علی رضایی
«نبرد دیپلماتیک نه یک رابطه دوستانه و صمیمی»، تاکتیکی است که این روزها مردان سیاست خارجی دولت یازدهم در دستور کار روابط بینالمللی خود با دولت ایالات متحده قرار دادهاند و مورد تأکید رئیس جمهور و وزیر امور خارجه کشورمان هم واقع شده است. با نگاهی به مختصات این نبرد دیپلماتیک به راحتی میتوان دریافت که هرگونه مذاکره با امریکا در حقیقت مذاکره با افکار عمومی ایران و جهان است تا همه مردم جویای حقیقت به واقعیات جهان امروز در عرصه بینالمللی آگاه شوند.
در چنین مقیاسی بیتردید تداوم هرگونه روابط دیپلماتیک با امریکا تا رسیدن به نتیجه نهایی منوط به میزان صداقت و اعتمادسازی امریکا است که در برابر حقانیت جمهوری اسلامی و مقاومت ملت ایران آیا به روال گذشته مسیر دورویی و استفاده از تاکتیک «تهدید، تحریم، مذاکره» را پی میگیرد یا آنکه پس از آزمایش بیفرجام تمامی راههای خصمانه علیه ایران، فهمیده است که تنها چاره، مذاکره در شرایط احترام متقابل است؟
مذاکره با افکار عمومی بدون معامله بر سر اصول
پرداختن به موضوع روابط دیپلماتیک میان ایران و امریکا که تاکنون فقط در حد دیدار وزرای خارجه و یک مذاکره تلفنی میان رؤسای جمهور صورت گرفته در رسانههای پرسابقه جهان، حاکی از اهمیت رخداد و برجستگی و بزرگی دولت و ملت ایران در سطح بینالمللی است که این امر نیز ناشی از سه دهه مقاومت ملت ایران در برابر جنایات دولت امریکا و دولتهای وابسته به آن و سرانجام کرنش دولت امریکا در برابر اراده ملت ایران ارزیابی میشود. شاید سخنرانی نسبتاً ملایم اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل و کوتاه آمدن از مواضع افراطی دولت امریکا و نیز 25 بار نام بردن از ایران در این سخنرانی، گواهی بر این ادعا باشد.
در چنین شرایطی است که گام نخست توسط ایران با قدرت و از موضع برتر برداشته شد و در برابر التماسهای شفاهی و کتبی و واسطهای امریکا برای یک مذاکره کوتاه میان رؤسای جمهور ایران و امریکا، اکنون پذیرفته تا بعد از تماس تلفنی اوباما با روحانی، فرصت بزرگی به دولت امریکا داده شود تا حسن نیت خود را در مسیر روابط بینالمللی به نمایش بگذارد.
جمهوری اسلامی میکوشد در این نبرد دیپلماتیک با برگزاری آزمون صداقت سنجی و روشنگری در سطح جهانی و مذاکره با افکار عمومی بدون معامله بر سر اصول و موازین اسلام و اهداف انقلاب، با دولتها و ملتها اتمام حجت کند تا اگر در این مرحله، امریکا قدر فرصت بزرگ خود را نشناخت و حرف از گزینههایی چون تحریم و تهدید برای مذاکره زد، جمهوری اسلامی ایران نیز بعد از این مرحله به تمام گزینههای موجود خود روی میز مبارزه با استکبار فکر خواهد کرد.
مبارزه با استکبار، استراتژی بدون بازگشت نظام
نگاهی به ماهیت و هویت انقلاب اسلامی و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی نشان میدهد که مبارزه با استکبار یکی از نقاط پررنگ استراتژی بدون بازگشت نظام است. در این استراتژی باید توجه داشت که بسته به شرایط ممکن است تاکتیک مقاومت و مبارزه، تغییر کند و اگر روزگاری با اعزام به جبهه و اسلحه به دست گرفتن همراه بود، شاید امروز مبارزه از مسیر مذاکره مقتدرانه و ارتباط هوشمندانه عبور کند.
در این معبر همچون گذشته مبارزه با استکبار و ظلم و حمایت از مظلوم از نظام جمهوری اسلامی جدا نخواهد شد و آنکس که باید از گذشته عبرت بگیرد امریکاست که میتواند با «جدا شدن از خوی استکباری» خود، مسیری برای «تغییر رویکرد» و «سیاست در رفتار» بعد از «تغییر لحن» به وجود آورد تا از این دریچه یک بازی برد - برد محقق شود.
رئیسجمهور ایران در سفر به نیویورک پس از آنکه درخواست رئیسجمهور امریکا برای ملاقات حضوری را نپذیرفت و رسانههای امریکایی این امر را به تحقیر دولت امریکا توسط ایران تعبیر کردند، سعی کرد با موافقت برای برقراری یک تماس تلفنی که این نیز برخاسته از تقاضای امریکاییها بود، ثابت کند که ایران نه فقط در لحن که در رفتار و سیاست نیز به دنبال بازی برد – برد است و جمهوری اسلامی قصد تحقیر هیچ کس را ندارد. بنابراین اکنون نوبت امریکاست که اگر خواهان مذاکره در شرایط احترام متقابل است، باید در عمل ثابت کند دست از خوی استکباری خود برداشته و به دنبال بهرهبرداری سیاسی از مسیر مذاکره نیست بلکه در لحن، رویکرد و رفتار در سیاست به دنبال حل واقعی مسائل بینالمللی از گذرگاه یک رابطه برد – برد با ایران است.
مذاکره محترمانه، پله بعدی مقاومت مستمر
در این روزهای پرتلاطم سیاسی که رخ دادن هر اتفاقی در عرصه بینالمللی دور از ذهن نیست، نگاه واقعبینانه به شرایط داخلی و پرهیز از بدبینی یا خوشبینی مفرط به مسیری که توسط دولتمردان دنبال میشود نکته بسیار پراهمیتی است. در این حالت «توسعه درونی و توجه به امکانات داخلی» و «اقتدار درونزا» که بارها مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است به همان اندازهای باید مورد توجه قرار گیرد که «نرمش قهرمانانه» میتواند جلب توجه کند. متأسفانه در این شرایط عدهای مدام سعی دارند مشکلات داخلی را به تحریمها و نداشتن رابطه با امریکا مرتبط بدانند، حال آنکه ملت ما بیش از 30 سال است که بدون رابطه با امریکا و در میان امواج تحریمها، بر مشکلات فائق آمدهاند و پیروزی را تجربه کردهاند.
نباید غیرمنصفانه نظر داد و از نظر دور داشت که همین سیاستهای مقاومتی خصوصاً در دولتهای نهم و دهم بود که امروز دولت یازدهم را قادر ساخته روی پله اقتدار و مقاومت و حفظ موضع برتر در برابر امریکا برای یک مذاکره عادلانه و محترمانه قرار دهد و آنچنانکه در دولتهای گذشته از حقوق ملت ایران دفاع میشد، امروز از حقوق ملت ایران دفاع کند. در شرایطی غیر از مقاومت مستمر ملت ایران معلوم نبود که امروز ما در چه وضعیتی بودیم و آیا مجبور میشدیم همچون دولتهای عرب منطقه و سایر دولتهای زمین خورده، استقلال خود را برای خرید وابستگی، دو دستی تقدیم رقبای بینالمللی میکردیم؟