زهرا عباسی
وقوع انقلابهای عربی در منطقه خاورمیانه که به بیداری اسلامی منجر شد سبب بروز تحولات گستردهای در این منطقه مهم و استراتژیک شد. سه دولت در شمال آفریقا سرنگون شدند و اخوانیها که سالها در تبعید و زندان بودند به قدرت رسیدند.
با این حال به فاصله یک سال مخالفت با دولتمردان جدید تحت عنوان جنبش تمرد این بار از مصر بالا گرفت، چنان که مرسی بازداشت شد و ترکیبی از سیاستمداران پیشین و جدید بدون حضور اخوانیها قدرت را در دست گرفتند. طرفداران اخوانالمسلمین بیش از یک ماه است که در سراسر مصر به خیابانها آمده و خواستار بازگشت مرسیاند، با کمی تاخیر حوادث مصر به نوعی در تونس نیز تکرار شده است و در هفتههای گذشته شش نماینده مجلس موسسان قانون اساسی در اعتراض به کشته شدن «محمد البراهمی» دبیرکل جنبش الشعب استعفا داده و خواستار انحلال این مجلس و پایان دولت «المرزوقی» شدند. این اقدام «مصطفی بن جعفر» رئیس مجلس موسسان را وادار به تعلیق فعالیتهای آن کرد.
متعاقب این وقایع سازماندهندگان جنبش تمرد اعلام کردند حدود یک میلیون و 600 هزار امضا برای تحقق خواستههای خویش جمعآوری کردهاند.
به نظر میرسد با توجه به سرنوشت محمد مرسی رهبران جنبش النهضه که حزب اسلامگرای آنان قرابت فراوانی با اخوانیها در مصر دارد از وقایع آن کشور درس گرفته و لذا پس از این اتفاقات «راشد الغنوشی» از رهبران برجسته این حزب که دولت تونس را در اختیار دارد از آمادگی النهضه برای برگزاری همهپرسی در تونس خبر داد.
گذشته از آنچه در تونس و مصر میگذرد همه ناظران مسایل منطقه از تغییر ذائقه سیاسی مردم این کشورها در این مدت کوتاه شگفتزده شدهاند، برخی علت را افراط و تفریطهای اخوانیها و بیتوجهی آنان به معیشت مردم میدانند.
در مصر در مدت کمتر از یک سال قیمتها چند برابر شد و فشار بر طبقات ضعیف افزایش یافت، مرسی پس از پیروزی گفت، رئیسجمهور همه مردم مصر است و اما در عمل تنها از متحدان خود حمایت کرد.
اخوانیها به جای حرکت در مسیر یک انقلاب اسلامی به روشهای سنتی دولتمداری روی آوردند و ساختار رژیم گذشته از جمله ارتش آمریکایی مصر دست نخورده باقی ماند.
مرسی برای بهبود اوضاع اقتصادی مصر به کمکهای آمریکا، عربستان و قطر روی آورد و حال آنکه باید میدانست آمریکا، اتحادیه اروپا و سران مرتجع عرب اصلیترین دشمنان انقلاب مصر هستند و کمکهای مالی آنان در بازگرداندن مصر به اردوگاه غرب بدون چشمداشت نیست.
اخوانیها امروزه تاوان اعتماد به آمریکا و نرمش با اسرائیل را میپردازند و این در حالی است که جنبش تمرد حرکت عظیمی به منظور مخالفت با پذیرش حمایتهای آمریکا و ممانعت این کشور در امور داخلی مصر و همچنین لغو توافقنامه صلح بین مصر و رژیم صهیونیستی به راه انداخت.
جنبش تمرد همچنین اعلام کرد به هیچ وجه حاضر به آشتی با اخوانیها نیست و جنبشهای مردمی به گروههایی که به اراده مردم احترام نمیگذارند و حمایت از گروههای تروریستی و حامیانشان را در پیش گرفتهاند اعتنایی نمیکنند.
طرفداران جنبش تمرد تاکید دارند که باید راه انقلاب ادامه پیدا کند و انقلاب به مسیر خود بر اساس نقشه راهی که اعلام شده ادامه دهد. به هرحال شرایط کنونی مصر و درگیری میان مخالفان و طرفداران مرسی مدت زیادی نمیتواند ادامه یابد و قتل عام مردم از سوی ارتش قابل دوام نیست با وجود این نظامیان و در راس آنها ژنرال السیسی تلاش میکنند از گروهها و احزاب و جریاناتی نظیر تمرد برای مقابله با تظاهرات اخوانیها استفاده کنند تا در نهایت کشتار را به حساب درگیری دو بخش از مردم با یکدیگر بگذارند.
جنبش تمرد در کشورهای دیگر منطقه نیز به همین صورت شکل گرفته است، همان گونه که در آغاز شکلگیری انقلابهای عربی در شمال آفریقا و منطقه، مصر به عنوان الگویی برای عربنشینهای کوچک مطرح شد و دومینوی سقوط پادشاهان عرب یک به یک اتفاق افتاد، اکنون پس از کنار گذاشتن مرسی رئیسجمهور مصر این الگوبرداری کشورهای عرب ممکن است به عنوان خطری جدی برای دولتهای حاکم مطرح شود به ویژه آنکه ظهور پدیده جنبش تمرد در این کشورها زنگهای خطر را به صدا درآورده است.
جنبش تمرد در مغرب برای براندازی دولت اسلامگرای این کشور فراخوان داده است و در حال جمعآوری امضا علیه دولت است.
این جنبش به تقلید از جنبش تمرد مصر که رئیسجمهوری این کشور را برکنار کرد قصد دارد نخستوزیر نظام پادشاهی مغرب را که از سوی اسلامگراها حمایت میشود از قدرت خلع کند، سیاستهای اقتصادی نادرست دولت کنونی مغرب مهم ترین دلیل این فراخوان اعلام شده است.
حزب ملیگرای «الامه» سودان هم اعلام کرده که کمپینی را برای جمعآوری امضاهایی برای سرنگونی نظام عمر البشیر آغاز کرده است.
عبدالجلیل پاشا یکی از رهبران حزب الامه اعلام کرد که به زودی این کمپین حرکت اعتراضی خود را آغاز خواهد کرد و از مردم خواست به جنبش تمرد بپیوندند.
در تونس هم ائتلاف احزاب چپگرای تونس موسوم به جبهه خلق که مخالف دولت این کشور است در بیانیهای خواستار سرنگونی دولت کنونی تونس و تشکیل دولت نجات ملی شده است.
تونس در شرایط حاضر در مرحله تصویب قانون اساسی قرار دارد و تا پایان روند تصویب قانون اساسی مدت زیادی باقی نمانده است. در واقع تونس در مرحله نظامسازی قرار دارد و به محض تصویب قانون اساسی باید زمینههای تشکیل دولت دائمی فراهم شود و دولت موقت کنونی جای خودش را بر مبنای قانون اساسی به یک دولت دائمی منتخب مردم بدهد.
اما اتفاقی که در تونس رخ داده درست شبیه به این است که توقعات مردم از دولت انتقالی و دولت موقت به اندازهای افزایش یافته که حتی از توقعات متعارف در دیگر کشورها نسبت به دولتهای دائمی و مستقر هم بالاتر رفته و مردم تونس مثل مردم مصر توقع دارند که دولت موقت همه مسائل و مشکلات از جمله مشکلات اقتصادی را در فاصله یک سال حل کرده باشد.
علت اصلی شکلگیری جنبش تمرد در تونس نیز همین بوده است اما از سوی دیگر، در تونس به رغم تصویب قانون اساسی از جانب مردم باز هم احزاب لائیک درصدد توقف روند بیداری اسلامی هستند و شرایط کنونی این کشور را به چالش میکشند و این یکی از دلایل مهم آشفتگی اوضاع تونس است.
در بحرین نیز با تاسی از جنبش تمرد مصر، جنبشی با همین نام با هدف سرنگونی نظام آلخلیفه شکل گرفته است. این جنبش تازهتاسیس از مردم خواسته تا در تظاهرات گسترده علیه رژیم آلخلیفه مشارکت فعال داشته باشند و با حضور خود پایههای این نظام را متزلزل کنند.
جنبش تمرد بحرین تاکید کرده است که هدف این جنبش شورش در برابر ظلم حاکمان است که قوانین ظالمانهای را علیه مردم وضع کردهاند.
جمعیت الوفاق اسلامی بحرین که بزرگترین جنبش شیعی مخالف رژیم آلخلیفه در بحرین است با استقبال از تاسیس جنبش تمرد اعلام کرد این جمعیت از هرگونه جنبش مسالمتآمیز حمایت خواهد کرد.
از زمان آغاز تحرکات جنبش تمرد در بحرین خاندان آلخلیفه به هراس افتاده چرا که این جنبش نشان داد ابتکار عمل را در دست دارد و مردم از این جنبش حمایت کردهاند.
رژیم آلخلیفه هیچ جایگاهی در میان ملت بحرین ندارد و هرگونه اقدامات اعتراضی ولو به صورت مسالمتآمیز لرزه بر پیکر این رژیم نامشروع وارد میسازد.
فعالان انقلابی بحرین معتقدند که جنبش تمرد لرزه بر اندام آمریکا و انگلیس نیز انداخته است.
با اینکه جنبش تمرد بحرین اعلام کرده گزینه مسالمتآمیز گزینه راهبردی این جنبش است و مردم خواستار تحقق مطالبات برحق و قانونی خود هستند لیکن رژیم آلخلیفه از ابتدای تشکیل این جنبش در مقابل آن حالت تدافعی به خود گرفته و پایتخت و بسیاری از شهرها و روستاها این کشور را به پادگان نظامی تبدیل کرده است.
در لیبی نیز احزاب حاکم نسبت به سرایت تمرد از مصر و کشورهای دیگر احساس نگرانی کردهاند.
در لیبی صفحههای جدیدی در شبکههای اجتماعی تحت عنوان «تمرد لیبی برای سرنگونی احزاب» ایجاد شد که خواستار انحلال احزاب و شبه نظامیان مسلح حاکم در این کشور شدند.
فعالان لیبیایی بر این باورند که رقابت میان دو حزب ائتلاف گروههای ملی و حزب عدالت و سازندگی شاخه سیاسی اخوانالمسلمین برای رسیدن به قدرت باعث شده است که فعالیت کنگره ملی لیبی فلج شده و تدوین قانون اساسی به تاخیر افتد.
این دو حزب یکدیگر را به استفاده از شبهنظامیان برای تحکیم موقعیت خود در قدرت متهم میکنند.
منابع کویتی در این کشور نیز از ظهور پدیده تمرد پس از حضور موفق آن در مصر و خودنمایی در بحرین و کشورهای دیگر خبر دادهاند.
در برخی از خیابانهای کویت عبارت «تمرد الکویت» به چشم میخورد و این مسئله نشاندهنده آغاز شورشهای مخالفان همانند دیگر کشورها است.
در شبکه اجتماعی این کشور نیز این عبارت فراوان به چشم میخورد و مقامات کویت نسبت به ظهور این پدیده در کویت هشدار دادهاند.
نسیم تمرد به ترکیه نیز رسیده است و این کشور هم از این پدیده عقب نمانده است.
خبرگزاری فرانسه در گزارشی از آنکارا به قلم «فولیا اوزرکان» نوشت، با سقوط محمد مرسی رئیسجمهور مصر دولت اسلامگرای محافظهکار ترکیه یکی از متحدان ممتاز خود در منطقه را از دست داد و شاهد کمفروغ شدن الگوی دموکراتیکی شد که مدعی بود به جهان عرب ارائه میکند.
این در حالی است که نخستوزیر ترکیه به عنوان یکی از منتقدین جدی برکناری محمد مرسی از اینکه واکنش غرب به این کودتا تا به این حد با بیاعتنایی و بیتوجهی همراه بود ابراز شگفتی کرد و گفت که کشورهای غربی در بیان این موضوع که در مصر کودتا رخ داده ناکام ماندهاند.
به هر صورت هرچند ساختار جنبشهای تمرد در کشورهای مختلف متفاوت است اما این جنبشها به عنوان جبهه مخالفان دولتها و نظامهای پادشاهی در کشورهای عربی فعالیت خود را آغاز کردهاند.
تحلیلگران معتقدند پیدایش پدیده تمرد در خاورمیانه به این دلیل است که حکومتهای وابسته و دیکتاتور نمیتوانند در مقابل خواست ملتها مقاومت کنند.