تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۶۲۳۱
مروری بر گزارش شهید چمران از حادثه 16 آذر

پیروز می‌شویم یا رسوا می‌کنیم


ابراهیم یزدی: در نیمه شهریور 1332 یعنی حدود دو هفته بعد از کودتا، نهضت مقاومت ملی اعلام موجودیت کرد. علاقه‌مندان و متعهدین به جنبش ملی و وفادار به دکتر مصدق به نهضت مقاومت پیوستند و کمیته‌های مختلف از جمله کمیته نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران تشکیل شد.

در هر دانشکده نیز کمیته نهضت ملی با شرکت دانشجویان ملی و ملی ـ مذهبی به وجود آمد. چمران که در این موقع سال دوم رشته الکترومکانیک بود، به کمیته نهضت مقاومت ملی دانشکده فنی پیوست. وظیفه دانشجویان عضو نهضت، علاوه بر حفظ ارتباط با یکدیگر توزیع شب‌نامه‌های نهضت علیه رژیم کودتا، جمع‌آوری کمک‌های مالی و حضور در تظاهراتی نظیر تظاهرات 16 مهرماه، 21 آبان، 14 تا 16 آذر 1332 و... بود که نهضت مقاومت ملی برنامه‌ریزی می‌کرد. چمران آرام و بی‌صدای ما که درونش همیشه غوغا برپا بود در تمامی این برنامه‌ها و تظاهرات خیابانی هر کجا و هر وقت که اعلام می‌شد جلوتر از همه حاضر می‌شد و در تظاهرات خیابانی بسیار گسترده 21 آبان 32 به مناسبت محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی شاه، مورد ضرب و شتم نظامیان قرار گرفت.

در اوایل آذر 32 اعلام شد که نیکسون معاون آیزنهاور (رئیس‌جمهور وقت آمریکا) به ایران سفر می‌کند. همزمان با سفر نیکسون روابط دیپلماتیک میان ایران و انگلیس که در زمان دکتر مصدق قطع شده بود برقرار شده و «دنیس رایت» به عنوان کاردار جدید انگلیس به ایران می‌آید. کمیته نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران تصمیم به واکنش و اعتراض گرفت. در روزهای 14 و 15 آذر تظاهرات شدیدی در دانشکده‌ها صورت گرفت. در روز 16 آذر نیروهای مسلح در دانشکده فنی بر روی دانشجویان آتش گشودند. هدف برنامه‌ریزان و مجریان کشتار 16 آذر 32 سرکوب دانشجویان و مرعوب ساختن آنان و ضربه زدن بر جنبش توانمند دانشجویی بود. اگر چه رژیم شاه ـ زاهدی ـ با این ضربه هولناک در هدف خود تا حدی موفق شد اما جنبش دانشجویی از پا درنیامد.

در دهمین سالگرد 16 آذر خونین، هنگامی که کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در 1963 (1342) با شرکت سازمان‌های دانشجویی ایران در اروپا و آمریکا و ایران رسماً اعلام موجودیت کرد و به کنفدراسیون جهانی دانشجویان پیوست، از طرف این کنفدراسیون، 16 آذر روز جهانی دانشجو در سراسر جهان اعلام شد. به همین مناسبت مصطفی چمران که در لحظات حساس و پرهیجان 16 آذر 1332 در صحنه حضور داشت و جزئیات حادثه سال‌ها در ذهن او باقی ماند، متنی را تهیه و تنظیم کرد و آن را منتشر ساخت که کامل‌ترین گزارش از واقعه 16 آذر 1332 بود و هنوز هم هست و مورد استقبال عموم ایرانیان قرار گرفت و از آن زمان تاکنون بارها تکثیر شده است. این متن به زبان‌های خارجی نیز ترجمه شد و در بولتن کنفرانس بین‌المللی دانشجویان (ICS) در آذر 1342 (1963) به چاپ رسید. در مورد 16 آذر 32 و کشتار دانشجویان دانشکده فنی دو گزارش نسبتاً کامل چاپ شده است. گزارش اول توسط نگارنده در سال 1335 در جلسه فعالین نهضت مقاومت ملی در گزارش 34 ماهه عملیات نهضت مقاومت ارائه شد. این گزارش در جلد پنجم اسناد نهضت مقاومت ملی به چاپ رسیده است. گزارش دوم نیز محصول کار دکتر چمران بود که در زیر می‌آید:

قربانیان 16 آذر با نثار خون پاک خود پیوند دانشگاه و نهضت ملی ایران را استوارتر ساختند. از آن روز یعنی 16 آذر 1332، 9 سال می‌گذرد ولی وقایع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گویی همه را به چشم می‌بینم، صدای رگبار مسلسل در گوشم طنین می‌اندازد، سکوت دردناک موحشی بعد از رگبار، بدنم را می‌لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحین را در میان این سکوت دردناک می‌شنوم. دانشکده فنی خون‌آلود را در آن روز و روزهای بعد به رأی‌العین می‌بینم.

چرا و چگونه دانشگاه گلوله‌باران شد؟ و چطور سه نفر از بهترین دوستان ما ـ بزرگ‌نیا، قندچی و شریعت‌رضوی ـ به شهادت رسیدند؟

جواب به این سوال مستلزم بررسی شرایط آن زمان و حوادث پی‌ در پی آن روزها است. سفارت انگلستان دوباره افتتاح می‌شد و دنیس رایت کاردار سفارت قرار بود که به ایران بیاید. کمپانی‌های نفتی برای تصرف مجدد نفت ایران نقشه می‌کشیدند، نیکسون معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا به ایران می‌آمد تا نتیجه 21 میلیون دلار کودتا را ببیند.

کودتای 21 میلیون دلاری

منابع سرشار نفت در دل صاحبان کمپانی‌های نفتی که در اداره حکومت انگلستان و آمریکا نفوذ داشتند وسوسه کردند، به خصوص که موقعیت سوق‌الجیشی ایران نیز برای سیاست آمریکا اهمیت فوق‌العاده‌ای داشت و سیاست غیر متعهد مصدق برای آنان ناگوار بود. سرانجام دولت آمریکا نیز به کمک انگلستان وارد معرکه شد و پس از یک سلسله توطئه‌چینی اداره جاسوسی آمریکا، اشرف خواهر شاه، ژنرال شوارتسکف و هندرسن سفیر آمریکا در ایران کودتای 28 مرداد با صرف 21 میلیون دلار عملی شد. دکتر مصدق و یاران وی به زندان افتادند، آزادی مردم سلب شد و به جای آن حکومت نظامی، مردم آزاده را تحت فشار گذاشت. آزادیخواهان و وطن‌پرستان در مخوف‌ترین شکنجه‌‌گاه‌ها زجر می‌دیدند و به دورترین و بد آب و هواترین نقاط تبعید می‌شدند. روزنامه‌ها همه توقیف شدند و مدیران آنها به زندان افتادند و فقط ورق‌ پاره‌های کثیف مزدوران هیأت حاکمه انتشار می‌یافت ولی مردم نیز ساکت ننشستند؛ مردمی که برای حفظ حکومت ملی خود «سی تیر» را به پا کرده بودند، مردمی که افتخار ملی شدن نفت و پیروزی بر امپراتوری انگلستان نصیب‌شان شده بود، حاضر نبودند به این آسانی دوباره تن به ذلت داده، زیر بار بیگانگان روند.

اولین تظاهرات یکپارچه مردم در روز 16 مهر ماه یعنی تقریباً یک ماه و نیم بعد از کودتا انجام شد. دانشگاه و بازار به طرفداری از مصدق اعتصاب کردند و تظاهرات پر شوری به وقوع پیوست و حاکمیت، عده زیادی را گرفت و سران بازار را دستگیر کرد ولی این فشارها در مردم اثری نکرده، دولت کودتا سخت به تلاش افتاد و فشار خود را به منتهای درجه رسانید، طاق بازار را بر بازاریان مبارز و وطن‌خواه خراب کرد و دکان‌های رهبران فداکار را به وسیله گماشتگان خود غارت کرد و هزاران نفر از مردم مبارز را گرفتار غل و زنجیر کرد.

برای بازگشت به دوران سیاه گذشته دولت کودتا درصدد برآمد که آثار حکومت مصدق را به کلی محو کند و مخصوصاً روحیه و اراده مردم را بکشد و از این رو قانون ملی شدن صنعت نفت را «کان لم یکن» تلقی کردند و کارتل بین‌المللی نفت برای بلع نفت ایران دست به کار شد. در تاریخ 14 آذر تجدید رابطه با انگلستان را اعلام کرد و قرار بود که دنیس رایت ـ کاردار سفارت انگلستان ـ چند روز بعد به ایران بیاید. اعمال خائنانه دولت کودتا هر روز بر بغض و کینه مردم می‌افزاید و بر آتش خشم و غضب آنان دامن می‌زد، از روز 14 آذر تظاهراتی که در گوشه و کنار به وقوع می‌پیوست، وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه تهران عده‌ای دستگیر شدند. روز 15 آذر مجدداً تظاهرات بی‌سابقه‌ای در دانشگاه و بازار صورت گرفت.

دانشگاه سنگر تسخیر‌ناپذیر

ضمناً در تاریخ 24 آبان اعلام شده بود که نیکسون ـ معاون رئیس‌جمهور آمریکا ـ از طرف آیزنهاور به ایران می‌آید. نیکسون به ایران می‌آمد تا نتایج پیروزی سیاسی امیدبخشی که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است (نقل از نطق ایزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد) را ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند.

وقوع تظاهرات هنگام ورود نیکسون حتمی می‌نمود ولی این تظاهرات برای دولتیان خیلی گران تمام شد؛ تار و پود وجود آنها بستگی به کمک سرشار آمریکا داشت. این بود که دستگاه برای خفه کردن مردم و جلوگیری از تظاهرات از ارتکاب هیچ جناینی ابا نداشت.

روز 15 آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور می‌رسد که باید دانشجویان را شقه کرد و جلوی در بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون صداها خفه شود و جنبنده‌ای نجنبد.

یورش به دانشگاه

برای جلوگیری از تظاهرات در مقابل نیکسون جنایت بزرگ هیأت حاکمه ایران در صبح روز دوشنبه 16 آذر 32 در صحن مقدس دانشگاه، به وقوع پیوست. صبح 16 آذر هنگام ورود به دانشگاه دانشجویان متوجه تجهیزات فوق‌العاده سربازان و اوضاع غیر عادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه‌ای را پیش‌بینی می‌کردند.

دانشجویان حتی‌الامکان سعی می‌کردند که به هیچ‌وجه بهانه‌ای به دست بهانه‌جویان ندهند. از این رو دانشجویان با کمال خونسردی و احتیاط به کلاس‌ها رفتند و سربازان به راهنمایی عده‌ای کارآگاه به راه افتادند. ساعت اول بدون حادثه مهمی گذشت و چون بهانه‌ای به دست نیامد به داخل دانشکده‌ها هجوم آوردند، از پزشکی، داروسازی، حقوق و علوم عده زیادی را دستگیر کردند.

بین دستگیر شدگان چند استاد نیز دیده می‌شد که به جای دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل کامیون کشیده شدند. چون احتمال وقوع حوادث وخیم‌تری می‌رفت، لذا برای حفظ جان دانشجویان، دانشکده را تعطیل کردند و به آنها دستور دادند به خانه‌های خود بروند و تا اطلاع ثانوی در خانه بمانند. دانشجویان نیز به پیروی از تصمیم اولیای دانشکده محوطه دانشکده را ترک می‌کردند که ناگاه سربازان به دانشکده فنی حمله کردند.

عده‌ای از سربازان دانشکده فنی را به کلی محاصره کرده بودند تا کسی از میدان نگریزد، آنگاه دسته‌ای از سربازان با سرنیزه از در بزرگ دانشکده وارد شدند.

اکثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهای جنوبی و غربی دانشکده خارج شوند. در این میان بغض یکی از دانشجویان ترکید و او که مرگ را به چشم می‌دید و خود را کشته می‌دانست، دیگر نتوانست این همه فشار درونی را تحمل کند و آتش از سینه پرسوز و گدازش به شکل شعاری کوتاه بیرون ریخت: دست نظامیان از دانشگاه کوتاه ...

هنوز صدای او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به کلی غافلگیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند.

لحظات موحشی بود. دانشجویان یکی پس از دیگری به زمین می‌افتادند؛ به خصوص بین محوطه مرکزی و دانشکده فنی و قسمت‌های جنوبی. مصطفی بزرگ‌نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. شریعت رضوی که ابتدا هدف گلوله قرار گرفته، به سختی مجروح شده بود، بر زمین می‌خزید و ناله می‌کرد که دوباره هدف گلوله قرار گرفت. ناصر قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشته و در جای اولیه خود ایستاده بود و از گلوله‌ باران اول مصون مانده بود که یکی از جانیان دسته جانباز با رگبار مسلسل سینه او را شکافت و او را شهید کرد.

در این میان عده زیادی از دانشجویان که از دو طرف تحت فشار و حمله قرار گرفته بودند، به ناچار به آزمایشگاه پناه بردند...

در انتخابات دوره 18 مجلس شورای ملی، نهضت مقاومت ملی با شعار یا پیروز می‌شویم یا رسوا می‌کنیم شرکت کرد. دانشجویان در آن انتخابات سهم چشمگیری داشتند. مصطفی چمران در این صحنه‌ها حضور فعال داشت. او به رغم ظاهر ساکت و آرام و کم حرفش بسیار مقاوم و پر کار بود. هنگامی که بعد از فعالیت‌های زیاد، انجمن‌ اسلامی دانشجویان با همت دکتر عباس شیبانی موفق شد دفتر مرکزی خود را در مقبره خانوادگی شیبانی تحت نام کتابخانه نصر دایر سازد، جلسات هفتگی انجمن در روزهای جمعه مجدداً برقرار شد. چمران نه تنها در این جلسات حضور منظمی داشت بلکه این بار خود او نیز در بعضی جلسات به ایراد سخنرانی می‌پرداخت.

سبک او در سخن گفتن، قاطع بود اما با تمام احساس و وجودش سخن می‌گفت. گویی سخن او از تمام ذرات بدنش سرچشمه می‌گیرد. او در میان دوستان انجمن به عنوان انسان عاطفی و دوست‌داشتنی شناخته شده بود. یادش گرامی باد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات