تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۹۲ - ۰۴:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۶۲۰۸۰
فارن پالیسی بررسی کرد

برندگان و بازندگان شطرنج سوریه


مترجم: مهناز امین فروغی

بخش قابل ملاحظه‌ای از توافقی که اخیرا در مورد سلاح‌های شیمیایی سوریه توسط آمریکا و روسیه به نتیجه رسید، به نفع طرفین بوده است. اما اگر این توافق عملی شود،این فلسفه زندگی وودی آلن را، با اندکی حک و اصلاح برای دیپلماسی، تایید می‌کند که موفقیت در همیشه حاضر بودن نیست بلکه در حضور به موقع است.

تمام حرف‌ها در مورد اینکه چگونه دولت اوباما می‌توانست در این پرونده به شکل قوی‌تری با مسائلی نظیر آموزش دادن و مسلح کردن مخالفان و ایجاد مناطق پرواز ممنوع پادرمیانی و نتیحه‌ای متفاوت را تولید کند، همچنان به قوت خود باقی و البته مورد بحث خواهد بود. مطرح کردن اینکه عدم تمایل رئیس‌جمهور آمریکا برای اقدامات بیشتر به از دست رفتن فرصت‌های بیشتر، فاجعه انسانی و پیروز شدن مردان بد داستان منتهی شده است نیز دیگر از پایه و اساس جدی برخوردار نیست.

اگر چارچوب جدید، یک راه حل سیاسی جدی برای بیرون آمدن از این شرایط را ارائه دهد، دلیل آن این خواهد بود که مجموعه‌ای از شرایط خاص به همراه ضرورت چنین امری را موجب شد. حمله شیمیایی صورت گرفته در 21 آگوست (30مرداد) بحرانی را ایجاد کرد که به تبع آن باراک اوباما تهدید به استفاده از نیروی نظامی کرد اما بعد تردید نشان داد. رئیس‌جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین با دریافتن نقاط ضعف و قدرت اوباما، مرکز صحنه را به دست گرفت و خود را مستقیما در پروسه‌ای که مدت‌ها از آن اجتناب کرده بود، قرار داد. چنین چیزی نشان دهنده این است که زمانی که سختی و موفقیت به یک اندازه باشد، فرصت‌های زیادی به وجود می‌آورد و تصمیمات بزرگی را در پی دارد.اگر فرض کنیم که قطار صلح ایستگاه را ترک کرده، اکنون چه کسی منفعت می‌برد؟ در اینجا نگاهی به برندگان و بازندگان این بازی خواهیم داشت:

برندگان

1. عقل سلیم و تفکر عقلانی

حتی در بهترین شرایط، حمله نظامی محدود علیه سوریه همیشه گزینه‌ای مبهم بوده است. چنین چیزی خطراتی را بدون بررسی منفعت حقیقی آن در بر دارد. چنین حمله‌ای اطمینان آمریکا به اعتبار خود را بالا می‌برد و به نوعی باعث می‌شد نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه روشن نشود. حتی این احتمال وجود داشت که حمله نظامی محدود، باعث نشود بشار اسد از سلاح شیمیایی دست بکشد و یا تعادل میدان جنگ را تغییر دهد.اکنون احتمال اینکه بشار اسد از سلاح شیمیایی استفاده نکند، بیشتر است. چرا که توجه سیاسی و دیپلماتیک مستقیما بر این مسئله متمرکز شده است. ساده‌تر بگوییم، در حال حاضر روشی برای خلع سلاح شیمیایی اسد ثابت کرده که حمله نظامی را به مراتب بیشتر ترجیح می‌دهد و دورنمای مشارکت بیشتر آمریکا در جنگ داخلی از طریق نظامی نمی‌تواند به این جنگ پایان دهد.

2.ولادیمیر پوتین

حرف درباره زمان بندی شد. ولادیمیر پوتین در بحران سوریه"فرصت‌ها را دید و از آنها به خوبی استفاده کرد."او در حال حاضر به حداقل اهداف خود دست یافته است: به مساله استفاده از سلاح‌های شیمیایی که مولود بحران شده و احتمالا دوره حکومت اسد را در معرض خطر قرار داده بود، اکنون رسیدگی شده است. اوباما به شکل یک طرفه حمله نمی‌کند و هیچ تغییر رژیمی با هماهنگی آمریکا رخ نخواهد داد(به عراق و لیبی نگاه کنید). اکنون شورای امنیت سازمان ملل متحد در حال حاضر رسما بخشی از روند خلع سلاح است و همچنین حق وتو روسیه این اجازه را به پوتین می‌دهد که از آن چه که تمایل به رخ دادن آن ندارد، جلوگیری کند.

علاوه بر این در حال حاضر پوتین به عنوان یک نیروی غالب و تقریبا مثبت در صحنه بین‌المللی دیده می‌شود. اگر این طرح عملی شود، پوتین نشان خواهد داد که راه دستیابی به موفقیت از مسکو می‌گذرد. چنین چیزی به او اجازه می‌دهد تا مراحل بعدی را عملی کند: ژنو 2 که دو راه بیشتر ندارد، یا حکومت بشار اسد پابرجا می‌ماند و یا در صورتی که به نفع روس‌ها باشد اسد به آرامی برکنار خواهد شد.

3. بشار اسد(با نگاه ویژه)

مرد بدون کشور به راحتی می‌تواند بدون سلاح شیمیایی نیز باشد. با این حال پیاده سازی مقدمات سلاح‌های شیمیایی مستلزم نگه داشتن اسد در قدرت است. در حال حاضر چنین چیزی به نفع رئیس‌جمهور سوریه است، حتی اگر دارایی‌های استراتژیک خود را از دست بدهد، چرا که از حمله نظامی اجتنناب خواهد شد.

با این حال، دو متحد اصلی اسد (جمهوری اسلامی ایران و روسیه) نمی‌توانند در مورد اینکه این قضیه به طور کامل به نفع سوریه است خوشحال باشند. نه روس‌ها و نه آمریکایی‌ها پیش شرط اسد برای جلو بردن پیشنهاد سلاح‌های شیمیایی را نپذیرفتند. همچنین مهم نیست که او حمله 21 آگوست را مجاز دانست یا خیر، با این کارش در نظرها بی‌ملاحظه، بی‌کفایت و ضعیف جلوه داده شد.

اکنون این موضوع مورد توجه است که این حمله چه تاثیری در روابط اسد با روسیه خواهد داشت؟ مسکو میلیاردها دلار در قراردادها، بدهی‌ها و تجارت آینده و یک پایگاه نیروی دریایی در سوریه سرمایه‌گذاری کرده که نام اسد بر آن هاست. اگر اسد برود، تمام این‌ها از بین خواهد رفت. همچنین اسد نمی‌تواند مطمئن باشد که مسکو چه راهی را در پیش دارد و در آینده پوتین ممکن است وسوسه شود و همراه آمریکا دست به حمله بزند.

4. اوباما به همراه جان کری (با نگاه ویژه)

به دنبال این مسئله، آیا به رئیس‌جمهور آمریکا و وزیر امور خارجه عملگرای وی به عنوان یک نابغه استراتژیک و استادان بدیع تقسیم بندی زور و دیپلماسی نگاه می‌شود؟ گمان نمی‌کنم. برای چنین تعبیری بسیار دیر شده است. عملکردهای پر از پیچش و چرخش، فراز و نشیب‌ها، شروع نادرست و توقف و تناقض در زبان و تاکتیک این دو چنین قضاوتی را غیرممکن کرده است. اما شکی نیست که این دو اکنون بهتر از زمان شروع بحران‌ها به نظر می‌آیند. به هر حال این تمایل اوباما بود (گرچه با اکراه) تا گزینه فشار و زور را روی میز بگذارد و این کنگره خود محور او (هرچند او را ضعیف نشان داد آن هم زمانی که او رای نداشت) بود که فضا را برای پوتین بازگذاشت تا ایده‌ای که قبلا مطرح شده بود باز به جریان بیندازد.

فراموش نکنیم که بحران سوریه از همان اول برای اوباما مسئله دشواری بود. تا به حال اوباما سه گزینه در رابطه با سوریه داشت که هیچ کدام از آنها مناسب نبودند:

1. در مقابل بزرگترین استفاده از سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان- از زمانی که صدام از سلاح شیمیایی علیه جمهوری اسلامی ایران و کردها استفاده کرد، هیچ اقدامی انجام ندهیم.

2. ایجاد یک استراتژی جامع نظامی، از جمله مسلح کردن شورشیان مخالف با سلاح‌های خطرناک.

3. پیش گرفتن راه میانه که در آن حمله نظامی محدود مدنظر قرار گیرد.

اکنون اوباما گزینه چهارمی هم دارد: اجتناب از اقدام نظامی، شاید خلع سلاح شیمیایی اسد، تضعیف وی و شاید همکاری با روس‌ها و شروع فرآیندی گسترده‌تر برای پایان دادن به جنگ داخلی.

5. جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران یافتن راه حلی برای بحران سلاح‌های شیمیایی را به مراتب به حمله نظامی ترجیح می‌دهد. این موضوع که مخالفت کنگره با اقدام نظامی آمریکا در سوریه، ایران را به باور این موضوع که اوباما علیه برنامه هسته‌ای این کشور اقدامی نخواهد کرد، نزدیک می‌کند، امریست غیرقابل پیش بینی. اما تهران- که با توجه به استفاده عراق از سلاح شیمیایی علیه ایران در دوره جنگ دو کشور، علاقه‌ای به سلاح شیمیایی ندارد- فعالیت‌های زیادی برای حفظ تعادل نظامی به نفع بشار اسد انجام داده است. این معامله سیاسی مردان دمشق را در قدرت نگاه می‌دارد. علاوه بر این، ایران نیز مانند روسیه نگران تاثیر حملات مکرر است. زمانی که حمله نظامی کلید بخورد، فشار و حتی توقعات برای اقدام آمریکا بالا می‌رود. در حال حاضر دیگر چنین نگرانی وجود ندارد.

بازندگان

1- اپوزیسیون سوریه

برای مخالفان اسلامگرای میانه رو، خلع سلاح شیمیایی اسد حتما خبر خوبی است. اما احتمالا مخالفان اسد امیدوار بودند که حمله نظامی آمریکا چنین هدفی را به اجرا برساند. جای تعجب نیست که پس از آن رئیس شورای نظامی سوریه چارچوب جدید آمریکا- روسیه را مردود شمرد. این معامله سیاسی با روس‌ها، هرگونه امیدواری در رابطه با این که دولت اوباما به زودی به نجات مخالفان می‌رود را منتفی می‌کند و همچنین بازگشت به این واقعیت دردناک که در صورتی که گام بعدی روندی برای از سر گیری روند ژنو باشد، جناح‌ها باید بر اختلافات فائق آیند را مطرح می‌کند. تمام این‌ها در میان مخالفان این نگرانی حقیقی را ایجاد می‌کند که اسد فقط مشکل نیست بلکه هر لحظه بیشتر به بخشی از راه حل تبدیل می‌شود.برای مخالفان دیپلماسی باید تنها یک نتیجه داشته باشد: اسد برود و مسئول اقداماتش باشد. اما چنین گزینه‌ای روی میز نیست!

2- عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس

دیگر بازندگان روشن این داستان عربستان سعودی و قطر هستند که با توسل به جنگ نیابتی به شدت از مخالفان حمایت کردند. برای آن‌ها این مبارزات فرقه‌ای نیروهای تاریکی شیعه را علیه نیروهای روشنایی به جنگ می‌اندازد: نسخه اسلام سنی آنها. آشکار است که ناکامی آمریکا برای حمله به اسد و همچنین حامیان ایرانی وی خبر خوبی نیست. حضور پوتین در شورای امنیت سازمان ملل متحد، جایی که او می‌تواند برجا ماندن اسد را اطمینان دهد خود نیز یک مشکل است. برعکس، عربستان سعودی، مانند اسرائیل، به طور خاص نگران است که چنین چیزی اوباما را زمانی که وقت رسیدگی به پرونده هسته‌ای ایران می‌رسد در تنگنا قرار دهد.

با لیستی بلند از برندگان فرضی، جای تعجب نیست که این پرونده به این شکل جمع و جور شود. روشن است که این شکل از رسیدگی به پرونده سوریه نمی‌تواند نظر همگان را جلب کند اما به نظر می‌رسد که پشتیبانی به اندازه کافی وجود دارد و فرصتی می‌دهد تا این سرمایه‌گذاری جواب دهد- تا زمانی که کسی بیش از حد انتظار نداشته باشد و اسد بازی را به خاطر پول عوض نکند-. کلید این معامله، انتظارات معقول و منطقی است. و در رابطه با مابقی این منطقه پرآشوب و ناکارآمد، به راه حل، معامله و تحول فکر نکنید، به نتیجه بیاندیشید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات