ارتش سوریه شانزدهمین ارتش جهان از حیث تعداد و دومین ارتش پس از ارتش مصر در میان کشورهای عربی است.ارتش سوریه در شماری از جنگهای صورت گرفته علیه رژیم صهیونیستی مشارکت داشت که میتوان به جنگ 1948 و جنگ 1967 و جنگ اکتبر سالهای 1973 و 1974 اشاره کرد. همچنین ارتش سوریه در مقابله با تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به لبنان در سال 1982 نیز مشارکت داشت .زرادخانه ارتش سوریه از اتحاد شوروی وپس از فروپاشی این کشور،ازروسیه وچین وایران تامین میشودکه موشکهای«اسکاد–اس»، «اسکاد – د»، موشکهای «اس –300»،ضد جنگندهها و میگهای 31 و شمار زیادی تانک و سلاحهای مختلف را در برمیگیرد.
تقسیمات اداری و کشوری
سوریه دارای حکومت مرکزی و مقر حکومت آن شهردمشق است. این کشور هم اکنون به 14 استان تقسیم شده و هر استان به چندین منطقه تقسیم میشود و مسئولیت رابطه بین استانها و حکومت مرکزی از یک سو و حکومت و استانها از سوی دیگر، برعهده وزارت «امور محلی» است. 14 استان سوریه عبارتند از: استان«الحسکة»-استان«دیرالزور»-استان«الرقه»-استان«حلب»-استان«ادلب»-استان«لاذقیه» - استان «طرطوس» - استان«حماه» - استان«حمص»-استان«دمشق»-استان«ریف دمشق»-استان «سویداء» - استان«درعا» واستان«القنیطره».
سوریه و بحران
در اینجالازم است به بیان حقایق نهفته در پس بحران سوریه وواقعیتهایی که هم اکنون با آن مواجه است وبحرانی که کشوررادرمینوردد ویکپارچگی ووحدت جغرافیایی و جمعیتی آن را تهدید میکند،پرداخت.
جنگی که هم اکنون درسوریه درجریان است،محدود به خواستهها ومطالبات اصلاح طلبانه ودمکراتیک، آنگونه که رسانههای غربی و رژیمهای عربی آن را اشاعه میدهند، نمیشود.از زمان آغاز بحران در پانزدهم مارس 2011 و پس از حوادث «درعا»، برخی این بحران و حوادث را فرصتی برای تسویه حسابهای قدیمی خود با نظام سوریه وبرخی دیگرآن را فرصتی برای ایجاد سوریهای غیرازسوریه کنونی یافتند که حامی غرب ومخالف مقاومت باشد وبا تضعیف سوریه کنونی وبراندازی نظام حاکم بر آن، این کشورراازمعادلات منطقهای خارج کنند و بهترین اقدام در این راه،وارد کردن و درگیرکردن این کشوردرجنگی است که هم مردم وهم ارتش سوریه در آن درگیرشوندواین محورطرح آمریکا در منطقه برای تشکیل خاورمیانه جدید آمریکایی – صهیونیستی است.
هدف شوم
شاید یکی از حقایق تلخ درباره سوریه این باشد که این کشور درگیر بحران مسلحانهای شده که مهمترین هدف آن از بین بردن زیرساختهای کشوری است که در تاریخ نوین عربی، اولین وحدت عربی را با مصر بنیان نهاد و به همراه این کشور با تجاوز سه جانبه رژیم صهیونیستی در سال 1956 مقابله کرد که با انقلاب آزادسازی الجزایر از استعمار فرانسه همراه بود و از آغاز نزاع فلسطینی - اسرائیلی رو در روی اشغالگران صهیونیست ایستادگی کرد و تجلی مقاومت در قلب محور مقاومت، به خصوص پس از خروج مصرازجمع کشورهای عربی پس از امضای معاهده کمپ دیوید با اسرائیل و تخریب برنامهریزی شده عراق به شمار میآید.
بدون تردید فشاری که به سوریه وارتش این کشورازدوسال پیش وارد شده و همچنان وارد میشود، باید از همان ماههای اول بحران منجر به سرنگونی نظام این کشور میشد، اما بیش از دو سال ازاین بحران میگذرد ونظام سوریه با وجود تمام توطئههاوچالشها همچنان پابرجاست.از زمان آغاز بحران سوریه که با حوادث «درعا» در 15 مارس 2011 آغاز شد و تاکنون ادامه دارد، آشکار شده که اوضاع در سوریه به سمت بحران و تنشی سازمان یافته و از پیش برنامهریزی شده پیش میرود و با وجودی که رهبران این کشور به بر حق بودن برخی از خواستهها و مطالبات تظاهرکنندگان در آغاز بحران و وجود اشتباهاتی در سطح سیاسی اعتراف و اعلام کردند که آماده مذاکره وگفتوگو با معارضان و انجام تغییرات و اصلاحات هستند، اما روند امور در این کشور همچون گلوله برفی شده که هرچه غلت میزند، بزرگتر میشود و دامنه تخریب آن نیز افزایش یابد و این موضوع پس از پای گذاشتن طرفهای خارجی چه منطقهای و چه بین المللی به بحران و تاکید آنها بر قطع ارتباط سوریه با محور مقاومت، نمود بیشتری پیدا کرد.
این وضعیت را نظام سوریه و همپیمانانش در منطقه وعرصه بین المللی درک کرده و گزینه مقابله با چالشها را بر تسلیم ترجیح دادند، اگرچه در این راه نظام سوریه در کنارمقابله با چالشها، گامهای اصلاحی متعددی نیز برداشت که از جمله آنها میتوان به تصویب قانون جدید برگزاری انتخابات پارلمانی و محلی اشاره کرد که برای نخستین بار معارضان نیز در آن شرکت کردند.
اما این اقدامات رضایت طرفهای معارض و طرفهای منطقهای وبین المللی حامی آنهارا جلب نکردوبه همین دلیل این طرفها با روی آوردن به رسانهها، حملات رسانهای و تبلیغاتی بیسابقهای علیه نظام سوریه به راه انداختند تا در کنارآن، فشارهای دیپلماتیک عربی و بین المللی را نیزآغاز کنند که بارزترین نمود این فشارها، تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب و دادن کرسی این کشور در این اتحادیه به کمیته موسوم به «ائتلاف معارضان سوریه» بود،در حالیکه روسیه و چین و اعضای گروه«بریکس» توانستند با تلاشهای صورت گرفته برای منزوی کردن سوریه در عرصه بینالمللی، مقابله کنند.
ویژگی های مهم
اگر سوریه دارای ساختار سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی یکپارچه و منسجمی نبود - علی رغم وجود برخی شکافها در آن – هیچگاه نمیتوانست در برابر این فشارها مقاومت کند.در این ارتباط، «خلف المفتاح»، معاون وزیر اطلاع رسانی سوریه میگوید: «نظام و نهادها و دستگاههای آن در سوریه صد درصد سوری هستندونشانی ازدخالت عوامل خارجی درآنها مشاهده نمیشود.به عبارتی،هیچ یک از نهادها و دستگاههای حکومتی از عامل خارجی تأثیر نپذیرفتهاند، چون اگر توسط عوامل خارجی تشکیل شده بودند، بدون تردید فرو میپاشیدندوچون ساخته و پرداخته داخل هستند، بنابراین هویت خود را حفظ کردند».
مفتاح تأکید میکند: «رهبران سوریه توانستند بازی سیاسی و بحران جاری کشور را با حکمت و تدبیربالامدیریت کنندوثبات روانی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه وتوانمندیهای وی در دادن ارزش بیش از پیش به عوامل نظامی و اجتماعی ودرکناری، اقتدار وی جهت تسلط بر بازیهای بین المللی و منطقهای، موجب شد تا بتواند، حمایتهای منطقهای و بین المللی رابه طرف خودجلب و به سودخود بسیج کند و به این طریق با ایجاد نوعی توازن میان دشمنان ودوستان سوریه درعرصه بین المللی ومنطقهای وداخلی،نظام سوریه را از سقوط نجات داد.»مهمترین عواملی که کمک کرد تا سوریه دربرابراین بحران مقاومت کند، میتوان درموارد زیرملاحظه کرد:
- درک این نکته که چگونه و به چه طرفی در خارج باید تکیه شود.
- ندادن اجازه به اجرای توطئههای خارجی و افشای آنها پس از هر بار ناکام ساختن و شکست دادن آنها.
- شخصیت بشار اسد که درداخل منفور نیست.
- راه حلهای جایگزین ارائه شده توسط طرفهای خارجی، راه حلهایی معقول ومنطقی ومنطبق با خواستهها و مطالبات مردم سوریه نبودند.
- انسجام و یکپارچگی ساختار نظامی، سیاسی و اقتصادی.
- محبوبیت گسترده نظام وحفظ جایگاه وموقعیت خوددرمیان مردم سوریه براساس آمارهاوگزارشهای غربی و عربی. ادامه دارد...