تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۲ - ۰۲:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۶۲۰۰۹

زنگ‌ها برای که به صدا درآمدند؟


برکناری شریعتی از ریاست دانشگاه علامه طباطبایی و انتصاب حسین سلیمی به عنوان سرپرست دانشگاه علامه به دستور توفیقی سرپرست وزارت علوم در حالی روی داد که این خبر در اغلب رسانه های بیگانه چون بی بی سی، دویچه وله آلمان و سی ان ان با بازتاب هایی همراه بود. اینکه چرا عزل ناگهانی رئیس یک دانشگاه تا به آن اندازه برای رسانه های غربی مهم جلوه می کند که به پوشش خبری و ارائه گزارش درباره آن و حتی مصاحبه با دانشجوی اخراجی این دانشگاه می پردازند، شائبه هایی را به وجود می آورد.

اگرچه نگرفتن رأی اعتماد وزیر علوم پیشنهادی رئیس دولت از مجلس ،گمانه زنی هایی را برای انتخاب فردی دیگر جهت به دست گرفتن سکان این وزارتخانه که یکی از مهم ترین وزارتخانه ها در کشور به دلیل اثر گذاری متقن آن در جریانات جاری جامعه بوده است، را به وجود آورد اما آقای روحانی در حال حاضر ترجیح داد تا این وزارتخانه کماکان توسط جعفر توفیقی به عنوان سرپرست اداره شود. ورود توفیقی به وزارتخانه، تغییرات متعددی را پدید آورد که از جمله آن ها عزل و نصب رئیس دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان بزرگ ترین دانشگاه علوم انسانی کشور بود.

از آنجا که همواره علوم انسانی و رشته های مرتبط با آن چون علوم اجتماعی، علوم سیاسی، ارتباطات، علوم اقتصادی و ... در شکل دهی به حوزه های مختلف جامعه نقش حیاتی دارد، لذا دانشگاه علامه نیز به سبب دارابودن کلیه رشته های علوم انسانی تا سطوح عالیه از اهمیت و توجه خاصی از سوی گروه های مختلف سیاسی در داخل و همچنین گروه های اپوزیسیون در خارج برخوردار است. در همین راستا و نظر به مهم بودن دانشگاه ها و با مد نظر قرار دادن سخن بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که " دانشگاه مبدأ همه تحولات است"، می توان بهره گیری از پتانسیل های موجود در سیستم آموزشی و دانشگاهی را یکی از مهم ترین ابزار هایی دانست که طبق برنامه ریزی های کلان در کشور، زمینه های پیوند میان نخبگان دانشگاهی که حلقه اتصال میان حکومت و جامعه محسوب می شوند با حکومت فراهم آورد تا از این رهگذر و انتقال مطالبات مادی و معنوی جامعه به حکومت از طریق این نخبگان، مسیر دستیابی به کمال و سعادت هموار شود.

همان طور که این پیوند می تواند گزینه عقلایی در رسیدن اعضای جامعه به اهداف یاد شده باشد، اختلال در این و عدم همسویی دانشگاه ها به عنوان حلقه های اتصال دهنده قشر تحصیلکرده و نخبه با بدنه جامعه با حکومت می تواند باعث وارد آمدن صدمات جبران ناپذیری به تفکر حاکم بر جامعه و حکومت شود. آنچه در نظر اول واکاوی موضوع حاشیه سازی درباره شریعتی و عملکرد وی را در دوره ریاست هشت ساله اش بر دانشگاه قابل اعتنا می کند، واکنش هایی است که بعد از عزل وی از سمت ریاست به وجود آمد. از عمده مواردی که می توان در این راستا و درباره این حاشیه سازی ها مورد توجه قرار داد، عقبه فکری شریعتی است که به طور کلی جان مایه اقدامات وی در دانشگاه قرار گرفت.

بعد از گذر از گفتمان اصلاحات که به طور جدی پروژه سکولاریزه کردن دانشگاه ها را از طریق ارائه دروس مربوط به نظریات و تئوری های اندیشمندان سکولار غربی و ترویج عقاید و عملکرد های آنان از طریق برگزاری کارگاه ها و همچنین آموزش به وسیله استادان متأثر از این تفکر دنبال می کرد، لازم بود که در پی روی کارآمدن دولت نهم با رویکرد بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامی، طرحی نو در دانشگاه ها به مرحله اجرا در آید و از آنجا که دانشگاه علامه نقطه ثقل و مرکز جمیع علوم انسانی بود، در همان ابتدای امر بیشتر مد نظر مسئولان واقع شد.

به این منظور و برای دستیابی دولت جدید به اهدافی که براساس تعالیم انقلاب اسلامی قصد داشت صورت تازه ای به دروس دانشگاهی دهد، افرادی چون شریعتی که دارای صبغه علمی و دینی و همچنین متعهد به آرمان های نظام جمهوری اسلامی بودند برای تصدی بر جایگاه سیاست گذاری در دانشگاه انتخاب شدند. به دلیل وجود بحران حاصل از جریان اصلاحات در دانشگاه علامه و نفوذ گسترده تفکر سکولار – سرمایه داری غرب به صورت رویکردی غالب در دانشجویان از طریق برخی از استادان، طرح هایی چون بومی سازی علوم انسانی از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد که دانشگاه علامه به ریاست شریعتی اولین گام ها را در این باره برداشت و موفقیت هایی خصوصاً در حیطه اقتصاد به دست آورد.

البته لازم به توضیح است که این موضوع نیز با اما و اگرهای بسیاری در میان اعضای هیئت علمی روبه رو بود لکن با توجه به ورود افرادی متعهد به انقلاب در قالب استادان جوان و تازه نفس، این روند ادامه یافت و در پاره ای موارد نتایج قابل توجهی به دست آورد. تفکیک جنسیتی در دانشگاه و نیز نصب دوربین مدار بسته در فضاهای داخلی و همچنین در محیط بیرونی دانشگاه اگرچه با اعتراضاتی از سوی دانشجویان مواجه شد و حتی برخی ازلفظ امنیتی کردن فضای دانشگاه از آن یاد کردند اما در نهایت محیطی با حداکثر ضریب ایمنی روانی برای دانشجویان فراهم آورد.

از جمله دیگر موارد انتقادی بر عملکرد رئیس سابق دانشگاه علامه بازنشستگی خارج از عرف استادان بوده که می تواند این گونه تعبیر شود که حضور این افراد در دانشگاه بدون در نظر گرفتن رویه های قانونی حاکم برای بازنشستگی، باعث ایجاد اختلال در پیوند میان حکومت و مردم شده و در عین حال هزینه هایی را بر نظام تحمیل کند.

اگرچه در نحوه مدیریت کاستی هایی در برخی بخش ها در هزینه کردن به منظور استخدام تجهیزات و امکانات در برخی دانشکده ها و نیز عدم تطابق دغدغه های مدیریت دانشگاه و قسمتی از مطالبات دانشجویان در باره مصادیق هزینه کردن ها وجود داشت که موجبات بروز نارضایتی در بعضی دانشجویان را فراهم آورد اما با کمی تأمل و نگرشی منصفانه می توان مجموعه اقدامات ریاست دانشگاه علامه در هشت سال اخیر را همسو با منویات رهبری و گفتمان انقلاب اسلامی مبنی بر حرکت در مسیر شاخص های انقلاب و به چالش کشیدن نظرات و آرای لیبرالیسم و ارزش های حاصل از آن و بازنگری در اصول اولیه انقلاب و استخراج آرا و نظرات برای برخورداری از استقلال فکری و خلق مدل های ایرانی اسلامی جهت مدیریت جامعه اسلامی مشاهده نمود .

بنابراین آنچه را که به طور متقن می توان گفت این که عدم مطلوبیت نوع تفکر شریعتی برای جبهه غرب و در تنگنا قرار گرفتن تفکر لیبرالی و برخی استادان صاحب این تفکر در دانشگاه و همچنین محدود شدن استفاده جریان اپوزیسیون از محمل دانشگاه برای پی گیری اهداف براندازانه خود موجب هجمه وسیع رسانه های خارجی و گاه داخلی را فراهم کرد. بنابراین رئیس دولت تدبیر و امید باید توجه داشته باشد که با برکناری رئیس دانشگاه علامه با تفکری بومی، زنگ ها برای که به صدا در آمده است؟!

نگارنده این متن یکی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی است که بنا به ملاحظاتی حاضر به افشای نام خود نبود

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات