نویسنده: حمیدرضا شکوهی
نتایج انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که با حضور گسترده مردم همراه بود حاوی پیامهای مهمی است که توجه به آن میتواند، هم تحلیلی از آنچه در هشت سال گذشته در کشور رخ داده در اختیار ما قرار دهد و هم چشماندازی برای سالهای آینده ترسیم کند.
1-رای به دکتر حسن روحانی نشاندهنده عدم تمایل مردم به تداوم وضعیت کنونی و تمایل عمومی به کنار رفتن افراطگرایان است. روحانی کاندیدایی بود که بیشاز دیگران صبغه اعتدالگرایی داشت و به همین دلیل رای مردم به او، نشاندهنده رای به ثبات و تعادل است چراکه آنچه مردم در هشت سال گذشته با آن مواجه بوده اند حاصل دوری از تعادل و میل به افراط گرایی بود.
2-رای به دکتر حسن روحانی نه تنها رای به نفی افراطیون و اقتدارگرایان بود، بلکه «نه» بزرگ به اصولگرایانی بود که طی هشت سال گذشته بخشی از قدرت را در اختیار داشتند یا اینکه با تایید یا سکوت به حمایت از دولت اصولگرا پرداخته بودند. مردم در عمل اثبات کردند که به شیوه مدیریت اصولگرایان انتقاد جدی دارند و علیرغم حضور کاندیداهای اصولگرایی که طی سالهای اخیر از کلیه امکانات رسانهای و... استفاده میکردند، به فردی رای دادند که طی هشت سال اخیر– به غیر از تبلیغات انتخاباتی امسال و یک برنامه تلویزیونی در اواخر سال گذشته- نه تنها از حضور در برنامههای تلویزیونی محروم بود بلکه در برنامههای تلویزیونی متعدد، عملکرد او در شورایعالی امنیت ملی زیر سوال برده شد. مردم بار دیگر نشان دادند که به مدیریت و مشی اصولگرایی انتقاد جدی دارند و هر چقدر رسانههای آنها برای حمایت از اصولگرایان بیشتر تلاش کنند و اصلاحطلبان و اعتدالگرایان را به حاشیه ببرند مردم بیشتر به اصلاحطلبان تمایل نشان میدهند.
3-رای به دکتر حسن روحانی، یک «بله» قاطع به اصلاحطلبان بود چراکه با کنارهگیری محمدرضا عارف و پس از حمایت هاشمی رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی از روحانی، او کاندیدای تمامی اصلاحطلبان در انتخابات ریاستجمهوری بود و مردم نشان دادند که به مشی اصلاحطلبی بیشتر تمایل دارند و تجربه تلخ هشت سال گذشته به آنها نشان داده که بهترین رویکرد برای اداره کشور، اصلاحطلبی و اعتدالگرایی است. از سوی دیگر اصلاحطلبان با اجماع بر روی کاندیدای واحد و عدم تکرار اشتباه سال 84، بلوغ سیاسی خود را در تصمیمگیری نشان دادند تا با بهره گیری از تمامی پتانسیلهای خود، کشور را به مسیر اصلی بازگردانند.
4- رای به دکتر حسن روحانی، به حدی قاطع بود که اصولگرایان حتی در صورت اجماع بر روی کاندیدایی واحد نیز شانسی برای پیروزی نداشتند چراکه مجموع آرای چهار کاندیدای اصولگرا نیز به آرای حسن روحانی نمیرسد و این یعنی پنهان کردن شکست اصولگرایان در پشت نقاب تعدد کاندیدا. طی روزهای پایانی هفته گذشته روزنامه کیهان به عنوان حامی ائتلاف اصولگرایان، سعی داشت اینگونه القا کند که در صورت ائتلاف اصولگرایان، آنها میتوانند امیدی به پیروزی در انتخابات داشته باشند. اما واقعیت امر که پس از شمارش آرا مشخص شد این است که وضعیت در اردوگاه اصولگرایان به گونه ای وخیم است که آنها هیچ شانسی نه برای ائتلاف و نه برای پیروزی در صورت ائتلاف در انتخابات نداشتند. کما اینکه در صورت رسیدن انتخابات به مرحله دوم، به دلیل اختلافات جدی اصولگرایان، به طور حتم بخشی از آرای آنها پشت کاندیدای نهایی قرار نمیگرفت و اجماع هم مشکلی از مشکلات فراوان آنها حل نمیکرد.
5-رای به دکتر حسن روحانی، رای به دو حامی مهم او یعنی اکبرهاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی بود؛ دو سیاستمدار اعتدال گرایی که یکی در انتخابات امسال احراز صلاحیت نشد و دیگری به دلیل فشارهای وارده، حتی نتوانست در انتخابات ثبت نام کند. این دو از روحانی حمایت کردند و روحانی هم در سخنرانیهای مهم خود بر مشورت با این دو و حمایت آنها از خود تاکید کرد. این درحالیست کههاشمی و خاتمی طی چهار سال گذشته توسط اقتدارگرایان به حاشیه رانده شدند. خاتمی بارها در رسانه ملی مورد تعرض قرار گرفت و حتی یکبار هم اجازه پاسخگویی به او داده نشد وهاشمی رفسنجانی نیز صرفا در موقعیتهای خاصی همچون راهپیمایی 22 بهمن، آن هم در حد کوتاه و گذرا مورد توجه قرار گرفت. اما رفتار مردم در قبال حسن روحانی نشان داد که مردم همچنان به مشی اصلاحطلبانه و معتدل خاتمی و هاشمی اعتقاد دارند و پنهان بودن این دو از دیدهها موجب فراموشی آنها نشده است.
6-در انتخابات 24 خرداد رای روستاها و شهرهای کوچک نیز به سمت روحانی گرایش داشت و این یعنی بر خلاف آنچه انتظار میرفت و برخی تصور میکردند، نه تنها یارانهها کمکی به این قشر از مردم نکرده بلکه مشکلات اقتصادی و بیثباتی در سیاستگذاریها زندگی آنها را به شدت تحت تاثیر قرار داده و آنها نیز درک دقیقی از اوضاع کشور دارند و برای تغییر شرایط مصمم هستند.
7-رای به دکتر حسن روحانی، نشانهای از اهمیت و نقش آرای خاموش در انتخابات ریاستجمهوری است. به صحنه آمدن آرای خاموش همواره در هر انتخاباتی تعیینکننده بوده و در انتخابات 24 خرداد نیز زمینه به میدان آمدن آرای خاموش فراهم شد. حمایت خاتمی و هاشمی از یکسو، حمایت احزاب اصلاحطلب فعال در عرصه انتخابات از سوی دیگر، وقتی با کنارهگیری محمدرضا عارف همراه شد، این امید را به مردم بازگرداند که در صورت حضور در انتخابات، میتوانند سرنوشت انتخابات را به سود خود تغییر دهند. آرای خاموش، نقش خود را در عرصه تعیین سرنوشت به خوبی ایفا کردند و امید خود را به تغییر در قالب دولت تدبیر و امید نشان دادند. اما مهم این است که صاحبان آرای خاموش در صحنه بمانند و دولت آینده نیز قدر این آرای خاموش را بداند و تعامل بین دولت و مردم تعمیق گردد.
8-انتخابات 24 خرداد 92، نشانه حاکمیت تعقل و خرد در تصمیمگیری مردم و دوری آنها از احساس است. دیگر نه خبری از شور و هیجان مشابه انتخابات 88 بود و نه شرایط احساسی آن زمان. مردم بدون هیجان و با تعقل و تدبیر رای دادند تا نشان دهند دوره تدبیر رسیده است و بدون احساس و هیجان نیز میتوان تصمیمات مهمی را رقم زد.
9-پیام مهم انتخابات ریاستجمهوری، تمایل مردم به تغییر شیوه مذاکرات هستهای بود؛ روندی که نه تنها کاندیداهای اصلاحطلب، بلکه برخی اصولگرایان هم منتقد آن بودند. مقاومت، تناقضی با تنشزدایی ندارد، اما کاندیدایی که در شورایعالی امنیت ملی با عملکرد خود نتوانست سایه تحریمها را از سر ایران دور کند و همچنان بر مقاومت در مقابل جریانی که نامش را «جریان تردید» گذاشته بود تاکید میکرد، در این انتخابات با پاسخ منفی مردم مواجه شد و رای پایینی کسب کرد. من تاکیدی ندارم که این انتخابات، یک رفراندوم هستهای بود، اما معتقدم مردم عملکرد هستهای دبیران اسبق و فعلی شورایعالی امنیت ملی– روحانی و جلیلی- را مقایسه کردند و به روند تعادل و تعامل در دیپلماسی مذاکرات هستهای رای دادند، نه روند کنونی که حاصلش تاکنون بنبست و افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ضدکشور بوده است.
10- پیام دیگر انتخابات روز جمعه، نفی عوام گرایی و اقدامات پوپولیستی بود که با روی کار آمدن محمود احمدینژاد در جامعه شدت گرفت و در آستانه انتخابات 88 به اوج خود رسید اما آثار ناگوار و تبعات منفی آن نشان داد که این اقدامات نمیتواند آثار دراز مدت داشته باشد. مردم به جای آنکه به کاندیداهایی رای دهند که وعده افزایش یارانهها را سر داده بودند، به کاندیدایی رای دادند که نه تنها وعده افزایش یارانه را نداد بلکه بیش از هر مساله ای بر ثبات اقتصادی تاکید کرد که آثار کوتاه مدت و ملموسی برای مردم ندارد.
اما مهمترین پیام انتخاب حسن روحانی، در بازار دیروز تهران خود را نشان داد. قیمت دلار و سکه در بازار کاهش یافت تا نخستین نشانه عملی از حاکمیت عقلانیت و تدبیر و ثبات، آشکار شود. ایران امروز بیشاز هر زمان دیگری به ثبات و آرامش نیاز دارد و این نیازی است که مردم نیز به خوبی آن را درک کردهاند و این نیاز را در آرای خود نشان دادند. در هشت سال گذشته، کشور در حوزههای مختلف با مشکلات فراوانی مواجه شد و رفع آثار آن بسیار زمان بر و دشوار است. اما با تدبیر و اعتدال، میتوان این آثار منفی را به تدریج از بین برد و این امر مستلزم تلاش فراوانی است. حال که مردم با رای خود مسیر حرکت را روشن کردهاند میتوان در سایه تدبیر، کشور را در مسیر بهتری قرار داد تا آینده بهتری برای مردم ترسیم شود.