* مکالمه 15دقیقهای روحانی با اوباما بازهم بهانهای شد تا برخی مقابل آقای روحانی هنگام بازگشتش در مسیر فرودگاه مهرآباد بایستند و به ایشان اعتراض کنند. این کار را به لحاظ تاریخ سیاسی ایران چگونه تحلیل میکنید؟
** آنچه شما گفتید گرچه هنوز ابعادش مشخص نیست اما قطعا در کشور ما این امکان وجود دارد که اظهار نظرها در چارچوب منطقی عنوان شود و همه سلایق و دیدگاهها میتوانند با مردم از طریق رسانه ها صحبت کنند. این اقدام که توسط عدهای هنگام ورود آقای روحانی به کشورانجام شد به نظر من یک اقدام مشکوک بود. آقای روحانی رویکردی داشتند و توانستند درانتخابات اخیر اکثریت جامعه را متوجه خودشان کنند. ایشان باید فرصت داشته باشند تا این رویکرد خودشان را در میدان عمل به منصه ظهور برسانند.
آقای روحانی در وعدههای انتخاباتی خودشان نکتههایی را مورد تاکید قرار داده بودند بدون اینکه از مواضع ملی خودشان عقبنشینی کنند. ایشان به شیوههای دقیقتر و دیپلماتیکتر قادر خواهند بود منافع ملی کشور را پاس بدارند. حالا اگر ما شیوههای خودمان را ظریفتر کنیم آیا تغییری در دشمنیهای آمریکا با ایران ایجاد میشود؟ این ها همه محل تامل است. اما آنچه مسلم است باید این فرصت در اختیار آقای روحانی قرار داده شود تا روشن بشود تغییری در شیوه برخورد سرمداران سلطهطلب جهانی با ایران روی میدهد یا خیر؟ این امر را باید ملت ایران در عمل تجربه کنند. چه اینکه ما این امر را در گذشته تجربه کردهایم. ما در گذشته تاریخی خودمان نرمش هایی را که دکتر مصدق در برابرآمریکاییها و غرب سرمایهداری انجام داد را شاهد بودیم.
میتوانم این را اینگونه عنوان کنم که نرم ترین و معتدل ترین شیوه ها را دکتر مصدق به کار گرفت برای آنکه بتواند از منافع ملت ایران در جریان صنعت ملی شدن نفت دفاع کند و درواقع تسلط مردم ایران را بر این منبع خدادادی حفظ کند اما نتوانست در مشی آمریکاییها تغییری ایجاد کند حتی با وجود همه نرمخویی و مطالبات بحق با سرکوب و کودتا مواجه شد. در این دوره هم ما همین گونه پیام را دریافت خواهیم کرد و تجربیات گذشته را عمیقتر خواهد ساخت اما باید به دولت روحانی این اجازه را بدهیم. لذا اگر افرادی که این کار را کردند افراد مشکوکی نباشند باید گفت در گذشته هم به لحاظ تاریخی کارهایی به این صورت انجام شده است.
* خب به نظر شما این کار توسط چه کسانی و به چه منظوری انجام شده است؟
** این کار را کسانی انجام دادهاند که مشکوک هستند یا افراد جاهلی هستند که توسط بدخواهان ملت تحریک میشوند یا اصلا عوامل وابسته به بیگانه هستند که برای بر هم زدن یک نظم منطقی و وفاق ملی در کشور چنین کاری را انجام میدهند. ما باید حرفمان و بحث هایمان را از مجاری منطقی دنبال کنیم و اگر انتقادی هم به عملکرد آقای روحانی داریم این انتقادات را باید از طریق رسانه ها با مردم در میان بگذاریم. نه این که برخی با اقدامات خلاف قانون خود برای کشور مشکل ایجاد کنند. اگر منظور شما توهین به رئیسجمهور در حین بازگشت به کشور باشد مطمئنا خاستگاه این عناصر نمیتواند از دلسوزان کشور و نظام باشد.
