حسن فرامرزي
قرار است همين روزها چشم همه ما به جمال «بفرماييد شام ايراني» روشن شود تا چرخ كپيكاري اين بار در قامت يك برنامه انگليسي ـ ايراني به حركت درآيد.
گفته شده بخش اول «بفرماييد شام ايراني» به كارگرداني بيژن بيرنگ و تهيهكنندگي مؤسسه سينما 24 نيمه دوم مردادماه ـ همين هفته ـ در شبكه نمايش خانگي توزيع ميشود.
مطابق با اعلام طراحان و برنامهريزان اين مجموعه، قرار است در بخش اول اين برنامه رامبد جوان، اشكان خطيبي، مهدي پاكدل و سروش صحت با هم به رقابت بپردازند.
خوانندگان موسيقي پاپ و سنتي، بازيگران سينما، ورزشكاران و در يك كلام ستارهها قرار است در اين برنامه به خانههاي همديگر بروند، از دستپخت هم بخورند، احتمالاً متلكپراكنيها و مزهپرانيها و ساير چاشنيها هم براي ترغيب تماشاگران براي خريد قسمتهاي بعدي پيشبيني شده است، وگرنه چه نيازي بود به رامبد جوان و سروش صحت.
البته كارگردان و تهيهكننده طرح از همان روز اولي كه ايده ساخت «بفرماييد شام ايراني» رسانهاي شد اصرار عجيبي داشتند كه «هرگونه تقليد و كپيكاري از برنامه «بفرماييد شام» شبكه ماهوارهاي «من و تو» كه از انگليس پخش ميشود را به شدت تكذيب ميكنيم.»
به هر حال اعتماد به نفس بيژن بيرنگ ستودني بود، وقتي ميگفت: «ما در اين باره تحقيقات زيادي انجام داديم كه ليست تحقيقاتي آن نيز وجود دارد، ما براساس اين تحقيقات برنامهاي كاملاً متفاوت و با شكل اجرايي متفاوت طراحي كرديم.»
اما دستپخت بيرنگ در طرحريزي ادعاي برنامه كاملاً متفاوت و با شكل اجرايي متفاوت چه بود؟
آيا اين پرسش به ذهن مخاطب خطور نميكرد كه اگر طراحان اين برنامه در ادعاي خود صداقت دارند و هيچ كپيكاري و تقليدي در كار نبوده چرا پس از گذشت ماهها از پخش برنامه «بفرماييد شام» شبكه «من و تو» و مشاهده بازخوردهاي جذاب آن براي بخشي از مخاطب ايراني به اين نتيجه كاملاً بكر و دست نخورده رسيدهاند كه «ما در اين باره تحقيقات زيادي انجام داديم و براساس اين تحقيقات برنامه كاملاً متفاوتي طراحي كرديم.»!؟
آيا ميتوان از كارگردان و تهيهكننده «بفرماييد شام ايراني» پرسيد وقتي نسخه اصل يك برنامه پخش شده، تكرار آن چه در عنوان برنامه ـ جالب اينجاست كه دستاندركاران اين برنامه حتي به خود زحمت ندادهاند كه حداقل عنوان اين برنامه انگليسي را تغيير دهند. البته اين كار كاملاً تعمدانه بوده چرا كه آنها دقيقاً ميدانند عنوان «بفرماييد شام» در ذهن مخاطب رسوب كرده و آنها نميتوانند در يك جاي پاي ديگري جز يك جاي پاي انگليسي قدم بردارند و به كاميابي برسند ـ و چه در محتوا يعني اينكه «چهار نفر» يعني دقيقاً همان تعدادي كه در برنامه «بفرماييد شام» طراحي شده، با يك سوژه مشترك به نام «آشپزي»، «چهار شب»، در «خانههاي همديگر» حضور پيدا كنند، چه معنايي جز تداعي يك برنامه انگليسي و كپيكاري ميتواند داشته باشد؟
البته اين اظهارات به معناي مخالفت با يك برنامه مبتني بر سرگرمي نيست، شايد اگر امروز عصر ارتباطات نبود و ماهواره و اينترنت و تلفن و ساير ابزارهاي ارتباطي را حذف ميكرديم و فقط ميگذاشتيم چاپارها و ابزارهايي از اين دست بمانند ميتوانستيم ادعاي طراحان اين برنامه را بپذيريم كه «توارد» صورت گرفته و يك ايده با مختصات كاملاً مشابه در ذهن دو برنامهساز ايراني و انگليسي شكل گرفته و تصادفاً بسياري از جزئيات اين برنامهها هم با هم مشابهت دارد، جز اينكه مثلاً در برنامه «بفرماييد شام» سر ميز مشروبات الكلي سرو ميشود اما در نسخه «بفرماييد شام ايراني» در يك اقدام كاملاً مبتكرانه و براساس تحقيقات فراوان و به صورت كاملاً متفاوت مشروبات الكلي از سر ميز برداشته و به جاي آن از دوغ يا شربتهاي بيخطر مثل سكنجبين يا آبليمو استفاده شده است.
جمع شدن دور هزار پوند
اما برنامه «بفرماييد شام» كه پخش آن سال گذشته از شبكه «من و تو» آغاز شد، يك مسابقه تلويزيوني است كه امتياز پخش آن از شبكه ITV انگليس خريداري شده و از شبكه «من و تو» پخش ميشود.
در اين برنامه هر هفته ـ از شنبه تا سهشنبه ـ چهار شركتكننده يا آشپز آماتور كه تا به حال همديگر را نديدهاند و شناختي از يكديگر ندارند در خانههايشان براي هم شام درست ميكنند و به صورت مخفيانه وقتي سوار ماشين شدهاند و به خانههايشان برميگردند به هم امتياز ميدهند.
در شب آخر مسابقه هر كدام از شركتكنندهها كه بيشترين امتياز را كسب كرده باشد برنده جايزه هزار پوندي اين برنامه ميشود.
سرچشمه اين شبكه كجاست؟
پايگاه اينترنتي «اخبار روز» وابسته به گروهكهاي ضد انقلاب مقيم آلمان در تحليلي از فعاليت شبكه «من و تو» و وابستگيهايش مينويسد: امروز حتي تلويزيونهاي سياسي مانند صداي آمريكا هم دريافتهاند كه مخاطب براي اخبار و تحليلهاي سياسي پاي برنامههاي آنها نمينشيند بنابراين تلويزيون «فارسي وان» و «من و تو» براي جلب مخاطب دلزده از فضاي سياسي راهاندازي شد. فارسي وان با پخش سريالهاي مطرح جهاني به صورت دوبله شده ـ با بدترين كيفيت البته ـ مخاطباني را جذب كرد اما به دليل همين جنبه سرگرمي صرف، آرام آرام دچار يك فرودستي در جذب مخاطب شد. «من و تو» تجربه مشابهي است كه به پخش سبك زندگي غربي و شوهاي تلويزيوني ميپردازد و به نوعي آشتي ميان ايرانيان مقيم خارج كه سال به سال همديگر را نميبينند و جوياي احوال هم نميشوند، را دنبال ميكند. يك برنامه بسيار كمهزينه و كمخرج اما هوشمندانه، اين شبكه در تملك دو ايراني به نام كيوان عباسي و مرجان عباسي است و دفتر مركزي و استوديوي آن در شهر لندن قرار دارد.
البته بخش عمدهاي از بودجه شبكه «من و تو» را وزارت امور خارجه انگليس پرداخت ميكند. رابط اين افراد هم فردي به نام «مك وولين» است كه به عنوان مدير و يكي از مشاوران ارشد اين گروه فعاليت ميكند و با همكاري وي وزارت امور خارجه انگليس بودجه راهاندازي اين شبكه را تأمين كرده است.
اما براي سال 2011 اين شبكه با همكاري عباسي پدر يك بودجه هنگفت 40 ميليون دلاري را از محل بودجه امنيتي و هجوم رسانهاي آمريكا براي ايران در پنتاگون دريافت ميكند.
براساس گزارشها بودجه 40 ميليون دلاري اين شبكه 40 برابر بيشتر از بودجه شبكه فارسي وان است.
اين ماشين بايد به جهنم برود
محمد صالحعلا در گفتوگويي با هفتهنامه سروش به نكته جالبي اشاره ميكند: «شنيدهام كه در تلويزيون فارسي زبان يك برنامه پخش ميكنند كه چهار نفر دور هم جمع ميشوند و قورمهسبزي درست ميكنند و به هم رأي ميدهند، يعني ما ايرانيها اينقدر غير خلاق و دور از ايدههاي نو هستيم؟ من بسيار درباره تمدن قورمهسبزي و امپراتوري آش رشته صحبت كردهام.
كتاب آشپزي مستطاب نجف دريابندري اصلاً دنيايي وسيع از فرهنگ و تمدن ايراني است.
در اين برنامه فرهنگ و تمدن ايراني زير سؤال ميرود، چهار نفر به نوبت مهمان يكديگر ميشوند، اما به محض اينكه از خانه بيرون ميآيند سوار يك ماشين ميشوند و به خاطر پول شروع به غيبت و بدگويي از همديگر ميكنند. اين ماشين بايد به جهنم برود.»
رازهاي موفقيت برنامه بفرماييد شام
رضا استادي در وبلاگش اينگونه نوشته است: «از ميزان بينندگان برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي اطلاعات دقيقي در دست نيست. كار آماري دقيقي هم ظاهراً در اين زمينه انجام نشده يا اگر هم انجام شده، جايي منتشر نشده تا براساس آن بتوان مطالبي علمي و دقيق نوشت، اما وقتي در محيط كاري من كه آدمهايي فرهيخته و اهل علم و دانش حضور دارند، صبحهاي يكشنبه تا چهارشنبه شاهد بحث و گفتوگوي همكارانم ـ اعم از زن و مرد ـ درباره برنامه «بفرماييد شام» هستم، وقتي كه مهماني به خانهام ميآيد و سعي ميكند تا ساعت 21:30 خانه مرا به مقصد منزل خودش ترك كند تا برنامه «بفرماييد شام» را از دست ندهد و وقتي در چندين و چند مورد ديگر ميبينم كه اغلب آدمها برنامه خود را به گونهاي تنظيم ميكنند كه حتماً بيننده اين برنامه از شبكه «من و تو» باشند، از خودم ميپرسم چه نكته جذابي در اين برنامه وجود دارد كه اينطور طيفها و گروههاي متفاوت و متنوعي از جامعه ايراني را معتاد تماشاي خود كرده است؟!»
شايد مخاطبان اين مطلب آشنايي چنداني با شيوههاي برنامهسازي براي تلويزيون نداشته باشند. بد نيست بدانيد در تلويزيون ساخت برنامه به شيوه دقيقهاي محاسبه ميشود. يعني بابت هر يك دقيقه، پول مشخصي به سازندگان برنامه داده ميشود. برنامه «بفرماييد شام» هر هفته در چهار قسمت 60 دقيقهاي ساخته ميشود. يعني ميشود به عبارتي 240 دقيقه برنامه در هفته. بيشترين هزينه صرف شده براي توليد برنامه هم منهاي دستمزد عوامل فني، همان يك هزار پوندي است كه به برنده نهايي داده ميشود. يعني چيزي حدود يك ميليون و 700 هزار تومان به پول ما ايرانيها كه براي هزينههاي برنامهسازي در شبكههاي خارجي واقعاً رقم اندكي است، اما سازندگان برنامه با زيركي برنامهاي را ساخته و ارائه ميكنند كه در آن قهرمانهاي اصلي خود «بينندگان» برنامه هستند. وقتي چهار شركتكننده از چهار طبقه اجتماعي مختلف در قالب چنين برنامهاي با هم رقابت ميكنند، بيشترين ميزان همذاتپنداري در مخاطب ايجاد ميشود. در واقع مخاطب اين برنامه را به اين دليل دنبال ميكند كه در وهله اول «خودش» را در برنامه ميبيند. البته پرداختن به موضوع جذابي مانند «آشپزي» هم در موفقيت اين برنامه بيتأثير نيست. بايد به نكات ديگري همچون مزهپرانيهاي راوي برنامه نيز اشاره كرد. ضمن آنكه برنامه به شدت حساسيتهاي مذهبي خاص ايرانيها را نيز مورد توجه قرار ميدهد و مثلاً اگر يكي از مهمانها اهل خوردن مشروب نباشد، راوي برنامه ضمن احترام به اين موضوع، با اين نكته شوخي نميكند و اين حد و مرز مذهبي را محترم ميشمارد.
در بحثهاي تئوريك مربوط به رسانه بارها خواندهايم كه رسانه موفق رسانهاي است كه با مخاطب خود «تعامل» داشته باشد؛ به گونهاي كه به جاي انتشار يك سويه و يك طرفه پيام، بتواند مخاطب را نيز درگير موضوعها و مسائل خود كند و به آن توجه نشان دهد. اين مهمترين نكتهاي است كه باعث شده «بفرماييد شام» برنامهاي موفق به نظر برسد. كاش برنامهسازان داخلي نيز به حضور جدي مخاطب در برنامههاي خود توجه نشان ميدادند و به جاي استفاده از تلفنهاي اغلب ساختگي و استفاده از چند پيامك خنثي، جايي جدي براي مخاطب خود در برنامه باز ميكردند تا در شبكههاي داخلي نيز با برنامههايي موفق مواجه ميشديم.