هاي شيميايي سوريه در چند روز اخير فروكش كرده كه بعد از ارسال نامه اتفاق افتاد. در اين نامه ابتدا به اعتقاد مستحكم به محكوميت هرگونه به كارگيري سلاح شيميايي توسط هر كس، در هر كجا و در هر مقطعي اشاره شده سپس به مقايسه تصميم امريكا با موازين انساني و حقوقي پرداخته شده كه ادامه آن چنين است:

«دليل حمله نظامي امريكا به سوريه، به كارگيري سلاح هاي شيميايي در اين كشور عنوان شده است. ما نمي دانيم اين سلاح توسط دولت سوريه يا معارضين به كار گرفته شده ولي جنابعالي اصرار داريد توسط دولت سوريه به كار رفته است درحالي كه دولت سوريه چنين امري را تكذيب مي نمايد. بنابراين تا اينجا اتهام وارده به دولت سوريه در هيچ دادگاه يا مرجع بين المللي اثبات نشده و به آن دولت هم اجازه داده نشده كه دلايل خود را در يك دادگاه منصف براي اطلاع جهانيان عرضه نمايد.

طبق حقوق بين الملل و طبق قانون اساسي هاي همه كشورهاي جهان و از جمله امريكا تا زماني كه اتهامي در يك دادگاه منصفه اثبات نشده نمي توان متهم را مجرم عنوان نمود و تنبيهات خودسرانه عليه آن تصويب كرد و فاجعه بار تر اينكه آن تنبيهات را به دلخواه و يك جانبه اجرا نمود. اما اكنون فرض مي كنيم طبق ادعاي دولت جنابعالي اين سلاح شيميايي توسط دولت سوريه به كار گرفته شده باشد در اين صورت نكات متعددي مطرح مي شوند:

1- به گفته جنابعالي حدود 1400 نفر در اين حادثه كشته شده اند، تصور مي فرماييد در صورت حمله نظامي به سوريه صرف نظر از نابودي امكانات مالي و مادي فراوان، چند نفر دچار وحشت و اضطراب ناشي از بمباران ها مي شوند؟ و چند نفر كشته مي شوند؟ يقينا چند ميليون نفر در سوريه و اطراف آن دچار اضطراب و نگراني شديد شده كه عوارض قلبي و رواني جدي خواهد داشت و از چند هزار نفر تا چند ده هزار نفر بي گناه كشته مي شوند.

آيا عقلاني است كه براي تنبيه مسببين قتل 1400 نفر ده ها هزار نفر انسان بي گناه كشته و وحشت و ترس بر ميليون ها نفر مستولي شود؟ آيا حقوق بشر اين ميليون ها انسان آشكارا نقض نمي شود؟ خدا نكند كه جنگ از مرزهاي سوريه فراتر رود كه ابعاد تلفات آن توصيف ناشدني است.

2- طبق منشور ملل متحد دو طريقه براي مداخله نظامي در كشور ديگر پيش بيني شده: اول طبق ماده 51 دفاع مشروع مي باشد كه شامل مداخله در سوريه نمي شود زيرا سوريه به امريكا حمله ننموده است ولي سوريه در صورت حمله به خودش از اين ماده مي تواند استفاده نموده و به هر طريق از خودش دفاع نمايد. دوم طبق ماده 39 منشور كه پس از كسب اجماع در شوراي امنيت مي توان در كشوري كه تهديد كننده يا ناقض صلح جهاني بوده يا به كشور ديگري تجاوز نموده باشد، مداخله نظامي نمود. تاكنون چنين اجماعي در شوراي امنيت صورت نگرفته است.

درباره حقوق بشردوستانه و به كارگيري سلاح شيميايي هم موضوع احاله به شوراي امنيت شده كه حكم قبلي را دارد. چرا تصور مي فرماييد بايستي نظرات خود را يكجانبه و فراقانوني به جامعه جهاني تحميل بفرماييد؟ در هيچ كجا هيچ دولتي به طور يك يكجانبه نمي تواند نقش جامعه جهاني را بازي نمايد چطور است كه جنابعالي به خود حق مي دهيد نقش ژاندارم جهاني را ايفا نماييد درحالي كه در ابتداي پيروزي در انتخابات 2008، به صراحت اين نقش را براي ايالات متحده امريكا تكذيب كرده و منتفي دانستيد؟

اگر قصد جنابعالي حفظ نرم ها و ارزش هاي انساني در جهان باشد چرا خود را محدود به نظر جمعي يعني شوراي امنيت نمي نماييد كه در چارچوب نظم جهاني كه به قول شما بر خاكستر جنگ دوم جهاني پايه ريزي شده عمل فرماييد؟ چرا مي خواهيد اين نظم جهاني را بر اساس «قدرت» و نه «حق» نقض فرماييد؟ چگونه است از يكسو حفظ نظم جهاني بعد از جنگ دوم را وظيفه خود مي دانيد و از سوي ديگر آشكارا آن را با دور زدن شوراي امنيت نقض مي فرماييد؟

3- آيا جنابعالي دليل شكست جامعه ملل بعد از جنگ اول جهاني را از ياد برده ايد كه دول عضو دايم شوراي امنيت آن زمان همچون جنابعالي پاي خود را از دايره شوراي امنيت جامعه ملل بيرون كشيده و دست به جنگ هاي بي منطق عليه ديگر كشورها زدند و حاصل آن تعارض منافع ملي قدرت هاي بزرگ آن زمان گرديد و خيلي زود دوران جامعه ملل به پايان رسيد و جنگ دوم جهاني شروع گرديد؟

آيا جنابعالي كه فكر مي كنيد اكنون در موضع قدرت هستيد تصور نمي فرماييد با اين عمل آخرين ميخ ها را به تابوت سازمان ملل متحد مي كوبيد و شوراي امنيت اين سازمان ديگر مشروعيت خود را از دست خواهد داد و فردا و فرداهاي ديگر نوبت ساير اعضاي دايم خواهد شد كه به دليل مشابه خارج از چارچوب شوراي امنيت، اقدام به جنگ هاي مورد دلخواه بنمايند و جنابعالي قادر نباشيد استدلالي جهان پسند در قبال آنها بياوريد؟

4- جنابعالي كه به حق اصرار داريد در قبال به كارگيري سلاح هاي كشتار جمعي و از جمله شيميايي بايستي واكنش نشان داد (البته نه به صورت حمله نظامي به سبك امريكا) چرا به كارگيري سلاح هسته يي امريكا عليه دو شهر ناكازاكي و هيروشيما در سال 1945 را رسما محكوم نكرده و كشتار حداقل 180هزار نفر ژاپني را به عهده نمي گيريد و پرداخت خسارت به خانواده قربانيان را اعلام نمي داريد؟

علاوه بر به كارگيري سلاح هسته يي، امريكا در جريان جنگ ويتنام مقدار معتنابهي مواد شيميايي عليه ويت كنگ ها به كار برد ولي تاكنون هيچ محكوميتي از سوي جنابعالي و ساير روساي جمهور امريكا صورت نگرفته است. چگونه است كه آن 180 هزار نفر ژاپني و ده ها هزار نفر ويت كنگي از نظر وجدان جهاني و وجدان انساني قابل ترحم نبودند ولي اين 1400 نفر ناگهان جايگاه ويژه يي پيدا كرده اند كه بايد واكنش نظامي نشان داد؟

5- جنابعالي در سخنراني خود نسبت به بروز اين واقعه غلو كرديد و آن را بزرگ ترين حادثه شيميايي قرن خوانديد، چرا به تاريخ دو دهه قبل كشور خود مراجعه نمي كنيد كه چگونه دولت امريكا با اطلاع كامل از به كارگيري سلاح شيميايي توسط صدام حسين عليه مردم غير نظامي ايراني و عراقي (حلبچه) سكوت و حتي با ارائه اطلاعات حمايت كرد و اجازه داد در مجموع بيش از 100 هزار قرباني سلاح شيميايي به بار آيد كه ده ها هزار نفر آنها زن و كودك بودند؟

يقينا جان تك تك انسان ها در همه جاي جهان محترم و برابر است ولي آيا آن 100 هزار نفر انسان، قدر و قيمتي نداشتند و نتوانستند ناراحتي وجدان براي دولت امريكا و همپيمانانش به وجود بياورند و فقط اين 1400 نفر نظر جنابعالي را به خود جلب كرده اند؟ تصور نمي فرماييد اِعمال استاندارد دوگانه توسط امريكا از خط قرمز گذشته باشد؟

6- جنابعالي در ابعاد جهاني طرفداران زيادي را در ميان كشورهاي جهان نتوانستيد براي خود جمع آوري نموده كه رسما از حمله نظامي به سوريه به بهانه به كارگيري سلاح شيميايي حمايت نمايند. اجلاس گروه 20 نشان داد كه اجماع جهاني عليه جنگ مي باشد. به چند كشور خاورميانه كه نه به دلايل انساني بلكه به دلايل منفعت طلبي، فرصت طلبي و برتري طلبي، طبل جنگ را مي نوازند و احيانا بر جنابعالي فشار وارد مي كنند، گوش فرا ندهيد، آنها دوستان واقعي شما نيستند و جنگ طلبي آنها از ابتداي بحران سوريه براي همه روش شده است. در چنين شرايطي كه حتي متحدين شما هم در اروپا قادر به دفاع از اقدام شما عليه سوريه نيستند چرا تصميم به اين حمله داريد؟

7- ملل جهان مخالف اين حمله هستند و نه تنها ملل جهان بلكه ملت بزرگ امريكا هم طبق آمارهاي موثق خودتان 60 درصد (و اكنون بيشتر) مخالف جنگ با سوريه و 80 درصد خواهان مراجعه جنابعالي به كنگره شده اند. چرا در چنين حالت شكننده يي كماكان بر سياست حمله نظامي تاكيد مي ورزيد؟

8- جنابعالي با شعار پايان دادن به جنگ هاي غير قابل توجيه عراق و افغانستان به رياست جمهوري رسيديد كه اميدي نه تنها در دل مردم امريكا بلكه در دل مردم جهان به وجود آورديد. در اين صورت چرا قول و وعده هاي خود را به دست فراموشي سپرده و اقدام به جنگ مشابه در سوريه مي نماييد؟

9- جنابعالي به خاطر همين شعارها و وعده هاي ضد جنگ، برنده جايزه صلح نوبل معرفي شده ايد. آيا يك مبتكر صلح مي تواند روز ديگر مبتكر جنگ باشد؟ در آن صورت به ذهن افكار عمومي جهان متبادر مي شود كه آن شعارهاي ضد جنگ واقعي نبوده اند و صرفا براي رسيدن به قدرت به كار گرفته شده اند و احيانا داوران انتخاب جايزه صلح را به اشتباه انداخته اند.

10- در دعواي دو ابرقدرت، روسيه را متهم مي كنيد كه چشم بر فجايع سوريه بسته و قطعنامه مربوطه را در شوراي امنيت وتو مي كند ولي دولت امريكا همواره چشم بر فجايع اسراييل در فلسطين مي بندد و حداقل 32 بار قطعنامه هاي عليه اسراييل را وتو كرده است يعني باز هم انتظارات جنابعالي با عملكرد دولت امريكا نمي خواند.

11- كشور جنابعالي يك كشور مسيحي است كه مورد احترام ما مسلمانان هم قرار دارد و حضرت مسيح(ع) را از پيامبران بزرگ خود مي دانيم. جنابعالي هم در مراسم نشان داده ايد كه فردي بسيار مذهبي هستيد و براي كتاب مقدس احترام ويژه يي قائل هستيد. ما از جناب پاپ رهبر كاتوليك هاي جهان شنيديم كه دنيا نياز به جنگ ندارد و جنگ بس است و براي منتفي شدن جنگ در سوريه، روز شنبه را روزه بگيريم و دعا كنيم. آيا مخاطب اصلي ايشان كسي جز جنابعالي است؟ آيا به احترام تقاضاي ايشان، قصد نداريد فرمان منتفي شدن اين جنگ را صادر فرماييد؟

اينها بخشي از دلايلي بودند كه توجيهات بشردوستانه جنابعالي براي دست يازيدن به جنگ را در نزد افكار عمومي جهان غيرقابل قبول جلوه داده و در عوض طبق نظر صاحب نظران و كارشناسان غربي و از جمله كشور خودتان، دلايل جنگ نه عوامل انساني و بشردوستانه بلكه عوامل سياسي هستند كه حفظ برتري اسراييل و همپيمانان از طريق تضعيف يا سرنگوني دولت سوريه از آن جمله اند. يقينا به خوبي مي دانيد توسل به زور براي تغيير حكومت ها در حقوق بين الملل و در منشور سازمان ملل متحد كه جنابعالي بايد امين آن باشيد محكوم و مردود است.

در اين صورت چرا اجازه مي دهيد جنگ طلبان، عوامل انساني و نفس انسانيت را سپر بلاي دلايل سياسي خود قرار دهند؟ جنابعالي كه خود را مريد و رهرو دكتر مارتين لوتركينگ به عنوان رهبر بزرگ مبارزات مدني و سمبل پرهيز از خشونت مي دانيد آيا زيبنده است كه اهداف انساني او قرباني اهداف سياسي جنگ طلبان امريكايي قرار گيرد؟ جنابعالي بنا به دلايلي در آخرين لحظات نسبت به حمله نظامي به سوريه دچار ترديد شديد و آن را محول به راي كنگره نموديد. اكنون كه اين فرصت كوتاه به وجود آمده دعوت مي كنيم بر روي موضوع، مطالعه مجددي صورت دهيد و خودتان اعلام انصراف دهيد يا اعضاي كنگره را تشويق به دادن راي منفي نماييد.

اجازه ندهيد نام جنابعالي با سوابق انساني به عنوان مبتكر جنگ در تاريخ جهان به ثبت برسد. اين جنگ جز ترويج تنفر درميان ملل خاورميانه و مردم صلح دوست جهان نتيجه يي نخواهد داد و موجب گسترش تروريسم و افراطي گري در اطراف و اكناف جهان و به ويژه در خاورميانه خواهد شد كه محصول آن را چند سال بعد درو خواهيد كرد. پيشنهاد مي نماييم به جاي روش هاي جنگ طلبانه، راهبرد جديدي اتخاذ فرماييد كه در آن ترس و وحشت و كشتار خيلي عظيم از مردم بي گناه حتي به خونخواهي كشته شدن عده بي گناه ديگري در ميان نباشد.

ما هم به عنوان حقوقدان ها حاضريم پس از روشن شدن قطعي نظر سازمان ملل متحد و شنيدن دلايل دولت سوريه و معارضين درباره به كارگيري سلاح شيميايي و اينكه چه كسي آن را به كار برده، در قالب يك گروه بين المللي نسبت به يافتن هرگونه روش تنبيهي عليه طرف خاطي در چارچوب حقوق بين الملل همكاري فعال نماييم. يقينا نرم ها و ارزش هاي انساني و بشر دوستانه با اين روش بهتر در جهان تبليغ خواهد شد.» در مجموع نامه سعي كرده ضمن حفظ بي طرفي در صحنه سوريه، به طور غيررسمي نقش يك نهاد مدني را ايفا كرده و وظايف خود را نسبت به يكي از بحران هاي جامعه جهاني جامه عمل بپوشاند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات