تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۹۲ - ۰۴:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۶۲۳۶۰
گزارش خبری - تحلیلی «جوان»‌ در باب مواضع برخی نوه‌های حضرت امام(ره)

خط امام ژنتیکی نیست!


کبری آسوپار

آن وقت‌هایی که امام‌مان روح‌الله خمینی (ره) قیام علیه پهلوی و همه آن پادشاهی 2 هزار و 500 ساله را بنیان می‌نهاد تا از پی تحقق یکی از اهداف آن قیام، خاندان‌بازی‌ها و رانت‌خواری‌ها و اهمیت دادن افراد حسب نسبت فامیلی‌شان با فرد اول مملکت در ایران از بین برود، کسی فکرش را هم نمی‌کرد روزی کسانی برخلاف مشی و تأکید ایشان، صرف داشتن نسبت‌های دست چندم با حضرت ایشان پله‌های شهرت و اعتبار را بالا روند و در کنار این مخالفت صریح‌شان با مشی اخلاقی خمینی کبیر، ژست امام‌شناسی هم بگیرند!

این اتفاق ناخوشایند در طول دوران حیات امام خمینی روی نداد و حتی پس از فوت حضرتشان، همسر و فرزندان ایشان آن همه از نعمت اخلاق اسلامی بهره‌مند بودند و آن همه نزدیک به مشی حضرت امام که حتی در مخیله‌شان هم نیاید که می‌توان از این نام برای خویش نانی فراهم کنند و اصلش شأن نام خانوادگی و نسبتی را که با بنیانگذار انقلاب داشتند، حفظ کردند و این گونه رفتار خانواده امام برای مردم اثبات دیگری شد بر اینکه آیت‌الله سیدروح‌الله خمینی را به درستی امام خویش برگزیده‌اند.

این روزها اما اتفاقاتی در حال رقم خوردن است که به قول خواجه شیراز «نمی شنوم بوی خیر از این اوضاع»؛ این روزها از نزدیکان امام بودن، حتی با وجود عدم بهره‌مندی از مشی ایشان ارزش تلقی می‌شود و بدتر اینکه این نزدیکان خود را معرف امام واقعی! هم می‌دانند...

مقام نوه امام بودن!

یکی حسب مسئولیت داشتن در دوران امام راحل مدام از ایشان خاطراتی را می‌گوید که فقط وی بوده و حضرت امام و گاهی هم شاید حاج احمد آقای خمینی؛ و خلاصه کسی اکنون نیست که صحت و سقم خاطره را گواهی دهد؛ آن دیگری حسب نوه امام بودن فعال سیاسی لقب می‌گیرد و گرچه همه فعالیت سیاسی‌اش در همین «نوه امام بودن و نسبت سببی رئیس‌جمهور سابق بودن»! خلاصه می‌شود، اما با او مصاحبه می‌گیرند تا او بتواند از موسیقی گوش دادن‌هایش، رقصیدن‌هایش، کافه رفتن‌ها و رفیق بازی‌ها و سریال‌های هالیوودی نگاه کردن‌هایش بگوید!

آن دیگری هم که باز همه فعالیت سیاسی‌اش «نوه امام بودن و عضویت در فیس بوک» است، فعال سیاسی اصلاح‌طلب لقب می‌گیرد و عکس آتلیه‌ای‌اش بارها عکس یک نشریات می‌شود! دیگری هم به مناسبت سالروز تولدش عکس یک روزنامه می‌شود و حتی بخشی ویژه در روزنامه‌ای با یادداشت‌های مختلف به سالروز تولد وی اختصاص می‌یابد! اما چرا اینها این قدر مهم می‌شوند؟! اینکه زهرا اشراقی صدای کدام خواننده زن را می‌پسندد، چرا مهم تلقی می‌شود؟! آیا او یک موسیقیدان است؟! پس چرا فعال سیاسی لقب می‌گیرد و اصلاً کدام فعالیت سیاسی؟! زهرا و نعیمه اشراقی چند مکتوبه سیاسی اعم از مقاله یا کتاب داشته‌اند؟

چند بار در انتخابات‌های گوناگون کاندیدا شده‌اند و عضو کدام حزب بوده‌اند یا چند سخنرانی سیاسی داشته‌اند؟ می‌توان گفت هیچ؛ اینان صرف داشتن یک نسبت فامیلی با حضرت امام و داشتن مشی اصلاح‌طلبانه، تیتر یک اصلاح‌طلبانی می‌شوند که همیشه شعارشان شایسته‌سالاری و مبارزه با رانت خواری بوده است! در واقع برای این چند نفر، نسبت‌شان عین سمت‌شان است و عین جایگاه اجتماعی‌شان! این خاندان‌گرایی افراطی موضوعی است که باید مورد توجه قرار گیرد که نه به نفع جمهوری اسلامی است که رانت فامیلی در آن گسترش یابد و نه مطابق با اندیشه حضرت امام است. کاش قبل از آنکه دیر شود و ذهن‌ها درگیر آنکه آیا ما برای برچیدن اخلاق‌هایی از این دست قیام نکرده بودیم، بساط آن برچیده شود.

تحریف امام در قالب تعریف خاطرات موهوم

توهین اخیر نعیمه اشراقی به همسران معظم شهدا در قالب نقل خاطره‌ای منسوب به امام خمینی در صفحه فیس بوک خود، زنگ خطر محکم‌تری را برای تحریف چهره بنیانگذار انقلاب اسلامی به صدا درآورد تا صداهای اعتراض بیشتری نسبت به رفتارهای پیش از این این افراد بلند شود. گرچه موج اعتراضات بیشتر از خانواده شهدا بلند شد و فرزندان شهدا که بحق این نوشته را توهین به مادران خویش دانسته بودند، بر نعیمه اشراقی تاختند، اما واقعیت آن است که اصل تأسف‌بارتر قصه آن است که جمعی با استفاده از رانت فامیلی یا نزدیکی سیاسی به امام می‌کوشند با تعریف خاطره‌هایی جعلی از حضرت امام، چهره‌ای را از ایشان بسازند که خود دوست دارند؛ چهره‌ای که مطابق با آنچه آنان دوست داشته‌اند که امام آن گونه باشد! گرچه نعیمه اشراقی انتساب آن مطلب را به خویش تکذیب کرده و کوشیده توجیهاتی همچون هک شدن را برای آن بیاورد، اما آیا می‌توان دهان رسانه‌های ضدانقلاب را بست که از پی همین خاطره چهره امام را به تخریب نشسته‌اند؟! نعیمه اشراقی اگر نمی‌تواند صفحه فیس‌بوک خود را کنترل کند، آیا بهتر نیست آن را برای همیشه رها کند؟!

گفتن از اینکه امام به موزه تاریخ پیوسته یا لگدمال اندیشه‌های امام با فریادهای جمهوری ایرانی و مرگ بر اصل ولایت فقیه و نه غزه و نه لبنان و... آنان را به هدفی که می‌خواستند، نرساند؛ چه آنکه این ایستادگی مستقیم برابر امام واکنش سلبی مردم را در پی دارد و مردم به خوبی در می‌یابند نقشه چیست و حساسیت‌ها برانگیخته می‌شود. اما ساختن امامی دیگر، شائبه حذف امام را در پی ندارد؛ به خصوص که در قالب تعریف خاطره باشد که خاطره خود قالبی برای حفظ یاد افراد است! اما چه می‌توان کرد که این خاطرات بیشتر به حذف امامی که بود می‌انجامد و امام جدیدی را می‌سازد که مطابق سلیقه خاطره‌گویان باشد!

از این نمونه‌ها اشاره زهرا اشراقی به خوش‌پوشی همسر امام است و استفاده بانوی مرحومه امام از رنگ‌های روشن و حواسش نیست که همسر امام را مردم بارها دیده‌اند و از ایشان جز چادری مشکی و قسمت کمی از صورتشان مردم چیزی ندیده‌اند و اشراقی با گفتن از پوشش داخل منزل ایشان برای پوشش بیرونی زنان این مملکت نسخه می‌پیچد و با گفتن از خوش‌پوشی مادربزرگ خویش، پوشش سخنگوی وزارت خارجه ایران را نامناسب می‌داند؛

در حالی که پوشش همسر حضرت امام (ره) بسیار پوشیده‌تر از پوشش اکنون سخنگوی محترم وزارت خارجه بود... این یعنی که زهرا اشراقی می‌کوشد سلیقه خود را به جای نظر امام و خانواده ایشان جا بزند! اما نکته آن است که خط امام ژنتیک نیست، ایدئولوژیک است و برای همین است که آن کارگرزاده‌ای که شاید حتی یک بار امام خمینی را از نزدیک ندیده باشد، از این نوه‌های بزک کرده به حضرت ایشان نزدیک‌ترند و شایستگی‌شان برای گفتن از راه امام بیشتر!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات