سیدحسین ولیپور زرومی
برغم برگزاری انتخابات و نزدیک شدن به افتتاح پارلمان عراق، صحنهی سیاسی، امنیتی این کشور در وضعیت ابهامآمیزی قرار دارد. بویژه اوضاع امنیتی این کشور همچنان نگرانکننده و رعبآور تصور میشود. مرگبارترین تکحمله انتحاری از زمان سقوط صدام، در دهم اسفند در شهر حله روی داد و بالغ بر 270 کشته و ز خمی از خود بر جای گذاشت. این حمله زمانی صورت گرفت که داوطلبان استخدام در سازمانهای دولتی برای دریافت برگههای تقاضای کار در برابر ساختمان شهرداری حله صف کشیده بودند. در رویداد تاسفبار دیگر نیز طی انفجاری در موصل بالغ بر 120 کشته و زخمی بر جای گذاشته شد. به نظر میرسد که هدف از انجام این عملیاتها ایجاد درگیریهای قومی در عراق و جلوگیری از استقرار ثبات سیاسی در این کشور باشد. در شرایطی که جامعه عراق مهیای ورود به مرحله حساس از زندگی سیاسی خود میگردد، امیدهای نیروهای زیاندیده از تحول عراق کمک کم به یأس بدل میگردد.
دستاویز شدن به جنایات مرگبار که عمدتاً توسط بعثیهای مغموم طراحی و اجرا میگردد، تلاشی است تا از یک سو تداوم حیات خویش را با تزریق دایمی وحشت و ترور اعلام نمایند و از سوی دیگر زمینههای تثبیت نیروهای جدید سیاسی این کشور را که از طریق انتخابات صحنهگردان سیاست عراق میشوند، تحت تأثیر قرار دهند. برغم این وضعیت به دلیل وجود عقل کامل سیاسی در نزد مرجعیت مستقر در عراق در کنار تحمل و خویشتنداری گروههای فعال دیگر، آیندهای امیدوارکنندهای را برای مردم این کشور نوید میدهد.
البته در این میان انگیزههای امپریالیستی آمریکا و متحدانش از یک طرف و گرایشات اقتدارطلبانه باقیماندههای بعثی که بر طبق شواهد تاریخی میتوانند در میانمدت و بلندمدت نیز بصورت زیرزمینی حیات و تداوم داشته باشند دو مانع عمدهای است که میتوان تنها از طریق تمسک به وحدت ملی و اطاعت از منابع مذهبی مردمی و "کنار گذاشتن خودخواهیها و خودمحوریهای فردی و گروهی، از سطح تأثیرگذاری آنها کاست.
قبل از پرداختن به متن مقاله ضروری است که این نکته مطرح گردد که بر طبق آخرین اطلاعات لیست عراق یکپارچه توانسته است حدود 51% آراء و 140 کرسی نمایندگی را کسب نماید. از این رو نیازی به ائتلاف با گروههای دیگر برای تعیین و تکلیف انتخاب نخستوزیری ندارد. با این حال این گروه همچنان برای تأثیرگذاریهای آینده نیازمند همگرایی با گروههای دیگر میباشد. چیزی که هماره در گفتمان سیاسی رهبران این حزب تکرار میشود.
1. ابراهیم جعفری: اولین کاندیدای نخستوزیری
سرانجام از افراد مطرح در لیست عراق یکپارچه که اکثریت مطلق آراء را بدست آورده، ابراهیم جعفری، رییس حزب الدعوه اسلامی، به عنوان کاندیدای نخستوزیری عراق از سوی این ائتلاف برگزیده شد. در مراسم معرفی جعفری برای کاندیدای این پست، سه شخصیت برجسته دیگر که احتمال کاندیداتوری آنها نیز وجود داشت یعنی احمد چلبی، حسین شهرستانی و عادل عبدالمهدی نیز حضور داشتند. این مسئله به معنای اتفاء آراء موجود در زمینه ابراهیم جعفری برای کاندیدای نخستوزیری بوده است. در اولین کنفرانس مطبوعاتی پس از این معرفی، جعفری پیگیری موضوع امنیت را اولویت اصلی و نخستین کابینه آینده خود اعلام کرد. وی در این کنفرانس ضمن مطرح کردن تصمیمگیری در زمینه مجرمان و خرابکاران که میتوانند در جهت تضعیف حاکمیت سیاسی جدید عراق اثرگذاری نمایند، بر لزوم همکاری کشورهای همسایه در جلوگیری از ناامنیها و بیثباتیها تاکید نمود.
انتخاب جعفری با استقبال گستردهای از سوی گروهها و برخی محافل سنی روبرو شد. در نزد این گروهها این اعتقاد وجود دارد که جعفری مرد گفتگو است و میتواند همه دیدگاههای مختلف در جامعه عراق را به هم نزدیک کند. محمد احسان وزیر حقوق بشر در حکومت منطقهای مسعود بارزانی در اربیل میگوید: ابراهیم جعفری همانطور که مشهور است مرد گفتگو و فردی آماده برای رهبری کشور در این مرحله میباشد. او از شایستهترین اعضای شورای حکومت انتقالی در دوران ریاست دورهای آن بود ... ما به نوبهی خود از نامزدی وی حمایت میکنیم و بهترین پشتیبان برای وی خواهیم بود.
از سویی دیگر جلال ماشطه یکی از رهبران تجمع سنیمذهب دمکراتهای مستقل به رهبری عدنان پاچهچی از نامزدی جعفری استقبال کرد و گفت: تجمع دمکراتها آماده همکاری با جعفری است و پیش از این نیز ما بر این مسئله تأکید میکردیم. ماشطه ابراز امیدواری مینماید و میگوید: جعفری اوضاع کنونی را در نظر بگیرد، در برخی استانها میزان مشارکت پایین بود، ... لذا جعفری تمام مسایل را باید در نظر بگیرد تا حکومت آینده یک حکومت ملی باشد و کشور را در مرحله دشوار حمایت کند.
در میان رسانههای گروهی اسماعیل زایر تحلیلگر سیاسی و سردبیر روزنامه الصباح الجدید ابراز عقیده مینماید که: نامزدی جعفری یک گزینهی عقلانی از سوی ائتلاف عراق یکپارچه میباشد زیرا وی از ویژگیها و محبوبیت گسترده در داخل جامعه عراق برخوردار میباشد. به گفته وی جعفری به مرد گفتگو معروف است و میتواند مواضع مختلف و دیدگاههای متفاوت داخل جامعه عراق را به هم نزدیک کند. او همچنین قادر است طیفهای دینی و نژادی و قومیتی عراق را با طرح عقلانی متعادل به هم مرتبط کند.
روزنامه الاتحاد ارگان حزب اتحادیه میهنی کردستان به رهبری جلال طالبانی نیز ابراز عقیده کرد که بدیهی است جلال طالبانی رییسجمهوری آینده عراق است و ابراهیم جعفری نخستوزیر آن خواهد بود و این دو رییس باید با هم نهایت همکاری را داشته باشند و شبح روابط بد را که میان علاوی و الیاور حاکم است دور کنند، بویژه این که طالبانی و جعفری از سوی دو فراکسیون بزرگ مجلس اختیارات خود را کسب میکنند.
روزنامه الفرات نیز با تحفظ بیشتر چنین میگوید: «جفعری یا هر فرد دیگری که نخستوزیر شود، همه عراقیالاصل و از رهبران و چهرههای بزرگ سیاسی و ملیگرا هم هستند.» این روزنامه از همه خواست به جعفری فرصت آزمایش شایستگیهای خود را در عمل بدهند و بعداً درباره عملکرد وی داوری کنند و از پیشداوریهایی که براساس انگیزههای شخصی مطرح میشود خودداری کنند. دیدار با آیتالله سیستانی از اولین اقدامات جعفری پس از معرفی برای کاندیدای نخستوزیری بوده است. از محتوای این دیدار و اهداف آن خبر دقیقی منتشر نیافته ولی ناظران سیاسی معتقدند تشکیل کابینه آینده و اهداف و عملکرد آن میتوانست محور مباحث آنها باشد.
رایزنی برای ترکیب کابینه آینده و تقسیم پستهای ارشد توسط جعفری و رقیب اصلی وی یعنی ایاد علاوی ادامه دارد. در این راستا جعفری حتی به گردشگاه قلاجولان در 30 کیلومتری شمال سلیمانیه رفته و مذاکرات خود را با مسؤولان کرد و در رأس آنها جلال طالبانی انجام داد. قبل از این، وی به گردشگاه صلاحالدین برای دیدار با مسعود بارزانی نیز رفته بود. در این دیدارها کردها نیز با مطرح کردن ریاست جمهور طالبانی بر منافع خویش تأکید میکنند. مباحثی نظیر قدرالیسم، توزیع مناسب منابع مالی، موضوع شهرک کرکوک و گروههای شبهنظامی پیشمرگه کردها، از اولویتهای اساسی آنها در هر گفتگویی محسوب میگردد.
جعفری به رایزنی با مقامات خارجی و بویژه دولت آمریکا نیز تأکید دارد. در این زمینه وی با سفیران آمریکا و ترکیه دیدار کرد. وی در دیدار با این دو بر ضرورت حمایتهای خارجی و منطقهای از ملت عراق و خواستههایشان تأکید کرد. وجود تأخیر در شروع به کار پارلمان عراق حاکی از برخی مشکلات در فرآیند بده و بستانهای سیاسی در عراق است. گفته میشود مذاکرات ائتلاف عراق متحده و ائتلاف کردها برای هماهنک ساختن نیروهایشان به منظور انتخاب مقامات دولت جدید پیشرفت کمتری داشته است. علی فیصل از اعضای شورای سیاسی شیعه میگوید: همه گیج و شگفتزده هستند و رسیدن به یک راهحل بسیار سخت است. برای رسیدن به راهحل باید سازش و مصالحه وجود داشته باشد.
در این میان ایاد علاوی همچنان خویشتن را به عنوان یکی از کاندیداهای جدی نخستوزیری معرفی مینماید. وی در برابر برخی شایعات مبنی بر انصراف از نخستوزیری میگوید: «علاوی یک کاندیدای قوی برای نخستوزیری است.» علاوی در نیمه اسفندماه به دیدار جورج بوش در کاخ سفید نیز رفت. خبری نیز در روزنامه الوطن به چاپ رسید مبنی بر اینکه ائتلاف عراق یکپارچه، قصد واگذاری پست وزارت دفاع را به علاوی دارد. اعلام تعطیلی روز شنبه به همراه روز جمعه، توسط دولت علاوی که یادآور تعطیلی یهودیان در روز شنبه میباشد نیز خشم بسیاری را در عراق درآورده است. در هر حال امیدواری گروه علاوی برای فتح نخستوزیری برغم برخورداری از فقط 45 نماینده در پارلمان آینده عراق، اندکی تعجبآور است. باز هم از روزنامه الوطن چاپ عربستان میآوریم که عدنان الجنابی، عضویت لیست العراقیه به ریاست ایاد علاوی گفته بود: «ایاد علاوی یک رقیب قدرتمند برای ابراهیم جعفری محسوب میشود. تعداد زیادی از احزاب و گروههای عراقی خواهان نخستوزیری هستند که دارای برنامههای غیر دینی باشد و از این نظر ایاد علاوی از شانس بیشتری برخوردار است.»
2. رهبری شیعی و عقلانیت سیاسی
بیتردید فتح مرحله به مرحله روندهای سیاسی در عراق و تحکیم و تثبیت نیروهای جدید حاکمیتی تنها در سایه رهبری خردمندانه و حکیمانه حضرت آیتالله سیستانی که یادآور منش و رفتار رهبران عالیقدر تشیع در برهههای حساس تاریخی میباشد، میسر و امکانپذیر بود. چه از مفهوم دینی یاری گرفته شود و وجود معظمله نعمت تلقی گردد و چه از کلمات سیاسی استفاده شود و وجود ایشان را به عنوان فرصت و منفعت برای جامعهی بحرانزده و محروم عراق تلقی نمود، آنچه که بدیهی است این که در صورت فقدان این رهبری بههیچوجه ممکن نبود معیار و مقیاسی برای آشفتگیهای احتمالی عراق در شرایط اشغالی در نظر گرفته شود. وجود چنین منبع عظیم قدرت زمینهای است بسیار کارگشا برای جهان تشیع که در هنگام خطر و ابتلاء دریچهای نوینی را برای درهم شکستن هر نوع بنبست استراتژیک، فراروی جامعه مومنین باز خواهد کرد. به شکرانه این نعمت عظمای الهی، راهحل اولیه و اساسی جامعه آسیبدیده و آشفته عراق تنها و تنها چنگ زدن به ریسمان هدایت مرجعیت موجود و اطاعت از فرامین اوست.
تأکید بر اصل محوری وحدت و تشکیل یک دولت فراگیر که بتواند عناصری از تمامی نیروهای سیاسی عراق داشته باشد و منافع تمامی آنها را در قالب یک دولت ـ ملت کلان پیگیری نماید، از تأکیدات مستمر حضرت آیتالله سیستانی میباشد. مشارکت همه عراقیها همواره مهمترین توصیه ایشان در مذاکرات میباشد. هماهنگی و همدلی گروهها و تمامی اقشار ملت عراق مفاهیمی است که در گفتمان سیاسی ایشان همواره تکرار میشود. تأکید بر وحدت کلمه در این جمله ایشان که «ائتلاف عراق یکپارچه، نماینده شیعیان نیست بلکه نماینده تمامی عراقیها را بر عهده دارد» موج میزند. به گفته همام حمودی عضو برجسته مجلس اعلای انقلاب اسلام عراق، آیتالله سیستانی خواستار دادن حق افراد به صاحبان آنها است به ویژه عربهای سنی که به دلیل وضعیتی که آنها داشتند باید اولین مدافع از حقوق آنها باشیم.»
جالب اینجاست که برغم این که نمایندگان اهل سنت (عرب) عراق به دلیل شرکت کم آنها در انتخابات اندک میباشند، ولی آیتالله سیستانی تأکید مستمر بر مشارکت اهل سنت در دولت جدید و نیز ضرورت ایفای نقش آنها در تدوین قانون اساسی دایمی عراق دارند. به گفته بیاتی عضو برجسته ائتلاف عراق یکپارچه، آیتالله سیستانی با آگاهی از ضعف عمدهی نمایندگان سنی عرب در پارلمان تأکید دارند که این ضعف با مشارکت دادن آنها در تدوین قانون اساسی دایمی و تشکیل دولت جدید جبران شود. این گونه رفتار و برخورد، تمامی کسانی را که همواره بر طبل اتهام «انحصار قدرت» و منزوی کردن اعراب اهل سنت توسط گروه ائتلاف عراق یکپارچه میکوبند، خلع سلاح میکند. وانگهی چنین منشی را با توجه به رموز فریبکارانه و منفعت محورانه سیاست که متأسفانه عالمگیر شده است، تنها در خصلت رفتاری مردان الهی میتوان یافت با توجه به این امر که تابعین مرجعیت در تاریخ عراق گذشته، بیشترین مصیبتها را دیدهاند.
فراست سیاسی آیتالله سیستانی را باید با گفتمان وحدتمحورانه ایشان همراه دانست. تقریباً در تمامی روندهای سیاسی عراق در یکی دو سال گذشته، کاراترین تصمیمات و سیاستها همانهایی بود که از پشتیبانی ایشان برخوردار بودند و این مسئله تا اندازهای به فراست بالای سیاسی ایشان مربوط است. برغم مخالفتهای مستمر و فراوان برخی از نیروهای داخلی و کشورهای بیرونی با موضوع انتخابات، سرانجام همان شد که در ابتدای کار آیتالله سیستانی بر آن تأکید داشتند. جالب آنکه بسیاری از این نیروها و کشور در شرایط موجود به نظریات آیتالله سیستانی صحه میگذارند. اعلام روز 25 اسفند بعنوان ضربالاجل افتتاح پارلمان در عراق توسط ایشان در زمرۀ این هوشیاریها است. طولانی شدن بیش از این ضمن دامن زدن به جو بیاعتمادی و جنگ قدرت، میتواند دوباره نیروهای معارض را امیدوار به کارگردانی بیشتر نماید. ایشان اخیراً با توجه به گذشت مدتی طولانی از برگزاری انتخابات، خواستار صورت گرفتن پیشرفتهایی در زمینه تشکیل دولت جدید در این کشور شد. ضربالاجل آیتالله سیستانی به شدت به فعالیتهای گروههای مختلف فعال سیاسی برای ایجاد روندهای جدید حاکمیتی تأثیرگذار بوده است.
موضوع جالب در خصوص آیتالله سیستانی اینکه حتی مجامع بینالمللی نیز که تقریباً بطور انحصاری در اختیار غرب قرار دارند، نمیتوانند براحتی از ایشان بگذرند. در خبرهای جدید مسئله اعطاء جایزه «صلح نوبل» به آیتالله سیستانی که از سوی گروهی از فعالان حقوق بشر در آمریکا مطرح گردید، جالب توجه مینماید. البته باید راجع به این قضیه محتاطانه نظر داد و به آینده رجوع کرد.
رفتار و گفتمان سید عبدالعزیز حکیم را نیز میتوان تحت تأثیر عمیق مرجعیت شیعی و حاکی از درایت فقیهانه خاندان حکیم تلقی نمود. در اینجا ذکر گزیدههایی از دو مصاحبه با ایشان را که توسط خبرگزاری آسوشیتد پرس و روزنامه الاهرام مصر انجام گرفت، میتواند ما را در درک فهم گفتمان ایشان و سران شیعی در تحولات جدید عراق یاری نماید. وی در مصاحبه با آسوشیتدپرس میگوید: «دولت جعفری تلاش خواهد کرد تا وفاداران به حزب غیر قانونی «بعث» را از ادارات دولتی کنار گذارد و همچنین برای جلوگیری از پیوستن شورشیان به مناصب دولتی فعالیت خواهد کرد.» وی میگوید «ما در صورتی میتوانیم مسئله امنیتی را حل و فصل کنیم که ساختار درونی را در نظر بگیریم و عوامل نامناسب را بیابیم. آنها نباید در مناصب خود بمانند و در این صورت است که میتوانیم از وقوع فجایع پیشگیری کنیم.» در این سخنان انفکاک دو قضیه اعضاء سابق حزب بعثی و تداوم طرفداری در شرایط موجود به خوبی انجام گرفته و بر این اساس به صرف متصف بودن به مورد اول، نمیتوان حقی را زایل کرد و به محض دریافت اتصاف به مورد دوم باید برخورد نمود.
حکیم در ادامه مصاحبه یادشده میگوید «یک عراق جدید باید به هویت اسلامی خود پایبند و دارای قوانینی باشد که به اسلام آسیب نرسانند؛ اسلامی که باید دین رسمی کشور باشد.»
وی میگوید «سه نکته وجود دارد: اول باید احترام به هویت اسلامی وجود داشته باشد، دوم اسلام دین رسمی کشور است. سوم نباید هیچ قانونی مغایر با اسلام وجود داشته باشد.» دقت در این اجزاء سهگانه نشان میدهد که از یک سو رهبران شیعی عراق بعنوان حامیان اسلام، از هویت اسلامی خویش عقبنشینی نکردند و از سوی دیگر برغم پراکنش شایعات مختلف علیه آنها در پرتو حرکات اسلامستیزانۀ آمریکا، هیچ گونه بهانهای نیز بدست مخالفان ندادهاند. در بند سوم مصاحبه با آسوشیتدپرس حکیم اظهار میدارد که «در صورتی که مردم عراق در جریان همهپرسی ماه اکتبر در خصوص قانون اساسی جدید کشور موافقت خود را با نظام فدرالی اعلام کنند، در آن صورت عراق نظام فدرالیسم را برمیگزیند.
توجه به گزیده صحبتهای عبدالعزیز حکیم در پاسخ به سوالهای خبرنگاران روزنامه الاهرام مصر نیز میتواند مفید باشد؛ از حکیم سوال شد کشورهای عربی و غربی از تشکیل یک دولت دینی دارای ماهیت شیعی در عراق نگران هستند، نظر شما چیست؟ ایشان میگوید: «هیچ کس در ائتلاف عراق یکپارچه چنین هدفی را دنبال نمیکنند. من نمیدانم چه کسی چنین مسالهای را فریاد میزند همه در ائتلاف عراق یکپارچه خواهان تشکیل دولت فراگیر و متکثر عراقی که به حقوق عراقیها با هر طایفه و نژاد و آزادیهای عمومی و طرحهای دمکراتیک احترام بگذارد میباشند. از حکیم در مورد وضعیت مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در صحنه جدید این کشور سوال شد وی گفت: مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق نیروی نظامی ندارد. زیرا شهید باقر حکیم پایان کار سپاه بدر به عنوان یک تشکیلات نظامی را اعلام کرده بود و آن را تبدیل به یک سازمان سیاسی کرد.
از حکیم سوال شد: بسیاری در داخل و خارج عراق معتقدند گرایش شما ایرانی است بویژه آنچه از قول شما درباره مطالبات شما برای پرداخت غرامت از سوی عراق به ایران به مبلغ 80 میلیارد دلار به خاطر جنگ هشت ساله علیه ایران مطرح کردند. وی پاسخ داد؛ «این کذب محض است که رسانههای گروهی با هدف تشویش اذهان عمومی به راه انداختهاند. هنگامی که رئیس شورای حکومت انتقالی سابق بودم چنین مسالهای مطرح شد و من رسماً آن را تکذیب کردم. ما تلاش کرده و میکنیم تا عراق را از همه بدهیهای خارجی آزاد کنیم. وزارت دارایی که یکی از سران مجلس اعلام مسئولیت آن را بر عهده دارد، در طول مدت کوتاهی با تلاشهای بیوقفه خود توانسته است میزان بدهیها را کاهش دهد و از دولت ایران خواسته است میزان بدهیهای عراق را کاهش دهد اما روابط با ایران یک رابطه آشکار و شناخته شده است. ما هنگامی که درها به روی ما در عراق بسته شده بود به ایران آمدیم. آنها با آغوش باز استقبال کردند و آن زمانی بود که هیچ کشور عرب یا مسلمان از ما استقبال نکردند.»
حکیم در پاسخ به این سوال که کردها اصرار دارند که کرکوک را به منطقه کردستان ملحق کنند، گفت: این مساله در نشستهای غیر رسمی با کردها مطرح نشد در این مذاکرات کلیات و اصول کلی مطرح شد. ما چیزی از این قبیل (الحاق کرکوک) نشنیدیم. حتی اگر این مساله هم مطرح شود یک موضوع غیر قابل حل و پیچیده نیست زیرا به وضعیت کرکوک در قانون اداره عراق در دوران انتقالی (اساسی موقت) اشاره شده است و تنها مکانی که باید در این باره در آن تصمیمگیری شود مجمع ملی است.
رئیس فراکسیون ائتلاف عراق یکپارچه در پارلمان جدید عراق درباره این سوال که آیا درصورت وجود مطالباتی که ممکن است به وحدت ارضی و ملی عراق خدشه وارد کند، امکان متوسل شدن به مرجعیت شیعه وجود دارد؟ گفت: «حضرت آیتالله سیستانی خواهان دخالت در مسائل جزئی نیستند. ایشان خواهان حفظ وحدت عراق و وحدت ملت آن است و اینکه هیچ توافق یا توافقنامهای بر ضد یا به زیان هیچ یک از عناصر تشکیلدهنده ملت عراق صورت نگیرد.»
حکیم تاکید مینماید که «در صورتی که مساله وحدت عراق را تهدید کند مرجعیت دخالت خواهد کرد. زیرا دخالت مرجعیت در راستای منافع کلی همه اقشار ملت عراق است که ایشان پیشتر نیز تأکید کردند و موضعی قاطعانه هم گرفتند من اعتقادی به اینکه مذاکرات با برادران کرد به بنبست برسد ندارم.»
رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق درباره اینکه چند وزارتخانه به اعراب سنی خواهد رسید و نحوه مشارکت آنها در تدوین قانون اساسی به رغم نمایندگی ضعیفشان در مجمع ملی چگونه خواهد بود؟ میگوید: «وزارتخانهها مسائل جزئی است اما اصل کلی موجود است و در مورد مساله قانون اساسی اجرا خواهد شد. کمیتههایی پس از برگزاری نشست مجمع ملی تشکیل خواهد شد که ماموریت آن مسئولیت تدوین قانون اساسی است که برادران عرب سنی ما نیز حضور مؤثر در آن خواهند داشت که ضرورتی ندارد که همه اعضای آن از نمایندگان مجمع ملی باشد بلکه متخصصان و کارشناسان مسائل قانونی را از جریانهایی که در انتخابات شرکت کردند ولی در پارلمان به کرسیهای واقعی خود دست نیافتند در این کمیته شرکت خواهیم داد در مجموع همه باید در این مساله مشارکت کنند.»
