تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۹۲ - ۰۴:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۶۲۲۸۸

تجزیه ترکیه، بهای مداخله در بحران سوریه


سیده مهدیه قریشی

ترکیه از جمله کشورهای منطقه غرب آسیاست که با بروز منازعه در سوریه پس از وقوع انقلاب در کشورهای عربی نقش عمده‌ای را در معادلات قدرت ایفا کرده است، به طوری‌که حزب اخوانی عدالت و توسعه که از همان بدو امر با تبیین سیاست خارجی خود مبنی بر سیاست صفر کردن مشکلات با همسایگان قدم به عرصه فعالیت‌های بین‌المللی گذاشت، تغییر رویه داد و به‌عنوان تشدیدکننده منازعات در برخی کشورهای همسایه نقش‌آفرینی نمود. در واقع ترکیه با تأثیر پذیرفتن از عوامل بین‌المللی و نیز منطقه‌ای، سلسله اقداماتی را به مرحله اجرا درآورد که بدور از اصول اولیه و اعلامی دولت اردوغان در سیاست خارجی این کشور بود. در این میان بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه، ترکیه را به جهت اصرار این کشور بر ادامه پروسه مداخله در بحران داخلی سوریه ناگزیر به پرداختن بهای سنگینی در این زمینه دانست.

با گذشت دو سال از آغاز بحران در سوریه این کشور همچنان در شرایط جنگی به سر می‌برد و این در حالی است که برخی کشورهای منطقه چون ترکیه، حل بحران در این کشور را صرفا از طریق شیوه‌های نظامی دانسته و از صورت گرفتن راه‌حل‌های سیاسی و دیپلماتیک ممانعت به عمل‌ می‌آورند. باتوجه به اینکه ترکیه و سوریه از گذشته همواره در مسیر روابط دوجانبه خود با مشکلاتی روبه رو بوده‌اند می‌توان از منظر تاریخی به بررسی مداخله ترکیه در بحران سوریه پرداخت.

مسئله کردها و حمایت سوریه از گروه‌های جدایی‌طلب کرد در ترکیه، تقسیم منابع آبی دجله و فرات و اختلاف ارضی بر استان «هاتای» از جمله مهم‌ترین موضوعات مورد مناقشه میان این دو کشور همسایه بوده است لکن با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در ترکیه، روابط میان سوریه و ترکیه وارد مسیر تازه‌ای شد به طوری‌که در مقطعی ترکیه به عنوان میانجی حل اختلافات میان سوریه و رژیم صهیونیستی بر سر موضوع تقسیم آب وارد عمل شد.

اگرچه اختلافات سوریه و ترکیه از همان ابتدا براساس ریشه‌ای تاریخی شکل گرفته بود اما با ورود ترکیه در کسوت حل‌کننده مناقشات و ایفاگری نقش خیرخواهانه برای کشورهای منطقه موجبات کاهش اختلافات با سوریه را فراهم آورد. اما چندی نگذشت که با ظهور حرکت‌های انقلابی در برخی از کشورهای عربی منطقه، ترکیه با حمایت طرف‌های غربی و عربی خود و با نگاه فرصت‌طلبانه به شرایط ایجاد شده در منطقه، تغییر رویه داد و به منظور مهندسی تحولات پیش‌ آمده در جهت منافع مورد نظرش، گام‌های جدی را در منطقه و خصوصا در دامنه‌دار کردن مناقشه در سوریه برداشت.

در این مسیر، ترکیه با تغییر نقشه سیاسی منطقه در سیاست خارجی خود سعی داشته با برقراری ارتباط با نظام‌های جدید در نهایت منافع سیاسی، اقتصادی و امنیتی این کشور را از این رهگذر تأمین نماید. به همین‌خاطر رویکرد سیاست خارجی ترکیه بر تبدیل شدن به بازیگری فعال در عرصه منطقه‌ای مبتنی شد تا در آینده برای سایر کشورهای منطقه محلی جهت رجوع باشد. به همین منظور و برای نیل به این هدف ترکیه با موانعی در سطوح منطقه‌ای، فرامنطقه‌ای و داخلی روبه‌رو بوده است به صورتی‌که هرگونه واکنش دولت اردوغان در صحنه داخلی سوریه منوط به شرایط جاری در سه عرصه یاد شده بوده است.

در عرصه منطقه‌ای از آنجا که ترکیه همواره به موازات کشورهای غربی پیش رفته است، در جبهه مخالفان دولت اسد و در کنار کشورهایی چون عربستان و قطر قرار دارد، این در حالی است که باتوجه به نوع رابطه ایران و سوریه در محور مقاومت و نقش این کشور در سیاست‌های منطقه‌ای ایران، ترکیه در قبال موضوع سوریه با چالش عمده‌ای نسبت به ایران مواجه است، چراکه ایران خواستار باقی ماندن اسد بر حکومت بوده و این کشور را به عنوان یکی از اصلی‌ترین حلقه‌های زنجیره مقاومت در منطقه مورد حمایت قرار می‌دهد. حذف سوریه از لیست متحدان ایران و به دنبال آن روی کار آمدن یک دولت با جهت‌گیری غربی در سوریه از جمله راه‌هایی است که ترکیه درنظر دارد برای تضعیف ایران به آن صورت عینی دهد.

در واقع هدف ترکیه در منطقه، دستیابی به نفوذ و قدرت بیشتری نسبت به ایران بوده است به همین منظور وجود بحران در سوریه از نظر دولتمردان ترکیه این فرصت تاریخی را در اختیار این کشور قرار داده تا به این هدف جامه عمل بپوشانند. از سوی دیگر باتوجه به حمایت عربستان از گروه سلفی‌های مخالف دولت اسد که در سوریه مستقر هستند، در صورت فرض فائق آمدن این گروه‌ها بر نیروهای دولتی، این گروه اخیرالذکر به قدرت رسیده و از آنجایی که حزب عدالت و توسعه در ترکیه خود یک حزب اخوانی است با درنظر گرفتن ملاحظات امنیتی خود، قدرت‌گیری سلفی‌ها در سوریه را مترادف با توسعه بی‌ثباتی در این کشور تلفی می‌نماید که در ادامه می‌تواند به گسترش دامنه این بی‌ثباتی به ترکیه منجر شود، بنابراین ترکیه ضمن انجام اعمال تهاجمی خود در کشمکش‌های سوریه به محدود کردن فعالیت‌های عربستان در سوریه نیز می‌پردازد.

به غیر از عربستان و ایران، رژیم صهیونیستی نیز درنظر دارد از موقعیت روی داده در جهت منافع خود استفاده کند. از آنجا که رژیم صهیونیستی روابط نزدیکی با ترکیه داشته و نیز در محاصره سوریه و لبنان به عنوان عمق استراتژیک ایران قرار دارد و همچنین باتوجه به قرارداد امنیتی ترکیه و اسرائیل، این رژیم درصدد برآمده تا از طریق ترکیه شرایطی را که منجر به بحران امنیتی برای اسرائیل شده را تغییر داده و به این وسیله ادامه بقای خود را تضمین نماید. بنابراین باتوجه به موارد مطروحه ترکیه نمی‌تواند بدون درنظر گرفتن شرایط حاکم بر منطقه و صف‌بندی کشورها در مواجهه با سوریه در مقابل هم صرفاً به عملی کردن سیاست خارجی‌اش بپردازد. به جز این موارد در عرصه بین المللی هم این کشور با محذوراتی دست به گریبان است.

از آنجا که هدف اصلی غرب در دخالت در بحران سوریه استفاده از سوریه به عنوان اهرم فشاری بر ایران و جریان مقاومت بوده است و ترکیه باتوجه به موقعیت ژئوپلتیکی و نیز واقع شدن در دایره دولت‌های طرفدار غرب، بهترین گزینه بدین منظور بوده، آمریکا و به دنبال آن ناتو با استفاده از بلیط ترکیه در بازی سوریه وارد شدند تا بتوانند از یک طرف ایران را که در سوریه دارای عمق استراتژیک نسبت به اسرائیل بوده تحت فشار قرار داده و بقای اسرائیل را تضمین کنند و از طرفی ترکیه را تا آستانه‌ای از قدرت‌گیری پیش برده و در نهایت قدرت این دولت را نیز مهار کنند.

در واقع به زعم نگرش غربی‌ها هرگونه تغییر چشم‌گیر جایگاه ترکیه در منطقه با مدنظر قرار دادن نوع تفکر حزب عدالت و توسعه در رهبری منطقه می‌تواند در آینده، غرب را با چالش‌های جدی مواجه کند. بنابراین آمریکا و متحدان فرامنطقه‌ای آن برای حفظ موازنه قوا در منطقه اجرای اقدامات توسعه‌طلبانه را از طرف هر یک از کشورهای منطقه مغایر با اهداف خود تشخیص داده و تلاش می‌کنند تا از ظهور یک هژمونی دیگر جلوگیری کنند. برهمین اساس حتی با وجود حمایت‌های غرب از ترکیه، این کشور نمی‌تواند به این ترتیب چشم‌انداز تبیین شده در سیاست خارجی نوعثمانی‌گرایی را به‌طور عملی اجرا کند.

درعین حال این موارد و مسائل داخلی این کشور چون حرکت‌های استقلال‌طلبانه کردها و همچنین اعتراضات علوی‌ها وضعیت پیچیده‌ای را برای این کشور رقم زده است. باتوجه به اینکه علویان هسته اصلی اپوزیسیون دولت ترکیه را تشکیل داده و همچنین در کنار کردها بزرگ‌ترین اقلیت این کشور محسوب می‌شوند می‌توانند با برقراری اتحاد با بخشی از این طایفه که در سوریه مستقر بوده و از حامیان دولت اسدبه شمارمی روند امنیت داخلی ترکیه را به مخاطره انداخته ودر انجام فعالیت‌های دولت اردوغان در قبال اسد اختلال ایجاد کنند.

به جز این، شرکت همه جانبه ترکیه در تحولات سوریه، امنیت مرزهای آن را به دلیل وجود ضعف در توانایی‌های نظامی و اقتصادی در معرض آسیب قرار داده و موجب می‌شود که مهم‌ترین توان ترکیه درجهت نیل به اهداف منطقه‌ای خود از طریق سرمایه‌گذاری در بحران سوریه مورد استفاده قرار گیرد، دراین صورت ترکیه قادر نخواهد بود جبهه مخالف خود را در داخل هم زمان به کنترل خود درآورد. این امر با آغاز مجدد حرکت‌های استقلال‌طلبانه کردها چندان دور از ذهن نیست.

همواره ترکیه تلاش کرده تا مشکلات خود را با حزب کارگر کردستان از طریق پشتیبانی از احزاب کرد که آماده پیوستن به نظام سیاسی در دولت ترکیه هستند برطرف کند، به همین دلیل از همان ابتدای درگیری‌ها در سوریه، ترکیه به دنبال آن بوده تا کنترل خود را بر مطالبات احزاب کرد نزدیک به اپوزیسیون و نیز به نظام را حفظ کرده و رابطه خود را با کردهای مخالف کشمکش مسلحانه تداوم ببخشد و از احتمال تبدیل حزب اتحاد دموکرات به حزب اول کردها در سوریه بکاهد. چنانچه ترکیه به موضع‌گیری شدید خود در قبال سقوط رژیم اسد همچنان ادامه دهد و به نوعی زمینه مخالفت را با نظام سوریه فراهم آورد، سوریه بدون شک از حزب کارگر کردستان علیه ترکیه و احزاب کرد سوری بهره خواهد برد.

به هر روی این امر و نیز اقدامات قدرت‌های منطقه چون ایران، عربستان و روسیه در تغییر معادلات بحران سوریه به نفع خود و همچنین مواردی از قبیل امنیتی شدن وضعیت علویان و کردها در شرایطی که ترکیه با تمام توان در براندازی نظام سوریه فعالیت می‌کند می‌تواند چرخش بزرگی در سرنوشت ترکیه و دور شدن این کشور از چشم‌انداز موردنظرش ایجاد کند. از آنجا که مهم ترین راهکار غرب در کسب حداکثری منافع در منطقه برقراری مجدد موازنه قوا میان قدرت‌های منطقه به منظور عدم ظهور قدرت هژمونیکی مثل ایران و عربستان و همین طور رقابت عوامل منطقه‌ای برای برد در بازی سوریه بوده است، اقدامات تنش‌زای ترکیه صرفا به مخدوش کردن چهره تنش زدایش منتهی شده و در صورت پایان گرفتن بحران سوریه از طرق سیاسی، ترکیه نه تنها در رسیدن به اهداف بلند پروازانه‌اش ناکام مانده بلکه اعتبار و وجهه منطقه‌ای خود را به عنوان کشوری که داعیه الگوی منطقه‌ای شدن را داشته از دست خواهد داد و این در شرایطی است که بحران داخلی همچنان این کشور را مورد تهدید قرار می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات