طرح مسکو به منظور نظارت سازمان ملل بر تسلیحات شیمیایی سوریه با واکنشهای مثبت و استقبال گسترده در عرصه بینالملل و منطقهای مواجه شده است. طرح مسکو زمانی ارائه شد که باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا طبل جنگ را علیه سوریه به صدا درآورد.
طرح روسیه پیش از هر چیز بر ثبات معادلات جدید بینالمللی تاکید میکند که به دلیل ایستادگی و مقاومت سوریه در قبال جنگ داخلی ظالمانهای است که از سال 2011 در معرض آن قرار گرفته است.
طرح روسیه موجب شد تا جنگی خانمانبرانداز از سوی آمریکا علیه سوریه به راه نیفتد، جنگی که نتیجه آن تنها قتل و کشتار گسترده است و طرفهای اصلی آن را آمریکا و اسرائیل تشکیل میدادند، اگرچه در این میان محور مقاومت نیز دارای ابزار بازدارندگی خاص خود برای مقابله با این تجاوز و وارد آوردن ضربات دردناک به رژیم صهیونیستی و ناوگان دریایی و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه است.
از آغاز حمله آمریکا به عراق در سال 2003 حدود 10 سال میگذرد در آن زمان جرج بوش تسلیحات کشتار جمعی عراق را بهانهای برای حمله به این کشور قرار داد. اما اسناد و اطلاعاتی را که نهادهای امنیتی به واشنگتن ارائه دادند اشتباه از آب درآمد. در آن زمان همه این اسناد، شرایط حمله نظامی به عراق را مهیا کرد. حملهای که بعدا بسیاری از آمریکاییها آن را اشتباه قلمداد کردند.
آمریکا در عراق با چالشهای مختلفی مواجه شد و نتوانست به اهداف از پیش طراحی شده دست یابد و ناچار، استراتژیهایش مکرر تغییر میکرد. جرج بوش در جایی گفت: «ما بر این باوریم که از مسئله عراق درس گرفتهایم و نباید اشتباههایی را که در گذشته مرتکب شدهایم، تکرار کنیم. بلکه باید به گونهای حساب شده و با آرامش کار را انجام دهیم، از طریق مجرای سازمان ملل متحد عمل کنیم، با کشورهای دیگر همکاری داشته باشیم و از گذشته و اشتباههای آن درس بگیریم.
به نظر میرسد که ایالات متحده با وجود آن که هزینههای گزافی را در عراق داده، اما دستاورد جدی نداشته است و در سال 2011 با توجه به مشکلات و بحران مالی نیروهای خود را از این کشور خارج کرد. لذا عملکرد نزدیک به یک دهه آمریکا در عراق و ناکامی در تحقق اهداف، ابهامات و موانع جدی را برای تحقق استراتژی دولت اوباما در حمله به سوریه به ذهن متبادر میسازد.
درسهای عراق
از منظر مقامات آمریکایی ایجاد دموکراسی غربی در عراق، توجیهگر تلفات و هزینههای این کشور در جنگ است. اما با توجه به هزینهها و تحولات سیاسی در عراق، و روی کار آمدن دولت شیعی، نتایج حاصل با اهداف آمریکا تناسبی ندارد. به طور قطع ایجاد حکومت شیعی در ساختار سیاسی عراق، هیج سنخیتی با سیاستگذاری آمریکا در منطقه نداشته است. البته کارنامه آمریکا در طول مدت زمان حضورش در عراق، نمرات منفیای دارد که تشریح خواهد شد.
انسجام قومیتها و مذاهب در زمان صدام ولو به زور مشاهده میشد. اما بعد از حضور آمریکا، نفاق قومی و سیاسی ایجاد شد خطر تجزیه این کشور را تهدید میکند.
سیاستهای میلیتاریستی و کاربرد ابزارهای نظامی، با ایجاد دموکراسی در عراق تناسب نداشت و عراقیها را با این پرسش مهم مواجه کرد که دموکراسی با تلاشهای امنیتسازی آمریکا و تلاشهای منفعتجویانه چه تناسبی دارد.
بعد از اشغال عراق، مشکلات مربوط به تمامیت اراضی و مسائل مرزی، تاکنون حل نشده و چالشهایی را برای عراق به وجود آورده است.تحلیلگران معتقدند که آمریکائیها دیگر توان تاثیرگذاری ایدئولوژیک ندارند و متغیرهای قدرت را از دست دادهاند که شروع این مسئله از زمان حمله به عراق بوده است.
- نابودی بسیاری از زیرساختهای عراق از جمله انحلال ارتش و هرج و مرج بورکراتیک در این کشور به وقوع پیوست.
- تحریمهای سازمان ملل و جلوگیری از صادرات نفت عراق، موجب سختی اوضاع زندگی و نابودی اقتصاد و زیربنای عراق شد.
- رشد و تقویت القاعده و گروههای بنیادگرای تکفیری، از دیگر دستاوردهای حمله آمریکا به عراق است.
- آمریکا بسیار تلاش کرد تا نقش ایران را در معادلات عراق به حداقل برساند، اما با گذشت زمان پیبرد که بدون ایران نمیتواند تحولات عراق را حل و فصل کند.
- آمریکا که تا قبل از حمله به عراق با تکیه بر توان ارتش، اقتدار خود را به تصویر کشیده بود، با ناتوانی در برقراری امنیت و حفظ جان سربازان خود در مقابل بقایای رژیم صدام و القاعده، نشان داد که تا چه حد ارتش ضربهپذیری دارد.
- بسیاری از ترورها و عملیات انتحاری و بمبگذاریهای تروریستی، از زمان حمله آمریکا به عراق شروع شده است.
- در زمینه ادعای حقوق بشر، عملکرد آمریکا در اداره زندانهای عراق و برخورد با متهمین و اعمال انواع شکنجهها در زندان ابوغریب، رسوایی گستردهای را برای آمریکا به دنبال داشت.
- آمریکا به دنبال معرفی عراق به عنوان الگوی دموکراسی در خاورمیانه بود اما با گذشت زمان پس از سقوط دیکتاتور، مشکلات اقتصادی- امنیتی و جنایات سازمان یافته، دامن گیر این کشور شده است و پیوسته ادامه دارد .
- دولتی که با رای مردم عراق به قدرت رسیده است تناسبی با آرزوی آمریکا برای آینده سیاسی این کشور ندارد .
- درگیری نظامی در عراق مشکلات متعددی را برای نیروی زمینی آمریکا ایجاد کرد و فرسوده شدن بخشی از ارتش آمریکا را درپی داشت.
- کاهش محبوبیت دولتمردان آمریکا نزد افکار عمومی مردم این کشور از تبعات حمله عراق است.
- آمریکا استراتژی خود را برپایه خلع سلاح عراق از سلاحهای کشتار جمعی و مبارزه با تروریسم قرار داد اما پس از تصرف این کشور استراتژی مشخصی نداشت.
درسهای سوریه
شکافی که دولتمردان آمریکا پس از تصمیم یک جانبه خود در 19 مارس 2003 با حمله به عراق ایجاد کردند، تاکنون ترمیم نشده است. تجربه ناموفق اشغال عراق نشان داد که غرب در بنا نهادن حکومت باثبات، پس از اشغال نظامی، ناکام بوده است. باراک اوباما هم مایل نیست تجربه عراق را در سوریه تکرار کند؛ چرا که ساختارهای حکومت اسد بسیار قدرتمندتر از عراق است و این رژیم پایگاه اجتماعی و پشتیبانی قویتری دارد.
رهبر حزب کارگر انگلیس، بزرگ ترین حزب مخالف در پارلمان، در آستانه بررسی موضوع سوریه در مجلس عوام این کشور، تأکید کرد که باید از جنگ عراق درس بگیریم و مداخله نظامی در سوریه اول بدبختیهای آمریکا است. چنانچه آمریکا به سوریه حمله کند، دنیا شاهد جنایت دیگری خواهد بود که تجربه تلخ و بینتیجه عراق و افغانستان را زنده خواهد کرد و درسهای آموزندهای برای آمریکا دارد که به آن اشاره میشود.
- مردم سوریه تمایلی به حضور نیروهای آمریکایی در کشورشان ندارند.
- فرضیهای مطرح است که روش آمریکا، ایجاد بحرانهای خودساخته و سوءاستفاده از آن است. اما شرایط فعلی خاورمیانه به مثابه «یک بشکه باروت» است و آمریکا نمیتواند از این اوضاع سود ببرد.
- مداخله در یک کشور مستقل ازنظر حقوق بینالملل، نیازمند اجماع اعضای شورای امنیت سازمان ملل، تحت فصل هفتم سازمان ملل (دفاع در برابر تهدیدکننده صلح و امنیت جهانی) است که رفتار روسیه و چین در وتوی اقدامات علیه سوریه نشان داده که زمینه برای مداخله در سوریه هموار نیست.
- وضعیت سوریه به مراتب دشوارتر از عراق است و به همین دلیل مداخله نظامی برای آمریکا میتواند تبعات سنگینی درپی داشته باشد.
- حمایت قاطع مردم و افکار عمومی از بشار اسد نشان میدهد که مقایسه وی با دیکتاتور عراق، قیاس معالفارق است.
- پشتیبانی حرکت مقاومت از بشار اسد باعث تمایز شرایط این کشور با عراق شده است.
- مقاومت 30 ماهه مردم دوشادوش ارتش این کشور در پاکسازی عناصر تروریستی وضعیتی متمایز از عراق را رقم زده است.
- آمریکا مثل گذشته نمیتواند نقش ایفا کند؛ بلکه ازنظر ایدئولوژیک و تعریف جایگاه و استراتژی خود در منطقه خاورمیانه، با نوعی از پیچیدگی و سردرگمی مواجه شده است. جو بایدن معاون اول اوباما در گفتوگو با نشریه «رولینگ استون» تصریح کرد: دولت آمریکا درقبال موضوع سوریه بسیار محتاط است و علت آن، درس گرفتن از اشتباهاتی است که در حمله به عراق در سال 2003 مرتکب آنها شد.
هرگونه شروع عملیات نظامی از طرف آمریکا در سوریه، باعث به چالش کشیدن تمام زیرساختهای این کشور خواهد شد. به طور قطع وضعیت سوریه به لحاظ لجستیکی و قدرت مهار بحران، با عراق متفاوت است. لذا هرگونه ورود نظامی آمریکا در سوریه به مراتب تبعات سنگینتری نسبت به عراق خواهد داشت.
در نهایت تنها راه جلوگیری از این تراژدی، فعال شدن نیروهای ضد جنگ در دنیا و برجسته کردن راهحلهای مسالمتآمیز برای جلوگیری از جنگ است. چرا که شروع جنگ بحرانی را درپی دارد که معلوم نخواهد بود دامنه این بحران تا کجا سرایت کند. اگرچه آمریکا اذعان داشته خواهان جنگ محدود است؛ اما درصورت وقوع، گستره آن از توان آنها خارج خواهد شد و ممکن است شکست دیگری در کارنامه آمریکا ثبت گردد.