3. سازمان ملل؛ آمریکا و تحولات عراق
انتخابات عراق واکنش مثبت سازمان ملل را نیز به دنبال داشته است. کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل در مقالهای با عنوان «آغازی جدید در عراق» به نقش سازمان ملل در برگزاری انتخابات و مرحله پس از انتخابات عراق پرداخته است. وی در بخشهایی از مقاله خود آورده است: «این از اهمیت برخوردار است که دنیایی که بر سر عراق به حالتی غضبناک منشعب شده بود، اینک متوجه شده که تمامی ما در دستور کاری مشترک سهیم هستیم: ایجاد جنبشی در عراق از نقطه نخست که همان انتخابات تکمیل شده موفقیتآمیز آن باشد تا دستیابی به آیندهای صلحآمیز پررونق و مردمسالاری.» وی ادامه میدهد «حتی زخمهای بر جای مانده از اختلافات گذشته میتوند به فرصتهایی تبدیل شود. مشخصاً به دلیل اینکه سازمان ملل با پارهای از اقدامات انجام گرفته در عراق موافق نبود، اینک باید گامهای زیادی بردارد برای اعتبار مورد نیاز و دسترسی بر گروههای عراقی که ضروری است بپذیرند به روند سیاسی جدید چنانچه قرار است به صلح دست یافت، بپیوندند.»
در زمینه آمریکا و عراق چند خبر قابل توجه در ایام گذشته وجود داشته است. خبر اول مربوط به دخالت همسر کلینتون رییسجمهوری پیشین آمریکا در امور عراق میباشد. هیلاری کلینتون در مصاحبه خود با شبکه ان بی سی ابراهیم جعفری رییس حزب الدعوه و نامزد مطرح نخستوزیری دولت آینده عراق را به دوستی و ارتباط با ایران متهم کرد و نگرانی خود را از نخستوزیر شدن جعفری ابراز کرد.
خبر دوم مربوط به آمار تکاندهندهای بود که پنتاگون از تلفات نیروهای آمریکایی در عراق اعلام کرد. بر طبق این آمار 1462 نظامی آمریکایی در عراق کشته شدند و بیش از 10 هزار تن دیگر نیز مجروح شدهاند. در خبری دیگر آمده است که ناآرامیهای ماه گذشته که صدها کشته بر جای گذاشته باعث تمدید وضعیت فوقالعاده در عراق در شرایط جدید شد. بر این اساس موضوع ارتش جدید عرق نیز در دستور کار آمریکا قرار گرفته است. در خبرهای جدید آمده است که ژنرال ابیزید فرمانده نیروهای آمریکایی در منطقه اظهار داشته ارتش جدید عراق قادر خواهد بود مسؤولیت مراکز پلیس عراق را بر عهده بگیرد. وی ادامه میدهد ارتش جدید عراق خواهد توانست از مراکز پلیس و مراکز سربازگیری که بارها مورد حمایت شبهنظامیان قرار گرفته است حمایت نماید. ابیزید میگوید نیروهای آمریکایی تلاش میکنند تا در زمینه آموزش نیروهای عراقی توصیههای لازم را ارایه دهند. در عین حال ابیزید اعتراف کرد که نیروهای امنیتی عراقی در حال حاضر بطور کامل نمیتوانند در مقابل حملات شبهنظامیان امنیت را برقرار سازند.
در همین چارچوب سرلشکر بابکر بدرخان زیباری رییس ستاد مشترک عراق اعلام کرد نظامیان عراقی طی شش ماه آینده قادر به برقراری امنیت در کشور با همکاری نیروهای پلیس خواهد بود و این راه عقبنشینی نیروهای چندملیتی را به پایگاههای خارج از شهرهای عراق هموار خواهد کرد. این تحولات در حالی است که افردی نظیر زیباری به همراه الیاور به شدت از تقسم اولیه در عراق برای انحلال ارتش قبلی عراق انتقاد دارند.
در خبری دیگر گفتگوهای محرمانه آمریکا با بعثیها و معارضان فاش گردیده است. مجله تایم فاش ساخت که دیپلماتها و افسران اطلاعاتی آمریکا برای پایان دادن به درگیریها و شورشها در عراق گفتگوهای محرمانهای را با شورشیان آن کشور انجام میدهند. این افشاگری در حالی است که دولت بوش اعلام کرده بود که «با شورشیان گفتگو نخواهد کرد و به آنها باج نخواهد داد!!»
در پایان آنچه که بیش از هر چیز دیگری حائز اهمیت میباشد، جضور و بیداری کنونی ملت مسلمان عراق است که تاکنون و در طی همین مدت کوتاه، گامهای بسیار خوبی را برداشته است. امید است در ماههای آینده نیز با استحکام بیشتری در این مسیر حرکت نماید.