تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۲ - ۰۲:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۶۱۹۷۶
در گفت‌وگوي محمدحسين مقيمي با «مردم‌سالاري» بررسي شد:

راهکارهاي تحقق سند چشم‌انداز 20 ساله

حميدرضا شکوهي - اشاره: مهندس محمد حسين مقيمي، معاون اسبق عمراني وزارت کشور، رئيس اسبق سازمان شهرداري‌ها و دهياري‌هاي کشور و رئيس کميسيون عمران مجلس هشتم از مديراني است که در سايت ويکي پديا به عنوان سياست‌مدار فن‌سالار ايراني معرفي مي‌شود؛ مديري که از فرصتهاي موجود براي بهبود وضعيت اقتصادي در حيطه تحت مسئوليت خود بهره مي‌گيرد. مقيمي مدرک کارشناسي ارشد خود در رشته مهندسي مکانيک را از دانشگاه شيراز دريافت کرده و داراي مدرک کارشناسي ارشد مديريت سيستم و بهره‌وري نيز مي‌باشد. مقيمي در سال 1368 قائم مقام معاون اجرايي رئيس‌جمهور هاشمي رفسنجاني بوده و سابقه استانداري در استان‌هاي خوزستان و کرمانشاه را نيز در کارنامه خود دارد. او در سال 82 هم مدتي سرپرستي شهرداري تهران را بر عهده داشت. با اين وجود در حوزه بازسازي هم يد طولايي دارد بطوري که او مسئول ستاد بازسازي و نوسازي مناطق جنگي و رئيس ستاد حوادث غيرمترقبه کشور نيز بوده است. با مهندس مقيمي در شرايطي هم صحبت شديم که دولت يازدهم مستقر شده و او نيز به عنوان يکي از همفکران دولت اعتدال، در گفت‌و‌گو با «مردم‌سالاري»، راهکارهاي موفقيت دولت را در شرايط سخت کنوني برمي‌شمارد.

* آقاي دکتر روحاني با پيام اعتدال وارد عرصه انتخابات شد و اعتماد مردم را به خود جلب کرد. به نظ���� شما پيام اعتدال که توسط آقاي روحاني مطرح شده بود چيست؟

** به بحث اعتدال بايد در همه ابعاد آن نگاه کنيم و آن را در همه ابعاد مورد توجه قرار بدهيم. در بعد اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي، همه جا ما مشي اعتدالگرايانه را بايد سر لوحه کارمان قرار دهيم تا بتوانيم به آن اهدافي که اين دولت براي خود ترسيم کرده دست پيدا کنيم. هر دولتي با يک خط مشي و با يک سري شعارها و اهدافي خود را عرضه مي‌کند و مردم هم براساس برنامه‌هايي که کانديداهاي رياست‌جمهوري اعلام مي‌کنند بهترين فرد را انتخاب مي‌کنند.

در اين انتخابات هم که شاهد تعدد داوطلبين بوديم که امر خوبي بود و همه هم توانستند حرف‌‌هايشان را بزنند، شعارهايشان را مطرح کنند، انتخاب را براي مردم معنادار بکنند و شرايط را براي انتخاب يک شرايط بهتر فراهم سازند. ما در انتخابات اخير شاهد مجموعه‌اي تبليغاتي چه از طريق سفرها و گفت‌وگوهاي رو در رو و چه از طريق صداوسيما و مطبوعات و مناظره‌ها و طرفداران داوطلبين بوديم. هر داوطلب برنامه‌هاي خود را براي مردم مطرح کرد و مردم از بين اين برنامه‌ها، برنامه دکتر روحاني را انتخاب کردند و راي به اين برنامه‌ها دادند.

حالا شرط انصاف هم حکم مي‌کند که براي آنکه همه اين شعارها تحقق پيدا کند و دولت هم بتواند به آن اهدافي که مطرح کرد و مردم هم به آن راي دادند برسد، همه کمک کنند تا اين گفتمان و آن شعارها و اهدافي که مطرح کردند انشاءالله جامه عمل به آن پوشانده شود و آثار خير و برکت آن براي کشور باشد. خب، مردم در راي خودشان نظر خود را گفتند که ما راي مي‌دهيم به آقاي روحاني که با شعار اعتدالگرايي که مطرح کرده کشور را در مسير توسعه و پيشرفت قرار بدهد. طبيعي است که هم دستگاه‌هايي که مربوط به کل نظام هستند، قواي سه گانه و نهادهاي مختلف کمک مي‌کنند تا دولت بتواند به اهدافش دست پيدا کند.

خوشبختانه بعد از استقرار دولت آقاي روحاني مردم نشان دادند که مي‌خواهند کمک کنند که شعارهاي رئيس‌جمهور محقق شود. ما اين پشتيباني را به صورت واقعي در همه نقاط کشور در روستاها، شهرها، مراکز استانها و ساير نقاط کاملا مي‌بينيم. خب، اين حرکت، حرکت بسيار خوبي است و حرکتي است که حتما دولت را به نتيجه مي‌رساند.

