علیاکبر ناطق نوری 16 سالی میشود که رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری است و در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم عضویت دارد. در سالهای اول انقلاب، نماینده بنیانگذار جمهوری اسلامی در وزارت جهاد سازندگی بود و در اولین کابینه پس از انقلاب ـ سالهای 60 تا 64 ـ سکاندار وزارت کشور شد. ناطق نوری که در 38 سالگی قبای صدارت کشور را بر تن کرده بود، به سرعت 13 استاندار را تغییر و دستور داد تا ساختمان وزارت کشور از خیابان بهشت به خیابان فاطمی منتقل شود. او ساختمان حزب رستاخیز را بهترین مکان برای مدیریت وزارت کشور میدانست. او در دورههای اول، سوم، چهارم و پنجم نماینده و در دورههای چهارم و پنجم رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است. در همین ایام بود ـ سال 1377 ـ که «بینالمجالس کشورهای اسلامی» را تاسیس کرد و تا به امروز هم عهدهدار ریاست اتحادیه تاسیس بینالمجالس شده است و هر دو سال یک بار به همراه رئیس مجلس به این اجلاس میرود و از سخنرانان اصلی این اجلاس به حساب میآید.
این شیخ مازندرانی در سطح سران سه قوه جمهوری اسلامی ایران، اولین کسی بود که به اورپا سفر کرد و با توجه به اختلافات مختلف جمهوی اسلامی با اتحادیه اروپا، ارتباط او به قوت خود باقی ماند و حتی با بعضی از سران آنها مانند استپان مسیج، رئیس وقت مجلس کرواسی (که بعدا رئیسجمهور شد)؛ لوچانو ویولانته (رئیس مجلس نمایندگان ایتالیا)؛ هاینس فیشر، رئیس وقت مجلس اتریش (که بعدا رئیسجمهور شد) ارتباط نزدیکی داشت. بستن قراردادهای مختلف نظامی با اکراین. روسیه (در زمان یلتسین) و حل مناقشه کرواتها با مسلمانان بوسنی از دیگر اقدامات علیاکبر ناطق نوری بود. همچنین او در سال 1996 توسط نشریه فوربس، به عنوان سیامین مرد قدرتمند جهان و سومین مرد قدرتمند ایران بعد از رهبر جمهوری اسلامی و اکبر هاشمی رفسنجانی انتخاب شد.
ناطق نوری که حالا 68 سال دارد، در انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری کاندیدای جناح راست (شامل جامعه روحانیت مبارز و تشکلهای همسو و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) بود که با بیش از 7 میلیون رای در مقابل بیش از 20 میلیون مغلوب محمد خاتمی شد. او با دادن پیام تبریک قبل از اعلام نتیجه نهایی به محمد خاتمی، حسن نیتش را برای همکاری و همراهی با خاتمی به همگان اعلام کرد. گرچه او شکست خورد و دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نکرد، اما تلاش فراوانی در اتحاد جناح راست طی هشت سال ریاست جمهوری خاتمی انجام داد و البته توفیقاتی هم داشت. او با راهاندازی تشکیلاتی به نام «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی» در انتخابات دوم شوراهای شهر توانست اصلاحطلبان را از این نهاد اجتماعی خارج و همکیشان خود را وارد کند. شهرداری محمود احمدینژاد بر شهر تهران نتیجه و خواست ناطق نوری در آن دوره بود و گفته میشود برای گرفتن نظر مثبت وزیر اطلاعات وقت، علی یونسی و همچنین موسوی لاری، محمدرضا باهنر را برای لابی نزد این دو فرستاده بود.
ناطق در انتخابات مجلس هفتم نیز به مدد رد صلاحیت کاندیداهای اصلاحطلب، توانست مجلس اصولگرای یکدستی تشکیل دهد و فتوحات خود در چارچوب شورای هماهنگی نیروی انقلاب اسلامی را به عدد دو رساند. موسم انتخابات ریاست جمهوری نهم که رسید، ناطق نمیدانست بین هاشمی رفسنجانی، لاریجانی یا قالیباف جانب چه کسی را بگیرد، اما هر چه بود روی احمدینژاد حسابی باز نکرد. احمدینژاد ولی قدرشناس ریشسفید جناح راست نبود؛ نقل است هنگامی که ناطق از او میخواهد به نفع قالیباف یا لاریجانی از انتخابات ریاست جمهوری انصراف دهد و در شهرداری بماند، با این پاسخ شهرداری که خود گماشته بود، مواجه شد: «شما چه کارهاید که برای من تعیین تکلیف میکنید.»
چنین بود که ناطق در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84، جانب هاشمی رفسنجانی را گرفت و پس از آن نیز کرکره شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی را پایین کشید و گوشهنشینی و گاهی هم منبرنشینی در کنار فعالیت در دفتر بازرسی رهبر جمهوری اسلامی را ترجیح داد. او در چهار سال نخست ظهور احمدینژاد به جز انتقادهای مقطعی که معمولا در مناسبتهای مذهبی گفته میشد و چندان خبرساز نبود، سکوت اختیار کرده بود تا اینکه احمدینژاد تصمیم گرفت ناطق نوری را خود وارد میدان کند. احمدینژاد در مناظره معروف انتخاباتی با موسوی، تعدادی از چهرههای جمهوری اسلامی از جمله محسن صفاییفراهانی، فرزندان ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی را متهم به فساد مالی کرد: «آقای ناطق چطور زندگی میکند؟ پسرش چطور میلیاردر شد؟»
فرزند ناطق نوری اما در واکنش به ادعاهای احمدینژاد، فردای مناظره دست به قلم برد و طی نامهای به کاندیدای مطرح اصلاحطلبان، ضمن تجلیل از او اتهام محمود احمدینژاد را بیاساس خواند و آرزوی پیروزی برای موسوی کرد.
مبارزه و مقابله با رواج خرافهگرایی از دغدغه این روزهای اوست و آن طور که در مصاحبه اخیرش اعلام کرده، اولین کسی بود که ماجرای هاله و قبه نور احمدینژاد در سازمان ملل را کوبید. ناطق نوری همچنین بارها از دادن نسبتهای نامانوس و ماورایی به رهبر جمهوری اسلامی انتقاد کرده است. او همچنین از نسبتهایی که به آیتالله محمدتقی بهجت فومنی داده میشود، انتقاد میکند. در تازهترین اظهارنظرش هم که در مراسم شب قدر امسال در حرم امام رضا(ع) در مشهد برگزار شد، گفت که «امروزه ائمه در کنار مردم نیستند، ولی ببینید درباره بعضی از علما چقدر غلو میکنند. مثلا یک روحانی یا منبری در یک سخنرانی حرفهایی میزند درباره یک آقایی که از دنیا رفته و نمیشود راست و دروغ آن حرفها را از او پرسید. بعضی چنان کشف و کراماتی برای اینها قائل میشوند که نه با عقل جور درمیآید نه با شرع.» در پی همین سخنان بود که عدهای در سخنرانیاش اخلال ایجاد کردند و سبب قطع زنده این مراسم از تلویزیون شدند.
ماجرای برخورد و مقابله جمعی که به انصار حزبالله منتسب هستند با ناطق نوری، ریشهای قدیمی دارد که به ایام وزارت کشور او برمیگردد، و همانطور که خودش در مصاحبه اخیرش با نشریه نگاه پنجشنبه از این طیف به عنوان جریان افراطی یاد کرده است: «آن روزها در خیابان ولیعصر عدهای بدحجاب و با آرایش بیرون میآمدند. یک عده هم میخواستند با این افراد برخورد کنند در حالی که مسئولیت برخورد با آن اشخاص بر عهدهشان نبود اما به عنوان نیروهای انقلابی و اسلامی و خودسر میآمدند و میریختند توی خیابان ولیعصر و مثلا یک پسری را که موهایش بلند بود، میگرفتند و بغل جوب میخواباندند که با ماشین سرش را بتراشند و گاه پوستش را هم میکندند. یا امثال آن. امام(ره) به من فرمود این هرجومرجها چیست؟ من بدون اینکه از امام(ره) خرج کنم، با آنها برخورد کردم.» ناطق برای برخورد با این گشتها و عناصری که اقدام به رنگ کردن دستها و قیچی کردن موهای زنان میکردند، هرگز نامی از امام(ره) نمیبرد و برای حل این معضل پس از رایزنیهای بسیار از امام(ره) مسئولیت انتصاب، عزل و ترفیع درجه نیروهای نظامی و انتظامی را میگیرد.
مسئولیت جدید شیخ اما بر کام این جریان خوش نیامد تا آنان در یکی از همان روزها که ناطق نوری قصد داشت تا به دفتر جدیدش در خیابان فاطمی برود، با همان خودروهای گشت القارعه، اتومبیل وی را محاصره کرده و به او ناسزا گفتند و از شیخ خواستند تا کاری به کار آنها نداشته باشد. ناطق نوری پس از این اتفاق وارد ساختمان وزارت کشور نشد و در گفتوگو با نخستوزیر اعلام میکند که من تا تکلیف اینها را مشخص نکنم سر کار نمیروم. خبر به گوش امام(ره) میرسد و ایشان هم دستور برخورد میدهند. شیخ علیاکبر ناطق نوری بلافاصله دستور تعطیل شدن گشتهای نامحسوس القارعه را صادر میکند تا عناصر افراطی و ناهیان خودسر، امنیت مردم را مخدوش نسازند و جلوهای نادرست از نظام جدید سیاسی ایران به تصویر نکشند. سایت اعتدال درباره چگونگی تعطیلی گشتهای القارعه این چنین روایت میکند: «با تعطیلی گشت القارعه اما فعالیت عناصر افراطی به گفته ناطق نوری تعطیل نشد. آنها که پیش از این، قرارهای پاتوقیشان را سر کوچه حزبالله بین خیابان نظامآباد و ایستگاه حسینی میگذاشتند، به این کوچه بازگشتند و تصمیم به حضور در جبههها گرفتند. اگرچه تا پیش از رفتن به جبهه، همواره در نماز جمعه تهران حاشیهسازی میکردند، اما با پایان جنگ، جوانان پرشور مذهبی دیگر پاتوق همیشگیشان را هم از دست داده بودند تا اینکه تصمیم به احیای تشکیلات گرفتند.» اما ناطق در کنار این اولتیماتومی که اخیرا از سوی منتقدان و مخالفان افراطی قدیمیاش گرفته همچنان بیهیاهو به فعالیتهایش میپردازد کمااینکه اخیرا در مصاحبهای مفصل با هفتهنامهای مجددا به برخی فعالیتها و اقدامات دولت خرده گرفته است.
در کنار نظارتش بر اوضاع و احوال سیاسی، با انتخاباتی شدن فضای سیاسی کشور به واسطه نزدیک شدن به موعد انتخابات یازدهمین دور ریاست جمهوری، او نیز بیکار ننشسته و همچون گذشته در صدد سامان دادن جناح راست برای شرکت در این کارزار است. ناطق که همیشه دغدغه انتخابات پرشور را داشته، این روزها هم بیکار ننشسته و شنیده شده در ملاقاتی با هاشمی رفسنجانی از او خواستار ورود به بحث انتخابات و مدیریت این عرصه شده است. خبرگزاری آریا به مدیریت امیر محبیان هم پیشتر در خبری نوشته بود که ناطق با خاتمی مذاکراتی در اردکان یزد داشته است. سال گذشته ناطق نوری در ماه محرم با شرکت در مراسم روضه منزل صادق خرازی با خاتمی رو به رو شد و خرازی بعد از پایان مراسم آنها را به اتاقی هدایت کرد تا دور از چشم دیگران با هم گپ و گفتی داشته باشند.
این شیخ مازندرانی از جمله چهرههای انقلاب است که همچنان مورد احترام و اقبال قریب به اتفاق جریانها و گروههای سیاسی نظام است، لذا مواضع و فعالیتهای او نقش بسیاری در مدیریت اوضاع سیاسی کشور خواهد داشت. پس این روزها که در آستانه انتخابات آتی ریاست جمهوری هستیم، باید شاهد تحرکات سیاسی بیشتر از سوی او باشیم.