* در آمریکا هم گروههای تندرویی که اتفاقا طرفدار جنگ هستند، با ارتباط بین ایران و آمریکا موافق نیستند و آن را خلاف منافع تعریف شده خود و کشورشان میپندارند. ظاهرا هم تندروها در ایران با آنها همداستان شدهاند، به عنوان یک استاد تاریخ نظر شما چیست؟
** البته این معادله اینگونه نیست؛ بحث هایی که در آمریکا و توسط جنگطلبان آمریکایی مطرح میشود، یک آبشخور دارد و آنچه شما میگویید صورت گرفته است، میتواند بسیار مشکوک باشد یعنی ربطی به ایران نداشته باشد. هم میتواند به یکسری افرادی برگردد که در کشور خیلی اطلاعات سیاسی ندارند و توسط کسانی تحریک و هدایت میشوند که وصل به جاهای دیگری باشند. بنابراین مقایسه این دو خیلی نمیتواند منطقی باشد. صهیونیستها عمدتا به دنبال این هستند که جنگ افروزی را در منطقه گسترش دهند بنابراین هرگونه تغییر سیاسی را در روابط ایران و آمریکا نمی پسندند. متاسفانه آقای اوباما درنطقش گفت که همپیمان ما صهیونیستها هستند.
این نشان میدهد که قرار نیست هیچ تغییری در سیاست آمریکا به لحاظ محتوا ایجاد شود اما صهیونیستها و تندروها نمیخواهند در شکل هم این تغییر صورت پذیرد. همین که ملت ایران این فرصت را به دست بیاورند که در تغییر شکل مناسباتشان با غرب شکل جدیدی پیدا کنند با آن مخالفت کرده و علیه آن عمل میکنند اما این که در داخل عدهای اجیر شده یا جاهل این کار را انجام دهند. اگر اینها اجیر شده باشند از دستهایی دستور میگیرند که به طور کامل با منافع ملی ایران مخالفند اما اگر جاهل باشند و کسی دیگر آنها را تحریک کرده باشد یا جریانی آنها را هدایت کرده باشد قابل بررسی است. هنوز که ابعاد این قضیه برای من روشن نشده است.
* آیا به نظر شما ارتباطی بین حادثه 22 بهمن قم و حادثه فرودگاه مهرآباد وجود دارد؟
** در ایران امروز همه سلایق قدرت ابراز وجود دارد. الان چون اطلاعاتی ندارم و ابعاد قضیه برای من روشن نیست نمی توانم به صورت دقیق آن را عنوان کنم و شما هم باید تا ابعاد این قضیه روشن نشده در موردش بحث نکنید. باید با تحقیق درست ابعاد پنهان این قضیه روشن شود. آن وقت میتوان در موردش خیلی روشنتر قضاوت کرد. آن چه مسلم است نمیتوان بدون سند و مدرک در مورد ارتباط این دو قضیه صحبت کرد. باید افکار و خواستههایی که مخالف این اقدام روحانی بوده است بتواند تجلی بیرونی داشته باشد ولی باید روال قانونی پی گرفته شود. فکر میکنم در شرایط فعلی افکار عمومی میخواهد یک فرصت برای روحانی ایجاد شود که تا یک بار دیگر برای ملت ایران ثابت شود که دولت آمریکا دست از دشمنی با ایران بر میدارد یا خیر؟ تحلیل من این است که میگویم فقط ظاهر قضیه فرق کرده است وگرنه اوبا ما نباید میگفت که همپیمان اصلی ما اسرائیل است.
اسرائیل یک رژیم فاشیست و جنایتکار در منطقه است. باور من این است که تغییری در روند آمریکا ایجاد نشده است تا برای افکار عمومی خود ما و دنیا محک بزند که مشی آمریکا بعد از جریان مصدق و کودتای 28 مرداد دنیا هیچ تغییری نکرده است. البته در سخنرانی روحانی نکتهای که اشاره شد، نکته خوبی بود؛ «بیایید به جای اتحاد علیه جنگ طلبی، اتحاد علیه صلح طلبی را دنبال کنیم.» این مثال نکته خوبی بود. چون آمریکاییها به خاطر همپیمان بودنشان با جنگطلبان صهیونیست در صف مقابل قرار میگیرند. آمریکایی ها باید تشخیص دهند که شعبان جعفری را بر دکتر مصدقها ترجیح میدهند یا خیر؟ چارهای نیست، جز اینکه کاملا برای ملت ما و جوانان روشن شود که مشی آمریکاییها قابل تغییر نیست.