روابط ایران – آمریکا، سرانجام، در نقطه عطف قرار گرفته است. من برای سال ها، از طریق صدها سخنرانی و مقاله، از لزوم پایان دادن به سیاست تغییر رژیم آمریکا و پرهیز از زبان تهدید و تحقیر ایران سخن گفته ام. تاکید باید بر ارائه جزئیات یک دستور کار عظیم برای احیای روابط دوجانبه بر مبنای احترام و منافع متقابل باشد. در پرونده هستهای، یک راه حل صلح آمیز بر مبنای چارچوب معاهده منع اشاعه هستهای ( ان پی تی) و عملیاتی کردن فتوای رهبری در مورد ممنوعیت تولید، ذخیره و استفاده از تسلیحات کشتار جمعی – شامل تسلیحات هستهای – است.
باراک اوباما و حسن روحانی، روسای جمهور آمریکا و ایران، فرصت ملاقات برای گفت و گوی دوجانبه را در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل از دست دادند. برخی برنامه ریزیها و زمان ناکافی، از جمله دلایل انجام نشدن این ملاقات عنوان شده است. البته این گام رو به عقب چندان دوام نیاورد چرا که اندکی بعد، محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران و جان کری، همتای آمریکایی او ملاقات کردند و سپس گفت و گوی تلفنی اوباما و روحانی انجام شد. چنین رویدادهایی در تاریخ روابط ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی بی سابقه بوده است.
اراده دو رئیس جمهور حاکی از تمایل آنها برای پایان دادن به بیش از سه دهه خصومت ورزی بین دو کشور است. این دو رویداد تاریخی ، مفاهیم عظیمی نه تنها برای از سرگیری روابط ایران – آمریکا، بلکه برای صلح و ثبات خاورمیانه دارد. باتوجه به ربع قرنی که در خصوص روابط ایران و غرب کار کرده ام، جای تردیدی وجود ندارد که سخنرانی اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل، مثبت ترین سخنرانی یک رئیس جمهور آمریکایی در مورد ایران از زمان انقلاب اسلامی تا کنون بود. این نخستین باری بود که رئیس جمهور آمریکا، ایران را تهدید نکرد و دهها هزار ایرانی که به دنبال استفاده صدام از تسلیحات شیمیایی مسموم شدند را مورد توجه قرار داد.
او به دلایل تاریخی به بی اعتمادی عمیق ایرانیان نسبت به آمریکاییها و به خصوص نقش آفرینی در کودتای 28 مرداد اشاره کرد که موجب سرنگونی دولت مصدق در دوران جنگ سرد شد. در مورد موضوعات دوجانبه، اوباما احیای روابط با ایران بر مبنای منافع و احترام دوجانبه را پیشنهاد داد و به این ترتیب به طور روشن خود را از سیاست سنتی تغییر رژیم آمریکا جدا کرد. همچنین بخش هستهای این سخنرانی نیز لحنی آشتیجویانه داشت و او حق مردم ایران در انرژی صلح آمیز هستهای را به رسمیت شناخت. در عین حال اوباما به فتوای رهبری در مورد ممنوعیت اشاعه تسلیحات هستهای اشاره کرد.
اوباما گفت جان کری را مامور کرده تا راهی برای حل مساله هستهای ایران و ایجاد روابط جدید با این کشور بیابد که برای منطقه و جهان خوب خواهد بود. روحانی به طور ماهرانهای این تغییر بزرگ در موضع واشنگتن را درک کرد و در واکنش به رویکرد تاریخی اوباما گفت: ما میتوانیم به چارچوبی برای مدیریت اختلافات مان دست یابیم. این یک نشانه روشن از آمادگی تهران برای تقویت روابط دوجانبه با آمریکا به شمار میرود. اکنون مساله کلیدی برای دو طرف این است که آیا آنها میتوانند به توافق برسند یا اینکه با مانع تراشی از جانب پایتختهای خود مواجه خواهند شد.
در جریان مذاکرات هستهای دولت خاتمی با انگلیس، فرانسه و آلمان ( 2005 – 2003)، زمانی که روحانی مسئولیت تیم مذاکره کننده هستهای ایران را بر عهده داشت، تهران اقدامات زیادی را برای حل مجادله هستهای انجام داد. ایران با نشان دادن بیشترین میزان شفافیت به عنوان یک عضو ان پی تی، موافقت کرد. همچنین تهران اعلام کرد با اقدامات اعتماد ساز به منظور تضمین ماهیت صلح آمیز برنامههای هستهای اش موافق است. علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور اسبق و صدر اعظم وقت آلمان، مکالمههای تلفنی دورهای داشتند که تاثیر مثبتی برای مسائل دوجانبه، منطقهای و بین المللی داشت.
رهبری، به عنوان تصمیم گیرنده نهایی، از رئیس جمهور و تیم مذاکرهای او در مورد موضوعاتی نظیر شفاف سازی و اقدامات اعتمادساز حمایت کردند. اما در نهایت ایران و همتایان اروپایی اش نتوانستند به توافق نهایی برسند، چرا که ایالات متحده به نادیده گرفتن حقوق قانونی ایران به موجب پیمان ان پی تی ادامه داد. جک استراو، وزیر خارجه سابق انگلیس در جولای 2013 به بی بی سی گفت: ما به جایی رسیده بودیم اما سپس داستان پیچیده شد. آمریکاییها به واقع زیر پای خاتمی را خالی کردند و کاری کردند که نمیخواستند. اکنون زمان برای دو طرف فرارسیده تا به منظور دستیابی به یک توافق اقدامات قاطع و تدریجی انجام دهند.
با دانشی که در مورد سیاست خارجی ایران دارم، مطمئن هستم که حاکمیت ایران متحد خواهد بود و میتواند بیشترین سطح شفافیت و اعتمادی سازی در مورد صلح آمیز بودن اهداف هستهای جمهوری اسلامی را انجام دهد. اما پرسش ایرانیان این است که آیا اوباما میتواند اعضای بدبین کنگره را برای به رسمیت شناختن حقوق هستهای ایران طبق پیمان ان پی تی متقاعد کرده، از اعمال تحریمهای بیشتر بپرهیزد و حتی به توافقی برای لغو تحریمها دست یابد؟ هرچند مساله هستهای از اولویتهای کری و ظریف است، وزرای خارجه باید در مورد موضوعات مهم دیگر مانند ، سوریه، عراق، افغانستان و تندروی در منطقه مذاکره کنند.
کلید موفقیت، مذاکره در خصوص مسائل مورد مجادله ، حین پیشرفت در اقدامات تدریجی در زمینه منافع مشترک است. زمانی که سفیر ایران در آلمان بودم، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور سابق و صدر اعظم وقت آلمان، مکالمههای تلفنی دورهای داشتند که تاثیر مثبتی برای مسائل دوجانبه، منطقهای و بین المللی داشت. خاورمیانه در آشوب است و در آستانه جنگ شهری و درگیریهای فرقهای قرار دارد. ایالات متحده به عنوان یک بازیگر بین المللی و ایران به عنوان یک بازیگر بزرگ منطقهای ؛ برای ایجاد صلح، ثبات و امنیت در خاورمیانه و فراتر از آن مسئولیتهای تاریخی دارند. اوباما و روحانی از ظرفیت همکاری بیشتر برخوردارند.
آنها باید محکم و متمرکز باقی بمانند تا محتوای مذاکرات مثبت ایجاد شود. اوباما در 30 سپتامبر گفت که هیچ گزینهای ، شامل گزینه نظامی را از روی میز حذف نمیکند. این موضع گیری موجب شد در تهران، بار دیگر حسن نیت آمریکا در مذاکرات زیر سوال برود. دو رئیس جمهور باید گفت و گوی تلفنی دورهای داشته باشند و ملاقات وزرای خارجه خود به منظور مشورت در خصوص مسائل دوجانبه، منطقهای و بین المللی را بپذیرند. آنها همچنین باید لزوم تعامل با دیگر بازیگران منطقهای و بین المللی شامل اروپا، روسیه، چین؛ هند، ژاپن، ترکیه، عربستان سعودی، عراق و مصر را درک کنند.
در این روند باید از گرفتار شدن در دام گروههای بدبین در آمریکا و ایران و هر جای دیگری پرهیز کرد؛ گروههایی که همچنان با تفکر قدیمی مملو از بی اعتمادی و خصومت سرگرم هستند و فرصت ایجاد شده برای حل مساله هستهای را نادیده میگیرند. تحولات اخیر در روابط ایران– آمریکا میتواند به شکل مثبتی روابط دوجانبه را تحت تاثیر قرار دهد، اما این موضوع نباید بر دیگر مسائل مهم سایه افکند. تیم سیاست خارجی روحانی باید علاوه بر روابط ایران – آمریکا، تعامل مداومی با کشورهای کلیدی منطقه و جامعه بین المللی داشته باشد. این رویکرد تضمین میکند که ایران در جبههای چندگانه فعال است که هر یک در تقویت روابط و کمک به حل مسائل ملی، منطقهای و بین المللی ، موثر است.