همين جا، جا دارد که ما از مقام معظم رهبري قدرداني کنيم که هم در موضع‌گيري‌هايشان در زمان انتخابات، هم در بسيج مردم و هم در نامگذاري سال که سال حماسه سياسي و حماسه اقتصادي نامگذاري شده نقش مهمي ايفا کردند. مردم حماسه سياسي را رقم زدند و دولت هم انشاءالله با کمک همين مردم و پشتيباني‌ همه، حماسه اقتصادي را رقم بزند و مردم را نسبت به آينده خوشبين‌‌تر کند.

* يکي از مهمترين مشکلات مردم، مشکلات اقتصادي و معيشتي است که آن را حاصل عملکرد دولت اصولگرا مي‌دانند. وضعيت کنوني اقتصاد کشور را چگونه ارزيابي مي‌کنيد و براي بهبود اين وضعيت چه بايد کرد؟

** در جامعه ‌ما واقعيت‌هايي است که بايد بپذيريم. اقتصاد ما طي اين سال‌ها نتوانسته به اهداف سند چشم‌انداز نزديک شود و حتي از آن فاصله گرفته است. ما بايد به رشد 8 درصدي مي‌رسيديم؛ درحاليکه در سال گذشته برخي از گزارشها حکايت از اين دارد که ما رشد منفي داشتيم. اين بدين معناست که ما اولا بايد تلاش کنيم تا به صفر برسيم و 8 درصد عقب ماندگي پارسال را جبران کنيم و 8 درصد هم رشد اقتصادي واقعي پيش بيني شده را رقم بزنيم يعني يک فعاليت بسيار وسيع که تازه فقط سال قبل را جبران بکند.

سال‌هاي قبل از سال 91 هم باز ما به رشد اقتصادي 8 درصد نرسيده بوديم و رشد خيلي کمي داشتيم. بيکاري و تورم هم که قرار بوده تک‌رقمي شوند، نشد. حالا شما مي‌بينيد که مردم دارند تحمل مي‌کنند به خاطر آن که مي‌خواهند کمک کنند تا اين مشکلات حل شود. در بعضي از زمينه‌هاي اقتصادي مشکلات جدي داريم که يک مقدار به خاطر تحريم‌ها است و يک مقدار هم به خاطر سوءمديريت است که نتوانستيم آنگونه که شايسته مردم بوده در سال‌هاي گذشته قدم برداريم و حرکت کنيم و امروز به جاي آنکه بخواهيم به گذشته برگرديم و قدم برداريم، فقط بايد تلاش کنيم که آينده را درست ببينيم و براي آينده درست فکر کنيم و درست برنامه‌ريزي کنيم و از همه مهمتر ببينيم که چرا در سال 91 ما نتوانستيم به آن رشد اقتصادي پيش‌بيني شده برسيم؟

اين درحالي است که ما جنگ را پشت سر گذاشتيم، شرايط اقتصادي سخت جنگ را پشت سر گذاشتيم، دوران بازسازي را که ميلياردها ميليارد سرمايه‌هاي تخريب‌شده را بازسازي کرديم پشت سرگذاشتيم؛ درست است که تورم‌ بالايي را در برخي مقاطع تجربه کرديم اما حضور و شادابي مردم را مي‌ديديم و همه جا فعاليت، کار، کوشش و تلاش بود. امروز هم ما نياز داريم به مسائلي که مردم با آن درگير هستند بيشتر توجه کنيم. بايد ابتدا علت‌هاي مشکلات را پيدا کنيم و بعد برنامه‌ريزي کنيم.

* به اعتقاد شما، مهمترين علل بروز اين مشکلات چيست؟

** به عقيده من يکي از مشکلاتي که ما در گذشته داشتيم اين بود که نيروهاي کارآمد را کنار گذاشتيم و به اسم اينکه مي‌خواهيم از نيروهاي جوان استفاده بکنيم تجربه نيروهاي کارآمد را ناديده گرفتيم. امروز هم ما بايد توجه کنيم که هم بايستي از نيروي باتجربه و توانمند استفاده شود و هم از نيروهاي جوان کم‌تجربه‌تر يا حتي بي‌تجربه به گونه‌اي بهره گرفته شود که در طول فعاليت اين دولت، علاوه بر اينکه از تخصص و تجربه مدبرانه و کارشناسانه افراد استفاده مي‌کنيم مديران و کارشناسان آينده را هم کنار دستمان تربيت ‌کنيم و در واقع انتقال تجربه صورت گيرد؛

در حاليکه ما طي سال‌هاي گذشته از تجربه بزرگترها استفاده نکرديم و آن‌ها را از مجموعه‌ها کنار گذاشتيم و ضرر کرديم. بدين ترتيب امروز که مي‌خواهيم از اين تجربه استفاده کنيم بايستي حواسمان باشد که از نيروي جوان هم غافل نشويم چراکه ترکيب نيروي جوان و نيروي باتجربه اين نقايص را جبران مي‌کند تا براي آينده کشور انشاءالله مفيد باشد. پس يکي از مشکلاتي که ما در گذشته داشته‌ايم اين بود که از نيروي متخصص درست استفاده نکرديم. مشکل دوم اين بود که به جاي اينکه براي طرح‌هاي نيمه‌تمام برنامه‌ريزي کنيم و آن را به اتمام برسانيم يک سري طرح‌هاي جديد مطرح شد و سرمايه‌هاي خود را به آن سمت سوق داديم.

درحاليکه ما بايد تمرکز خود را روي طرح‌هاي اولويت دار بگذاريم که بايد در اسرع وقت اجرا شوند و براي اقتصاد و عمران کشور، لازم هستند. همه ما هم بايد تلاش کنيم که اين طرح‌هاي عمراني به نتيجه برسد تا از مواهب آن برخوردار باشيم.

اشتباه ديگري که در سال‌هاي قبل مرتکب شدند اين بود که هر وقت دچار کسري ‌بودجه مي‌شدند فوري به سراغ بودجه‌هاي عمراني مي‌رفتند؛ بودجه‌‌هاي عمراني که مي‌دانيد در همه‌ نقاط کشور اشتغالزا است. در حقيقت يکي از پايه‌هاي مهم براي اشتغال، بودجه‌هاي عمراني است که چون در کل کشور هم توزيع مي‌شود همه شهرها و روستاها و مناطق عشايري هم از مواهب آن برخوردار مي‌شوند. حالا وقتي بودجه عمراني را صرف جبران کسري بودجه مي‌کنند ضررش به همه جاي کشور مي‌رسد.

طرحي مانند هدفمندي يارانه‌ها پياده شد که کار بسيار بزرگي بود اما به صورت جامع، اجرايي نشد. البته مشابه اين کار بزرگ در سال‌هاي قبل هم انجام شده بود. آن موقع تلاش مي‌کرديم که کار با برنامه و گام‌به‌گام انجام شود چراکه در مورد کارهاي اقتصادي نمي‌شود يک دفعه دل به دريا زد. بايد حواسمان را جمع کنيم تا اين تصميمي که گرفته‌ايم از مسير خودش منحرف نشود؛ چون اگر منحرف شود خيلي بايد تلاش کرد تا آن را به مسير صحيح بازگرداند و خيلي هم هزينه بايد پرداخت. در مورد هدفمند کردن يارانه‌ها هم به همين ترتيب است.

بايد درآمد حاصل از افزايش قيمت‌ها را بيشتر در خدمت توليد قرار مي‌داديم، درحاليکه به جاي آن سهام عدالت واگذار کرديم. مي‌توانستيم همين سهام را بفروشيم و با درآمد آن سرمايه‌گذاري جديد انجام دهيم که با اين کار، هم به رشد اقتصادي مي‌رسيديم و هم به کساني که اين سهام را به آنها واگذار مي‌کرديم مي‌‌رسيد و هم اقتصاد کشور از آن بهره‌مند مي‌شد و به تبع آن مردم هم سود مي‌بردند. هدفمندي يارانه‌ها به صورت کامل انجام نشد و الان ما مشکلات آن را مي‌بينيم.

در ارتباط با نفت و درآمد‌هاي نفتي خيلي شعار داده شد که مثلا اقتصاد را از نفت بي‌نياز بکنيم ولي تحقق اين هدف نياز به برنامه دارد. ما بايد از دولت اول آقاي خاتمي تشکر کنيم که از همان زمان شروع کردند مقداري از درآمدهاي نفتي - ولو خيلي کم - را به صندوق ذخيره ارزي بردند تا صرف سرمايه‌گذاري شود.

* آن موقع قيمت‌ نفت هم خيلي پايين‌تر بود...

** بله؛ با رهنمود مقام معظم رهبري که فرمودند بايد درآمدهاي نفتي را به سمت فعاليت‌هاي سرمايه‌گذاري ببريم، در قانون برنامه چهارم مصوب شد که 20 درصد از درآمدهاي نفتي به صندوق توسعه ملي واريز شده و صرف سرمايه‌گذاري شود. اين تصميم بسيار خوبي بود که گرفته شد که ما همان جا که نفت را مي‌فروشيم 20 درصد درآمد آن را به صندوق درآمد ملي تخصيص بدهيم که آنجا هم باز پول فقط به صورت وام و تسهيلات در اختيار سرمايه‌داران بخش خصوصي قرار بگيرد تا بخش دولتي و نهادهاي عمومي نتوانند از آن استفاده کنند.

اين يک تصميم بسيار خوب بود که بيست درصد از درآمد ارزي حاصل از فروش نفت به صندوق توسعه ملي واريز مي‌شود و با گشايش‌هايي که براي سرمايه‌گذاري فراهم مي‌شود، اين ارز به طور راحت در اختيارشان قرار بگيرد تا سرمايه‌گذاري‌هايي که انجام نشده انجام بگيرد. اگر اين سرمايه‌گذاري‌ها به طور کامل انجام شود، توليد فعال مي‌شود،اشتغال ايجاد مي‌شود، درآمدها بالا مي‌رود روحيه مردم تغيير مي‌کند و مردم به سمت فعاليت‌هاي‌ اقتصادي سوق پيدا مي‌کنند. اين هم يکي از کارهايي است که دولت بايستي با دقت روي آن برنامه‌ريزي کند.

خوشبختانه تيم اقتصادي دولت جديد به اين مسائل توجه کافي دارند و ما اميدواريم دولت فعلي با انضباط مالي که خود را به آن متعهد نشان داده از سرمايه‌ها محافظت بکند، به بيت‌المال همان طور که اميرالمومنين نگاه مي‌کرد نگاه کند و از بيت‌المال و سرمايه‌هاي ملي محافظت بکند تا به مسير توليد و فعاليت‌هاي اقتصادي سوق يابند و در شکوفايي اقتصاد کشور به کار گرفته شوند.

اين معناي واقعي اعتدال است. بنابراين وقتي مي‌گوييم اعتدال فقط يک کلمه سياسي نيست که فقط بگوييم بين دو کلمه افراط و تفريط، ما کلمه اعتدال را مي‌بينيم. آن معني ظاهري آن است ولي در اصل، اعتدال يعني هر چيزي سر جاي خود قرار گيرد.

نظام ما که يک نظام اسلامي و مردمي است و ما با حفظ ارزش‌هاي اسلامي به سمت حاکميت مردم، حضور مردم در صحنه و توجه به تصميم‌گيري‌هاي مردم برويم و شرايطي را فراهم ‌کنيم که مردم بتوانند راحت حرفهايشان را بزنند. با اين شرايطي که الان به وجود آمده، براي اينکه همه چيز در جاي خودش قرار بگيرد دولت و مردم بايد کمک کنند. فقط نمي‌توانيم بگوييم دولت بايد تلاش کند تا اعتدالگرايي جامه عمل بپوشد.

وسائل ارتباط جمعي، روزنامه‌ها، مجلات و صداوسيما، به عنوان رابط مردم و مسئولان، با طرح موضوعات و مسائل موجود در جامعه و گرفتن نظرات کارشناسان و تجزيه و تحليل آن و دادن نتيجه به دولت براي اين که در روند کارها از آن استفاده کند مي‌توانند موثر باشند و همه اينها کمک مي‌کند که اعتدالگرايي در جامعه شکل بگيرد و به نتيجه مطلوب برسيم.

* جنابعالي به نقش مردم در حوزه‌هاي مختلف در کشور اشاره کرديد. مجلس، شوراها و... منتها شوراهايي که اوايل انقلاب مرحوم طالقاني مطرح مي‌کردند با آن چه هم اکنون به عنوان شوراها در جامعه مي‌بينيم يک مقدار متفاوت است. يعني در آن زمان بحث اين بود که شوراهاي محلي تشکيل شوند و شوراهاي شهر و روستا کم‌کم گسترش يابند و به پارلمان‌هاي محلي تبديل شوند.

در چنين شرايطي که جنابعالي بر نقش مردم در تبيين مفهوم اعتدال و کمک کردن به دولت تاکيد مي‌کنيد از چه رويکردي مي‌توان براي توسعه نقش مردم در عرصه‌هاي تصميم‌گيري استفاده کرد؟

** به عقيده من، مردم با آمدن پاي صندوق راي براي انتخابات رياست جمهوري و انتخابات شوراها بخش مهمي از کار خود را انجام دادند. از آن طرف هم بالاخره آن کساني که راي داده اند دائم نظارت و پيگيري مي‌کنند. نقش شوراها هم مهم است اما از اين شوراها بيشتر از اين هم نبايد انتظار داشت. يک مقدار دولت و مجلس بايد در بحث شوراها ورود پيدا کنند و در واقع دولت خودش را پشتيبان شوراها بداند و از شوراها حمايت کند.

از آنجا که شوراها توسط مردم انتخاب مي‌شوند و در روستاها و شهرها و بخش‌ها و شهرستانها و همه جا حضور دارند مي‌توانند به شوراهاي استان‌ها کمک کنند که اين موضوع در قانون هم مورد تاکيد قرار گرفته که شوراي عالي استانها مي‌تواند طرح به مجلس بدهد و اين يک سرمايه بسيار عظيم است که مي‌توان به خوبي از آن استفاده کرد. از کوچکترين واحد کشوري تا کلان شهرها همه جا ما اين شوراها را داريم و همه جا نمايندگان مردم حضور دارند. اگر از اين سرمايه کشوري همه جا به نحو مطلوب استفاده شود شما ببينيد که چقدر مي‌تواند به دولت و نظام کمک کند. به عقيده من، دولت بايستي بپذيرد که شوراها در کشور حضور دارند و خيلي از مسائل خود را از طريق شوراها پيگيري کند چراکه شوراها به برنامه‌هاي دولت مي‌توانند خيلي کمک کنند.

اين مسايل نياز به کار کارشناسي دارد. قبلا در ماده 136 يا 137 قانون برنامه سوم و چهارم توسعه آمده بود که حتي دولت يک سري از کارهايش را به شوراها و شهرداري‌ها واگذار کند. اين امر لازمه‌اش اين است که دولت شوراها را قبول کند و آنها را باور کند. متاسفانه گاهي تا يک ناسازگاري‌ از شوراها ديده مي‌شود يا مثلا يک شورا در جايي کاري انجام مي‌دهد که با قانون مغايرت دارد، کل فعاليت مثبت شوراها، ناديده پنداشته مي‌شود. البته ما بايد کاري کنيم که آن اتفاقات بد هم نيفتد و خود شوراها هم خيلي دقت مي‌کنند.

ولي از اين طرف هم دولت بايد بپذيرد که چنين نيروي بسيار ارزشمندي به اسم شوراها در همه جاي کشور وجود دارد که مي‌تواند به دولت کمک کند. به خصوص در شرايط کنوني که ما مشکلات اقتصادي داريم و قرار است با اقتصاد مقاومتي پيش برويم و مسائل را حل کنيم اين شوراها مي‌توانند در همه جا کمک و يار دولت باشند. حتي دهياريها در روستاها مي‌توانند به دولت کمک کنند و بسيج مردم براي فعاليت اقتصادي، يک شيوه مطلوب است.

بايد هنر استفاده از نيروهاي مردمي را داشته باشيم. شما ببينيد که در جهاد سازندگي که به فرمان امام(ره) شکل گرفته بود، چگونه مردم را بسيج مي‌کرديم؟ اين همه کار در روستا انجام مي‌شد و اين همه نيرو تربيت شد چون در جنگ جهاد سازندگي يکي از نيروهاي مقتدر نظام در کنار ارتش و سپاه بود و به کار مهندسي هم بيشتر مي‌پرداخت. خب، اينها چطوري به وجود آمدند؟ چه شد که مثلا در دوران جنگ، جهاد آنقدر درخشيد؟ دليل عمده‌، اين بود که اينها توانستند با مردم روستاها ارتباط پيدا کنند و کارها را مردمي انجام دهند.

الان هم ما اين همه شوراها را داريم. دولت مي‌تواند خيلي راحت از اين نيروها استفاده کند اما لازمه آن اين است که ساز و کار تعامل با آنها و اعتماد به آن را پيدا کنيم که اين هم نياز به بررسي و تامل دارد. ما دويست هزار نفر مدير در سطح روستاها و شهرستان‌ها در قالب شوراها داريم که مي‌توانند پشتيبان بسيار بزرگي براي دولت به خصوص در تجهيز منابع و در فعال کردن مردم و سازمان‌دهي آنها و تشويق آنها به کارهاي اقتصادي باشند تا اين نيروي عظيم بتواند در شهر و روستا مردم را دائم تشويق کند که در سرمايه‌گذاري اقتصادي فعاليت بکنند.

* حالا جنابعالي تصور مي‌کنيد دولت فعلي اين رويکرد را دارد که از اين فرصت استفاده کند و به زعم شما اين ساز و کار را پيدا کند؟

** ما اميدواريم اين رويکرد را داشته باشد و به خصوص از استانداراني که انتخاب مي‌شوند اين توقع وجود دارد که زمينه اين کار را فراهم سازند. چراکه استانداران نقش بسيار مهمي در اين امر دارند. به عقيده من يکي از پارامترهايي که دولت بايد به آن بسيار توجه کند همين موضوع تعامل با مردم و نمايندگان مردم است که در قالب شوراها تبلور مي‌يابد.

هرچقدر استانداران ما بتوانند در بسيج مردم از طريق شوراها فعاليت بکنند و موفق شوند، اين موفقيت براي نظام است. يعني ما از طريق نمايندگان شوراها، مردم را براي فعاليت‌هاي اقتصادي بسيج مي‌کنيم و دولت پشتيباني کند تا مردم فعال شوند و سرمايه‌هاي خرد جمع ‌شود و روي هم يک کار مطلوب اقتصادي در منطقه شکل بگيرد.

* جنابعالي در مقطعي رئيس کميسيون عمران مجلس و معاون عمراني وزير کشور هم بوديد و نسبت به اين حوزه‌ها احاطه داريد. در بحث‌هاي عمراني و اقتصادي استفاده از توان بخش‌ خصوصي موضوع مهمي ‌است؛ حالا اين مي‌تواند به شکل بهره‌گيري از سرمايه‌هاي خرد مردم باشد يا مي‌تواند در قالب سرمايه‌‌هاي کلاني باشد که بخش خصوصي تمايل دارد در اين اوضاع‌ کمک کند؛ فکر مي‌کنيد چه طور مي‌شود اين توانمندي‌ها را در حوزه اقتصادي کشور و در حوزه‌هاي مختلف صنعتي و عمراني جذب کرد؟

** ببينيد، اوايل انقلاب دانشگاه‌هايمان محدود بود و به تبع آن، فارغ‌التحصيلان هم کم بودند ولي مي‌بينيم که در همان زمان شرکت‌هاي بزرگ عمراني و شرکت‌هاي بزرگ ساختماني و صنعتي توسط بخش خصوصي ايجاد شده بود که فعال بودند. امروز که دانشگاه‌هاي ما چندين برابر قبل دانشجو دارند و فارغ‌التحصيل تربيت کرده‌اند ما تخصص‌هاي بسيار خوبي داريم. شايد بد نبا‌شد به اين نکته اشاره کنم که فارغ‌التحصيلان ما در دانشگاه‌هاي دولتي و دانشگاه‌ آزاد از لحاظ علمي واقعا افراد توانمندي هستند.

حالا بعضي مواقع گفته مي‌شود که مثلا کميت زياد شده و کيفيت کم شده، اما واقعا در اين حد هم که مطرح مي‌کنيم نيست. درست است که به طور عام، وقتي که کميت بالا برود کيفيت پايين مي‌آيد ولي انصافا وقتي به فارغ‌التحصيلاني که چه در دانشگاه‌هاي دولتي و چه در دانشگاه‌هاي آزاد حضور داشته‌اند نگاه مي‌کنيم به خصوص آنهايي که شناسايي مي‌شوند و حتي به عنوان نخبه از اين کشور براي فعاليت‌هاي کاري خارج مي‌شوند، مي‌بينيم که اينها هر کجا مي‌روند بهترين جايگاه‌هاي علمي را پيدا مي‌کند و بهترين کارهاي تخصصي را به آنها مي‌دهند.

پس معلوم مي‌شود که اين طور هم نيست که دانشگاه‌هاي ما توان تربيت نيروهاي کارآمد را ندارند. الان فارغ‌التحصيلاني که ما داريم نيروهاي متخصص خوبي هستند. تجاربي که اينها در سال‌هاي گذشته، هم در زمان جنگ و هم دوران بازسازي به دست آورده اند تجارب بسيار خوبي است. اگر دولت بتواند به بخش خصوصي توجه بيشتري بکند بخش خصوصي ما قادر است کارهاي اساسي‌تري را به انجام برساند؛ فقط بايد باورشان کرد.

يعني اين نيروهاي بسيار کارآمدي که داريم واقعا اگر درست سازمان‌دهي شوند و کارها به درستي در اختيار آنها قرار بگيرد و از آن طرف هم منابع مالي در اختيارشان قرار گيرد و سلامت مالي هم حاکم باشد و از آن طرف، نظارت و حسابرسي شود‌، حتما بخش خصوصي ما يک بخش خصوصي قادر و فعال خواهد شد.

به مرور بايستي سازمان‌ها و نهادهايي که به خاطر نبود بخش خصوصي وارد کار اقتصادي شدند آرام آرام کنار بروند و فعاليت آنها را هم به بخش خصوصي واگذار کنيم. يعني هر جا که شرکتهاي شبه خصوصي ايجاد کرديم، در جهت خصوصي کردن آن شرکتهاي شبه خصوصي حرکت کنيم و اگر قانوني نياز دارد قانون مورد نياز را در مجلس به تصويب برسانيم و اگر هم آيين‌نامه و دستورالعملي نياز دارد که همين فعاليتي که الان دست شبه خصوصي‌ها است دست آنها باقي بماند منتها با اين شرط که شبه خصوصي تبديل شود به خصوصي؛ يعني ديگر از وابستگي به جهات گوناگون‌ دولتي رهايي پيدا کنند و بشوند خصوصي. آن موقع‌ ما يک بخش خصوصي قوي خواهيم داشت.

* آقاي مقيمي، از لحاظ اقتصادي با مشکلات متعددي مواجه هستيم و بر اساس آمار و ارقام، در برخي حوزه ها 30 تا 40 درصد از اهداف سند چشم‌انداز عقب هستيم؛ به عبارت ديگر، الان که هشت سال از آغاز حرکت در مسير سند چشم انداز سپري شده، بايد 30 تا 40 درصد جلوتر از نقطه فعلي بوديم. به اعتقاد جنابعالي، چه بايد کرد تا اين عقب ماندگي جبران شود و اصلا اين تاخيرها و عقب‌ماندگي‌ها جبران مي‌شود؟

** ما منابع محدودي در اختيار داريم. با توجه به تحريم‌ها و شرايط سخت اقتصادي حاصل از آن، بايد از اين منابع محدود، به نحو مطلوبي استفاده کنيم. بايد بپذيريم که ما عقب هستيم و نتوانسته‌ايم به اهداف سند چشم‌انداز برسيم. ولي امروز به يمن حضور مردم که مهمترين سرمايه هستند مي‌توانيم مسير حرکت را هموارتر کنيم. اگر مردم از دولتي پشتيباني نکنند هر کاري که آن دولت بخواهد انجام دهد شکست مي‌خورد. خوشبختانه الان مردم تمام عيار از اين دولت حمايت مي‌کنند.

دولتمردان ما هم بايد همه تلاششان را به کار بگيرند و برنامه‌ريزي کنند تا به پشتوانه حمايت مردم، اهداف سند چشم‌انداز محقق شود. شرايط خيلي سخت است و ما در مسائل مختلف اقتصادي با مشکلات جدي روبه‌رو هستيم ولي چون مردم را داريم و چون اين مردم مي‌خواهند اين دولت موفق شود مطمئن باشيد که اين دولت موفق مي‌شود؛ به شرط آنکه وزرا و دولتمردان همه تلاششان را به کار بگيرند که از لحظه‌لحظه فرصت‌هايي که در اختيارشان است درست استفاده کنند؛ به حاشيه نروند، البته خودشان که نمي‌خواهند دنبال مسائل حاشيه‌اي بروند، دقت کنند که آنها را به مسائل حاشيه‌اي نکشانند.

ما آنقدر در کشور مشکلات داريم، آنقدر کار و برنامه براي اجرا داريم که همه ما اگر ده برابر ميزان فعلي هم کار بکنيم باز هم زمينه کار فراهم است. پس هيچ دليلي ندارد که ما عرصه را تنگ کنيم. بايد از همه کساني که علاقه‌مند هستند به کشور کمک کنند استفاده کنيم. هر کس را بايد در هر جا که بازدهي دارد و سياست‌ها و گفتمان دولت را قبول دارد به کار بگيريم. وقتي سرمايه‌ها به کار گرفته شود حتما کارهاي بزرگي انجام مي‌شود. به قول شما سي‌ چهل درصد از اهداف سند چشم‌انداز عقب هستيم. سند چشم‌انداز به تاييد بالاترين مقام کشور رسيده، مجلس شوراي اسلامي در مورد آن نظر داده، مجلس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت نظام در مورد آن نظر داده، مردم از طريق کارشناسان و مديران نظرهاي خود را اعلام کرده‌اند؛ پس سند چشم‌انداز به نوعي ميثاق توسعه کشور براي رسيدن به آينده اي بهتر است.

همه ما مکلف هستيم که در اين راه به دولت کمک کنيم. به عقيده من، دولت در سخت‌ترين شرايط اين مسووليت را بر عهده گرفته و حتما هم موفق خواهد شد چون اراده اين دولت رسيدن به سند چشم‌انداز است. همه ما بايد در صحنه حضور پيدا کنيم و اختلافات را کنار بگذاريم و مسائلي را که مربوط به گذشته است سامان دهيم و حل کنيم. امروز همه مردم علاقه‌مند هستند که کشور در اين مسير تازه اي که قرار گرفته با موفقيت به پيش برود. الان دولت شرايط بسيار خاصي را تجربه مي‌کند.

ما اميدواريم که با بکارگيري همه توان‌ها و همه ايده‌ها و با دعاي خير مردم، اين دولت موفق شود. رمز موفقيت دولت هم اين است که در مناطق مختلف در روستاها و شهرها، نيروهايي که مي‌خواهند در خط اول حرکت قرار بگيرند متخصص و مجرب باشند، درد مردم را متوجه شوند و واقعا خدمتگزار مردم باشند. ما بايد در مقابل مردم و انقلاب خاضع باشيم، مشکلات مردم را شناسايي و حل کنيم و اين وظيفه ماست. يعني اگر الان اين کارها را هم انجام داديم کار زيادي انجام نداده‌ايم و وظيفه خود را انجام داده‌ايم.

راحت‌تر بگويم؛ اگر به عنوان يک مسوول حقوق مي‌گيريم که همين کارها را انجام دهيم. پس حالا که وظيفه داريم اين کارها را انجام دهيم سعي کنيم وظيفه‌مان را خوب و درست انجام دهيم. درست انجام دادن اين وظايف منوط به اين است که ما خود را خادم مردم بدانيم و کارهايي که مي‌کنيم به نوعي باشد که مردم احساس کنند مسوولين مثل خود آنها هستند. مردم از ما دو چيز مي‌خواهند: 1- عدم تبعيض 2- صداقت.

ما اگر به مردم بگوييم که اين کارها را مي‌خواهيم انجام دهيم اما اين امکانات را داريم و اين محدوديت‌ها را هم داريم، اما شما دقت کنيد که ما امکانات را درست مصرف کنيم و روي اين موضوع نظارت کنيد، نقد کنيد و حواستان را جمع کنيد که ما اين کارها را درست انجام دهيم و هر جا هم که محدوديت داريم به ما کمک کنيد و فرصت دهيد تا ما بتوانيم اين محدوديت‌ها را جبران بکنيم، مردم کمک مي‌کنند. در حقيقت اگر شرايطي فراهم کنيم که اين دو پيش شرط اتفاق بيفتد، حتما با صداقتي که مسوولين در پيش بگيرند و مردم احساس کنند که مسوولين با آنها صادق هستند و تبعيض را کنار بگذاريم و همه مردم براي ما حکم واحد داشته باشند، مي‌توانيم موفق باشيم. ما اگر کاري بخواهيم انجام بدهيم نبايد فاميل و دوست و آشنا را در نظر بگيريم چراکه آشنا و غريبه نبايد برايمان فرقي داشته باشند.

امنيتي که مي‌گويند همين است. ناامني‌ها از تبعيض و عدم صداقت به وجود مي‌آيد. اين مسايل، شروع به هم ريختن امنيت اجتماعي است. براي اينکه مردم به ما کمک کنند بايد با آنها صادق باشيم و تبعيض قائل نشويم؛ همه مردم را بايد در پيشرفت کشور سهيم بدانيم و از هرکس به اندازه‌اي که توانايي دارد از توانايي‌هايش استفاده کنيم. در اين صورت کشور حتما به اهدافش مي‌رسد. ما چاره‌اي جز اين نداريم؛ کاري که بايد بکنيم اين است که مردم را به صحنه بياوريم و مردم را درگير کار کنيم تا مردم احساس کنند هر کاري که مي‌کنند برايشان سود دارد چون موجب پيشرفت کشور است و سطح زندگي خود مردم را بالا مي‌برد و اشتغال فراهم مي‌کند.

اگر اينها را مردم ببينند و لمس کنند خودشان هم کمک مي‌کنند و با اين رويکرد دولت موفق مي‌شود. الان هم در برنامه‌ها ما اين را مي‌بينيم. يعني همه مسوولان تلاششان اين است که با مردم صادقانه رفتار کنند و دنبال تبعيض نباشند و تا جايي که توان داشته باشند مردم را يکسان نگاه کنند. اگر اينها اتفاق بيفتد حتما ما به آن اهداف دست پيدا مي‌کنيم.

* ما در توليد محصولات کشاورزي و از جمله در توليد گندم هم به پيشرفت‌هاي خوبي رسيده بوديم اما آن پيشرفت‌ها پايدار نبود...

** ما يک روز به خودکفايي در توليد برخي از محصولات رسيديم. بايد اين مسير را تداوم ببخشيم. به همين منظور ابتدا بايد ببينيم چه کار کرديم که به آن نقطه رسيديم و همان راه‌ها را ادامه دهيم. چه کار کرديم که کشاورزان به کشت گندم علاقه‌مند شدند و در توليد گندم خودکفا شديم اما حالا از خارج، گندم گران مي‌خريم و مي‌آوريم. چرا از کشاورزهاي خودمان گندم را ارزان مي‌خريم؟ اگر همين کشاورز احساس کند که با کشت گندم درآمد کافي پيدا مي‌کند ديگر نمي‌رود سراغ کار ديگر. چرا زمينش را تقسيم‌بندي کند و بفروشد؟ کاري که الان متاسفانه دربرخي از نقاط کشور، اتفاق مي‌افتد و بهترين زمين‌هاي ما در حال تبديل شدن براي فعاليت‌هاي غيرکشاورزي است.

اين مسايل نشان مي‌دهد که نياز است وزارت جهاد کشاورزي جدي‌تر وارد عرصه شود. خوشبختانه وزير جهاد کشاورزي همان فردي است که زمينه خود کفايي گندم را فراهم کرد و الان هم حتما مي‌تواند با کمک همين مردم که علاقه‌مند هستند و با کمک دولت در کشاورزي موفق شود. در صنعت هم شما مي‌بينيد که ما بهترين مختصصان را داريم. اينها علاقه‌مند هستند کار ‌کنند و هر کجا زمينه را بر‌ايشان فراهم کرديم درخشيدند. الان هر کجا که مي‌خواهند کارخانه‌اي ايجاد کنند، در صنايع مختلف از جمله صنعت فولاد از طراحي تا احداث کارخانه همه را خودشان انجام مي‌دهند.

درست است که يک قسمت از ماشين آلات از خارج وارد مي‌شود که الان در همه جاي جهان هم اينطور است؛ يعني وقتي مي‌خواهند صنعت ايجاد بکنند همه کارهايشان را خودشان انجام نمي‌دهند؛ يک قسمتي را خودشان انجام مي‌دهند و قسمتي را از جاي ديگر مي‌خرند. مهم اين است که آن فناوري را ما به دست آورده باشيم که الحمدلله امروز نيروهاي مستعد ما همه در بخش صنعت مي‌توانند اين کار را انجام دهند. بايد يک مقدار روي بهره‌وري کار کنيم که بر اساس قانون بهره‌وري، فکر مي‌کنم 2/5 درصد از آن 8 درصد رشد اقتصادي را بايد از طريق بهره‌وري تامين کنيم.

خب، بهره‌وري ما پايين است و در پايين بودن بهره‌وري هم دولت مسوول است و هم مردم. دانشگاه‌هاي ما بايد بررسي کنند علت اينکه بهره‌وري‌ ما پايين است و به آن 2/5  درصد ساليانه نمي‌رسيم چيست؟ بايد کار مطالعاتي انجام دهيم و بهره‌وري را افزايش دهيم چون تحقق رشد 2/5 درصدي از طريق بهره‌وري براي کشور بسيار ارزشمند است. اگر اين را بتوانيم محقق کنيم به پاسخ سوال شما هم مي‌رسيم که گفتيد بالاخره ‌آيا ما به اهداف سند چشم‌انداز در موعد مقرر مي‌رسيم يا نه.

اگر بهره‌وري را افزايش دهيم و سرمايه‌گذاري‌هاي جديد انجام دهيم، از امکاناتي که داريم به نحو مطلوب استفاده کنيم و کارهاي نيمه تمام را تمام کنيم و منابعي را که الان معطل گذاشته‌ايم به حرکت در آوريم حتما اقتصادمان شکوفا خواهد شد و آثار مثبت‌ آن را هم براي کشور مي‌بينيم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات