تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۲ - ۰۷:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۶۲۲۴۲

رسانه‌های غربی و رؤیای آزادی (بخش اول)

زهرا بزرگ‌زاده شهدادی - مقدمه: مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1993 میلادی، روز «سوم ماه مه» را به عنوان روز جهانی آزادی مطبوعات به رسمیت شناخت و آن را با اکثریت آراء تصویب کرد. این روز به منظور پاسداری از اصول اساسی آزادی مطبوعات، ارزیابی آزادی مطبوعات در سراسر جهان، دفاع از رسانه‌ها در برابر حملاتی که استقلال آن‌ها را نشانه می‌گیرد و همچنین ادای احترام به روزنامه‌نگارانی که جان خود را هنگام انجام وظیفه حرفه‌ای ازدست داده‌اند، بنیان نهاده شده است. بررسی‌های به عمل آمده در حوزه رسانه‌ها و مطبوعات کشورهای غربی نشانگر این واقعیت است که آزادی رسانه‌ها در غرب و به ویژه در آمریکا و انگلستان به شدت تحت‌الشعاع مقاصد سیاسی و اعمال فشار برای اطاعت از مطامع دولتی قرار دارد و آزادی بیان و آزادی رسانه‌ها در این کشورها با اعمال نفوذ دولت‌ها و در اختیار گرفتن رسانه‌ها، به شدت تهدید شده است. براساس آخرین نظرسنجی انجام شده، در افکار عمومی جهان در مورد اهمیت وجود آزادی مطبوعات، اختلاف نظر وجوددارد. در بیشتر کشورهایی که نظرسنجی در آن‌ها انجام شده، آزادی رسانه‌ها مهم‌تر از ثبات اجتماعی تلقی شده است. در آمریکا، انگلستان و آلمان، تنها حدود 29 درصد از مصاحبه‌شوندگان فکر می‌کردند که رسانه‌های کشورشان در کار گزارش‌دهی، دقیق هستند.

شاخص‌های تعیین میزان آزادی مطبوعات

مطبوعات از «با نفوذترین وسیله‌های انتقال ارزش‌ها» در جهان هستند و معرفی‌کننده الگوی نقش‌ها، دیدگاه‌ها و چگونگی روی آوردن به ارزش‌های فرهنگی بوده و در ساختن جامعه نقشی حیاتی دارند. به طور کلی موضوع آزادی مطبوعات، زیرمجموعه مفهوم وسیع‌تری تحت عنوان آزادی بیان است و آزادی بیان هم به نوبه خود از شعبه‌ها و شقوق آزادی‌های فکری و معنوی محسوب می‌شود.

مفهوم آزادی مطبوعات در معنای خاص یعنی نشر آزاد روزنامه‌ها، نشریات، جراید و ... بدون هیچ‌گونه محدودیت و نظارت قبل از انتشار و همچنین مصونیت از توقیف یا تعطیلی خودسرانه بعد از انتشار. برخورداری اصحاب جراید از حمایت‌ها و تضمین‌های ویژه قضایی، به هنگام تحقق مسئولیت‌های قانونی ناشی از انتشار متون واجد وصف مجرمانه هم، از جمله اجزای مفهوم آزادی مطبوعات است. به این ترتیب آزادی مطبوعات قلمرو وسیعی را از پیش از انتشار تا پس از آن شامل می‌شود.

تقریباً همه نظام‌ها در سطح جهان به نوعی، آزادی بیان و مطبوعات را در متون قانونی خودشان به رسمیت شناخته‌اند. در قوانین کشورهای غربی، آزادی بیان و به دنبال آن آزادی مطبوعات به عنوان عمده‌ترین و اصلی‌ترین شیوه بیان آزادانه افکار و اعتقادات به رسمیت شناخته شده است و همه دولت‌های عضو سازمان ملل متحد یا به عبارتی همه کشورهای جهان، ملزم به رعایت آزادی‌های عمومی و حقوقی هستند.

نگاه تاریخی به مفهوم آزادی بیان و مطبوعات در غرب

در کشورهای غربی و به خصوص آمریکا، حتی اگر به وجود ساختار حقوقی و قانونی آزادی مطبوعات و رسانه‌ها معتقد باشیم، ساختار سیاسی ـ اجتماعی که نظام حاکم بر رسانه هم جزئی از همان ساختار است، اجازه آزادی واقعی رسانه‌ای و تضارب آرا و عقاید موافق و مخالف را نمی‌دهد.

جریان رسانه‌ای و مطبوعاتی در آمریکا در انحصار شبکه گسترده‌ای است که این روزها به جریان «یک درصدی» مشهور شده است و این شبکه نیرومند، رقابت رسانه‌ای را در جامعه آمریکا از بین برده است. اساساً مفهوم آزادی بیان، رسانه و مطبوعات در این شبکه تک صدایی از بین رفته است. در این محیط، همه چیز در خدمت نظام سرمایه‌داری و منافع همان یک درصد است. مسلماً در چنین فضایی، آزادی و رقابت مطبوعاتی و رسانه‌ای در بیان منافع متقابل طیف‌های گوناگون جامعه، معنا ندارد.

آزادی بیان در اعلامیه حقوق بشر به عنوان عالی‌ترین گوهر انسانی شناخته شده است، اما در نظام کنترل رسانه‌ها در کشورهای غربی، بیشتر بر توسعه مسئولیت مدنی و جبران خسارت مبتنی است تا مجازات‌های کیفری. در کشورهای غربی به طور کلی پول، مسائل مادی و مادی‌گری، اصل و اساس است. به همین دلیل همه چیز را با پول جبران می‌کنند و خود زیان‌دیدگان از جرم هم ترجیح می‌دهند که آن خسارت معنوی که به ایشان وارد شده است به نوعی با پول جبران شود.

موضوع آزادی بیان و مطبوعات یکی از ارکان اساسی در نظام‌های دموکراسی است و بر این اساس کشورهای انگلستان و آمریکا، از جمله کشورهای مهم جهان غرب هستند که هر یک از آن‌ها طی سالیان متمادی، با تعارضات شدید فکری و عقیدتی، سرانجام به فکر ایجاد آزادی بیان و مطبوعات افتاده‌اند.

سلاطین کشور انگلستان، متأثر از تفسیر اندیشة کلیسای خود بوده و بر همین اساس، پادشاهی را جنبه‌ای الهی دانسته و ادعا می‌کردند که پادشاهان برگزیدة خداوند هستند و به همین جهت، نشریات نباید مطلبی علیه آن‌ها انتشار داده و مطالب، قبل از چاپ و نشر باید تحت نظارت آن‌ها قرار گیرند.

بر این اساس، حکومت انگلستان در آغاز، تمام نشریات چاپی را تحت سانسور قرار داد و نشریات از مقررات خاصی که هیأت سانسورگران انگلستان معروف به «مجمع ستاره» در مورد آن‌ها وضع کرده بودند، تبعیت می‌کردند.

اندیشه آزادی بیان و مطبوعات اولین بار در سال 1641 از سوی متولیان مذهب پروتستان و رهبران مشروطه‌خواه انگلستان مطرح شد و در سال 1666 با وضع قانون جدید، ضرورت کسب اجازه‌نامه قبل از انتشار مطبوعات تصویب شد. در سال 1688، پیش‌‌نویس متن اعلامیه‌ای حقوقی در 13 ماده تحت عنوان «قانون اعلام حقوق و آزادی‌های اتباع‌» تصویب شد و این اولین پیروزی مشروطه‌خواهان انگلستان بود، اما در سال 1695 قانونی جدید وضع و بار دیگر مطبوعات انگلستان با ممنوعیت انتشار همراه شد.

در سال 1712 بار دیگر قانونی تصویب شد که محدودیت آزادی بیان و مطبوعات را برطرف کرد و در سال 1776 قانون دیگری وضع شد با تأکید بر این که بدون دلیل نمی‌توان مطبوعات را توقیف کرد. در سال 1843 به موجب قانون، مصونیت مطلق و امتیاز مصونیت کیفیت خاص، برای خبرنگاران در انگلستان در نظر گرفته شد.          ادامه دارد... 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات